الزامات روشن‎فکری در قرن بیست‌ویکم؛

مرگ روشن‎فکری یا بحران مخاطب؟

_روشن‎فکرانی که قصد دارند دنیای جدید را به نقد بکشند، ایدئولوژی عصر اطلاعات را ترسیم و راهکار رهایی‌بخش صادر کنند، با بحران مخاطب در دهکده‌ی مجازی مواجه می‌شوند. کتاب، روزنامه و دایره‌المعارف‌های روشن‎فکرانه دیگر خواستار ندارد، برعکس بازیگران و فوتبالیست‌ها و هنرمندان تبدیل به مراجع فکری بسیاری شده‌اند که دارای قدرت جذابیت و ایجاد کشش‌های مختلف غریزی می‌باشند.

روشنفکر کیست؟ روشن‎فکر به فردی گفته می­شود که کلیشه را به نقد می­کشد و بدیهیات را مورد پرسش قرار می­دهد. زندگی انسان­ها بر اساس معانی­ای ساخته می­شود که در ابتدای تولد بسیار شکوهمند هستند و توانایی ایجاد هم‌بستگی در افراد را دارند، اما بعد از مدتی اغلب گزاره‌ها به‌عنوان کلیشه‌هایی جهت رام کردن جامعه کاربرد پیدا می­کند. روشن‎فکران به‌خوبی ظهور و سقوط ایدئولوژی‌ها را می­دانند و با استفاده از تکنیک‌های خلاق تفکر سعی می­کنند سبک‌های جدید اندیشه و متناسب با آن زندگی‌های بهتر، شادتر، رضایت‌بخش‌تر را ایجاد کنند. از منظر روشن‎فکری همه‌ی جوامع انسانی را می­توان بر اساس صورت‌های آگاهی دسته‌بندی کرد و برای تحول، بهترین راه دستیابی به الگوهای ذهنی فردی و جمعی است که کلیشه‌وار، ناخودآگاهانه به تولید منظومه‌های انقیادآوری روی می­آورند که در نهایت جامعه را به سمت استبداد، خشونت، جنگ و ظلم سوق می­دهند. در واقع روشن‎فکر چشم بینای جوامع انسانی است که در طول تاریخ همیشه با مشکلات ساختاری قدرت‌طلبی، لذت‌گرایی و ثروت‌دوستی روبه‌رو هستند و روشن‎فکران به‌خوبی می­دانند که با چه تکنیک­هایی می­توانند این موارد را با متغیرهای قدرت سیاسی، شورش‌های مردمی، انقلاب و اصلاحات، تغییرات فرهنگی و اجتماعی، حقوق مدنی و شهروندی حل‌وفصل کنند؛ بنابراین روشن‎فکران متفکرانی هستند نقاد که اغلب با قصد اصلاح جامعه‌ی محلی، ملی یا فراملی با انگیزه­های آزادی‌خواهانه، برابری‌گرایانه، تکثرمحورانه یا ایمانی و اخلاقی، کلیشه‌های ظلم، ستم، فساد، نابرابری و کم شدن سرمایه‌ی اجتماعی را افشاگری کرده و طریقه‌ی رسیدن به جامعه­ای بهتر را ترسیم می­کنند.

 

دسته‌بندی روشنفکران: در تمام تاریخ بشر روشن‎فکران وجود داشته­اند و این نقادان و متفکران خاص که اغلب بسیار حاشیه‌ای و طردشده به تولید تفکر می‌پرداخته‌اند، مورد تکفیر و حذف جریان‌های رسمی علم و قدرت بوده­اند. سقراط، افلاطون، بردیا، مانی، مزدک، بزرگمهر، لائوتسه، فارابی، ابوحنیفه، زکریای رازی، عین‌القضات، سعدی، حافظ، ابن‌رشد، دانته، روسو، کانت، مارکس، نیچه، گرامشی، فوکو، لاکان و... اغلب اندیشمندانی بودند که سبک‌های جدید تفکر و خردورزی را به جامعه‌ی انسانی تقدیم کرده‌اند و از ساختارهای ایدئولوژیک رسمی زمانه‌ی خود فراتر رفته‌اند. متفکران خاص‌اندیش که با توجه به دوری و نزدیکی به قدرت‌های رسمی علمی و سیاسی، اغلب از مردم دفاع کرده‌اند و توانسته‌اند آن‌ها را به سرچشمه‌های نوینی از خردورزی هدایت سازند. این هدایت کردن با قصدیت­های آزادی و کم کردن قیدهای سنتی در دستگاه‌های لیبرالی فرانسه، برابری و دفاع از طبقات پایین در سامانه‌های فکری روسیه، توسعه‌طلبی و رسیدن به شاخص‌های رشد و شکوفایی در معرفت‌شناسی آلمانی و اخلاق و ایمان رهایی‌بخش در گفتمان‌های جهان اسلام و به‌خصوص ایران، قابل پیگیری است. همه‌ی جوامع روشن‎فکران مخصوص خود را در طول تاریخ داشته‌اند که با تولید نمادها و گزاره‌های اندیشه­ای توانسته­اند دستگاهی متفاوت از شالوده‌شکنی و ایجاد نظمی نوین را شکل دهند. 

