http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=149431

عراق از جمله کشورهای عربی است که مردمش هیچ گاه نتوانستند طعم شیرین آزادی را بچشند. آنها سال‌ها حکومت صدام حسین را تحمل کردند و بعد دموکراسی انتصابی که آمریکا برایشان به ارمغان آورد و حتی بعد از خروج آمریکا نیز نتوانستند آرامش را آنگونه که باید باشد تجربه کنند. در سال 1359 که جنگ ایران و عراق با حمله غافلگیرانه صدام به مرزهای ایران آغاز شد، مردم عراق در جنگ صدمات زیادی دیدند. پس از آن نیز به دنبال یورش ارتش عراق به کویت و جنگ خلیج‌فارس، کشور عراق با تحریم‌های اقتصادی روبرو شد و نهایتا در پی تهاجم نظامی آمریکا و هم پیمانانش در سال 1382، که به بهانه هدیه دادن دموکراسی به مردم آن کشور صورت گرفت، صدام سقوط کرد و عراق چندین سال در دست نظامیان آمریکایی به حیات خود ادامه داد. همه این اتفاق‌ها که تاریخ عراق را شکل می‌دهد به نوعی بر دیپلماسی و رفتار سیاست خارجی تاثیر می‌گذارد. همچنین تعدد قومیت‌ها در عراق و داعیه‌هایی که هر کدام از گروه‌های شعیه و سنی و کردهای عراق دارند باعث شده است که حاکمیت یکپارچه‌ای در عراق وجود نداشته باشد و هر چند وقت یکبار اخباری مبنی بر اختلاف های بین گروه‌های حاضر در عراق به گوش می‌رسد که به تبع دیپلماسی عراق را تحت‌‌الشعاع قرار می‌دهد. از طرف دیگر عراق کشوری است که به دلیل داشتن منابع نفتی و موقعیت سوق‌الجیشی بسیار مورد توجه کشورهای دیگر قرار دارد. ایران به علت اینکه عراق کشوری شیعی است و اشتراکات فراوانی از لحاظ دینی و اجتماعی با ایران دارد سعی می‌کند که روابطش را با این کشور حسنه‌تر کند و حتی بسیار علاقه‌مند است که بسیاری از مذاکراتش با اتحادیه اروپا در این کشور انجام شود و همچنین به علت آنکه بتواند نفوذ آمریکارا در عراق کمرنگ‌تر کند و خاورمیانه را از نفوذ آمریکا خالی کند به دنبال این مهم است. آمریکا نیز به علت منابع بسیار نفتی عراق و همچنین داشتن پایگاه در منطقه سعی دارد که با عراق رابطه داشته باشد تا بتواند در برابر نفوذ ایران آلترناتیوی داشته باشد. عربستان نیز این کشور مهم را فراموش نمی‌کند و قصد دارد که عراق را به عنوان کشوری عربی در اتحادیه عرب به عضویت در آورد تا بتواند قطب اصلی در اتحادیه عرب را با خود داشته باشد. اما عراق به علت اینکه یکبار به دست نیروهای آمریکایی فتح شده است و بعد از آن نیز هنوز نتوانستند استقلال کامل به دست آورند و کشورشان خالی از نیروهای آمریکایی شود، احساس حقارت دارند و این بر دیپلماسی و رفتار سیاست خارجی آن کشور تاثیر خواهد گذاشت. اما ایران و عراق اشتراکات فراوانی دارند اینکه هر دو کشور شیعی مذهب هستند و از لحاظ تاریخی و اجتماعی بسیار به فرهنگ ایران شبیه هستند و همچنین عراق بازار اقتصادی ایران محسوب می‌شود که بسیاری از کالاهای ما در آنجا به فروش می‌رسد و هرم حاکمیتی که این روزها قدرت را در عراق در دست دارند، طرفداران ایران هستند و منافع مشترک را مدنظر قرار می‌دهند. اما با تمام این اشتراکات عراق و ایران اختلاف‌نظرهایی نیز در سیاست‌ خارجی و رفتار بین دو کشور با هم دارند. اول اینکه عراق با اینکه کشوری شیعی است اما جزو محور مقاومت نیست و در قضیه فلسطین، لبنان و حمایت از حزب‌الله رویکردی هم جهت با ایران ندارد. همچنین غرامت جنگی 8 ساله‌ای که از سوی عراق به ایران تحمیل شد سال‌هاست که باید توسط دولت عراق پرداخت شود که عراق از دادن این غرامت خودداری می‌کند. حضور آمریکائیان در عراق و وابستگی نظامی و مالی عراق به آمریکا نیز از نقاط اختلاف بین این دو کشور است که ایران مصممم است که حضور آمریکا در منطقه را به حداقل برساند و عراق سیاست اینچنینی را دنبال نمی‌کند. با تمام این تفاسیر و نقاط اشتراک و اختلاف، دو کشور همسایه باید گذشته تاریخی خود را فراموش کنند تا بتوانند در کنار هم برای آرامش و امنیت در خاورمیانه تلاش کنند.