http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=148650
ترکیه با نام امپراطوری عثمانی در چند دهه گذشته، بخش‌های بزرگی از خاورمیانه و جنوب شرقی اروپا را در دست داشت، تا اینکه در جنگ جهانی اول مورد تهاجم بریتانیا و متحدانش قرار گرفت و این امپراطوری بزرگ از هم پاشید. مصطفی کمال پاشا به دلیل سازماندهی مقاومت ملی علیه دول خارجی قهرمان ملی ترکیه شد و توانست جمهوری ترکیه را در سال 1302 بر پایه جدایی دین از سیاست بنا کند و ملقب به آتاترک شد سال‌ها سکولاریسم مبنای سیاست داخلی و خارجی در ترکیه قرار گرفت، تلاش برای الحاق به اتحادیه اروپا و نزدیکی به اسرائیل از جمله سیاست‌هایی بود که در دوره سکولاریسم در ترکیه رواج داشت. بعد از یک دوران تک حزبی، کودتاهایی در ترکیه به وقوع پیوست که در اثر این جریانات بالاخره حزب اسلامگرای عدالت و توسعه در سال‌های اخیر به قدرت رسیده است و توانسته قانون اساسی را به نفع اسلامگرایان تغییر دهد. اما با توجه به روی کارآمدن حزب اسلامگرا، دیپلماسی ترکیه بر چه اصولی استوار است و چه الگویی در دیپلماسی عمومی را در پیش گرفته است. ترکیه به دنبال اهداف بزرگ خود که رهبری جهان اسلام است در ابتدا به دنبال به صفر رسیدن مشکلات با همسایگان است تا بتواند دوباره منزلت امپراطوری عثمانی را برگرداند. برای این منظور بیشتر به دنبال اسلام مدنی است. اسلامی که نه بنیادگرایی سلفی را داشته باشد و نه اسلام سیاسی شیعه را. ترکیه به دنبال این است که اسلام را در اجتماع پیاده کند بدون آن که وارد سیاست شود که این مدل از اسلام بسیار مورد پسند آمریکاست هر چند که آمریکا با سکولاریسم رابطه‌ عمیق‌تری دارد اما اگر به دنبال کشوری اسلامی باشد سعی خواهد کرد که اسلام در آن کشور به شکل اسلام مدنی باشد نه سیاسی. با این اوصاف، این شکل از دیپلماسی اسلامی ترکیه چه فرصت‌هایی برای ایران ایجاد می‌کند و آیا خطرات یا چالش‌هایی نیز برای ایران دارد یاخیر؟ اولین فرصتی که این شکل از دیپلماسی اسلامی با روی‌ کار‌آمدن حزب عدالت و توسعه برای ایران ایجاد می‌کند از آنجایی که این حزب گرایشات اسلام‌گرایی دارد در روابط سیاسی و اقتصادی با ایران موفق‌تر خواهد بود و نسبت به دوره آتاترک روابط بین دو کشور بهتر و حسنه‌تر خواهد شد. از طرف دیگر ترکیه در قضیه انرژی هسته‌ای، مدافع ایران است و در مذاکرات بین ایران و اتحادیه اروپا به عنوان میانجی عمل کرده است. همچنین این شکل از دیپلماسی اسلامی ترکیه را در کنار ایران و برابر اسرائیل قرار داده است، در حالی‌که در دیپلماسی زمان آتاترک، ترکیه هرچه بیشتر به اسرائیل نزدیک می‌شد و منافع اسرائیل را دنبال می‌کرد. اما این شکل از دیپلماسی اسلامی چالش‌هایی نیز برای ایران ایجاد کرده است. در زمینه فلسطین نیز ترکیه در کنار ایران نیست هرچند که ترکیه رابطه با اسرائیل را کم‌رنگ کرده است اما در زمینه حزب‌الله و جبهه مقاومت در کنار ایران قرار ندارد. در زمینه سیاست خارجی نیز ترکیه دنباله‌رو آمریکا و سیاست‌های آن در منطقه است و چون از لحاظ اقتصادی و نظامی وابسته به آمریکاست به شدت حافظ منافع آن کشور است. دخالت در کشور سوریه و همکاری با مخالفان حکومت مرکزی نیز نشان‌دهنده این مهم است. چالش بزرگ‌تر روابط ایران و ترکیه حمایت از آذری‌های، آذربایجان ایران است که به ترکیه ملحق شوند که ادعاهایی نیز در این زمینه مطرح شده است که با توجه به عرق ملی‌آذری‌ها این ادعاها به سرانجام نرسیده است. در هر صورت کشورهای ایران و ترکیه کشورهای غیر‌عرب منطقه هستند که هر دو گرایشات اسلام‌خواهانه‌ای دارند و باید بیشتر بر روی نقاط مشترکشان تاکید کنند و مراودات اقتصادی و سیاسی بیشتری داشته باشند و ایران نیز باید از چالش‌ها و فرصت‌های دیپلماسی اسلامی ترکیه که توسط حزب اسلامگرا نزدیکی بیشتری با ایران پیدا کرده است، استفاده کند تا بتواند با همکاری کشورهای منطقه امنیت و آرامش را در منطقه برقرار کند.