http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=147116

موضوع ایران در ربع آخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌و یکم اغلب یکی از محورهای مبارزات انتخاباتی در آمریکا بوده است. حقوق بشر ایران، قضیه سلاح فروختن به ایران، بحران گروگان‌گیری، سیاست‌های خاورمیانه‌ای ایران، طالبان و انرژی هسته‌‌ای اغلب نحوه رفتار آمریکا اینکه بر چه اساسی باید باشد موضوع سخنرانی‌ها، برنامه‌ها و بخشی از آینده سیاست خارجی دولت‌های آمریکایی بوده است. کمتر از دو ماه تا انتخابات آمریکا مانده است ویکی از موضوعات اساسی این است که برای آرامش و آسایش اسرائیل غاصب، مهار کردن ایران در منطقه، جلوگیری از موج تشیع سیاسی در خاورمیانه، تحریم و جنگ علیه ایران، به انزوا کشاندن ایران، جلوگیری از دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای چه برنامه‌ای باید دنبال شود. آیا باید با رژیم‌ سیاسی ایران کنار آمد و پیش فرض‌‌های الهیات سیاسی و اسلام سیاسی ایران را پذیرفت و با نفوذ ایران در منطقه کنار آمد و به همکاری با ایران پرداخت یا باید از طریق دیپلماسی عمومی و برانگیختن شهروندان و معترضان علیه رژیم به صورت نرم و مسالمت‌آمیز حکومت را سرنگون کرد و یا در یک اقدام ناگهانی و سریع جنگ هوایی یا تمام عیاری را علیه ایران انجام داد. سیاست مذاکره و همکاری، تحریم و انزوا، دیپلماسی عمومی و افکار جامعه و جنگ چهار برنامه‌ای است که احتمال انجام شدن آنها در مورد ایران وجود دارد. نامزد لیبرال آمریکا بر مذاکره، دیپلماسی عمومی تاکید دارد و نامزد محافظه کار آمریکا بر جنگ نرم و انزوای ایران.سیاست اوباما در قبال ایران: اوباما اولین سیاه‌پوستی است که به ریاست جمهوری آمریکا رسید و همچون یک نماد سیاسی بدون هیچ حرف و بحث دال و مدلول‌های زیادی را به مخاطبان منتقل می‌کند. لیبرال‌ها و شخص اوباما در مقابل دکترین محافظه‌ کارانی چون بوش‌ روی کارآمدند.

جرج‌بوش و تیم نومحافظه کار او به دنبال رهبری جهان از طریق جنگ پیش دستانه بودند و رفتار سیاسی خود را براساس روایت‌های مذهبی بسیار متعصبانه دنبال می‌کردند.

اوباما تندروی، تعصب و رویکرد دینی در بازیگری بین‌‌المللی را به چالش کشید و خواست وجهه خراب شده آمریکا را بعد از حمله به افغانستان و عراق بازسازی کند. او می‌خواست سیاست خارجی آمریکا را متساهل، عقلانی و طرفدار مذاکره نشان دهد و بر همین اساس بسیار تلاش کرد که به ایران نزدیک شود. او به رهبر ایران نامه نوشت و بارها دیپلمات‌ها و سفیران خود به خصوص در عراق را تشویق به ارتباط نزدیک با ایران کرد. شخصا با مردم ایران صحبت کرد و عید را تبریک گفت؛ با همه این اقدامات، ایران آمریکا را تداوم یک روند می‌داند که به فردبستگی ندارد و هویت جدید و شعار تغییر اوباما را قبول ندارد. اوباما بر دیپلماسی چند جانبه، اقدام به حقوق بشر و حقوق بین‌الملل باور دارد و برای مسلمانان و کشورهای اسلامی در خاورمیانه حساب ویژه‌ای باز می‌کند. سیاست رامنی در قبال ایران: رامنی به گونه‌ای بازگشت رادیکال‌تر به محافظه کاری است. او خود را اهل دین نشان می‌دهد و از صهیونیست‌ها به صورت آشکار دفاع می‌کند به اعتقاد رامنی سیاست آرام و تساهل اوباما در قبال مسلمانان به خصوص در مورد ایران باعث شکست بزرگ سیاست خارجی آمریکا در منطقه می‌باشد. تمام هزینه‌ها و کشتارهای آمریکا در عراق و افغانستان بی‌فایده بوده است و اوباما در حال پذیرش یک شکست می‌باشد. رامنی گزینه حمله به ایران را بسیار مطلوب می‌داند و در بحث اعراب و اسرائیل به شدت از منافع اسرائیل حمایت می‌کند. او می خواهد رهبری آمریکا را به صورت قاطعانه و یکه تاز در دنیا احیا کند و کاری را تیم نو محافظه کاری آغاز کرده بود به اتمام برساند. برای رامنی فضای حاکم شده در کشورهای مسلمان براثر بی‌ادبی به ساحت پیامبر اکرم(ص) به نفع او است چرا که برجنگ و عدم گفت‌وگوی ادیان اشاره دارد و بار دیگر لزوم خشونت را متحمل می‌داند.

اگر اوضاع در دو ماه آینده به صورت فعلی پیش رود و اتفاق خاصی نیفتد احتمال رای آوردن دوباره اوباما بسیار زیاد است. آمریکا به خاطر اقدامات نابخردانه و ریسکی بوش و تیم نو محافظه کار هزینه بسیار بالایی پرداخت کرد. اوباما 4 سال در قدرت بوده است و سیاست‌هایی را آغاز کرده است که مردم آمریکا دوباره به او رای خواهند داد. مهمترین اثر او برگرداندن وجهه عمومی آمریکا در جهان می‌باشد. آمریکا در جنگ عراق و افغانستان که بدون هیچ دلیلی به آنها حمله کرد و براساس تئوری جنگ پیش دستانه سایر کشورها را نادیده گرفت ابرقدرتی متعصب و بی‌منطق جلوه کرد. اوباما به دنبال تغییر این چهره آمریکا بود و تنها در مورد خاورمیانه و قضیه ایران نتوانست موفق شود. ایران خط قرمز و نقطه‌ای است که اوباما نتوانسته است آن را حل نماید. به نظر می‌رسد برای اینکه اوباما بتواند بعد از رای آوردن موفق باشد باید بسیاری از حقوق انسانی و عقلانی ایران را به رسمیت بشناسد. توهین به ادیان و پایه‌گذران مذاهب براساس آزادی بیان پذیرفته شده نیست. حقوق هسته‌ای و علمی ایران و اثرگذاری ایران در منطقه بسیار منطقی و طبیعی است و حضور آمریکا و متحدانش در منطقه‌ای که با خانه آنها هزاران کیلومتر فاصله دارد غیر منطقی است. از سوی دیگر به نظر می‌رسد رامنی به دنبال ایجاد تفاوت می‌باشد. می‌خواهد خود را اقتدار طلب، تندرو و متعصب نشان دهد که هویت هژمونی آمریکا را زنده کند. رامنی یک مترسک است و حتی اگر رای بیاورد از شعارهای خود کوتاه می‌آید چرا که سیاست عرصه شعارهای آرمانی نیست.