http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=141048

علوم انسانی در ایران با مدرسه علوم سیاسی آغاز شد. البته مدرسه علوم سیاسی در پایان دوره قاجار ایجاد شد که در آن فرزندان اشراف و تعداد کمی محصلان، رایگان آموزش‌های جدید انسانی را ببینند تا بتوانند در حد تحصیلات دیپلم را داشته باشند تا کارگزاران خوبی برای نهادها و وزارتخانه های دولتی به خصوص وزارت عدلیه و امور خارجه باشند. در ابتدا تحصیلکردگانی که به خارج رفته بودند و برخی اساتید خارجی دروسی چون اقتصاد، حقوق، زبانهای خارجی، جغرافیا، فقه و... را آموزش می‌دادند. مدرسه به اسم علوم سیاسی بود اما در اصل آموزش متون و مهارتهای حقوقی، سیاسی و اجتماعی و تا حدی اطلاعات تاریخی و جغرافیایی به دانشجویان می‌آموخت تا بتوانند در نهادهای دولتی به عنوان افرادی مفید و کارآمد مشغول شوند. از آن زمان تاکنون علم سیاست در حال آموزش دادن است. اکنون اساتید این رشته به لحاظ کمی و کیفی رشد داشته‌اند. تعداد گرایشهای علوم سیاسی از سیاستگذاری، مطالعات منطقه‌ای، روابط بین‌الملل، دیپلماسی، اندیشه‌ سیاسی، جامعه شناسی و... به یازده گرایش رسیده است. تعداد دانشجویان که اضافه شده است این رشته را به سطح استانها و شهرستانهای کوچک نیز کشانده است. اکنون بسیاری از فارغ‌التحصیلان دکتری علوم سیاسی به شهرستانها می‌روند و استاد می‌شوند، از سوی دیگر دانشگاه آزاد و پیام نور نیز این رشته را گسترش داده‌اند. این نوشتار قصد دارد نقدی بر شیوه‌های آموزش رایج علم سیاست در ایران بزند چرا که با توده‌ای شدن دانش در ایران و تبدیل اغلب دانشگاه‌ها به کارخانه‌های توده‌ای تولید دانشجو، شیوه‌های آموزش نیز همانند یکصد سال قبل است. شیوه‌های مبتنی بر متکلم وحده بودن استاد، جزوه نویسی و تکیه بیش از اندازه بر فرهنگ شفاهی در آموزش با پیوند سیستم جذب توده‌ای دانشجو ضربه بسیار اساسی به این رشته زده و خواهد زد. در این نوشتار به نقد و ارائه راهکار برای آموزش علم سیاست در ایران پرداخته خواهد شد. این نوشتار این آرمان را پیگیری می‌کند که در چه صورت می‌توان گفت آموزش علم سیاست در ایران با الزامات عصر اطلاعات همراه شده است چرا که به نظر نویسنده آموزش علم سیاست در ایران اکنون در وضعیت بسیار اسفناکی قرار دارد و نمی‌توان همه علت‌ها را به بیرون و خارج از صنف خود ارتباط داد.

1- آموزش به خصوص در بحث بسیار به روز، کارآمد و جذاب سیاست مبتنی بر به کارگیری مهارتهای چندگانه در تعامل میان استاد و دانشجویان است. یک دانشجوی علم سیاست باید از سه منظر در کلاسها مهارتهایش را به آزمون بگذارد. اساتید باید مهارت گوش دادن، فهم کردن، تحلیل کردن و نوشتن، سخنرانی و صحبت کردن را به دانشجویان آموزش دهند. آنچه اکنون در کلاسهای آموزش علم سیاست در ایران جریان دارد تکیه بر مهارت گوش دادن و متکلم وحده بودن استاد است. مهارت نوشتن و صحبت کردن دانشجویان مورد تاکید قرار نمی‌گیرد. دانشجوی علم سیاست باید یک تحلیلگر، نویسنده، سخنران و سیاستگذار تربیت شود، در حالی که در کلاسها تنها شنونده یک جزوه، حفظ کننده تستی و چهارگزینه‌ای بار می‌آید که مهارت سخنرانی، نوشتن و تحلیل را ندارد.

2- اغلب آموزش‌های دروس علم سیاست در ایران شکلی ایدئولوژیک دارند. سوالها و جوابهای مشخص و متون از پیش تعیین شده‌ای که برخی از دوره مشروطه تاکنون ثابت مانده‌اند. اساتید اسلامگرا، ملی‌گرا، لیبرال یا چپ گرا دارای اصول ذهنی و فرضیاتی هستند که همان را سرکلاس به دانشجویان بازگو می‌کنند و ازآنها در سرامتحان این مطالب را می‌خواهند. آنچه در آموزش سیاست اهمیت دارد رویه پدیداری و تاکید بر چند وجهی بودن مسائل سیاسی است. استاد علم سیاست باید رویکردها،‌نظریه‌ها و روش‌های گوناگون را به دانشجویان آموزش دهد. در دوره جدید یاد دادن اطلاعات خام و محفوظات چندان راهگشا نیست بلکه استادی که بتواند رویه‌ها، روش‌ها و نظریه‌های گوناگون و چندوجهی دیدن مسائل سیاسی را به دانشجویان آموزش دهد موفق عمل کرده است. روش شناسی مهمترین درس علم سیاست است که متاسفانه چندان به آن اهمیت داده نمی‌شود. البته این بحث ضرورت مسلط بودن استاد را می‌طلبد که شاید همه اساتید فعال پژوهشگر و چندوجهی ایران به بیست نفر نرسد.

