http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=137262

1- فضای نظری سیاست خارجی در ایران بسیار از قدرت دور است. بعد از انقلاب اسلامی ایران تعداد اساتید و دانشجویان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل افزایش پیدا کرده است. علاوه بر دانشگاه‌های تهران، در مراکز استان‌ها و حتی دانشگاه‌های آزاد و پیام نور شهرستان‌ها نیز آموزش علوم سیاسی افزایش پیدا کرده است به نحوی که بیش از هزار نفر کارشناس ارشد سالانه فارغ‌التحصیل می‌شوند و چندین برابر این آمار مدرک لیسانس علوم سیاسی تحویل جامعه داده می‌شود. تعداد اساتید فعال و پژوهشگران علمی عرصه علوم سیاسی و روابط بین‌الملل که صاحب نظر هستند به صد نفر نمی‌رسد و اغلب آنها نیز با عرصه عملی سیاست خارجی ناآشنا هستند و تجربه عملی سیاست را ندارند. تنها دانشگاه امام صادق(ع) و دانشگاه روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه مراکزی هستند که توانسته‌اند با استفاده از شخصیت‌های اثرگذار ریاست خود و همینطور بورسیه‌های تعلق گرفته به آنها به عرصه سیاست خارجی راه پیدا کنند در حالی که دانشگاه‌های تهران، علامه طباطبایی، تربیت مدرس، بهشتی، فردوسی، بابلسر، تبریز، باهنر و... تنها به تربیت دانشجویان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل می‌پردازند و هیچ تجربه‌ای از عمل سیاسی ندارند. بسیاری از پایان‌نامه‌های علوم سیاسی در ایران در کتابخانه‌های دانشگاه‌ها نگهداری می‌شوند و بعد از نوشتن هیچ کاربردی ندارند.

ذهنیت بسیار تئوریک‌وار و حتی روشنفکرانه‌ای بر فضای آکادمیک علوم سیاسی در ایران حاکم است. فصلنامه‌های دانشگاه‌ها نیز تنها پدیدار آکادمیک دارد و هنوز نتوانسته است ایجادکننده‌ راه، طراحی یک سیاست خارجی مناسب یا ارزیابی دقیق و عملی سیاست ایران باشد بلکه اغلب مقالات یا انتقادی محض یا سفارشی و ایدئولوژیک هستند. با آن که دو انجمن بسیار تخصصی علوم سیاسی و انجمن ایران روابط بین‌الملل شکل گرفته‌اند اما به خاطر ملاحظات سیاسی هنوز نتوانسته‌اند وارد گفت‌وگو ومذاکره و ارائه طرح و انتقادات سازنده با دستگاه‌ها و نهادهای سیاست خارجی ایران بشوند. این دو انجمن همایش‌های زیادی برگزار کرده‌اند؛ فصلنامه علمی و پژوهشی دارند و از اساتید سراسر کشور عضوگیری کرده‌اند اما هنوز نتوانسته‌اند حتی بحث‌های درونی و صنفی رشته علوم سیاسی و روابط بین‌الملل را حل کنند و در بحث آزمون دکتری و سرفصل‌های رشته‌ها هیچ فعالیتی نداشتند و وزارت علوم آنها را به هر سمتی که خواست سوق داد. فضای آکادمیک علم سیاست در ایران چون جزیره‌ای جدا افتاده و غیرکاربردی است.

