http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=1150

داشتن نیروی دریایی یکی از مولفه‌های بازیگران قدرتمند در محیط بین المللی محسوب می‌شود. با افول قدرت بین الملل ایران در اواخر دوره ساسانیان، نیروی دریایی ایران نیز از میان رفت. بدتر اینکه مرزهای ایران از شکل امپراطوری افتاد و قبایل گوناگون با جمعیت‌های رام نشدنی هرکدام تکه‌ای از ایالتهای سرزمین ایران را به دست گرفتند. تنها در زمان صفویه بود که شاه اسماعیل و به خصوص شاه عباس توانستند با ایجاد ایدئولوژی و فرهنگ تشیع، گردآوری نیروی نظامی و فن دیپلماسی بسیار زیرکانه ایران را سر و سامان دهند. در زمان شاه اسماعیل تنگه هرمز و جزایر آن به دست پرتقالی‌ها بود. 14 اکتبر 1515 دریادار پرتقالی به نام آلفونس داآلبو کرکی با داشتن توپخانه و تفنگ، تنگه هرمز و جزایر آن را تصرف کرد. شاه عباس با ارتباط برقرار کردن با انگلیسی‌ها و برادران شرلی در سال 1598 توپخانه‌ای مجهز ساخت و با ده هزار توپچی و 5 هزار عراده توپ با زیرکی و رشادت امام قلی خان موفق شد بندر گمبرون در تنگه هرمز و جزایر آن را از پرتقالی‌ها باز پس گیرد. پرتقالی‌ها 118 سال از سال 913 تا 1031 بر هرمز تسلط داشتند که شاه عباس با سردارش هرمز را به ایران بازگرداند. از آن دوران به بعد انگلیس دوباره حاکم شد تا در دوره معاصر ایران تسلط کامل به دست آورد. تنگه هرمز جزو تنگه‌های بین المللی به حساب می‌آید که 158 کیلومتر طول و 54 تا 180 کیلومتر عرض دارد. 25درصد نفت دنیا و 40درصد نفت نفتکش‌ها از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند. در مورد تنگه هرمز برخی گزاره‌ها نقل می‌شود که می‌توان از زوایای دیگری آنها را بررسی کرد. این مقاله به برخی از رویکردها و پدیدارهای اشتباه در مورد تنگه هرمز می‌پردازد

بستن تنگه هرمز آخرین استراتژی ایران است:

این اولین گزاره اشتباه درباره ایران است. برخی بر این اعتقادند که ایران با داشتن تنگه هرمز می‌تواند اقتصاد بین الملل را دچار بحران سازد. استراتژیک ترین تنگه دنیا تنگه هرمز است چرا که نفت، گاز، سلاح، مواد خام معدنی و... همه از این تنگه عبور می‌کند. اشتباه این است که عده‌ای می‌گویند ایران یک نقطه استراتژیک دارد. موسسات امنیت سنجی و سیاستگذاری مثل رند و امریکن سیکیوریتی بر این باورند که تنگه هرمز و بستن آن آخرین سنگری است که ایران از آن برای دنبال کردن اهداف خود بهره می‌گیرد. باید گفت ایران امپراطوری بسیار بزرگی بوده است که خلیج فارس و دریای خزر موانعی طبیعی بوده‌اند تا به شکل امروزی درآید. در واقع یکی از پایه هایی که باعث شکل دهی به ایران امروزی شده‌اند خلیج فارس و تنگه هرمز است. ایران چهارراه شرق و غرب و جنوب و شمال است. همه نقاط ایران دارای محوریت استراتژیک می‌باشد. آنچه تنگه هرمز را دارای اهمیت کرده موقعیت ایران است. وجود جزایر تنب کوچک، بزرگ، ابوموسی، قشم و کیش و همینطور داشتن معادن گاز و نفت و اورانیوم و سرزمین پهناور چهار فصل به همراه دو دریا در شمال و جنوب ایران، کشورمان را کاملا در موقعیت استراتژیک قرار داده است. تنگه هرمز برای ایرانیان نه یک سنگر که پایه سرزمینی و جزو خاک ایران است.


ایرانیان می‌خواهند تنگه هرمز را ببندند:

اشتباه دوم گزاره‌ای اشتباه است که ایران را کشوری دارای ماهیت اسلام سیاسی و حامی تروریست‌ها می‌داند که قصد دارد به هر شکل ممکن تنگه هرمز را ببندد تا به غرب و جهان سرمایه داری اعلام جنگ کند. اما اگر واقعیت را بنگریم ایران هیچگاه پیش قدم هیچ جنگی در چهارصد سال اخیر نبوده است و قصد ندارد تنگه هرمز را ببندد. ایران مثل عربستان، کویت، قطر و امارات در حال عبور نفت خویش از این تنگه است. این تنگه جزو خاک سرزمین ایران می‌باشد. کشورهای غربی تحریم‌های بانکی، بیمه‌ای و نفتی علیه ایران به بهانه واهی سلاح هسته‌ای را تحمیل کرده‌اند و حال می‌گویند ایران قصد بستن تنگه را دارد. ایران می‌گوید اگر نمی‌گذارید نفت من خریدار داشته باشد و برخلاف قواعد بین الملل در جریان خرید وفروش و بازار جهانی برای ایران ممانعت به وجود می‌آورید ایران تنگه هرمز را به روی نفت و گازی که به سمت شما بیاید می‌بندد. البته ایران تاکنون این کار را نکرده است. نه تنها کشورهای همسایه به راحتی از دریای سرزمینی ایران عبور کرده‌اند بلکه آمریکا و انگلیس و سایر کشورها ناوها، شناورها و زیردریایی‌های خود را از این تنگه به خلیج فارس منتقل کرده اند. ایران هیچ مالیات و حق ترانزیتی از کشتی هایی که عبور می‌کنند نمی‌گیرد. ایران بسیار مسالمت آمیز و با حجب و حیا با کشورهایی که از این تنگه عبور می‌کنند برخورد می‌کند. به همین دلیل برخی پیش بینی کرده‌اند که ایران برای تامین امنیت و ارائه خدمات بهتر و حاکم کردن نظم و کنترل این تنگه حق ترانزیت مشخصی از کشتی‌ها بگیرد. در نظر آورید آلمان، ژاپن، کانادا یا هر کشوری به جای ایران این تنگه را در اختیار داشت چه حق ترانزیتی از کشور ما می‌گرفت.

تنگه هرمز شامل عبور و مرور بی ضرر می‌شود:

این سومین گزاره اشتباه است. ایران قرارداد حقوق بین الملل دریاها را امضا کرده است اما هنوز عضو آن نیست. بر این اساس ایران پذیرفته است که کشورهای مختلف با رعایت موارد تامین امنیت ملی ایران می‌توانند حق عبور و مرور بی ضرر را داشته باشند. زیردریایی‌ها بالا بیایند، کشتی‌های جنگی اجازه بگیرند، ایران حق نظم دهی و تربیت عبور و مرور را دارد و اقدامات جاسوسی، ضد امنیت ملی، ماهی گیری، رزمایش و ... در این تنگه صورت نگیرد.

اما آنچه در حال وقوع است این است که آمریکا، انگلیس و بسیاری از کشورهای دیگر در حال انجام مانور نظامی و عبور ناوها و شناورهای جنگی از این تنگه هستند. آمریکا سه ناو خود را که یکی از آنها اتمی است از این تنگه عبور داده و در خلیج فارس مستقر ساخته است. کشورهای غربی سلاحهای نظامی خود را به مقصد کشورهای عربی از این تنگه عبور می‌دهند. در واقع بسیاری از موارد عبور و مرور بی ضرر در تنگه هرمز به رسمیت شناخته نمی‌شود. 46 شناور جنگی و ناوهای بزرگ در خلیج فارس مستقر است. حتی آمریکا قصد دارد سامانه دفاع موشکی در خلیج فارس مستقر کند. البته همه این موارد با بزرگنمایی ایران به عنوان خطر منطقه صورت می‌گیرد تا پول نفت کشورهایی مثل عربستان، امارات، قطر و... تبدیل به خرید سلاحهای نظامی شود. به عنوان مثال عربستان سال گذشته 150 میلیارد دلار قرارداد رسمی جهت خرید سلاح با آمریکا بست.


ایران را تحریم نفتی کنیم تا از پا درآید:

این یکی دیگر از گزاره‌های اشتباه راجع به تحریم است. پدیدار ملی گرایی ایرانیان همیشه آرزو داشته است که نفت ایران به صورت خام صادر نشود. هرچه نفت و گاز ایران به صورت خام صادر شود ایرانیان به تداوم دولت رانتی و تبدیل شدن به ملت بی هنر عادت می‌کنند. از زمان مصدق ایرانیان در حال تلاش برای توقف صادرات نفت بوده اند. غرب به نفت و گاز ایران بیش از خود ایران نیاز دارد. بنابراین تحریم نفت و بنزین در کوتاه مدت به ضرر ایران و در بلندمدت به نفع نیروی مهندسی و آبادانی ایران است. بسیاری از کشورها از جمله نروژ، آمریکا، چین و... نفت خام خودشان را انبار یا تبدیل به مواد پتروشیمی می‌کنند و آنها را صادر می‌کنند. تحریم نفت از وجهی باعث ماندن نفت خام و استفاده از توان مهندسی و تولیدی ایران می‌شود.


توان نظامی آمریکا در تنگه هرمز بیش از ایران است:

یکی دیگر از اشتباهات، این گزاره است؛ اینکه ایران باید حق عبور و مرور بی ضرر را به رسمیت بشناسد و هیچ گاه تنگه را نبندد و اگر هم این کار را انجام دهد در مقابل توان نظامی آمریکا کم می‌آورد. اول اینکه هرگاه ایران را تحریم کنند و به انزوا بکشانند و از حق مسلم تجارت بین الملل محروم کنند ایران نیز حق دارد دریای سرزمین خود را هر طور که می‌خواهد اداره کند.

