http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=148752

کشورهای غربی به خصوص آمریکا و اروپای غربی برای دست‌یابی به بازار و از همه مهمتر دست‌یابی به منابع نفت و گاز در خاورمیانه به دنبال ایجاد فرهنگ و جهان‌بینی همسان با خودشان هستند. در ابتدای قرن بیستم حضور مستقیم در منطقه داشتند کمی بعد از دیکتاتورهای وابسته به خود استفاده کردند. هر چه سطح سواد در کشورهای اسلامی بالاتر رفت، مهاجرت به شهرها بیشتر شد و اصلاحات و انقلاب طبقه متوسط علیه استبداد سیاسی مورد حمایت غرب شدت گرفت بنابراین در چنین شرایطی به خصوص بعد از وقایع ابتدای قرن بیستم غرب با استفاده از رسانه، حمایت اقتصادی و حتی نظامی به دنبال روی کار آوردن حکومت‌های لیبرال و سکولار بود. در این میان گاهی سیاست‌های اصلاحی و میانه‌رو در جهان اسلام محکوم به شکست می‌شود چرا که اگر در خاورمیانه همه چیز در جای خود باشد و از سوی دیگر تفرقه میان کشورهای اسلامی از میان برود حضور نظامی آمریکا و متحدانش و حمایت از اسرائیل بی‌معنا خواهد بود. یکی از سیاست‌های رسیدن به اهداف حمایت از جنبش‌های بنیادگراست. آمریکا و اروپا از اندیشه‌ها، سیاستمداران و شیوه رفتار بنیادگرایی در منطقه حمایت می‌کنند چرا که می‌توانند از این جریان استفاده کنند و آن را مشروعیتی بر همه اقدامات خود قرار بدهند. ذات شفاهی، عقب‌مانده، تقدیرگرا و استبدادی خاورمیانه باعث شده است که گروه‌های بنیادگرا پس از انقلاب‌های کرامت در جهان اسلام قدرت زیادی به دست آورند. در لیبی بنیادگرایان به کمین نشسته‌اند تا قدرت را بگیرند. در مصر گروه‌های بنیادگرا فعلا به اسلام مدنی اخوان‌المسلمین رضایت داده‌اند اما منتظرند تا از طریق فتح مجلس به تدریج حکومت را فتح کنند در سوریه بسیاری از تندروهای رادیکال بنیادگرا در قالب گروه‌های سلفی در حال مبارزه با حکومت هستند در افغانستان و پاکستان دولت مجبور است به طالبان باج بدهد تا به بقای خود ادامه بدهد. در هفته گذشته یک دختر 14 ساله فعال در امور زنان و آموزش مورد اصابت گلوله یک فرد طالبانی قرار گرفت. خشونت ترور در جریان‌های بنیادگرا موج می‌زند. حمایت اطلاعاتی پاکستان، اقتصادی عربستان و نظامی و سیاسی آمریکا و متحدانش از تندروهای مذهبی باعث شده است که یکی از آلترناتیوهای منطقه برای رسیدن به قدرت بنیادگرایان باشند.

برخی از ویژگی‌ها میان بنیادگرایان اشتراک دارد

1- هرچند بنیادگرایی ابتدا از احزاب و جریان‌های تندرو مسیحی شروع شد اما گروهی که قرائت نقلی و بسیار سطحی و متنی از قرآن سنت و زندگی پیامبر دارند بنیادگرا خوانده می‌شود. بنیادگرایان نقش عقل، اجتهاد و مصلحت را در تفسیر کم‌رنگ می‌دانند.

2- بنیادگرایان با جامعه مدنی و افکار عمومی مخالفت دارند چراکه در یک برداشت ظاهری و بدون تکنیک واقع‌گرایانه قدرت و اجرای آن را از خداوند می‌دانند بر این باورند که هرگونه اجتماع انسانی دشمنی با خداوند و دستورات اوست، آنها قرائتی حداکثری از اسلام دارند که مخالف جامعه مدنی است.

3- بنیادگرایان در مقابل اغلب جریان‌های احزاب، اصناف و فرقه‌ها هیچ گونه تساهلی ندارند اصل هجرت جهاد و امر به معروف و نهی از منکر آنها را غیرقابل انعطاف ساخته است و این سه اصل را نیز بسیار ساده و نقلی پیاده می‌کنند و از رواداری و احترام به هویت‌های متفاوت طفره می‌روند.

4- بنیادگرایان علیه غرب شکل لیبرالی، مارکسیستی و پسامدرن و علیه اغلب فرقه‌ها از جمله شیعه می‌آشوبند و برای بسیاری از افکار و عقاید مخالف خود حق زندگی قابل نیستند و به خشونت، ترور، ترس‌آفرینی، تهدید و... روی می‌آورند.

5- فرهنگ سیاسی بنیادگرایان به شدت پدرسالارانه و استبدادی است و برای حفظ امنیت و رفاه در جامعه از نیروی مستقیم دولتی استفاده می‌کنند گمان می‌کنند که تنها با کنار زدن حکومت می‌توانند قدرت موثر داشته باشند.

6- بنیادگرایان به حقوق انسان‌ها، زنان و کودکان بی‌توجه هستند و با استفاده از فرهنگ شفاهی درک رسانه‌های جدید را ندارند و تنها از طریق فرهنگ استبدادی، تقدیری و رانتی وقایع را می‌نگرند. در منظومه فکری بنیادگرایان زنان جایگاه بسیار فردی و منزوی‌ای دارند. با توجه به حمایت کشورهای خارجی، باز تولید بنیادگرایی در رسانه‌ها و نقلی بودن فرهنگ خاورمیانه، بنیادگرایان در حال محاصره خاورمیانه هستند.