2- بدتر از فضای نظری و بسیار دور از قدرت آکادمیک در ایران، فضای عملی سیاست خارجی در ایراناست. تعداد پژوهشگران و محققان وزارت امور خارجه که در سطوح وزارت، معاونت، مدیرکل و سفیر در حال کار هستند به صد نفر نمی‌رسد. اغلب کادر سیاسی وزارت امور خارجه تحصیلات علوم سیاسی و روابط بین‌الملل ندارند. وزارت امورخارجه و به خصوص رسته سیاسی آن چون هدیه‌ای در نظر گرفته می‌شود که اغلب با جابه جایی دولت‌ها جابه‌جایی در سطوح آن اتفاق می‌افتد. از یک سو بدنه وزارت امور خارجه ضعف پژوهشی و تحقیقاتی دارد به نحوی که صاحب‌نظران و کارشناسان اصلی سیاست خارجی در ایران ارتباط بسیار اندکی با آن دارند و کادر اداری و سیاسی وزارت امور خارجه تحصیلات بی‌ارتباط با متن این وزارتخانه دارند. از سوی دیگر بدنه بروکراتیک و نهاد وزارت امور خارجه هنوز نتوانسته است استقلال خود را در تحولات سیاسی ایران حفظ کند و با تغییرات سیاسی ایران تغییرات گسترده‌ای را تجربه می‌کند که آن را از استقلال و رفتارهای عقلانی می‌اندازد. اغلب کادر سیاسی وزارت امور خارجه تحصیلات مهندسی، پزشکی و علوم بی‌ارتباط با این وزارتخانه را دارند. دفتر مطالعات سیاسی و روابط بین‌الملل و اداره اسناد و تاریخ دیپلماسی دو نهاد بسیار اثرگذار و پژوهشی هستند که توانسته‌اند تا حدی بار آکادمیک و نظری سیاست خارجی را برطرف کنند. البته این دو نهاد همیشه از کمبود نیرو و بودجه در تنگنا بوده‌اند. فصلنامه‌های این دو نهاد پژوهشی به موقع چاپ نمی‌شود، گرفتن طرح از این دو نهاد آسان نیست و پیچ و خم بروکراتیک دارد و کتاب‌های زیادی نیز از سوی این دو نهاد بیرون نمی‌آید، اما در کل وجود این دو مرکز غنیمتی بسیار بزرگ برای وزارت امور خارجه است که حتما باید تعداد نیروی انسانی و میزان بودجه آنها افزایش یابد تا به سمت سایبری و الکترونیکی شدن و ارائه خدمات به روز و با کیفیت و کمیت بالاتر حرکت کنند.

3- از سوی دیگر برای نقد و بررسی طراحی و ارائه آلترناتیو برای سیاست خارجی ایران برخی نهادهای واسطه وجود دارند که بیشتر در حیطه نظر سیاسی فعالیت می‌کنند. به عنوان مثال بخش سیاست خارجی و روابط بین‌الملل تشخیص مصلحت توانسته است با بودجه زیاد بسیاری از اساتید و پژوهشگران روابط بین‌الملل و سیاست خارجی را جذب کند و با دادن طرح و قبول موضوع از آنها گزارش‌های راهبردی و کتب پژوهشی زیادی چاپ کند. اما بعضا به علت مغایرت تحقیقات و پژوهش‌های صورت گرفته با سیاست‌های کلی و سیاست اجرایی دولت اغلب این تحقیقات نیز که وجوه سفارشی آنها بسیار بالاست هیچ گونه کاربردی پیدا نکرده‌اند.

همانند بخش آکادمیک ایران فصلنامه روابط خارجی تشخیص مصلحت نیز در فضای آرمانی خارج از قدرت سیر می‌کند و ارائه دهنده طرح و ارزیابی مناسبی از سیاست خارجی ایران ندارد. از سوی دیگر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز در مرکز پژوهش‌های مجلس دارای اتاقی تحقیقاتی است که البته تنها چند نیروی اداری دارد که آنها را به سمت دادن طرح، مقاله و نوشتن کتاب سوق داده است. البته این نهاد اغلب در بحث‌های سیاست داخلی فعالند و در سیاست خارجی تنها با ارائه گزارش‌های راهبردی فعالیت می‌کنند. چندین مرکز خصوصی مثل مطالعات خاورمیانه، آمریکا و... در ایران وجود دارند که اغلب بسیار از قدرت دور هستند و هنوز نتوانسته‌اند اثرگذار باشند. متاسفانه شورای عالی امنیت ملی کشور با آن که در بحث حقوق بشر، انرژی هسته‌ای و بسیاری از موضوعات امنیتی در سطح بین‌الملل فعال است فاقد بازوی تحقیقاتی توانمند است و هنوز نتوانسته بخش پژوهشی فعالی را راه‌اندازی کند که دارای باز نمایی در جامعه باشد.

4- اصول کلی و خط و مشی اصلی سیاست خارجی ایران از متون الهیات، فلسفه و... خارج می‌شود. دانش سنت اسلامی به خصوص بحث‌های فقه سیاسی سیاست خارجی ایران را هدایت می‌کند. اغلب بحث‌های سیاست خارجی ایران که هدایتی هستند، بسیار کلی و قیاسی هستند و وجوه شعاری و هزینه بالایی برای کشور دارند. کلی اندیشی و روش قیاسی بدون توجه به واقعیات باعث شده است که فضای سیاست خارجی ایران بدون در نظر گرفتن شیوه‌های عملی طراحی شوند. استقلال، نفی‌سبیل، نه شرقی نه غربی، دفاع از مستضعفان جهان، حمایت از جنبش‌های اسلامی، وحدت کشورهای اسلامی، ایجاد و تقویت ام‌القرای اسلام، مبارزه با امپریالیسم و هژمونی آمریکا، ضدیت با غرب و تفکر انسان محور، دفاع از اسلام سیاسی... اصولی بسیار کلی هستند که بدون در نظر گرفتن تکنیک‌های اجرایی و شیوه‌های عملیاتی شدن توانایی چرخش به هر سمت و تفسیرهای گوناگون را دارند به نحوی که گاهی موجب سوء استفاده افراد می‌گردند. بسیاری از اصول مترقی و پیشتاز انقلاب اسلامی ایران که بر محوریت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بنا شده هنوز نتوانسته‌ صورت کاربردی پیدا کند.