3- بعد از طی دوره 4 ساله کارشناسی، اغلب دانشجویان علم سیاست توانایی نوشتن چند جمله ساده و گزاره سیاسی را ندارند. نوشتن بزرگترین ضعف دانشجویان علم سیاست است که باید در طول آموزش توسط اساتید مورد تاکید قرار گیرد. روشهای حفظی، تستی، یک طرفه و جزوه‌ای هیچگاه نمی‌تواند پژوهشگران فعال در عرصه علم سیاست تولید کند. متاسفانه به بحث نوشتن و تحلیل‌های علمی به صورت پروژه‌های تحقیقاتی در آموزش سیاست تاکید نمی‌شود. حداکثر کاری که یک استاد علم سیاست بتواند انجام دهد این است که دانشجویان را تشویق کند چند کتاب را خلاصه کنند. تحقیق‌ها اغلب ناشیانه و برداشت‌ها بسیار ساده و متناقض از اینترنت و وبلاگ‌های فارسی است. برای آموزش درست باید بر وجه پژوهشی تاکید فراوان شود و شیوه تحقیق پروژه‌ای به صورت طرح‌های مشارکتی و جمعی به دانشجویان آموخته شود. برای هر درس چند مساله، موضوع و مشکل تعریف شود و گروه‌ها را به جمع‌آوری اطلاعات راجع به آن پروژه تشویق کنند. به لحاظ کار پروژه‌ای و جمعی و نوشتن طرح تحقیق متاسفانه آموزشی داده نمی‌شود.

4- یکی از غفلت‌های بسیار بزرگ و جبران‌ناپذیر در آموزش علم سیاست در ایران فرهنگ شفاهی، متکلم وحده بودن و سخنران بودن استاد است. حتی آموزش کتبی و مدرن نیز هنوز جا نیفتاده است. شیوه کلاسیک آموزش در ایران همانند روش‌های مرید و مرادی است در حالی که الزام آموزش در عصر اطلاعات تاکید بر وجوه سایبری آموزش و استفاده از امکانات تکنولوژی اطلاعات می‌باشد. استفاده از وسایل و فن‌آوری‌های چند رسانه‌ای بسیار ضعیف است. دانشجویان تنها به صدا عادت کرده‌اند. از نمودار، فیلم،عکس و...خبری نیست. پاورپوینت کاربرد بسیار کمی دارد و دانشجویان و اساتید به شیوه مجازی از طریق میل، وبلاگ و سایت در ارتباط نیستند. در حالی که آموزش در عصر اطلاعات شکلی بسیار سایبری و شبکه‌ای پیدا کرده است. جهان در حال رسیدن به فرهنگ سایبری در آموزش است در حالی که ما در آموزش کلاسیک و سنتی خود مانده‌ایم. شیوه تحقیق، سخنرانی، سیاستگذاری از طریق استفاده از منابع الکترونیکی تغییر اساسی کرده است که در ایران اصلا جدی گرفته نمی‌شود.

5- در دانشگاه‌های معتبر دنیا اساتید بر موضوع خود کاملا اشراف دارند و همه منابع و اغلب رفرنس‌های مربوط به درس خود را می‌دانند. درس را قبل از ترم تقسیم‌بندی موضوعی می‌‌کنند و سایت‌ها و منابع را در یک جدول آماده می‌کنند و در صفحه کلاس درسی خود روی سایت می‌گذارند. دانشجویان قبل از گرفتن درس مبانی علم سیاست، روش‌شناسی در علوم سیاسی، سیاستگذاری حمل ونقل یا حقوق بین‌الملل با استاد، منابع و شیوه تدریس او آشنایند. دقیقا می‌دانند که در جلسه سوم فلان تاریخ چه موضوعی با چه منابع و چه سطحی به بحث گذاشته می‌شود. در ایران استاد در کلاس درس آخرین گزاره‌و نهایی‌ترین شکل دانش را با خواندن چند منبع تولید می‌کند و دانشجویان چون کاتبان و منشیان دربار همه عبارت‌ها را می‌نویسند، کپی و حفظ می‌کنند و بر روی برگه امتحان پیاده می‌سازند. کلاس درس که باید محل سخنرانی، ارائه تحلیل و نقد وبررسی آخرین نتایج تحقیقاتی باشد تبدیل به صدور گزاره‌های ناقص و دلبخواهی استاد می‌شود و دانشجویانی که قصد دارند تنها امتحان را از سر خود بگذرانند و درس را پاس کنند.

