http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=150325

سیاست واژه‌ایست که ایرانیان اغلب خود را متخصص آن می‌دانند چرا که به شدت سیاست‌زده می‌باشند و بدون دانستن مبانی، روش‌ها، مکاتب و آگاهی از اینکه سیاست خود رشته‌ای بسیار تخصصی با زیرشاخه‌های زیاد است اغلب ناکارآمدی‌ها را نیز به سیاست ارتباط می‌دهند. در پی فردگرایی بیش‌از اندازه مردم، تغییر سبک‌زندگی و افزایش توقعات، تحریم شدن ایران، اختلاف قوا، گرانی ارز و برخی از کالاها... اغلب متخصصان علم مدیریت، اقتصاد و حتی پزشکان و مهندسان می‌گویند تفسیر سیاست است و باید سیاست دایره نفوذ خود را کاهش دهد و جا را به متخصصان اقتصاد، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مدیریت... بدهد. اشتباهی که در بحث، سخنرانی، مقاله و نامه‌های این متخصصان فنی، مهندسی، پزشکی، اقتصادی... دیده می‌شود این است که به صورت بسیار بدیهی و ساده انگارانه سیاست را متغیری می‌دانند ناشناخته که هر نوع قشر کژکارکردی را به آن ارتباط می‌دهند. اتفاقا سیاست به معنای تدبیر امور عمومی و برنامه‌ریزی کردن برای اصلاح جامعه جهت آبادانی مملکت علمی است بسیار تخصصی و دارای اصول و روش‌های شناخته شده. مشکل این جاست که در ایران اغلب به خاطر رانتی بودن دولت و قدرت بیش‌از اندازه سیاست به شکل سیاست بازی و لابی‌گری‌های بی‌پایه و اصول درآمده است و هر کسی در هر شغل و صنعت و تحصیلات آرزوی تصاحب مناصب سیاسی را دارد. فرهنگ عمومی در ایران بسیار غیرعلمی و غیر تخصصی است و توقعات فزاینده ایرانیان ناشی از شهرنشین شدن و مصرفی شدن غیرعادلانه بازور درآمدهای نفتی همه امور را از جای خود خارج کرده است. ارتباط دانشگاه با مراکز قدرت بسیار اندک است و تحصیل کردگان و نخبگان جامعه تا با استعداد هوش سرشار خود مراکز علمی را تسخیر می‌کنند بعد از گذشت دوره‌ای به محض ورود به جامعه اغلب مشاغل و پست‌های پایین و بالایی که به تخصص آنها ارتباط دارد از راه‌های غیرقانونی و اغلب قوم و خویش محوری اشغال شده است. سیاست در اغلب کشورهای دنیا به صورت علمی ضروری و پایه‌ای شناخته می‌شود که چارچوب، روش مبانی و ادبیات بسیار غنی‌ای دارد. بسیاری از شهروندان و سیاستمداران ایرانی هنوز نمی‌دانند که سیاست علمی است که دارای ادبیات تخصصی در گرایش‌های دیپلماسی، سیاست خارجی، امنیت ملی، سیاست‌گذاری عمومی، مطالعات منطقه‌ای، روابط بین‌الملل، اندیشه سیاسی، فلسفه سیاسی، تئوری‌های سیاسی،.... می‌باشد. آنچه باعث مختل شدن اقتصاد و فعالیت‌های روزمره ایران شده است سیاست‌بازی و برداشت غلط از سیاست و کنش سیاسی است که اغلب توسط مهندسان، پزشکان و سایر شاخه‌های بی‌ارتباط، با سیاست در دنیای سیاست طراحی، اجرا و ارزیابی می‌شود. عدالت به معنای قراردادن هرکس در جای خود می‌باشد. اغلب جایگاه‌ها و پست‌های سیاسی کشور در سطوح کارشناسی، طراحی، قانون‌گذاری و اجرا به دست کسانی در حال چرخش می‌باشد که هیچ سابقه علمی و تخصصی در رشته علوم سیاسی ندارند و حتی سلسله مراتب و اولویت‌های تجربی و قانونی را نیز طی نکرده‌اند. اتفاقا امروز باتئوری‌های مدیریت، اقتصاد، حتی پزشکی نمی‌توان وضع جامعه را بسامان کرد چرا که بسیاری از مشکلات عمومی نیاز به خط و مش‌های سیاسی دارند که تنها از رشته علم سیاست خارج می‌شود. ایرانیان هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که سیاست علم می‌باشد و به شکل بسیار ژورنالی یا روشنفکرانه و عوامانه با آن برخورد می‌کنند در حالی که سامان دهی سیاست داخلی و خارجی در قالب هرگزاره و طرح نیاز به مطالعه بسیار تخصصی با ادبیات سیاسی دارد که جز در چارچوب سیستم‌ها و کارکردهای این رشته به دست نمی‌آید. با آنکه علم سیاست جزو اولین رشته‌های آکادمیک ایران می‌باشد اما هنوز جایگاه خود را به دست نیاورده است و تا زمانی که این رشته جایگاه خود را پیدا نکند بسیاری از امور به مجرای طبیعی خود بازنخواهند گشت.