بزرگترین ضعف سامانه های الهیاتی، فلسفی و فقهی هدایت کننده سیاست خارجی ایران ضعف تکنیک و شیوه‌های اجرایی است و به همین علت تنها در حد شعار باقی می‌مانند یا به شکل بسیار هزینه‌زایی اجرایی می‌شوند به خصوص اینکه تنها از سوی مهندسان و پزشکان به عرصه عمل می‌آیند یعنی از سوی کسانی اجرا می‌شوند که اصول اولیه روابط بین‌الملل را نمی‌دانند.

5- آشفتگی میان نظر و عمل در سیاست خارجی و جدا شدن این دو حوزه از یکدیگر تا حدی به خاطر قوانین استخدامی کشور نیز می‌باشد. قوانینی که محققان، اساتید و علاقه‌مندان علمی سیاست خارجی را موظف می‌کند که یا در دانشگاه بمانند و تا پایان عمر تحقیق و تدریس کنند یا به وزارت امور خارجه و نهادهای سیاسی خارجی بروند و تا پایان عمر بروکراتیک باقی بمانند. نیاز به اصلاح و ایجاد نظام تشویق و تنبیهی است که ثبات شغلی این دو حوزه را به هم بریزد تا از یکسو بتوان با رتبه‌بندی اساتید و دانشگاه‌ها از دانش سیاسی آنها در جهت طراحی، نقد، اصلاح و تغییر سیاست خارجی بهره گرفت و از سوی دیگر رفت و برگشت میان دانشگاه و وزارت امور خارجه را تسهیل کرد. ثبات شغلی، ارتقای مداوم، مداخله قدرت و مناسبات غیر علمی و تخصصی باعث ضربه‌ خوردن به سیاست خارجی ایران می‌شود. قوانین استخدامی باید پیوند میان دانشگاه و مراکز علمی سیاست خارجی با مراکز عملی مثل وزارت امور خارجه را بیشتر کند و این دو را از حالت انزوا و گسست از یکدیگر در آورد.

پیشنهاد:

1- نظر و عمل مربوط به سیاست خارجی در ایران به شدت از یکدیگر دور افتاده‌اند. قوانین استخدامی باید ثبات شغلی و مباحث مربوط به ارتقا در این دو حیطه را بهم بریزد و حالت رفت و برگشت میان این حیطه را تسهیل کند.

2- بودجه تحقیقاتی و نیروی انسانی بخش پژوهشی سیاست خارجی در ایران بسیار کم است. سایت‌های غیرفعال، فصلنامه‌های بسیار کم، تحقیقات و طرح‌های سفارشی یا انتقادی رادیکال از تبعات توجه کردن به بخش پژوهشی است. باید تمام بخش‌های پژوهشی دانشگاه‌های علوم سیاسی و روابط بین‌الملل و به خصوص بخش پژوهشی وزارت امور خارجه تقویت شود.

3-موسسات خصوصی پژوهشی در محیط سیاست خارجی تقویت شود و نهادهای اصلی متولی سیاست خارجی ایران طرح‌‌ها و موضوعات خود را به آنها پیشنهاد دهند و از آنها طراحی، انتقاد، ارزیابی و ارائه راهکار بخواهند.

4-از بودجه و نیروی انسانی تشخیص مصلحت کاسته شود و بودجه و نیروی انسانی بخش پژوهشی شورای عالی امنیت ملی کشور تقویت گردد.

5-دانش سیاسی در ایران باید بومی شود. حوزه اصلا وارد مباحث سیاست خارجی و روابط بین‌الملل نشده است و علوم سیاسی و روابط بین‌الملل ایران اسلامی با دغدغه‌ها و موضوعات ایرانی که دارای تکنیک اجرایی باشند صورت بندی معرفتی نشده است.

6-علم محوری و توجه به تخصص در وزارت امور خارجه افزایش یابد و به خصوص برای رسته سیاسی شرایطی تدارک دیده شود که از بخش اداری و رشته‌های غیر مرتبط با مناسبات سیاسی و... وارد نشوند.