هرچند حقوق بین الملل این اجازه را مستقیم نمی‌دهد اما ذکر شده است که اگر شرایط ناامن شود، امنیت ملی ایران زیر سوال برود یا شرایط جنگی پیش آید ایران حق بستن تنگه را دارد. مانورهای نظامی، آوردن ناو جنگی و اتمی، تهدیدهای فراوان همه شرایط غیرعادی را تداعی می‌کند. ایران بسیار صبور و عاقل است و حتی حق ترانزیت نیز نمی‌گیرد و تاکنون تنگه را نبسته است.

از سوی دیگر آمریکا تحمل جنگ دیگر را ندارد چرا که با بحران اقتصادی مواجه است. آمریکا بودجه یا نیروی انسانی و حمایت محیط بین الملل برای حمله به ایران را ندارد. در صورت حمله به خصوص شرایط بعد از جنگ کاملا به خاطر فرهنگ ملی و مذهبی ایران و گستردگی خاک و جغرافیا و توان نظامی به ضرر آمریکا خواهد بود. از سوی دیگر ایران توان بستن تنگه هرمز را دارد. موشک‌های دوربرد که از دل کویر نیز تنگه هرمز را خواهند زد، مین‌های فراوان و همینطور قایق‌ها و شناورهای کوچکی که تبحر بسیار بالایی در جنگ‌های نامتقارن دارند آمریکا را در وضعیت اسفناکی قرار خواهند داد که بدون شک وارد درگیری نظامی با ایران نخواهد شد. خلیج فارس پایگاه آمریکا نیست و ایران همیشه با حضور اشغالگران و کشورهای غریبه در این منطقه مبارزه کرده است. نفت و مواد خام و انرژی و کشتی تجاری و... به قصد معامله و تجارت می‌توانند از تنگه عبور کنند اما از جهان بدون داشتن کمترین مرز به خلیج فارس آمدن و تهدید کردن و مانور دادن عقلانی نیست.

بنابراین تنها هرمز موقعیت استراتژیک ایران نیست. ایران هرچند از برخی سوءمدیریتها و همچنین مسایلی همچون خشکسالی، بلایای طبیعی، تفرقه درونی بین برخی گروهها و برخی تمامیت خواهی‌ها در رنج است اما موقعیتی بسیار مناسب جهت توسعه دارد. از یک سو پل ارتباطی شرق، غرب، شمال و جنوب است و جغرافیای بسیار استراتژیکی دارد به نحوی که ایران هزاران هرمز دارد. چند نکته مهم:

کشورهای غربی ایران را تحریم کرده‌اند و به زور رسانه‌ای و لابی‌های بین المللی قصد انزوای ایران را دارند.

تحریم نفت ایران می‌تواند ایران را به لحاظ داشتن تولیدات قدرتمندتر سازد و از رانتی بودن نجات دهد.

ایران بسیاری از حقوق ترانزیتی و موقعیت بالای خود را در دریای سرزمینی رعایت نمی‌کند و با قدرتهای بزرگ مماشات می‌کند.

ایران توان بستن تنگه هرمز را دارد چرا که تهدیدات مانورها و اقدامات ضدامنیت ملی در منطقه خلیج فارس در حال وقوع است.

آمریکا توان درگیر شدن در جنگ دیگری را ندارد چرا که فضای بین الملل به نفع او نیست و بودجه نیروی انسانی کافی ندارد و در مقابل فرهنگ، جغرافیا و توان و تجربه نظامی ایران قطعا شکست خواهد خورد.

بنابراین در صورت استفاده از توان دیپلماسی و مذاکرات مسالمت آمیز به نحوی که آمریکا و دیگر کشورهای غربی از خلیج فارس (مثل پرتقال زمان شاه عباس) بروند، فرصت‌های بیشماری برای ایران، غرب و کشورهای منطقه جهت توسعه و آبادانی پیش خواهد آمد. جهان اکنون در یک بازی باخت - باخت گرفتار شده است.

ایران را بازنمایی منفی می‌دهند و قصد دارند شمشیر و کلاه خود جنگی به تن او وصل کنند.

گزاره‌ای اشتباه ایران را کشوری دارای ماهیت اسلام سیاسی و حامی تروریست‌ها می‌داند که قصد دارد به هر شکل ممکن تنگه هرمز را ببندد تا به غرب و جهان سرمایه داری اعلام جنگ کند. اما اگر واقعیت را بنگریم ایران هیچگاه پیش قدم هیچ جنگی در چهارصد سال اخیر نبوده است و قصد ندارد تنگه هرمز را ببندد. ایران مثل عربستان، کویت، قطر و امارات در حال عبور نفت خویش از این تنگه است.