http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=149838

حمله رژیم صهیونیستی به ایران خبری است که در ماه‌های اخیر چندین بار از سوی مقامات اسرائیل مطرح شده است و هر بار نیز با بهانه‌ای از قبیل تقابل با ایران هسته‌ای و خطرناک بودن ایران سعی دارد که جنگ روانی‌ای به راه بیندازد و اذهان عمومی را از فعالیت‌های غیرصلح جویانه‌اش باز دارد. اما چقدر این تهدیدها می‌تواند چهره‌ای واقعی به خود بگیرد و تا چه حد می‌توان به اظهارات ضد و نقیض دولتمردان و سران رژیم اعتماد کرد؟ و در صورت حمله، چه کسی برگ برنده را در دست خواهد داشت؟ اولین موضوعی که درباره این حمله روشن به نظر می‌رسد این نکته است که رژیم صهیونیستی کمتر از حمله انفرادی به ایران صحبت می‌کند و هر گاه بحث جنگ به میان کشیده می‌شود صحبت از ائتلاف با آمریکا یا کشورهای منطقه برای فتح، بمباران یا حتی حمله به مراکز اتمی پیش می‌آید. هر چند رژیم صهیونیستی در دو تجربه جنگ قبلی خود، خاطره خوبی دارد و در جنگ شش روزه‌ای که میان رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی مصر، سوریه و اردن رخ داد با پیروزی مطلق این رژیم به پایان رسید و همچنین در خلال جنگ ایران و عراق، علی‌رغم اینکه عراق هرگز با اسرائیل وارد جنگ نشد، نیروی هوایی اسرائیل با حمله عراق رآکتور اتمی این کشور را بمباران کرد تا تلاش این کشور را برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای ناکام بگذارد، اما در جنگ با لبنان در سال 2006 که به جنگ 33 روزه معروف شد، هر چند که دو طرف در پایان با آتش‌بس، جنگ را به پایان رساندند اما همه این جنگ را شکستی برای رژیم غاصب دانستند که حزب‌الله توانست با حملات موشکی متناوب، شمال اسرائیل را هدف قرار دهد و بسیاری از زیر ساخت‌های اسرائیل را نابود کند.

با این وجود حمله اسرائیل به ایران از هر زاویه‌ای که بتوان بررسی کرد بر ضد اسرائیل است و هزینه‌های بسیاری برای این کشور خواهد داشت. اولین موردی که گزینه حمله را بعید می‌کند، کوچک بودن اسرائیل و در مقابل، وسیع بودن ایران است. ایران از لحاظ جغرافیایی و نیروی انسانی بسیار وسیع است و مراکز حساس در کشور پراکنده است و این، حمله به ایران را سخت می‌کند. دومین موضوع اینکه اسرائیل در محاصره اعراب است و در صورت هر گونه حمله به ایران به علت خشم جهانی که از اسرائیل وجود دارد و رابطه سرد اسرائیل با اعراب کشورهای منطقه و خصوصا حزب الله در لبنان پاسخی به اسرائیل خواهد داد. از سوی دیگر اختلافات داخلی نیز در اسرائیل وجود دارد. مواضع متناقض مقامات صهیونیستی در قبال مساله هسته‌ای ایران نشان‌دهنده این موضوع است. این اظهارات ضدو نقیض به مواضع دولت و معارضان آن منحصر نمی‌شود بلکه به استثنای مسائل مربوط به امنیت ملی رژیم صهیونیستی ما شاهد تناقضات زیادی میان اظهارات سران این رژیم هستیم. همچنین پهناور بودن ایران و فاصله زیاد تا ایران نیز می‌تواند دلیلی برای بعید بودن این حمله باشد. چیزی که واضح است گزینه‌ها و مواردی که اسرائیل را از این حمله باز می‌دارد بسیار بیشتر از گزینه‌هایی است که زمان این حمله را نزدیک می‌کند اما دلیلی که خبر حمله را هر چند وقت یکبار درصدر اخبار جای می‌دهد این است که اشغالگران قدس می‌خواهد اذهان عمومی را به یک دشمن دور و غیرقابل دسترس مشغول کند تا خود بتواند به فعالیت‌های غیرصلح‌جویانه‌اش برسد. بازنمایی خطرناکی که از یک دشمن دور از دسترس ارائه می‌دهد می‌تواند درپوشی برای مخفی نگه داشتن اهداف و مقاصد ضد بشری اش باشد.