http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=147224

دیپلماسی نوعی نامه تازده است. به این معنا که عمل رساندن نامه از یک کشور به کشور دیگر را دیپلماسی می‌گویند. در دوران استبدادی دیپلماسی سران حاکم بود به این معنا که وظیفه نمایندگان دولت‌ها عمدتا بازکردن راه‌های تجاری، انجام فرایند صلح و جنگ و رساندن پیام‌های تبریک و تسلیت و نامه‌های بشارت دهنده و تهدید کننده بوده است. سفیر در فرایند دیپلماسی اغلب متفکری سرشناس و با خانواده، خوش سخن و اشرافی می‌بود که به صورت آینه‌ای به انتقال پیام بدون کم وکاست از یک امپراطور و پادشاه به یک واحد سیاسی اقدام می‌کرد. پیامبر(ص) نیز در دوران زندگی پربرکت خویش بعد از پایه‌گذاری یک جامعه عقیدتی اقدام به رابطه با سایر واحدهای سیاسی از قبیل روم، ایران، مصر، حبشه و... کرد. پیامبراکرم(ص) می‌خواستند پیام خداوند، وحی و اخلاق اسلامی را به گوش دیگران برسانند و آنها را از استبداد، قبیله‌گرایی و رفتار جاهلی و اشرافی نجات دهد. پیام دین اسلام با استفاده از هجرت، جهاد و جذابیت‌های درونی به تدریج در ایران، هند، مصر، قفقاز، آفریقا و حتی اروپا رواج پیدا کرد. از درون پیام‌های اسلام به تدریج نظام‌های سیاسی خلیفه، سلطان محور شکل گرفت که همان مناسبات واقع گرای غیراسلامی را دنبال می‌کردند و از اسلام به عنوان یک ایدئولوژی و اندیشه توجیه رفتارهای سیاسی بهره گرفتند. چالش در دیپلماسی اسلامی زمانی شکل گرفت، که واحد سیاسی از شکل خلافت عثمانی و سلطانیسم صفوی و قاجاری وارد دوره جدید شد. دولت‌های ملی زیادی به وجود آمد، نفت و گاز کشف شد، خلیج فارس و جغرافیای مسلمانان جزو پایگاه‌های استراتژیک غرب شد، اسرائیل در منطقه اسلامی سکنی گزید، عملیات آمریکا و ناتو در کشورهای اسلامی شیوع پیدا کرد، به لحاظ ملی و سیاست‌های گوناگون میان کشورهای اسلامی تفرقه به وجود آمد؛ در چنین شرایطی در اواخر قرن بیستم، ایران، انقلاب اسلامی را ایجاد کرد که دوباره بر دیپلماسی اسلامی پافشاری می‌کرد.

متفکران پایه‌گذار انقلاب و جمهوری اسلامی مثل آیت‌الله مطهری، طالقانی، مفتح، امام خمینی و... به دنبال وارد کردن دین اسلام در روابط بین‌الملل و تبدیل کردن محتوا و شکل دیپلماسی به دیپلماسی اسلامی بودند. ایرانیان بعد از انقلاب اسلامی مرزهای ملی و تعریف منافع ملی براساس نظام وستفالی و کنگره وین را رویکردی واقع‌گرا اما نامناسب دانستند و بر این عقیده بودند که مرزها را باید ایمان مشخص کند. وارد کردن دین در سیاست بین‌الملل و پیاده کردن دیپلماسی اسلامی در ایران بر محوریت چند گزینه استوار بود.

1- کشورهای اسلامی باید اختلافات خود را کنار بگذارند و براساس رویکرد عقیده و ایمان به وحدت برسند. مرزهای ملی نوعی گرایش قومی و ایدئولوژیک غربی است که برای رخنه غرب در جهان اسلام شکل گرفته‌است. حال این وحدت می‌تواند نوعی سازگار یک نظام سیاسی واحد و قوانین واحد داشته باشد و می‌تواند در قالب یک کنفرانس اسلامی یا اتحادیه اسلامی شکل بگیرد. هر اقدامی جهت ایجاد وحدت رویه در جهان اسلام قابل ستایش است.



2- دوم اینکه برای وحدت جهان اسلام باید حکومت‌هایی برآمده از شهروندان اسلام سر کار بیایند که می‌تواند بر اثر نوعی قیام اصلاحی یا انقلابی علیه حکومت‌های وابسته، فاسد و دیکتاتور کشورهای اسلامی صورت بپذیرد. حاکم شدن مردم و اصلاح و انقلاب رژیم‌های پدر‌سالار گامی است به سمت اجرای احکام اسلامی که ایران از آن حمایت می‌کند.

 

3- با شکل‌گیری وحدت جهان اسلام با توجه به پتانسیل نفت، گاز، صنعت، معدن، نیروی انسانی و جغرافیای بسیار استراتژیک جهان اسلام به لحاظ علمی و عملی جلوی غرب می‌ایستد. در چنین شرایطی اسرائیل یا از بین می‌رود یا مجبور می‌شود به شهروندان مسلمان احترام گذاشته و شیوه خشونت‌آمیز ظالمانه‌اش را کنار بگذارد. آمریکا، ناتو و غرب نیز از کشورهای اسلامی خارج می‌شوند.

ایران در طول سی‌سال به شکل‌های گوناگون از دیپلماسی‌ اسلامی حمایت کرده است اما در همان سال‌های اولیه برخی شکاف‌های نظری و عملی باعث شد که دیپلماسی اسلامی از وحدت رویه خارج شود و دشمنان بسیاری پیدا کند.

1- ظهور اسلام سنتی در عربستان، پاکستان، افغانستان، اسلام مدنی در ترکیه و مصر، اسلام شیعی در ایران، عراق، لبنان و... که تا حدی با قصدیت‌های درون‌تنی مانع از وحدت جهان اسلام می‌شدند.

2- فروپاشی شوروی و انگشت‌نما شدن اسلام به صورت بازنمایی منفی از نظر و عمل مسلمانان که باعث توجیه حضور غربیان در میان کشورهای اسلامی و داشتن پایگاه و اشغال این کشورها گردید.

3- برآمدن قرائت تعلق‌گرا به شدت تندرو و مطلق‌گرا به شدت تندرو و جهادی از اسلام از یکسو و برآمدن اسلام مدنی و سکولار از سوی دیگر قرائت اسلام شیعی ایران را به حاشیه کشاند به نحوی که این‌دو قرائت دیپلماسی اسلامی را بیان می‌کردند که در مقابل روایت ایران تعریف می‌گردید و حتی گاهی ایران اصلی‌ترین دشمن آن محسوب می‌شد.

بنابراین اکنون دیپلماسی اسلامی به صورت رساندن پیام اسلام به جهانیان و تنظیم سیاست خارجی براساس دستورات اسلام چندین متولی دارد که هریک بر گزاره‌های دیپلماسی اسلامی با توجه به روایت خود می‌اندیشند.