http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=137325

 همیشه روابط سیاسی و دیپلماتیک بین کشورها تابع عواملی است که خواسته یا ناخواسته روابط را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند و حافظه تاریخی و رویدادهای گذشته در تیرگی یا فعال بودن روابط بسیار تاثیر داشته است. روابط بین ایران و مصر از ابتدا تاکنون فراز و نشیب‌های فراوانی داشته است. از قبل از انقلاب ایران که رابطه این دو کشور در بالاترین سطح ممکن قرار داشت تا هم‌اکنون که روابط این دو کشور در حد بسیار پایینی است. اوج رابطه ایران و مصر به دوران پهلوی برمی‌گردد زمانی که به مجرد استقلال مصر از پادشاهی متحده، ایران از اولین کشورهایی بود که مصر را به رسمیت شناخت و سفارت ایران در قاهره را برای بهبود هرچه بیشتر روابط بین دو کشور تاسیس کرد. ازدواج محمدرضا شاه‌پهلوی با ملکه فوزیه، خواهر ملک فاروق به عنوان ازدواج دو عضو خانواده سلطنتی ایران و مصر رویداد مهم و برجسته ای در تاریخ روابط ایران و مصر بود. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی زمانی که انورسادات، محمدرضا شاه را در کشور خود پناه دادو حتی بعد از ضرب‌الاجل امام خمینی(ره) برای تحویل او از این کار سرباز زد، روابط رو به تیرگی رفت و در سال 58 به دستور امام خمینی به طور کامل روابط قطع شد.تیرگی روابط ادامه پیدا کرد و وقتی انور سادات در یک رژه نظامی به دست چهار اسلامگرای مصری ترور شد، نظام جمهوری اسلامی ایران در استقبال از ترور انورسادات، خالد اسلامبولی یکی از ترورکنندگان را شهید نامید و خیابانی در تهران را به نام او نامگذاری کرد. بعدها مصر هم در جنگ ایران و عراق به یکی از حامیان سیاسی- نظامی عراق درآمد و نقش فعالی در تسلیح عراق خصوصاً در ابتدای جنگ داشت. در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی وی پس از 20 سال قطع کامل روابط ایران با مصر، در ژنو با حسنی مبارک رئیس جمهور وقت مصر دیدار و گفت‌وگو کرد و همچنین تلاش‌هایی در زمینه تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی صورت گرفت که ناکام ماند اما در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، حسنی مبارک رئیس جمهور مصر پس از اطلاع از دعوت محمود احمدی‌نژاد در نشست سالانه سران اتحادیه عرب در شهر دوحه قطر، از حضور در آن خودداری کرد. هرچند مصر از فعالیت‌های هسته ای ایران دفاع کرد و آن را صلح‌آمیز خواند، اما بهبودی در روابط حاصل نشد. اما از یک سال و نیم پیش که بحث بیداری اسلامی در کشورهای عربی به گوش رسید، گمان‌زده می‌شد که انقلابی که در مصر سالها پیش باید اتفاق می‌افتاد، شروع شده است و دیکتاتورها باید از مصر خداحافظی کنند. کشور ایران نیز با حمایت از انقلابیون منتظر ماند تا بداند جانشین حسنی مبارک چه کسی است تا بتواند در مورد رابطه با مصر تصمیم بگیرد. حال اگر در انتخابات ریاست جمهوری علی‌رغم کارشکنی‌های شورای نظامی، محمد مرسی به عنوان نماینده اخوان المسلمین در انتخابات پیروز شود، روابط ایران و مصر به کدام سمت می‌رود و برای روابط حسنه باید چه اقداماتی صورت گیرد؟ اخوان المسلمین با اندیشه اسلام سیاسی و اقامه کردن احکام اسلامی درکشور شناخته شده است. رهبران اخوان المسلمین به دنبال توزیع عادلانه ثروت و اجرای عدالت در کشور هستند. همچنین یکی از اندیشه‌های اخوان المسلمین که به اصول جمهوری اسلامی نزدیک‌ است همین مخالفت با اسرائیل است او می‌خواهد رابطه متعادل‌تری نسبت به دوران حسنی مبارک با غرب داشته باشد و در حد امکان استقلال کشورش را حفظ کند. همه این افکار و برنامه‌ها، اقداماتی است که برای ایران خوشایند است و در رابطه ایران و مصر بسیار تاثیر گذار خواهد بود. همچنین اشتراکاتی که ایران با مصر دارد از جمله اینکه از لحاظ تمدنی و تاریخی سابقه بسیار طولانی و عظیمی دارند و هر دو کشور جزو کشورهای باستانی هستند که قدمت طولانی دارندو همچنین از لحاظ روشنفکران دینی و جوامع دینی وعلمی‌ای که در دو کشور وجود دارد، دارای اشترکات زیادی هستندو همه اینها باعث می‌شودکه دو کشور بتوانند روابط بهتری با هم داشته باشند اما با این شرایط آیا روابط بهبود پیدا می‌کند و اینکه سفارتخانه ها در دوکشور دوباره شروع به فعالیت کنند و به تیرگی روابط بین دو کشور پایان داده می‌شود؟ این برقراری رابطه به عوامل مهمی بستگی دارد که وجود این عوامل این روند را سریع‌تر خواهد کرد.

