http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=147427

جریان روشنفکری غرب برای رسیدن به آزادی و برابری در اواخر قرون وسطی با موضوعات روش‌‌ها، سیاستمداران و عالمان مذهبی به شدت مبارزه کرد. اروپا، قرون وسطی بسیار تاریکی داشته است که در آن به نام این همه دستاوردهای عقل زیر سوال می‌رفت و اروپا بسیار کشته داد و مبارزه و انقلاب کرد تا توانست هر چیزی را سرجای خودش بنشاند. بدین ترتیب در عقلانیت امروز غرب نوعی اسطوره زدایی و مبارزه با هر امر متافیزیکی دیده می‌شود. اروپائیان با توجه به تاریخ و سابقه خود در قرون وسطی و تجربه بسیار تلخی که از عمومی شدن مذهب دارند، همین نگاه را به سایر ادیان دارند. بی‌دلیل نیست که آنها لیبرال دموکراسی را آخرین دستاورد عقلانیت بشر می‌دانند، پایان تاریخ را با غایت‌های خود خوانش می‌کنند و پیدا شدن بودا، اسلام، کنفوسیوس و سایر روایت‌های دینی را عامل برخورد تمدن‌ها می‌دانند. براساس ذهنیت سکولار و استقرایی اروپا هر چه بنیادین، الهیاتی و مذهبی است سریع باید مورد نقد قرار گیرد. این رویکرد به طرف سینما، فیلم، موسیقی و بسیاری از شاخه‌های هنر، ادبیات، فلسفه و... کشیده می‌شود و موضوعات اسطوره‌ای و مذهبی به چالش کشیده می‌شوند. در حالی که بسیاری از مسلمانان اصلا قرون وسطی تاریک و خرافه‌ای اروپائیان را نداشتند و اسلام برای آنها دین عقلانیت و زندگی بوده است به ناگاه با فیلمی مواجه می‌شوند که براساس ذهنیت اروپایی و غربی پیامبر عزیز اسلام را بازنمایی بسیار منفی و بی‌ ادبانه کرده است.

روشنفکران و سازندگان فیلم سوال برایشان ایجاد نشده است که چگونه پیامبری که بیش‌از 1 میلیارد طرفدار دارد وجوه مثبت شخصیت او بسیار زیاد است و اخلاق او جذابیت‌هایی داشته است که تا قرن بیست‌ویکم تداوم پیدا کرده است. مسلمانان در مواجهه با این بی‌ادبی یکسان عمل نکردند و واکنش‌های گوناگونی انجام دادند. در ابتدا گروه‌های تندرو غرب و نظام سرمایه‌داری را مسوول دانستند و در لیبی به کنسولگری آمریکا حمله و کشته و زخمی به جای گذاشتند. برخی از کشورها تظاهرات کردند و برخی از مقامات مسلمان نیز اسرائیل و آمریکا را مسوول دانستند. برخی از مسلمانان جواب روشنفکرانه دادند و با موسیقی، فیلم مقاله و... در صدد واکنش بر آمدند. برخی نیز سکوت کردند و جواب بی ادبی را با بی‌توجهی دادند.

