http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=22684#148442

اوضاع گاهی بسیار آرام است و در اثر تکرار و توالی وقایع شهروندان عادت می‌کنند بر رسوم تاریخی به ارث رسیده عمل کنند. اما گاهی بر اثر ورود آگاهی‌های جدید، تکنولوژی پیشرفته و یا اتفاق در اقتصاد بین‌الملل اوضاع اقتصادی ایران بهم می‌ریزد. به عنوان مثال صد و پنجاه سال پیش به ناگاه سبک‌های کشاورزی، عشایری و تجاری سنتی ایران که در سایه استبداد قومی قبیله‌ای در حال تجربه دوری بودند وارد رقابت با کالا و تکنولوژی خارجی شدند. تجار خارجی آنقدر قدرت داشتند که با نشان دادن جذابیت غرب به پادشاهان ایران کالاهای وطنی و بازار ملی را نابود کنند. مبارزه روشنفکران، روحانیون و بازار با دستگاه‌ حاکمه نتیجه داد و حکومت مشروط شد. ایران در حال گذار از اقتصاد سنتی به مدرن بود و بخاطر ایستادگی و سیاستمداران ایرانی درصد سال پیش‌ جلوی حل شدن اقتصاد ایران در روند استعمار یک جانبه گرفته شد. مشروطه دفاع از تولید و سرمایه ملی بود. با کنار رفتن بعد دموکراتیک و اسلامی مشروطه و تقویت بعد بروکراتیک و ملی‌گرای مشروطه رژیم پهلوی‌زاده شد که با تقویت ارتش از طریق درآمدهای نفتی و وام‌های خارجی به ناگاه اقتصاد ایران به سمت غربی شدن حرکت کرد. فروشگاه‌های زنجیره‌ای، کالاهای خارجی، سبک زندگی و مدهای غیرایرانی باعث شد که بازار و تولیدات کشاورزی ایران به حاشیه بروند. دفاع دولت از شهرنشینی و مهاجرت گسترده مردم از روستاها به شهرها بار دیگر اقتصاد ایران را در برابر هجوم اقتصاد سرمایه‌داری قرار داد. بحران اقتصاد ایران از دهه 40 آغاز شد و هر چه حکومت پهلوی دوم درآمد نفتی‌اش افزایش پیدا می کرد وابستگی‌اش به اقتصاد ملی کم‌تر می‌شد، پهلوی‌ها دوست داشتند شهروندان ایرانی را از سنت و فرهنگ سنتی جدا کنند و جالب اینجا بود که بدون دادن امتیاز سیاسی این اهداف را دنبال می‌کردند یعنی خود را در جهان زیست‌ سنتی و ملی‌گرای سلطنت حفظ می‌کردند و پاسخگو نبودند. انقلاب اسلامی ایران تلاشی بود جهت مقابله با نابود شدن اقتصاد. شکل جمع‌گرای اقتصادی که در قانون اساسی اصل 43و44 شکل داده شد نوعی سیاست‌گذاری به نظام طبقات پایین و حمایت از پا برهنگان بود. اکنون که فرهنگ یارانه‌ها اصلاح شده است، قیمت‌ها به اصل خود بازگشته‌اند اقتصاد ایران در حال تجربه کردن رویارویی کامل با اقتصاد بین‌الملل است. اقتصاد بین‌الملل دارای شبکه‌ بانکی و بیمه قدرتمند و توانمند به لحاظ ائتلاف‌های منطقه‌ای و جهانی است. تنها قدرت اقتصاد ایران نفت و گاز است و پتانسیل‌های بخش صنعت، بازرگانی و معدن و جهانگردی و... به علت تحریم ها و رابطه نامناسب ایران و جهان خاموش مانده است. درآمد شهروندان ایرانی به لحاظ استانداردهای بین‌المللی پایین است اما کنون قیمت‌ها در حال رسیدن به قیمت جهانی به خصوص در بخش مسکن و خوراک هستند. بار دیگر ایران در حال تجربه و برخورد نابرابر با اقتصاد جهانی است. اقتصاد جهانی نیز اکنون در شرایط پس از هزینه‌های جنگ و بحران انرژی شرایط رکود خطرناکی را طی می‌کند. ایران به لحاظ تئوری‌های اقتصادی و فرمول‌های علمی سیاست‌گذاری اقتصادی راهی از پیش نخواهد برد. چاره کار در سیاست است. البته نه سیاست بازی و سیاسی کاری، بلکه چاره کار در علم سیاست است. علم سیاست چند پیشنهاد برای حل نشدن اقتصاد ملی ایران در اقتصاد جهانی دارد.

سیاست داخلی: حاکم شدن جو رقابت و انتخاب شایسته مبتنی بر افراد متخصص و با تجربه به نحوی که فهم از منافع ملی داشته باشند و اصول اولیه علم سیاست را بدانند.

سیاست خارجی: همکاری و تفاهم با دنیا و خارج شدن از انزوا. گفت‌وگو، مذاکره و امتیاز دادن و گرفتن که تنها با شبکه‌ای از متخصصان و متفکران علمی و با تجربه و به صورت کاملا تدریجی امکان‌پذیر است