http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=22660#148245

مصر کشوری در شمال شرقی قاره آفریقا و یکی از پرجمعیت‌ترین کشورهای آفریقایی و خاورمیانه است. مصر از دیدگاه فرهنگی و سیاسی نیز یکی از مهمترین کشورها در جهان عرب محسوب می‌شود برای مدت‌ها مصر تحت‌الحمایه انگلستان بود ولی پس از جنگ جهانی اول بر اثر فشار مردم استقلال مصر را اعلام کرد. مصر درسال 1945 به عضویت سازمان ملل متحد درآمد و در سال 1954 جمال‌ عبدالناصر به رهبری مصر رسید، ناصر به لحاظ روحیه ناسیونالیستی خود در بین عرب‌ها مشهور است و از آنجایی که به دنبال برابری، عدالت و برداشتن تضادهای طبقاتی است به عنوان یک سوسالیست‌ در جهان عرب شناخته می‌شود. بعد از ناصر، انورسادات به عنوان دومین رئیس‌جمهور مصر تا روز به قتل رسیدنش به مدت 10 سال به عنوان رهبر مصر شناخته می‌شد تا اینکه مبارک به عنوان رئیس‌جمهور نظامی پس از انور سادات به این مقام رسید و تا قبل از قیام مردم مصر به مدت 30 سال به عنوان یکی از قدرتمندترین حاکمان منطقه به شمار می‌رفت. اما در سال 2011 جوانان، زنان و طبقات متوسط مردم مصر به علت استبداد داخلی و فساد دستگاه حاکم و فاصله‌های طبقاتی و قوم وخویش سالاری در حکومت و همچنین بیکاری دست به قیام زدند تا اینکه در 11 فوریه 2011 مبارک از ریاست جمهوری استعفا داد و حکومت را به ارتش واگذار کرد. بعد از انقلاب گروه‌های مختلفی در مصر داعیه حکومت سر دادند. ملی‌گراها، لیبرال‌ها، سوسیال‌ها و اسلامگرایان هر یک به دنبال سهم خود در انقلاب بودند تا اینکه در انتخابات دو گروه اسلامگرایان و بازماندگان ارتش قبل روبروی هم قرار گرفتند و به علت ائتلافی که همه روی اسلامگرایان انجام شد، هم در انتخابات مجلس و هم ریاست جمهوری اسلامگرایان و اخوان‌المسلمین با اکثریت آرا پیروز شدند. مرسی به عنوان اولین رئیس‌جمهور پس از انقلاب مصر به نظر می‌رسد الگوی خاصی برای دیپلماسی و سیاست خارجی ندارد و این نوع رفتارهایش پس از پیروزی مشخص است. مرسی دیدارهایی با پادشاه عربستان و وزیر امور خارجه آمریکا داشته است، در اجلاس سران در ایران شرکت کرده است و دیداری با مقامات ایرانی به عمل آورده است و از طرف دیگر سفر مرسی به ترکیه و شرکت در جلسه حزب عدالت و توسعه همه وهمه بیانگر آن است که مرسی هنوز الگوی خاصی را دنبال نمی‌کند هر چند مشخص است که مصر پس‌ از انقلاب با اسرائیل مشکل دارد و سیاست‌های آن را نمی‌پذیرد اما ارتباط با آمریکا را به علت نیازهای اقتصادی، نظامی و برقراری امنیت بسیار می‌پسندد. اما این شکل از دیپلماسی و سیاست خارجی مصر چالش‌ها و فرصت‌هایی برای ایران ایجاد می‌کند که شناخت آن به هر دو کشور برای برقراری ارتباط بهتر یاری می‌کند. فرصت‌ها و نزدیکی‌هایی که این دو دیپلماسی با هم دارند این است که هر دو گرایشات اسلامگرایانه دارند و هر دو رابطه با اسرائیل را نمی‌پذیرند و آن را نفی می‌کنند. اما نزدیکی بیش‌از حد مصر به آمریکا برای جلب کمک‌های اقتصادی نظامی و امنیتی چالشی اساسی برای ایران ایجاد می کند اینکه مصر پس از انقلاب با مقامات آمریکا دیدار می‌کند نوعی نزدیکی و همکاری دو طرفه بین آنها ایجاد می‌کند. همچنین اینکه مقامات مصری اعلام کرده‌اند که می‌خواهند الگوی ترکیه را در کشور پیاده کنند و به دنبال نوعی اسلام مدنی هستند نیز چالشی در روابط ایران و مصر محسوب می‌شود. از طرفی از آنجایی که بسیاری از جمعیت مصر را سلفیان سنی مذهب تشکیل می‌دهند بنابراین با کشور شیعی مثل ایران دچار مشکل و چالش خواهند شد. روابط ایران و مصر به عنوان دو کشور که دارای منافع مشترک زیادی هستند بسیار مهم و اساسی می‌باشد، هر چند نباید نقش آمریکا را به عنوان متغیر اصلی در سیاست خارجی و دیپلماسی مصر نادیده گرفت اما تا حد امکان باید همکاری‌های منطقه‌ای را افزایش داد تا بتوان نقش عوامل خارجی در تعیین سیاست منطقه را به حداقل رساند.