http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=148839
رفتار سیاسی کشورهای مختلف براساس اصول و مبانی‌ای شکل می‌گیرد که پایه در تاریخ، فرهنگ و تمدن آن کشور دارد. عربستان نیز تاریخ پرفراز و نشیبی که در ابتدای اسلام داشته است و رفتارهای سیاسی خاصی را در فضای بین‌الملل تجربه کرده است. جابری به عنوان یکی از متفکران در کتاب «تکوین عقل عربی» به دنبال پاسخ به این سوال است که عقل عربی چگونه شکل گرفته و ساختار آن چیست؟ جابری عقل سیاسی عربی را بر 3 پایه عقیده دینی، غنیمت و قبیله استوار می‌داند. او معتقد است که نظام سیاسی عربستان برپایه قبیله شکل گرفته است. نظام سلطنتی و قوم و خویش سالاری‌ای که در عربستان وجود دارد دلیلی بر وجود اینگونه نظام سیاسی است. نظام سیاسی قبیله‌ای نظام بسته‌ای است که در آن مشارکت سیاسی ضعیف است و جامعه مدنی شکل نگرفته و هرگونه حرکت‌های مشارکت جویانه در نطفه خفه می‌شود. دومین اصلی که جابری عقل سیاسی عربی را برپایه آن می‌داند عقیده دینی است. همچنین جابری از غنیمت به عنوان سومین پایه که اقتصاد عربستان را می‌چرخاند یاد می‌کند که در گذشته این غنیمت از راه جنگ به دست می‌آمده و امروزه از پول نفت و پول سفری که حجاج به مکه می‌پردازند به دست می‌آید. اما این اصل در عربستان، عقل عربی را شکل داده است اما رفتار سیاسی عربستان برپایه این اصول به چه صورت است؟ عربستان در منطقه به دنبال حمایت از جنبش سلفی است، چون بیشتر مردم عربستان را سلفی‌ها تشکیل می‌دهند. این مورد باعث شده است که رفتار سیاسی عربستان به گونه‌ای باشد که از بنیادگراها و تندروها در منطقه حمایت کنند و این حمایت باعث شود که از تمدن و پیشرفت دور بمانند. دومین اصل در رفتار سیاسی عربستان به علت آنکه عربستان از پشتیبانی مردمی به علت دادن پول نفت به مردم سود می‌برد بنابراین به دنبال یک متحد استراتژیک در منطقه است و هیچگاه نتوانسته است سیاست خارجی مستقلی را دنبال کند به همین علت عربستان در رفتار سیاسی‌اش همیشه به دنبال حمایت آمریکا و متحدانش است.اما این رفتار سیاسی عربستان هرچند که با ایران مشترکات زیادی دارد و در زمینه صدور نفت و اینکه هر دو کشور به دنبال استقرار اسلام سیاسی هستند، اشتراک دارند اما چالش‌های بین این دو کشور نیز کم نیست اینکه هر دو کشور به دنبال رهبری جهان اسلام هستند و همچنین تقابل دو کشور سنی و شیعه و اینکه دو کشور می‌خواهند در زمینه فلسطین نفوذ داشته باشند، تضادهایی را به وجود آورده است. اما چیزی که واضح است این است که با توجه به قرارگرفتن در عصر اطلاعات و بالارفتن آگاهی‌های مردم و رشد طبقه متوسط و تفرقه‌ای که در بین سران حکومت عربستان ایجاد شده است این احتمال بعید نیست که در آینده‌‌ای نه چندان دور در نظام سیاسی عربستان که برمبنای عقل عربی شکل گرفته است، تغییری ایجاد شود.