 

قرن بیست‌ویکم: قرن بیست‌ویکم به نام‌های مختلفی نامیده شده است؛ عصر پست‌مدرن به معنای گذر از دنیای مدرن و رسیدن به عصری متفاوت که در آن الگوهای نسبی و متکثر اخلاقی و اندیشه‌ای رواج دارد. عصری که اغلب اندیشه­ها با سرنوشتی تلخ روبه‌رو شده­اند و سرعت و انتقال سریع اطلاعات باعث شده است که هیچ ایدئولوژی‌ای توان ایستادگی نداشته باشد. عصر در هم شکستن فکرهای خشن و سخت و روی کار آمدن افکار طنز و شالوده‌شکنانه به گونه­ای که انگار هرچه سخت و آهنین است دود می­شود و به هوا می­رود. فراروایت‌ها تکه‌تکه و نابود شده­اند و هیچ‌کس به آزادی، برابری، انسانیت، اخلاق و بسیاری از غایت­های روشن‎فکری اعتقادی ندارد.

 عصر پساصنعتی که بشر به شکل خدماتی و شهری در حال دویدن برای رفع نیازها و ایجاد زندگی بهتر است. انسان‌ها با سرعت زیاد برای توسعه‌ی جهانی در حال تلاشند و مدام کار می­کنند، سرعت همه چیز بالا رفته است و هیچ‌کس وقت خواندن کتاب و گوش دادن به پند و اندرز روشن‎فکرانه را ندارد. عصر اطلاعات که در آن مکان و زمان از جای خود کنده شده است و هیچ مانعی جهت ارتباط وجود ندارد. دولت‌های الکترونیک، دیپلماسی عمومی، شبکه‌های اجتماعی، هویت­های مجازی، شبیه‌سازی‌های مختلف و حاکم شدن کدهای ریاضی بر سراسر جامعه‌ی انسانی عصری را رقم زده است که جای چندانی برای روشن‎فکران کیفی‌اندیش باقی نگذاشته است؛ روشن‎فکرانی که قصد دارند دنیای جدید را به نقد بکشند، ایدئولوژی عصر اطلاعات را ترسیم و راهکار رهایی‌بخش صادر کنند، با بحران مخاطب در دهکده‌ی مجازی مواجه می­شوند. کتاب، روزنامه و دایره‌المعارف‌های روشن‎فکرانه دیگر خواستار ندارد، برعکس بازیگران و فوتبالیست­ها و هنرمندان تبدیل به مراجع فکری بسیاری شده­اند که دارای قدرت جذابیت و ایجاد کشش‌های مختلف غریزی می­باشند. انگار موسیقی، هنر و ورزش جای همه‌ی صورت‌های اندیشه­ای را گرفته است و بشر دیگر دوست ندارد عمیق فکر کند. قرن بیست‌ویکم روزگار عکس، فیلم، خبرهای سریع و تیترهای جذاب و متکثری است که همه را وادار می­کند اقیانوسی به عمق یک سانتی‌متر باشند. در چنین دوره­ای روشن‎فکران با مرگ طبیعی و بحران مخاطب روبه‌رو شده‌اند و اگر قصد دارند به زندگی خود ادامه دهند باید تکنیک‌ها و محتواهای فکری خود را تغییر دهند و به الزامات عصر اطلاعات احترام نهند.

