http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=148937

مفهوم قدرت از مهمترین مفاهیم سیاسی است به طوری که از آن به عنوان جوهر سیاست یاد می‌شود. قدرت سیاسی آن نوع از قدرتی است که یک فرد یا گروه در درون جامعه برای تاثیرگذاری و کنترل زندگی سایر افراد و نفوذ و جذب کردن و با ترساندن آنها به کار گرفته می‌شود و تفاوت آن با قدرت غیرسیاسی تاثیر آن برامر عمومی و جامعه است.

همیشه نگاه‌های متفاوتی به قدرت سیاسی وجود داشته است که یکی از شاخص‌ترین آنها نگاه مکانیکی به قدرت است که این نگاه بین سیاستمداران و سیاستگذاران وجود دارد. مکانیک به معنای اخص‌کلمه به معنی دستگاه، ماشین و سیستم است اما نگاه مکانیکی، نگاه ابزاری به پدیده‌هاست که یک روش علمی نیز هست. اما هنگامی که با این نوع نگاه به قدرت بنگریم از آنجایی قدرت متبلور شده در دولت است بنابراین باید با یک نگاه بیرونی دولت را مانند یک ماشین قدرت نگاه کنیم و سعی کنیم با یک نگاه ابزاری بررسی کنیم که دولت چگونه باید باشد؟ اجزای دولت کدامند و اصلا غایت دولت به عنوان یک ماشین قدرت چیست؟ از آنجایی که در خاورمیانه بسیاری از سیاستمداران و سیاستگذاران مهندسان و پزشکان هستند بنابراین، این نوع نگاه مکانیکی و ابزاری در منطقه خاورمیانه بسیار رایج است آنها قدرت را متبلوردر دولت می‌بینند و برای به دست گرفتن قدرت سعی می‌کنند که در دستگاه دولت نفوذ داشته باشند.

براساس نگاه مکانیکی به غایت سیاست و اینکه سیاست چه اهدافی را دنبال می‌کند، سه نوع نگاه یا به گفته متفکران مکانیکی سه نوع مهندسی وجود دارد:1- نگاه اول مهندسی امنیت است که براساس دیدگاه هابز بررسی می‌شود. هابز انسان‌ها را گرگ همدیگر می‌داند که برای به دست آوردن مطالبات خود به جنگ با همنوع خویش می‌روند. که هابز علت وجودی دولت و غایت آن را ایجاد امنیت متصور می‌شود.

2- نگاه دوم براساس دیدگاه درک مهندسی رفاه است که گامی فراتر از امنیت است و غایت دولت را در فراهم کردن ثروت و بهبود اوضاع اقتصادی و رفاه شهروندان و مردم خویش تعریف می‌کند.

3- نگاه سوم که مهندسی اخلاق است آرمان و حد بالای غایت دولت است که کانت آن را مطرح کرده است که در صورت فراهم شدن امنیت و رفاه دولت می‌تواند غایت خود را براساس اخلاق و حقوق برابر و تساهل و مدارا با همنوعان و در یک کلام جامعه‌ای دموکراتیک و متمدنانه تعریف کند. حال براساس این 3 نوع نگاه به غایت و هدف دولت کلام نوع نگاه در منطقه خاورمیانه پاسخ می‌دهد و شرایط خاورمیانه را بر کلام مهندسی می‌توان تحلیل کرد. در منطقه خاورمیانه به علت حضور گسترده نیروهای خارجی و گستردگی منابع نفتی و همچنین وجود فرهنگ شفاهی و روحیه تقدیرگرای مردم می‌توان براساس مهندسی امنیت تعریف کرد چرا که در منطقه خاورمیانه با وجود اشتراکات زیادی که بین کشورها وجود دارد اما کشورها با پافشاری بر روی تناقضات وحدت خود را خدشه‌دار می‌کنند و با بزرگ‌نمایی اختلافاتی که با همسایه خود دارند به گونه‌ای منطقه را به شکل وضع نخستینی که هابز تعریف کرده بود کشانده‌اند که غایت دولت‌ها براساس امنیت تعریف شود و تا هنگامی که این گام نخستین که همان تامین امنیت است برقرار نشود نمی‌توان به گام‌های بعدی و آرمان‌ها و غایت‌های دیگر دولت اندیشید.