http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=150538

 ایدئولوژی در ساختار حکومتی اینگونه تعریف می‌شود که نظامی است مصلحت اندیش و حرکت خیز که پیش از آنکه دغدغه حقیقت را داشته باشد دغدغه حرکت و عمل را دارد. این نوع نظام عموما تابع اغراض سیاسی است و به این می‌اندیشد که هم سیاست را تبیین کند و هم آن را تغییر دهد. به هر صورت ایدئولوژی خصلت جمعی دارد و سرشار از بایدها و نبایدهاست.

تاثیر ایدئولوژی بر سیاست بر هیچ کس پوشیده نیست و هر چند این تاثیر در بسیاری موارد منفی دیده می‌شود ولی هیچگاه نمی‌توان فراموش کرد که ایدئولوژی خصلت جمعی و متحد کردن گرایش‌های مختلف را در شرایط سخت خواهد داشت. رابطه ایدئولوژی و سیاست را در معنای اخص کلمه می‌توان در رویکرد و سیاست‌های سازمان منافقین به راحتی دید.

منافقین با قرائتی که از فارکن داشتند انشعابی از حزب توده محسوب می‌شدند که سیاست کلی آنها مبنی بر رسیدگی به طبقات پایین و کمک به توده‌ها و مبارزه سیاسی بدون روحانیت و در یک کلام انقلاب مداوم بود که توده‌ها با همکاری روشنفکران هدایت این انقلاب را به عهده بگیرند و بتوانند رژیم پهلوی را از کار برکنار کنند، آنها بعد از براندازی رژیم پهلوی نیز دست از کار نکشیدند و معتقد بودند که حرکت تاریخ تا پیروزی کامل طبقات پایین ادامه یابد و باید مبارزه دائمی و مسلحانه تا تحقق این آرمان در دست این سازمان باشد برای همین وقتی در سال‌های اول انقلاب که فرمان امام مبنی بر خلع سلاح کلیه سازمان‌ها و گروه‌ها صادر شد، منافقین خلق از این کار سرباز زد و شروع به ترور و مبارزه مسلحانه با شخصیت‌های انقلابی پرداخت بعد از آن نیز با کوچ اعضای سازمان به عراق و شکل گیری اردوگاه اشرف این روند ادامه پیدا کرد.منافقین خلق با ایجاد یک اردوگاه پلیسی در عراق، اعضای خود را در آنجا جمع کرد و با استفاده از ایدئولوژی سازمان، سعی کرده است که اعضا را در بی‌خبری مطلق قرار دهد.

نداشتن هیچ گونه وسایل صوتی و تصویری و ارتباط با خارج از اردوگاه باعث شده است که اعضا نیز تمام و کمال در سازمان جذب شوند و تنها با شنیدن روزانه پیام‌های رهبرشان که سازمان را قدرتمند و مقتدر نشان می‌دهد اخبار و اطلاعات دسته‌بندی شده‌ای را دریافت کنند. اعضا در ساعات بیکار روزانه نیز مجبور به فعالیت‌هایی هستند که سازمان برایشان تعیین کرده و جدا کردن افراد از همسر و فرزندانشان باعث شده است که افرادی آسیب‌پذیر باشند که کاری جز برآوردن نیازهای سازمان را مدنظر نداشته باشند. در این سازمان به شغل تبدیل می‌شود.

شغلی برای ترور، ترس و انقیاد. منافقین در ایران نابودکننده کنش و عمل سیاسی بودند و به جای اینکه به عنوان سازمان جامعه مدنی را توسعه بخشند، فضای گفت‌وگوی سیاسی را در ایران به هم زده‌اند و با تندروی‌‌ ای که در سیاست‌ها و رویکردهای خود داشته‌اند باعث شده‌اند که حوزه خصوصی افراد نابود شود و زندگی افراد وقف مبارزه شود.

این روزها که بحث از لیست خارج‌شدن سازمان از دایره تروریست‌ها مطرح شده است این نکته به چشم می‌آید که ایدئولوژی‌ای که زندگی را وقف سیاست می‌کند و اعضایش را در یک دایره بسته و محدود نگه می‌دارد، نه تنها نمی‌تواند به نفع مردمانش که روزی داعیه آنها را داشته اقدام کند بلکه به صورت مهره‌ای می‌شود که کشورهای خارجی به راحتی از آنها استفاده می‌کنند و در موارد جنگ و فعالیت‌های هسته‌ای عامل خیانت به مردم خودش می‌شود.