http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=1054

پروژه‌های آینده شناسی برای خروج از تحریم نفتی


نویسنده : علی اسلامی



تحریم همیشه بر شانه‌های اعتبار و بازنمایی سوار می‌شود. ممنوع کردن دیگر کشورها از رابطه برقرار کردن با ایران نمی‌تواند به ذات خود دارای ضمانت اجرایی حقوقی، عقلانی یا انسانی باشد اما هرچه اعتبار کشورهای تحریم کننده بیشتر باشد و از سوی دیگر بتوانند آن را به خوبی بازنمایی کنند بهتر به اهداف خود دست پیدا می‌کنند. منافع انسانها با یکدیگر برخورد می‌کند و دارای تعارض‌های ذهنی و ساختاری می‌گردد که دیپلماسی و مذاکره برای حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات را دور از دسترس قرار می‌دهد. از زمانی که جمهوری اسلامی ایران پایه گذاری شده است و اهداف خود را برخلاف رویه‌های ماتریالیستی لیبرالها و سوسیالیست‌ها دنبال می‌کند و در عمل سعی در حمایت و تقویت سیاستمداران، کشورها و جریانهای اسلامی شیعی دارد، کشورهای زیادی از اعراب منطقه تا همسایگان ترک و پاکستانی و کشورهای غربی و... سعی دارند متفاوت بودن جمهوری اسلامی را مخاطره آفرین و تهدیدکننده نظم و امنیت بین الملل به تصویر بکشند. آنقدر بر خطر ایران تاکید و اسلام سیاسی شیعه را خطرناک بازنمایی کردند که از اندیشه‌های رشد یافته اهل سنت و اسلام سیاسی در کشورهای عربی غافل شدند و به زودی تروریسم تا قلب اروپا و آمریکا پیشروی کرد. پرونده هسته‌ای ایران نیز در این راستا تعریف شد که از منظر آنها داشتن یک بمب و کلاهک هسته‌ای برای ایران به اندازه هزاران بمب و کلاهک هسته‌ای کشوری دیگر بود چرا که ایران را رادیکال به تصویر می‌کشند. در این میان مذاکرات نیز ادامه پیدا کرد اما فرآیند دیپلماتیکی که بدون قبول پیش فرض‌های یکدیگر در ترکیه، عراق و روسیه دنبال شد راه به جایی نبرد و نهایتا تحریم‌ها از بانک، تسهیلات نظامی و هواپیما و بیمه به سمت نفت سرازیر شد. غرب تصور می‌کند که اقتصاد ایران به شدت به نفت و صادرات آن وابسته است و اگر بتواند در این شرایط، عبور و مرور، خرید و فروش، قراردادها و همه فعالیتهای بین المللی صدور نفت ایران را کاهش دهد می‌تواند اثرات فقر، نابرابری، تورم و بیکاری در ایران را افزایش داده و نارضایتی عمومی را رقم بزند که منجر به گسترش اعتراضات و فشار در جهت تغییر رفتار یا ساختار در داخل گردد. اما اینکه شرایط تحریم اقتصادی و ایجاد مانع در برابر صادرات نفت چرا به وجود آمده است و چه راهکارهایی برای خروج از این بن بست وجود دارد ذهن نویسنده مقاله را به خود مشغول کرده است. ما چگونه می‌توانیم وضعیت موجود را تحلیل کنیم و راه حلی را برای خروج از آن بیندیشیم؟ برای این منظور به سراغ پنج تئوری شناخته شده در روابط بین الملل می‌رویم تا بتوانیم از درون آنها چرایی ایجاد تحریم نفتی و راه حل‌های خروج از این وضعیت را به صورت پروژه‌های آینده شناسی مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

واقع گرایی:

از منظر واقع گرایی ایران نیز همانند اغلب واحدها و بازیگران سیاسی به دنبال تولید، حفظ و افزایش توان و اثرگذاری خود در روابط بین الملل است. بر این اساس جغرافیا، منابع و نیروی انسانی ایران به خصوص در پیوند با نفت و اورانیوم این امکان را به ایران داده است که تبدیل به یک قدرت منطقه‌ای شود. با وقوع انقلاب اسلامی، مشارکت سیاسی و اجتماعی در ایران افزایش یافته است، سطح سواد و بهداشت و امکانات رفاهی و رسانه‌ای به همراه شهرنشینی افزایش پیدا کرده است. ایران اکنون قدرتی نیمه پیرامونی در منطقه به حساب می‌آید. کاملا طبیعی است که پیوند نفت با ایدئولوژی توان بازیگری ایران را افزایش داده است. خاورمیانه در منظر واقع گرایی، قلب انرژی دنیا است و جهان به خصوص آمریکا قبول نمی‌کند که ایران از حالت نیمه پیرامونی به کشوری مرکزی تبدیل شود. اگر ایران به انرژی هسته‌ای و غنی سازی اورانیوم دست پیدا کند تبدیل به یکی از 10 کشور اثرگذار دنیا می‌شود و در بازی قدرتهای بزرگ خود کشوری اثرگذار مطرح می‌شود. بنابراین آمریکا و غرب نمی‌خواهند در این منطقه کشوری قدرتمند شکل بگیرد به خصوص اینکه ایران به لحاظ فرهنگی، نیروی انسانی و سابقه تمدنی پتانسیل تبدیل شدن به قدرت مرکزی را دارد. یکی از راهکارهای ضعیف نگه داشتن ایران، انزوای ایران و ایجاد ائتلاف بین المللی بر ضد ایران است. بنابراین تحریم گزینه‌ای در برابر قدرت یابی ایران می‌باشد. از منظر واقع گرایی ایران نیز باید به دنبال تداوم قدرت خود باشد. ایران سه راهکار را می‌تواند دنبال کند. اول اینکه به فرآیند دیپلماسی و مذاکره به عنوان ابزار نگاه کند و سعی کند با کشدار کردن و طول دادن مذاکرات وقت بخرد که تنها در این صورت می‌تواند بقا و موجودیت خود را حفظ کند. راه حل دوم رابطه برقرار کردن با آمریکا است. ایران اگر با آمریکا وارد بازی سیاسی رسمی شود و روابط خود را با غرب عادی کند، که البته مستلزم این است که در رفتارهای منطقه‌ای خود تجدیدنظر کند به راحتی می‌تواند تحریم‌ها را کنار بزند. راه حل سوم نیز ایجاد یک اتحاد استراتژیک با چین و روسیه است. اتحاد استراتژیک امنیتی و سیاسی می‌تواند ایران را از تحریم اقتصادی و تهدید نظامی دور نگه دارد. واقع گرایی رویکردی بسیار خشک اما نهایی و کارآمد است که البته به بسیاری از مبانی و پیش فرض‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی برخورد می‌کند. این راه اولین و ساده ترین راه دور زدن تحریم‌ها است؛ کاری که مصر، ترکیه یا مالزی در دوران اخیر در حال انجام دادن آن هستند.


آرمان گرایی:

آرمان گرایان چنین تحلیل می‌کنند که ایران به این علت تحریم شده است که در مقابل بسیاری از آرمانهای غرب و آمریکا مانع تراشی می‌کند. پایان تاریخ و ایدئولوژی نئولیبرالیسم بر همه دنیا سایه افکنده است. موجهای دموکراسی، کشورهای دنیا را تغییر داده‌اند. حقوق بشر به استاندارد و منطق رفتاری بشر در سراسر دنیا تبدیل شده است. همه کشورها عرف، آداب، حقوق و سازمانهای بین المللی را به رسمیت می‌شناسند اما ایران هنوز این رویه را قبول ندارد. ایران در حال جنگ با منطق و استاندارد جهان غرب است. آرمان‌های اسلام شیعی ایران، سازمانهای بین المللی را ابزار دست قدرتها می‌داند و حقوق بشر و دموکراسی را بازی زبانی قلمداد می‌کند. طبیعی است که تحریم‌ها در این فضا به وجود آمده است که ایران را مجبور به تغییر رفتار و همکاری با نهادهای بین المللی بنماید. آرمان گرایان می‌گویند در صورتی ایران می‌تواند از لیست تحریم‌های بین المللی خارج شود که کشوری شود مدافع حقوق بشر و به اصول و ارزشهای غربی توهین نکند. اگر دولت در ایران کوچک شود، حقوق بشر رعایت شود، قواعد دموکراسی به رسمیت شناخته شود، احزاب، اصناف و گروههای غیردولتی فعال باشند و ایران به سازمان تجارت جهانی بپیوندد در این صورت خود به خود تغییر رفتاری صورت گرفته است که در پی آن تحریم‌ها لغو خواهند شد. رویکرد آرمان گرایی به تحریم‌ها نیز بسیار کلی، شعاری و تا مدتی غیرعملی است چرا که ایران نیز به راحتی تغییر رفتار نمی‌دهد.

