http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=147836

روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه تحولات نوینی را در سیاست خارجی همسایه شمال غربی ایران پدید آورده است. حزب عدالت و توسعه که عنوان اسلامگرایی را به همراه دارند مانند حزب اخوان‌المسلمین مصر که قدرت را به دست دارند، در ترکیه قانون اساسی و قوه قضائیه را در اختیار دارند و درصدد اجرای احکام اسلامی هستند. دکترین سیاست خارجی حزب اسلامگرای عدالت و توسعه ترکیه بر نظریه‌ای به نام عمق استراتژیک استوار است. این نظریه برای اولین بار از سوی احمد اوغلو وزیر امور خارجه فعلی ترکیه تدوین و تشریح شد. این نظریه بر این اعتقاد است که ترکیه بایستی سیاست خارجی خود را بر منافع جزء استوار کند و از این طریق به مطالبات کلان دست یابد.

بر همین اساس ترکیه برای گام اول سیاست «به صفر رسیدن مشکلات با همسایگان» را در دستور کار قرار داد. رابطه با ایران، مصر، عربستان و دیگر کشورهای همسایه برای ترکیه مهم شناخته شد و سعی کرد که در این رابطه الگویی برای همگان باشد. ترکیه برای خود اهدافی را تعیین می کرد و به دنبال وحدت جهان اسلام و همچنین هژمون شدن ترکیه و اجرای اسلام مدنی است و همچنین سعی دارد که به عنوان خلیفه مسلمانان در منطقه شناسایی شود.

ترکیه برای عملی شدن این اهداف استراتژی‌هایی را در سال‌های اخیر در پیش گرفت. فعالیت در کنفرانس همکاری‌های اسلامی و مطرح شدن ترکیه به عنوان عضو موثر و همچنین درگیر شدن در مسائل با اسرائیل برای نزدیک شدن بیشتر به اعراب می‌توان نام برد. اینکه بعد از جنگ 22 روزه غزه، اردوغان در یک برنامه زنده تلویزیونی رئیس‌جمهوری رژیم صهیونیستی را به باد تندترین انتقادها گرفت و با میدا‌ن‌دهی به گروه‌های مردمی داخلی امکان اعزام کشتی آزادی 2 ترکیه به سوی غزه را فراهم کرد. این مسائل باعث شد که ترکیه به عنوان کشوری غیرعرب بتواند در میان مردم عرب زبان جایی برای خود باز کند. در زمینه بیداری اسلامی نیز ترکیه از جمله کشورهایی بود که از انقلاب‌های مردمی حمایت می‌کرد و خروج دیکتاتورها را به فال نیک می‌گرفت.

اما نقطه ضعف و اشکال ترکیه در قضیه سوریه بود. سوریه که به عنوان یکی از کشورهای محور مقاومت شناخته می‌شود از ابتدای درگیری‌های داخلی با بی‌مهری ترکیه مواجه شد. مجموع موضع‌گیری‌های ترکیه در قبال تحولات سوریه و همچنین تماس‌های علنی بعدی برای مثال تماس‌های اوباما و اردوغان درباره سوریه نشان داد که ترکیه کاملا با آمریکا هماهنگ بوده است و این برای کشوری مثل ترکیه که داعیه هژمون بودن منطقه را دارد گران تمام می‌شود. همچنین به علت نزدیک شدن زیاد با آمریکا و داشتن مواضع همسو با آن کشور باعث شد که از ایران و مواضعش بسیار فاصله بگیرد و اختلافاتشان شدید شود. اینکه در زمینه بحرین و یمن سکوت کرده است و در سوریه به انقلابیون کمک مالی و نظامی می‌کند، از استراتژی مورد نظر ترکیه دور به نظر می‌رسد. اما در پیش گرفتن این شکل از استراتژی خطرهایی را هم برای ترکیه و هم برای دیگر کشورهای همسایه ایجاد می‌کند. اول خطر قدرت‌گیری سلفی‌هاست که در ضدیت با ترکیه، سلفی‌های منطقه به شدت قدرت می‌گیرند از طرفی دیگر به عنوان دومین خطر هجوم مهاجران سوری به ترکیه است که بسیاری از مردم سوریه وقتی فضای کشور را ناامن ببینند به سمت مرزهای ترکیه می‌آیند و از آنجایی که ترکیه نیز از معارضین حمایت می‌کند پناه آوردن آنها به مرز بسیار طبیعی به نظر می‌رسد. همچنین این استراتژی باعث قدرت‌گیری کردهای منطقه و اعلام استقلال از سوی آنان خواهد شد که تمامیت ارضی ترکیه و کشورهای منطقه را تهدید می‌کند. اما بزرگترین خطر همان کاهش وزن در روابط بین کشورهای همسایه است و مشکل با آنها را تشدید کرده است. ترکیه که در سیاست خارجی خود به دنبال به صفر رساندن مشکلات خود با همسایگان است، در پیش گرفتن این چنین استراتژی‌‌ای در برابر سوریه به عنوان نقطه ضعف آن شناخته می‌شود. «اینکه با حفظ روابط با غرب، به شرق نگاه کرد» نمی‌تواند کشور ترکیه را به عنوان قهرمان مردم عرب و هژمون منطقه معرفی کند و ترکیه اگر همین روند را در منطقه پیش بگیرد در روابط با کشورهای همسایه دچار مشکل خواهد شد.