http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=1063

در دیپلماسی از نوع ایرانی آن نوعی متافیزیک حاکم است که نگاه آرمانگرایانه در آن بسیار به چشم می‌آید. دیپلماتهای ایرانی با توجه به انسان آرمانی که در ذهنمان وجود دارد به روابط بین الملل هم به عنوان عرصه‌ای برای پیام رسانی الهی استفاده می‌کنند. تمام متفکران غربی از هابز و لاک تا والتز معتقدند که انسانها محدود هستند و بیشتر به دنبال قدرت هستند اما ایرانیها برعکس به انسان نگاه دیگری دارند و انسان را دارای بعد دیگری می‌دانند که جدا از لذت و قدرت است و الزاما این نوع نگاه در فرآیند دیپلماسی و مذاکرات بسیار تاثیر می‌گذارد. دومین پارامتری که در دیپلماسی شرقی مهم است این مساله است که برای ایران بازنــمایی دیــپلماسی بـسیار مـهم
است.اینکه ایران در محیط بین الملل به دنبال وجهه سیاسی است و می‌خواهد در افکار عمومی داخل و خارج به عنوان چهره مطرح در تمام حوزه‌ها شناخته شود. همین نگاه حیثیتی باعث می‌شود که همیشه به دنبال حماسه و الگو بودن در جهان باشد و این نوع نگاه در مذاکرات بسیار چشم گیر و قابل توجه است.سومین عاملی که در دیپلماسی از نوع ایرانی آن دیده می‌شود، این است که به دست آوردن قدرت، لذت و ثروت در حاشیه است و هیچگاه به عنوان متن شناخته نمی‌شود. ما ایرانی‌ها حتی در رفتارهای شخصی خود به دنبال اخلاق و معنویت و ارزشهای انسانی هستیم و این رفتار در مذاکرات و فرآیند دیپلماسی نمود پیدا می‌کند و نمود قدرت و ثروت در فرآیندهای دیپلماتیک ایران محدود است و این هم رابطه معناداری با فرآیند مذاکرات و نوع تحریم‌ها دارد.آخرین مساله‌ای که در آداب دیپلماتیک شرقی و خصوصا ایرانی آن وجود دارد این مساله است که دیپلماسی در ایران رویه مشخصی ندارد و مراکز تصمیم گیری در ایران نهادینه نشده است و فرد و طرز فکر اشخاص بسیار تاثیرگذار است. اینکه در دستگاه دولت چه کسی بر مسند نشسته باشد و چه رویه و رویکردی به مسائل بین المللی داشته باشد بسیار مهم است در حالیکه در بسیاری از کشورها رویه نهادی است و هر فردی در این نهاد قرار بگیرد، تز نهاد را دنبال می‌کند اما در ایران رویه فردی است و با تغییر افراد فرآیند مذاکرات تغییر می‌کند. همه این اصولی که در آداب دیپلماتیک شرقی وجود دارد در تضاد با نوع غربی آن است. غربیها با انتقاد از این رویه ایرانی ها، آنها را متهم به مخفی کاری و عدم قطعیت در کارها می‌دانند. زیرا غرب و خصوصا آمریکایی‌ها در مذاکراتشان بسیار حسابگرانه و صریح برخورد می‌کنند؛ برخلاف دیپلماتهای ایران که با تکیه بر عوامل متافیزیکی و نگاه آرمانگرایانه به مسائل بیشتر به دنبال وجهه سیاسی در دنیا هستند. این تفاوت در آداب دیپلماتیک باعث می‌شود که در بسیاری از موارد مذاکرات ایران و غرب دچار مشکل شوند و تقریبا به بن بست می‌رسند. همیشه نوع نگاه به روابط بین‌الملل و چگونگی فهم آن در روند مذاکرات تاثیر می‌گذارد اما تا آن هنگام که غرب به دنبال تحریم‌ها برای حل مسائل پیش روباشد هیچگاه به نتیجه نمی‌رسد. دو طرف و خصوصا غرب باید قضاوت آداب دیپلماتیک شرق و غرب را به رسمیت بشناسند و با شناخت هویت‌ها سعی کنند که به جای تحریم‌ها راه حل دیگری را برای حل بحرانها شناسایی کنند. تا زمانی هم که غرب به این روند ادامه دهد گزینه‌ای جز تحریم برای غرب باقی نخواهد ماند.یکی از عوامل تحریم نفتی ایران نوع نگاه ایران به روابط بین الملل و تاثیر آن بر سیاست خارجی است. بزرگترین دلیل تحریم نفتی، فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای ایران است که غربی‌ها آن را منفی بازنمایی می‌کنند و همین باعث شدت گرفتن تحریم‌ها از سوی غرب شده است.