در این میان جمهوری اسلامی ایران اعتقاد دارد که مسوول اینگونه روایت‌های بی‌ ادبانه در شاخه‌های هنری رویکرد اندیشه‌ای ضد اسطوره‌‌ای و سکولار غرب است که اجازه تجاوز در قلمرو هنری، فلسفی، سیاسی و نظامی را به جهان غرب داده است. براساس کدام فلسفه و مکتب و آمریکا و کشورهای غربی حق دارند که به مقدسات و باورهای مسلمانان توهین کنند و در کشورهای مسلمان حضور نظامی داشته باشند. مسوولیت اصلی این توهین‌ها و اقدامات تجاوز گرایانه براساس تمامیت خواهی و حضور مستقیم در کشورهای خاورمیانه و مسلمان است. آمریکا افغانستان و عراق را اشغال کرد و در امور مصر، بحرین، یمن، تونس، لیبی‌ و... دخالت می‌کنند. رسانه‌های جهان سرمایه‌داری هجوم و تجاوز آمریکا را با روایت‌های حقوق بشر و دموکراسی و دفاع از حقوق زنان مخفی می‌کنند اما واقعیت آن است هرچند سران آمریکا فیلم بی‌ادبانه در مورد پیامبر را محکوم می‌کنند اما حضور آنها در کشورهای اسلامی همان بی‌ادبی است. شاید آمریکا و کشورهای غربی باور نداشتند که در لیبی چنین شود چرا که با هزینه‌های زیاد با موشک و بمب و هواپیما لیبی را آزاد کردند اما به ناگاه تیراندازی به کنسولگری آمریکا و کشته شدن سفیر شوک بزرگی را به جریان آرام تاریخ وارد ساخت. خاورمیانه و کشورهای اسلامی به شدت از اقدامات تجاوزگرایانه آمریکا نفرت دارند. درعصر اطلاعات نمی‌توان به راحتی منطق مدرن و پسامدرن غربی را با خودخواهی و زور ایدئولوژیک به دنیا تزریق کرد. دموکراسی، حقوق بشر و حقوق زنان از بالا به پایین و با قصدیت‌های غربی امکان اجرا ندارد. مسلمانان برای خود تکنیک‌ها و امکان‌های زندگی دارند که تنها در متن زندگی آنها و با احترام به اصول مسلمانان می‌توان دموکراسی و سایر مفاهیم را پیاده کرد. آمریکا در یمن و بحرین و کویت و عربستان پایگاه دارد به علت پیوند منافعش با دیکتاتورهای این کشورها از شورش عمومی و مطالبات بر حق مردم این کشورها حمایت نمی‌کند. مسلمانان انسان‌هایی آبرومند هستند به قصد بردن نفت و گاز آنها و حضور نظامی در کشورهایشان برای حفظ هژمونی جهانی نمی‌توان اسلام عزیز را مورد چالش رسانه‌ای آن هم از نوع بی‌ادبانه قرار داد. حتی جان‌رالز نیز از تئوری کلان لیبرالیستی خود برابر مسلمانان دست می‌کشد و حتی هابرماس نیز ورود دین به عرصه عمومی را به رسمیت می‌شناسد. آمریکا و غرب با رویکردهای نابه‌جای خود تنها تروریسم و بنیادگرایی را در منطقه رواج می‌دهند. امروز در روسیه، لیبی، مصر، عربستان امواج بنیادگرایی که قبلا در پاکستان و افغانستان بود دیده می‌شود. آمریکا در ابتدا به قصد مبارزه با شوروی و بعدا مبارزه با اسلام سیاسی شیعه- به بنیادگرایان اجازه فعالیت داد و اکنون یکی از نیروهای اثرگذار در تحولات اخیر شده‌اند به نحوی که نیمی از افغانستان و پاکستان را در اختیار دارد، لابی‌های قدرتمند در مصر و عربستان دارند، عراق را بی‌ثبات کرده‌اند و در پی در دست گرفتن قدرت در لیبی و سوریه می‌باشند. ایران نیز بی‌ادبی به پیامبر اکرم(ص) را مورد نکوهش قرار داد اما در این باره دو نکته باید مشخص شود. اول اینکه تا حد ممکن باید همانند آمریکا و غرب تهاجمی و بی‌ادبانه برخورد نکنیم بلکه شبیه پیامبر(ص) با اخلاق حسنه و بردباری و معرفت جذابیت اسلام را در مدارا و تساهل نشان دهیم. پیامبر زمانی که دیدند آن شخص بی‌ادبی که هر روز به او توهین می‌کرد غیبت دارند احوالش را جویا شد مریض بود به عیادت او رفت. از سوی دیگر باید به دام تندروهای بی‌منطق جهان اسلام نیز نیفتاد چرا که همان گروهی که کنسولگری آمریکا را نشانه رفت چند هفته قبل زیارتگاه‌ها و اماکن مقدس اسلام را به نشانه مبارزه با بت پرستی از بین بردند. ما تجربه طالبان در افغانستان را داریم و در این بی‌ادبی و سایر بی‌ادبی‌های آینده باید مراقب باشیم.