6- علم سیاست از شکل محدود و بسیار لاک‌پشتی خود خارج شده است. سالیانه در مورد ملاصدرا یا سهروردی یا اندیشه سیاسی در اسلام هزاران کنفرانس، مقاله و کتاب به زبان‌های گوناگون تولید می‌شود. متاسفانه در علم سیاست در ایران تولید دانش به خصوص به زبان انگلیسی و عربی چندان بالا نیست. ترجمه‌ها و حتی متون تحلیلی علم سیاست به دست روزنامه نگاران، روشنفکران، ادیبان و فیلسوفان است و متون تخصصی هنوز جایگاه آکادمیک خود را پیدا نکرده است. یکی از بزرگترین ضعف‌های آموزش علم سیاست در ایران که نزدیک به 100 و اندی سال از پایه‌گذاری رشته آن می‌گذرد نداشتن زبان تخصصی در داخل و ارتباط برقرار نکردن با خارج است. تعداد اساتید علم سیاست دعوت شده از خارج به ایران و از ایران به خارج بسیار کم است و اغلب از ایران می‌روند و نمی‌آیند. اساتید و دانشجویان علم سیاست در زبان انگلیسی و یاد داشتن یک زبان بین‌الملل ضعیف عمل می‌کنند و تولید دانش در این مورد کم صورت می‌‌گیرد. در حالی که آموزش علم سیاست در دانشگاه‌ها این مهم را باید مورد توجه قرار دهند.

7- ضعف دیگر آموزش علم سیاست در ایران مربوط به ارتباط نداشتن با مراکز قدرت است. اساتید می‌بایست دانشجویان را به شهرداری، فرمانداری، استانداری، سفارتخانه‌ها، وزارت‌ امور خارجه و... معرفی کنند. گرفتن طرح پژوهش از نهادها و موسسات و آشنا کردن دانشجویان با قدرت رسمی کشور وظیفه اساتید علم سیاست است. اساتید باید کلاس‌های خود را در میان نمایندگان مجلس، نظامیان و سرداران و وزیران و سفیران تشکیل دهند و آنها را برای درس دادن جلسه‌ای درکلاس‌ها دعوت کنند. دانشجویان باید از نزدیک قدرت و نهادهای رسمی جمهوری اسلامی را درک کنند و بتوانند زبان آنها را درک کنند و برای کشور مفید باشند. اکنون پایان نامه‌ها و اغلب طرح‌های پژوهشی در دانشگاه‌ها خاک می‌خورد و ارتباطی میان نهادهای قدرت و دانشکده‌های علم سیاست وجود ندارد. هنوز علم سیاست زیر سیطره حقوق و علم اقتصاد است و نتوانسته مستقل و کارآمد به سمت نهادهای قدرت حرکت کند. کاربردی شدن علم سیاست به لحاظ ظاهری و ابزاری جز در پرتو ارتباط با مراکز قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی امکان‌پذیر نیست.

8-ضعف دیگر آموزش علم سیاست در ایران ترجمه‌ای بودن و ارتباط برقرار نکردن با سنت‌ها و فرهنگ بومی ایران و اسلام است. اغلب متون علم سیاست در ایران ترجمه است و دانش بومی متناسب با هستی شناسی، روش شناسی و معرفت شناسی ایرانی در حال تولید شدن با کمیت و کیفیت پایین است. ایران همانند همه کشورهای جهان دارای فرهنگ، ویژگی‌های خاص تاریخی، جغرافیایی و مذهبی است که این مورد در حکومت جمهوری اسلامی اهمیت بسیار زیادی دارد. متاسفانه علی‌رغم اینکه اساتید دغدغه‌مند حوزه و دانشگاه بر این مهم تاکید دارند اما هنوز بودجه، نیروی انسانی و پژوهشکده متناسب با این هدف را ایجاد نکرده‌اند. حوزه علمیه و محققان علوم الهیات، فقه، عرفان و حکمت علی‌رغم اینکه علوم انسانی و سیاسی را نقد می‌کنند بسیار کم‌تر از محققان علم سیاست در این زمینه اثر و کار پژوهشی تولید کرده‌اند. برای کاربردی شدن نباید بومی گرایی را به عنوان یک قالب از پیش‌تعیین شده و مشخص از بالا به پایین مورد توجه قرار داد بلکه باید به عنوان فرصت‌سازی و احترام به عقاید و دیدگاه‌ها به این عرصه نگاه کرد.

9- آخرین مبحث در مورد آموزش علم سیاست در ایران انتقال تجربه‌ها و سازمان دهی راهکارها به قصد اصلاح روش‌های تدریس است. البته در این زمینه انجمن علمی علوم سیاسی تاکنون نشست‌ها و کارگروه‌های بسیار تخصصی‌ای برگذار کرده است و در این زمینه پیشرو است. اما به نظر می‌رسد برای حل کردن شیوه‌های آموزش توده‌ای، جزوه‌ای محور، متکلم وحده گونه، تستی و محفوظاتی در ایران استفاده از تجربه و دانش جمعی و انتقال آن مناسب‌تر است.