http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=147519

 یکی از ابزارهای بسیار مطلوب و کارآمدی که در سیاست خارجی دولت دهم دیده می‌‌شود استفاده از دیپلماسی عمومی است. دیپلماسی نوعی فن و هنر مذاکره به قصد کشاندن روابط بین‌الملل به سمت صلح به جهت دفاع از منافع ملی است.حال اگر فن و هنر دیپلماسی تاکید اصلی‌اش بر افکار عمومی و توجه به شهروندان یا ملت‌ها باشد خود را در قالب دیپلماسی عمومی تعریف می‌کند. انقلاب اسلامی ایران با توجه به وارد کردن عناصر ارزشی و سازه‌های معناگرا در سیاست خارجی یکی از اصلی‌ترین اهدافش دعوت ملت‌ها و شهروندان جهانی به رویکردهای ارزشی است. از همان ابتدای انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و سیاستمداران ایران اسلامی بر اهمیت ارتباط با ملت‌های جهان تاکید داشتند. دولت احمدی‌نژاد نیز از این استراتژی بهره گرفت و با مخاطب قرار دادن ملت‌ها به خصوص در قالب سخنرانی، کنفرانس، همایش و به خصوص مصاحبه‌های تلویزیونی با شهروندان جهانی و اصحاب رسانه با افکار عمومی به ارتباط پرداختند. حتی در سفر آخر دولت دهم به نیویورک جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، احمدی‌نژاد با رسانه‌های بسیاری دیدار کردند و قسمت زیادی از وقت خود را صرف تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان کردند.

روابط قدرت به خصوص آنجا که قدرت و ثروت را در اختیار دارند و سعی دارند با اغراقی بسیار زیاد به بازنمایی ایران بپردازند دولت ایران را طرفدار تروریسم، ضد حقوق بشر و فرایند صلح خاورمیانه و در حال دست‌یابی به سلاح هسته‌ای باز نمایی می‌کنند. در واقع بسیاری از منتقدان سیاست خارجی ایران که طیف بزرگی از ابر قدرت‌ها نظیر آمریکا و کشورهای اروپایی و... را شامل می‌شود سعی کرده‌اند از طریق فضای مجازی، دانشگاهی و رسانه‌ای به افکار عمومی جهان چنین بازنمایی کنند که ایران کشور خطرناکی است. در حالی که در واقعیت و آنچه به صورت عینی در جریان است ایران تنها از منافع ملی خود دفاع می‌کند و به هیچ کشوری حمله نکرده است. ایران تنها از روندهای علمی انرژی هسته‌ای استفاده می‌کند. ایران به خاطر حمله آمریکا و متحدانش به عراق و افغانستان و حضور غیرقانونی ناوهای آمریکایی در خلیج فارس و تهدید هر روزه اسرائیل و کشورهای دشمن ایران، مجبور است، بسیاری از هزینه‌هایش صرف تجهیزات جنگی و دفاعی شود. در فضای واقعیت و آنچه حقیقت دارد این طور است که ایران تنها در حال دفاع است و این ایدئولوژی و فرهنگ سیاسی مذهبی و ملی‌اش توانایی فراتر رفتن از مرزهای کنونی را دارد. ایران هیچ اقدام نظامی انجام نداده و تازه در چند سال اخیر به بحث دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای برای کشورهای همسایه و جهان توجه کرده است. نفوذ ایران به خاطر برخی واقعیت‌های جذاب فرهنگ و تاریخ‌اش است. در حالی که دستگاه‌های ایدئولوژیک نماد پرداز رسانه‌ای غرب در حال خلق تصویری اغراق آمیز و منفی، جهت ایجاد موج ایران و اسلام هراسی در منطقه هستند. بنابراین دولت می‌تواند در راستای دیپلماسی عمومی تعریف شود که منافع ایران را تامین می‌کند هرچند قدرت بازنمایی ایران ضعیف به نظر می‌‌رسد و برخی از اقدامات زیر را می‌توان انجام داد که قدرت مانور و اثرگذاری ایران در موضوع دیپلماسی عمومی افزایش پیدا کند:

1-اول اینکه علاوه برملت‌ها، بر دولت‌ها نیز باید اثرگذاشت. امروزه هنوز مهمترین و اثرگذارترین بازیگران، دولت‌ها هستند و شهروندان تابع دولت‌هایشان هستند. براساس گزاره‌های اسلامی، مردم بردین ملوک خود هستند. بنابراین دولت ایران باید به عنوان رئیس اجلاس عدم تعهد با کشورهای بیشتری رابطه داشته باشد. تاکید صرف برملت‌ها ما را به اهدافمان نمی‌رساند.

2- از سوی دیگر فرایند ارتباط در دیپلماسی عمومی باید دو طرفه و چند طرفه باشد. تلویزیون و رسانه‌های توده‌ای یک طرفه چندان راهگشا نیست. الزام دیپلماسی عمومی در عصر اطلاعات بهره‌گیری از قدرت تکنولوژی‌های چند طرفه‌ایست که امکان بازخورد و تعامل چند نفره را ایجاد می‌کند. مصاحبه تلویزیونی یکی از ضعیف‌ترین روش‌های دیپلماسی عمومی است.

3- از هنر، معماری، ادبیات، سینما، ورزش و... نیز باید برای ایجاد قدرت نرم و اثرگذاری بر شهروندان جهانی استفاده کرد. امروزه شهروندان جهانی باید به شکلی بسیار هنرمندانه و محترمانه و تا حدی غیرسیاسی مورد خطاب قرار گیرند. جهان امروز بسیار سیاست گریز شده است.

4- از سوی دیگر استفاده از نخبگان و محققان عرصه دیپلماسی عمومی بسیار ضروری است. ایجاد رشته، مراکز پژوهشی و از همه مهمتر فعال کردن بخش دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه و جلوگیری از موازی‌کاری به صورت ارائه نقشه راه دهه‌ای و سالیانه از دیپلماسی عمومی که سازوکارهای تولید دال‌هادر سینما، وزارت فرهنگ، صداوسیما، وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ ارتباطات، جهانگردی، دانشگاه‌ها و... را هماهنگ کند به نحوی که یک غایت و یک روش کارکردی داشته باشند از الزامات است.