سازه انگاری:

به اعتقاد سازه انگاران ایران به سمت تحریم‌ها پیش می‌رود به خاطر اینکه مشکل از سازمانهای ذهنی و روایت‌های است که فهم‌ها را به سمت درگیر شدن پیش می‌برند. اگر ایران و کشورهای غربی به خصوص آمریکا به سمت دیپلماسی نمی‌روند و نمی‌توانند با یکدیگر مذاکره کنند به این خاطر است که فهم مشترکی شکل نمی‌گیرد. در واقع فضای بین الاذهانی آنها به شدت دور از یکدیگر است. با آنکه ایران کشوری پیشرفته است که اصول دموکراسی و مردم سالاری دینی در آن سابقه دارد و به لحاظ استانداردهای کمی و کیفی از همسایگان خود بالاتر است اما منطق بازنمایی رسانه‌ها تصویر ایران را بسیار منفی و خلاف واقعیت نشان می‌دهد. در واقع ایران قربانی هویت ترسیم شده خود گردیده است. تحریم‌ها به علت مغایرت هویت ایرانی اسلامی با هویت غربی آمریکایی شکل گرفته است. از سوی دیگر زبان و منطق آنارشیک در خاورمیانه باعث شده است که ایران نیز با رویکرد امنیتی نگریسته شود. در واقع هیچ گونه هرج و مرجی وجود ندارد و اگر ایران با رویکرد امنیتی مورد تحلیل قرار می‌گیرد و بر سر بقا و تمامیت آن بحث صورت می‌گیرد به خاطر فضای بین زمانی مستقلی است که نتیجه تصویر بین الاذهانی از منطقه خاورمیانه می‌باشد. گفت‌وگو و رسیدن به توافق در شکل آنارشیک روی نمی‌دهد. ایران برای اینکه بتواند از تحریم‌ها خارج شود باید بتواند تصویر منفی خود را سر و سامان دهد. گزارش‌ها را به موقع بفرستد، با دنیا مذاکره کند و از همه مهمتر اینکه دیپلماسی عمومی خود را در قالب استفاده از رسانه‌ها تقویت کند تا سازه‌های منفی که از ایران کشوری تروریستی ساخته است دور شود. اینکه غرب به جای برخورد فرهنگی، اخلاقی یا برخورد اقتصادی به سمت برخورد امنیتی با ایران حرکت کرده است و از در مخالفت با ایران به قصد تجزیه، فروپاشی و انزوای ایران حرکت می‌کند ناشی از سازه‌های ذهنی و تصویر منفی بازنمایی شده از ایران است که می‌بایست اصلاح شود. البته سازه انگاران بیش از اندازه بر رسانه ها، دیپلماسی عمومی و روایت‌های ذهنی تاکید دارند و بسیاری از واقعیت‌ها و ساختارها را تحلیل نمی‌کنند چرا که در بسیاری از مواقع تصاویر ذهنی و سازه‌ها "معلول" ساختارها هستند نه "علت" آنها.


عملگرایی:

عملگرایی، کلی گویی و تحلیل کلان از علل تحریم‌ها را قبول ندارد. براساس روش عملگرایی همه کشورها به دنبال منافع خود هستند و تصویرهای ذهنی نیز اهمیت دارد اما آنچه در مورد دیپلماسی و روابط بین الملل نقش اساسی را بازی می‌کند، نقش نخبگان و شیوه‌های تکنیکی آنها در مواجهه با موضوعات مهم است. بر این اساس علت اصلی تحریم نفتی ایران به این خاطر است که عرصه سیاست خارجی ایران رها شده است. ایرانیان به لحاظ بودجه، نیروی انسانی و تکنیک‌های صادره از نیروهای متخصص در ضعف اساسی هستند. کمبود نیروی متخصص باعث شده ایران قبل از وقوع یک حادثه فکری نکند و تنها بعد از تهدید و تحریم شدن به فکر این باشد که راه حل چیست. در واقع اصلی ترین عامل تحریم نفتی و اقتصادی ایران در محیط بین الملل کم کاری و غیبت بازیگری فعال ایران در روابط بین الملل است. ایران هنوز سیاست خارجی خود را با اهداف مشخص ملی، سازمانها و نهادهای غیرموازی و نیروی انسانی و بودجه بالا مجهز نکرده و سطح بازیگری ایران زمینه طراحی، اجرا و ارزیابی سیاست خارجی بسیار ضعیف است. طبیعی است زمانی که روابط ایران با کشورهای منطقه و دنیا و به خصوص دیپلماسی چندجانبه ایران با سازمانهای بین المللی و بازیگران قدرتمند ضعیف باشد به انزوا کشیده می‌شود و هر حکمی برای این کشور صادر خواهد شد. عملگرایان به تکنیک و فن دیپلماسی از سوی نخبگان اعتقاد دارند و بر این باورند برای رفع تحریم‌ها باید دیپلماسی چندجانبه و پویایی را به کار برد که بازی چندوجهی و معاملات و معادلات چندمجهولی و چندبعدی را دنبال کند تا در یک بازی پیچیده دیپلماتیک به اعتمادسازی و شفافیت گرایی روی آوریم و همکاری بین المللی و ائتلاف را به نفع خود تغییر دهیم. کار کردن با نهادهای بین المللی و گزارش دادن و فعالیت کردن در سازمانها و نهادهای بین المللی به عنوان عضوی فعال با احترام به قواعد و اصول بین المللی می‌تواند تحریم‌ها را از ایران کنار بزند.