 

روشنفکران و عصر کمی‌گرایی: قرن بیست‌ویکم بیش از اندازه کمی شده است، همه چیز با اعداد و ارقام سنجیده می­شود و در این میان اغلب، کیفیت فدای کمیت می­شود. مهندسان و متخصصان ریاضی و رایانه بر این ادعا هستند که همه‌ی رفتارها و کنش‌های انسان همانند طبیعت و اشیا قابل پیش‌بینی و کنترل می­باشد. شبیه‌سازی و مدل‌های رایانه‌ای توانسته‌اند به مراکز قدرت نزدیک شده و همه‌ی رویدادهای تاریخی را به‌صورت از پیش‌ تعیین‌شده ترسیم کنند. جهان کمی و ریاضی شده است و این چرخه بی‌پایان با قصدیت‌های غریزی باعث شده است که بسیاری به حاشیه کشیده شوند و اغلب فکرهای متفاوت و هنجاری سرکوب گردند. ریاضی کردن جهان به مسائل خصوصی و عواطف و احساسات نیز بسط پیدا کرده است به‌نحوی‌که متخصصان تحصل‌گرای روان‌شناسی همه‌ی بنیادهای خانواده و ارتباطات را بر اساس مدل‌های ریاضی و فرمول دسته‌بندی می­کنند. زبان خشک و بی‌روح و اغلب اشتباه ریاضی نه تنها جوامع انسانی را به هم ریخته و با عقلانیت ابزاری به جنگ و خلق رژیم‌های فاشیستی منجر شده است، بلکه جهان طبیعی و مهندسی را نیز با تخریب محیط زیست و نابودی گونه‌های حیوانی و انسانی خراب کرده است. روشن‎فکران باید در همه‌ی علوم روش‌های کیفی پدیداری، گفتمانی، تفهمی، هنجاری، پساساختاری، ایمانی و عرفانی را در کنار کمی‌گرایی رواج دهند و نقاط ضعف و ناکارآمدی‌های مهندسی کردن جوامع را افشا سازند.  

 

روشنفکران و دنیای مجازی در قرن بیست‌ویکم: در عصر اطلاعات همه چیز تبدیل به نماد و عکس شده است، واقعیتی وجود ندارد و انگار همه در خواب به سر می­برند. رسانه‌ها به‌خصوص با قدرت‌گیری اینترنت توانسته­اند همه‌ی لذت دنیای واقعی را به فضای مجازی منتقل کنند. در فضای مجازی انسان‌ها کار می­کنند، عاشق می­شوند، می­جنگند، احساسات به خرج می­دهند و در یک کلام در حال مهاجرت به فضای مجازی هستند. دنیای واقعی کاملاً فراموش شده است به‌نحوی‌که مثلاًَ فردی به دیدن عصر طبیعی یا تاریخی می­رود یا اینکه غذای خوشمزه­ای می­خورد، سعی می­کند تمام تلاش خود را با موبایل و سایر رسانه‌های دیجیتال به کار ببرد تا بازنمایی این رویداد در شبکه‌های اجتماعی منحصربه‌فرد صورت گیرد.

در واقع هیچ امری مهم نیست و انسان‌ها در حال تبدیل به بیماران روانی هستند که درد، غم، ظلم و ستم، شادی و رفاه در واقعیت را فراموش کرده‌اند و به متن فضای سایبری گرفتار آمده‌اند. اینترنت، موبایل، کامپیوتر و ماهواره‌ها اکنون جزئی از بدن انسان‌ها شده است و با خود مشکلات فراوانی را ایجاد کرده است. درعین‌حال که قدرت فراوان و آزادی زیادی به انسان بخشیده است، اما فرهنگ مجازی و شبیه‌سازی را به ارمغان آورده است که واقعیت را تبدیل به خواب و رؤیا کرده است. روشن‎فکران باید مخاطرات و ناهنجاری‌های این فضای نسبی، بی‌طرف و لذت‌بخش را افشا سازند و نشان دهند چگونه قدرت­های مختلف در حال بهره‌برداری تجاری، سیاسی و فکری از این فرهنگ می­باشند. فقر کشورهای آفریقایی، تروریسم خاورمیانه، تجاوزات اسرائیل، جنگ­های بزرگ و... در این فضا کاملاًَ دست‌کاری شده و شبیه بازی‌های کامپیوتری نمایان می­شود. روشن‎فکران باید فاصله گرفتن بشر از واقعیت و تخدیر فضای مجازی را ترسیم کنند تا انسان­ها بیش از این به خواب آشفته‌ی نسبی فرو نروند.