1- اخوان المسلمین با اینکه پارلمان و پست ریاست جمهوری را از آن خود کرده است این تنها قدرت سیاسی است و همانگونه که مطلع هستیم همچنان بیشترین قدرت در مصر به دست شورای نظامی است و از اقدامی که چندی پیش مبنی بر انحلال پارلمان به گوش رسید به راحتی می‌توان به قدرت زیاد این شورا در این کشور پی برد. شورای نظامی قدرت اقتصادی و نظامی را در دست دارد و از لحاظ گرفتن وام‌های خارجی و کمک تکنولوژیک همچنان به آمریکا و غرب وابسته است و همچنین هنوز قدرت اقتصادی زیادی در دست بازماندگان مبارک است و بعد از اینکه آنها در دادگاه تبرئه شدند به راحتی می‌توانند دوباره به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهند و همچنان یک بعد قدرت در مصر در دست آنهاست.

2- دومین عاملی که روابط ایران و مصر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد این است که مصر کشوری عرب است و در هر صورت بیشتر پشت اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس می‌ایستد و هرچند بخواهد روابطی با ایران داشته باشد از اصول این اتحادیه و شورا تخطی نمی‌کند و اولویت را به کشورهای عربی می‌دهد.

3- مصر کشوری است که اکثریت آن را مسلمانان سنی مذهب تشکیل می‌دهند که هرچند ایده ایران برای اتحاد اسلامی بین این دو گروه است اما باید قبول کرد که بسیاری از گروه‌های بنیادگرا چنین عقیده‌ای ندارند و چندان خواهان رابطه با کشورهای شیعی نیستند.

4- عامل چهارم به وقایع تاریخی که بین این دو کشور اتفاق افتاده برمی‌گردد. همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد، پناه دادن مصر به شاه برکنار شده ایران، حمایت ایران از ترور انورسادات، حمایت مصر از عراق درجنگ تحمیلی و... به عنوان حافظه تاریخی هیچ گاه از یاد دولتمردان این دو کشور نمی‌رود و لانه زنبور تاریخ همیشه منتظر نشان دادن زهر خود می‌باشد و مسلماً این اتفاقات در مذاکرات دیپلماتیک اثرگذار است.

در پایان باید گفت که هر چند ایران و مصر از لحاظ تاریخی و باستانی و تحولات دموکراسی در دو کشور، به هم نزدیکند،‌اما برای روابط دیپلماتیک هر دو کشور باید مواضع متعادلی اختیار کنند تا بتوان رابطه را دوباره از سرگرفت؛ کمک از کنفرانس اسلامی برای برقراری بهتر روابط و اینکه با وجود اینکه غرب و آمریکا بسیار از مصر حمایت می‌کنند اما مصر رابطه مستقل‌تری نسبت به غرب برقرار کند و همچنین به وجود آوردن تغییراتی در خود کشورها تا بتوان حافظه تاریخی را به سمت و سوی مثبت کشاند، در برقراری رابطه تاثیرگذار خواهد بود.