http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=140410

 انقلاب مصر را باید یکی از پیچیده‌ترین انقلاب‌های مردمی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به حساب آورد که از همان ابتدا نیز اخبار آن در صدر اخبار بیداری اسلامی جای داشت. از همان روزی که جوانان و اقشار مختلف مردم علیه بیکاری و فقر و استبداد حاکمان فاسد و وضعیت عقب افتاده کشورشان به میدان‌ها ریختند تا روزی که در دادگاه به محاکمه حسنی مبارک پرداختند و پس از آن به دست گرفتن قدرت توسط شورای نظامی و انتخاب محمدمرسی به عنوان رئیس جمهور، همه‌وهمه اخبار شوک آوری بود که در این یکسال و نیم که از عمر بیداری اسلامی می‌گذرد، مصر و جنبش اخوان المسلمین را رکورد دار اخبار منطقه می‌ساخت. حال که جنبش اخوان المسلمین به عنوان یکی از بزرگترین جنبش‌های اسلامی با سابقه محافظه کاری و پراگماتیستی، هم کرسی‌های مجلس و هم نهاد ریاست جمهوری را از آن خود کرده است، چه شده است که در یک بازی سیاسی زیرکانه اهداف جنبش‌های اسلامی را در عمل کنار گذاشته و به سرعت به یک نهاد سیاسی تبدیل شده است؟ اهداف جنبش‌های اسلامی چه پارامترهایی است که ما مدعی شده‌ایم‌ جنبش اخوان المسلمین از آن دور شده است؟

جنبش‌های اسلامی از همان روزهای نخستین شکل‌گیری‌اش با متفکرانی چون حسن‌بنا و سید قطب و... اصولی را در صدرکارهایش قرار داد. اینکه مدرنیته و غرب تنها ملاک درست و نادرست در جهان نیست و آنچه غرب هم اکنون به عنوان مدرنیته به جهان معرفی می کند تمام اصولی است که اسلام در ذات خود آنها را داراست و هیچگاه نیازی نیست که ما از غرب چیزی را اقتباس کنیم بلکه با رجوع به ذات اسلام می‌توان آن را شکوفا‌تر و بهتر به دست آورد. دومین موردی که جنبش‌های اسلامی به آن اعتقاد داشتند مساله اسلام سیاسی بود و اینکه اسلام در ذات خود حکومت دارد و مدینه النبی پیامبر به عنوان نوع آرمانی حکومت اسلامی معرفی شد و آغاز مشکلات جوامع اسلامی را از آن زمان می‌دانستند که مسلمانان از آن نوع آرمانی دور شدند و شکل‌های دیگر حکومت را بر حکومت اسلامی ترجیح دادند. آزادی و مبارزه با استبداد حاکمان و تلاش برای تحقق دموکراسی دینی از دیگر اهداف جنبش‌های اسلامی بود و برای همین بیشتر رهبران و سردمداران این جنبش‌ها با آگاهی دادن به مردم سعی داشتند که آنها را از ظلم و ستم حاکمان رهایی بخشند.

از دیگر اهداف جنبش‌های اسلامی وحدت جهان اسلام بود و اینکه تمام کشورهای مسلمان پس از آزادی از ستم حاکمان بتوانند در زیر لوای حق و تشکیل حکومت‌های اسلامی باهم وحدت پیدا کنند و در مقابل دشمنان بایستند. همچنین برابری طبقات مختلف اجتماعی و یاری مستضعفان و دستگیری از طبقات ضعیف و تلاش برای سرنگونی حکومت‌های فاسد و انقلاب در داخل سرزمین و سپس صدور انقلاب به کشورهای دیگر، اهدافی بود که برای جنبش‌های اسلامی تعریف شده بود. هرچند رهبران جنبش‌های اسلامی جهاد و مبارزه برای اهداف بلند جنبش و شهادت در این راه را آرمانی بلند برای پیروان این جنبش می‌شناسند اما در صورت کارآمد نبودن جهاد و مبارزه، هجرت و سفر از سرزمین‌های تحت ظلم را به عنوان آلترناتیو برای پیروان در نظر می‌گرفتند.

حال با توجه به تمام اهدافی که برای جنبش‌های اسلامی در نظر گرفته شد می‌توان به طور عین دید که چگونه اخوان‌المسلمین از اهداف اصلی جنبش فاصله گرفته است. اخوان‌المسلمین در جریان تظاهرات و روزهای فاز دوم انقلاب، زیاد در صحنه حضور نداشت و حتی بیانیه یا نطقی از سوی رهبران این جنبش در حمایت از مردم انقلابی که آن روزها در خیابان‌ها شعار می‌دادند داده نشد. براین اساس بود که رهبران آن به دست آوردن کرسی‌های مجلس را دور از ذهن می‌دانستند اما پس از آنکه در انتخابات مجلس پیروز شدند، در انتخابات ریاست جمهوری با اعتماد بیشتری شرکت کردند. هرچند که رهبران اخوان‌المسلمین رابطه با اسرائیل را به حالت معلق نگه داشتند اما هنوز به رابطه با آمریکا و غرب به علت کمک‌های نظامی و مالی نیازمندند.

همچنین اعضای اخوان المسلمین قبل از اینکه به فکر اهداف بلند جنبش باشند با جاسازی در بدنه دولت بیشتر به فکر دستیابی به مناصب سیاسی هستند. از طرف دیگر سفر اخیر رئیس جمهور مصر به عنوان اولین سفر بعد از انقلاب این کشور به عربستان نشان دهنده جدایی از اهداف جنبش است. عربستان به عنوان کشور مستبد عربی که مردمش به دنبال فرصت برای خلع پادشاه آن هستند، سفر مرسی را با شبهاتی مواجه کرده است. اینکه اگر از اهداف جنبش‌های اسلامی تلاش برای حذف حکومت‌های مستبد است سفر رهبر اخوان‌المسلمین به آن کشور چه توجیهی دارد؟به این موضوع باید دیدار پر سروصدای هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا با مرسی را نیز افزود.

هرچند برای این کار رئیس جمهور مصر نیز می‌توان دلایلی بیان کرد اینکه در عصر اطلاعات و با بالا رفتن تحصیلات و بروکراتیک شدن رهبران جنبش، آرمانگرایی از ذهنیت آنان پاک شده است. صدور انقلاب و مبارزه با استبداد و ظلم از جمله اهداف آرمانگرایی بود که با حضور در عصر تکنولوژی باید کمی واقع‌گرایی را جایگزین آن کرد. همچنین الزامات اقتصادی مصر و بیکاری و فاصله طبقاتی که در این کشور وجود دارد مصر را مجبور می‌کند که به غرب و آمریکا و پادشاهی ثروتمند عربستان نزدیک شود.

از این واقعیت هم نباید غافل بود که عربستان و مصر هر دو کشوری عربی هستند و ملی‌گرایی عربی ایجاب می‌کند که رابطه این کشورها با همدیگر واجب‌تر از رابطه با ایران و حتی ترکیه باشد. اما آیا می‌توان فاصله گرفتن اخوان‌المسلمین از آرمان‌های گذشته را پایان اخوان المسلمین در نظر گرفت؟

گذشت زمان پاسخ این پرسش را روشن می‌کند.