 

روشنفکران و جوامع کنترلی: مشکلات همیشه وجود داشته است و تاریخ روندی رو به جلو دارد. به‌طور طبیعی در قرن بیست‌ویکم امکانات و شاخص­های رشد و توسعه برای جوامع بیشتر آماده است، اما به همین نسبت امکان تباهی، فساد و استبداد نیز فراهم است. تکنولوژی درعین‌حال که ایجاد جهان زیست می­کند و فرهنگ متناسب خود را به همراه دارد، اما در عبور از تکنولوژی‌های دم‌دستی به مکانیکی و سپس اطلاعاتی، فواید و مخاطرات نیز به‌صورت تصاعدی رشد پیدا می­کند. در ابتدای قرن بیست‌ویکم صاحبان تکنولوژی‌های جدید اطلاعاتی که سخت‌افزار و نرم‌افزار را در اختیار داشتند دهکده­ای آباد و آزاد را ترسیم کردند که همه‌ی بلاها و رنج‌ها نابود خواهد شد.

 در واقع عصر اطلاعات برای خود ایدئولوژی کلیشه‌ای و رسمی دارد که توسط قدرت‌های هژمون و بنگاه‌های تجاری جهت‌دهی می­شود. فیلم‌ها، سریال‌ها، کتاب‌ها، کرسی‌های دانشگاهی، فضای الکترونیک، شب و روز در حال نشان دادن و ترسیم جوامعی آزاد و پیشرفته هستند که در آن مرزهای ملی از بین رفته است و دولت‌های ملی در مقابل شهروندان تسلیم شده­اند. فضای سایبری به‌صورت کلیشه‌ای رایگان، آزاد و دارای حریم خصوصی قلمداد می­شود و به این وسیله همه‌ی شهروندان جهانی با پشت پا زدن به هنجارها، ارزش‌ها و خطوط قرمز جامعه‌ی خود مهاجرت مجازی به دهکده‌ای را آغاز می­کنند که روابط کنترلی و انضباطی شدیدی در آن حاکم است.

 کمپ جهانی عصر اطلاعات از دور به‌مثابه جامعه‌ی جهانی آزاد و برابری است که قومیت، مذهب، زبان، نژاد و ملیت از بین می­رود، اما به واقع خالقان و گردانندگان این کمپ مجازی کاملاً ملی‌گرا هستند و تنها توانسته‌اند به شکل موفق بازنمایی از یک جامعه‌ی آزاد در عصر اطلاعات را ترسیم کنند. شهروندان ملی همه‌ی کشورها به‌خصوص مسلمانان خاورمیانه روزبه‌روز به این کمپ مهاجرت می­کنند و ارزش‌ها، آداب و رسوم، فرهنگ و وابستگی‌های ملی را فراموش می­کنند. در کمترین زمانی به صورت ناخودآگاه شهروندان اطلاعات جغرافیایی، فرهنگی، نظامی، اجتماعی و سیاسی کشور خود را رایگان در اختیار هژمون‌های عصر اطلاعات قرار می­دهند، اطلاعاتی که در قرن‌های مختلف محرمانه بود و به‌راحتی کسب نمی­شد. روشن‎فکران باید خطرات جامعه‌ی کنترلی را برای دولت‌ها و شهروندان خود بگویند و نشان دهند در عین جهانی اندیشیدن و توجه به مسائل بشری دولت ملی و سرزمین و کشور، یگانه دستاورد و تنها میراثی است که واقعی و قابل اتکا است. کمپ کنترلی و انضباطی که در آن همه‌ی اندیشه­ها و کنش­ها رصد و بایگانی می­شود و جامعه سراسربین ایدئولوژیکِ دست‌کاری‌شده­ی دهکده‌ی جهانی باید مورد تردید و انتقاد قرار گیرد. این وظیفه‌ی سنگین روشن‎فکران در قرن بیست‌ویکم است که تازه آغاز شده است.