پسامدرنیسم:

پسامدرنیسم رویکردی بسیار نقادانه، رادیکال اما عمیق و راست گراست. براساس روایت پسامدرنیسم علم و آگاهی در ارتباط با قدرت شکل می‌گیرد. حتی بسیاری از تئوری‌ها و اصول روابط بین الملل نیز در ارتباط با تقویت بازیگران قدرتمند شکل گرفته است. پسامدرنها براین باورند تحریم‌ها به این خاطر علیه ایران شکل گرفته است که در عصر سکولاریستی، ضد متافیزیک و عصر اطلاعات، ایران برخلاف آب شنا می‌کند واز خداوند، وحی، روح، فرشتگان، سنت و مذهب حرف می‌زند. پاکستان، هند، اسرائیل، روسیه، چین، کشورهای اروپایی و آمریکا بمب دارند و بسیاری از آنها NPT را نپذیرفته‌اند اما ایران تحریم و تهدید می‌شود. ایران در طول 400 سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده است اما آمریکا و ناتو به اغلب کشورها لشکرکشی کرده‌اند؛ با این وجود ایران تروریست و ناقض صلح بین الملل نام گذاری می‌شود. آمریکا، عربستان، یمن، بحرین و بسیاری از کشورهای عربی و مسلمان را به خاطر همکاری و یک صدا بودن با خودش رها کرده است و از رژیم‌های دیکتاتور آنها حمایت می‌کند. اما ایران را که سابقه 100 ساله مشروطه و حکومت دارد به نقض دموکراسی و حقوق بشر محکوم می‌کند. پسامدرنها می‌گویند که موقعیت جغرافیایی و انرژی ایران حساسیت برانگیز است و چشم طمع بسیاری به دنبال آنهاست. از هر ابزار، رسانه، تئوری و سیستمی استفاده می‌شود که ایران کشوری عقب مانده و غیرقابل کنترل به تصویر کشیده شود. بنابراین تئوریهای روابط بین الملل نمی‌توانند بدون پیوند با قدرت برای ایران راهکار تجویز کنند. پسامدرنها می‌گویند ایران باید رفتار خود را غیرقابل پیش بینی و مبتنی بر عدم قطعیت نماید. براین اساس ایران نباید فریب بازیهای زبانی را بخورد بلکه باید با حفظ ایدئولوژی به سمت شکستن فضا حرکت کند و نگذارد به راحتی تمایز و تضادش که منجر به خلق قدرت برای ایران شده است نابود شود.

- همانطور که بحث شد این تئوری‌ها می‌توانند گزاره‌های از واقع گرایی بسیار کارآمد اما خشک، تا پسامدرنیسم بسیار عمیق اما رادیکال را مطرح کند. در یک سوی سناریو تحلیل و راهکار واقع گرایی وجود دسناریوهای احتمالی رفتار در برابر تحریم‌هاارد که فقط به کارآمدی فکر می‌کنند و برایشان آینده و برون رفت ایران اهمیت دارد. از سوی دیگر طیف پسامدرنها قرار دارند که رسواسازی قدرت برایشان اولویت دارد. هرکدام از این رویکردها و تئوری‌ها وضع موجود و امکانهای برون رفتی را ترسیم می‌کنند که می‌تواند برای عملی و کارآمد باشد

چگونه می‌توانیم وضعیت موجود را تحلیل کنیم و راه حلی را برای خروج از آن بیندیشیم؟ برای این منظور به سراغ پنج تئوری شناخته شده در روابط بین الملل می‌رویم تا بتوانیم از درون آنها چرایی ایجاد تحریم نفتی و راه حل‌های خروج از این وضعیت را به صورت پروژه‌های آینده شناسی مورد نقد و بررسی قرار دهیم.