 

روشنفکران و آگاهی رهایی‌بخش در عصر اطلاعات: سوژه‌ها اغلب دارای ماهیت انقیادی هستند؛ یعنی اگر روشن‎فکران در قرن بیست‌ویکم بیش از اندازه بر قدرت فضای سایبری و امکانات کنترلی آن تأکید کنند، در نهایت جَوّ یأس و تقدیری بر جوامع حاکم می­شود که خدمتگزار حاکمان پوچ‌گرای عصر اطلاعات است. در قرن جدید فرهنگ و جهان زیست بشر تغییر پیدا کرده است و انقلابی بزرگ در زمینه‌ی تکنولوژی باعث شده است سرعت تحولات و رویدادهای نو خارق‌العاده در حال تحول باشد. یکی از وظایف روشن‎فکران این است که به سرنوشت متفکران پست‌مدرن گرفتار نشوند. پست‌مدرن­ها مدرنیته را آن‌قدر بزرگ کردند و خطرات آن را به گونه‌ای گوشزد کردند که در نهایت یأس و تقدیرگرایی حاصل آمد. اگر روشن‎فکر از عصر جدید قهر کند و گوشه‌نشینی اختیار کند تا معانی سعادت‌بخش بشری الهام شود حاصلی جز عرفان و دانش­های مرموز به دنبال نخواهد داشت. روشن‎فکران باید در متن رویدادها و تحولات باشند و به علوم و فنون عصر اطلاعات آگاهی پیدا کنند. تکنولوژی اطلاعات همچون سایر صورت­های آگاهی در ذات خود ماهیت تحول، دگرگونی و کمک به انسان‌ها را داراست. درست است که از یک سو همه‌ی انسان­ها را کنترل و مدیریت می­کند، از سوی دیگر جامعه‌ی انضباطی و سراسربین ایجاد می­کند و با خلق بازنمایی­های مجازی و قصدیت­های ریاضی‌گونه انسان‌ها را به‌صورت نامرئی، دست‌کاری ایدئولوژیک می­کند، اما امکان‌های رهایی‌بخش فراوانی دارد. با خلق صورت‌های معرفت رهایی‌بخش می­توان دموکراسی سایبر، جامعه‌ی مدنی مجازی، شهروندان جهانی، کمپ‌های انتقادی، دیپلماسی عمومی، گروه‌های مجازی طرف‌دار حقوق بشر و اقلیت‌ها، دولت الکترونیک و بسیاری از گونه‌های کارآمد و رضایت‌بخش را ایجاد کرد. در قرن بیست‌ویکم اهالی سیاست و آکادمیک‌ها رسالت خود را همانند قرن بیستم انجام می­دهند و جهت رسیدن به منافع شخصی، حزبی و رفاهیات، اغلب سعی دارند گونه‌های متفاوت و غیررسمی تفکر را سرکوب کنند. دقیقاً رسالت روشن‎فکران در اینجا آغاز می­شود که با همه‌ی تحقیرها، کمبودها، حذف شدن­ها باید چون پیامبران در میدان حاضر باشند و از ارزش‌ها و معانی در حال فراموشی دفاع کنند.

 اگر در نظر آوریم که آگاهی رهایی‌بخش در همه‌ی صورت‌های ورزشی، هنری، فلسفی، مذهبی و علمی وجود دارد و به‌خصوص منطق کوانتومی و تکنولوژی­های عصر اطلاعات در عین فایده و کارآمدی زیاد می‌توانند فجایع جبران‌ناپذیری را شکل دهند، رسالت روشن‎فکران به‌خوبی مشخص می­شود. با همه‌ی آگاهی و روشن‎فکری­های صورت‌گرفته، منطق مکانیکی قرن بیستم دو جنگ جهانی، خشونت و بحران‌های اتمی، محیط زیستی و انسانی زیادی را رقم زد و حال باید روشن‎فکران بسیار مواظب باشند که منطق کوانتومی، اطلاعاتی، مهندسی ژنتیک و شبیه‌سازی توانایی دووجهی بودن سازندگی و تخریب را دارا هستند.  

 

*استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد