http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=4364

نگاهی به ایدئولوژی و عملکرد حزب توده در عرصه‌ی سیاسی ایران (2)؛
آزمون‌های تاریخی حزب توده
چه نقطه‌ی عطف‌هایی در تاریخ ایران وجود دارد که بتوان بر اساس آن ماهیت و درونیات اصلی حزب توده را مورد کنکاش قرار داد؟ این مقاله در راستای پاسخ به این پرسش تلاش می‌کند تا نقطه عطف‌های تاریخ حزب توده را به بحث بگذارد.
 
 
 
گروه تاریخ برهان/ روح الله اسلامی؛ در بخش نخست این مقاله تلاش شد تا بسترهای ورود اندیشه‌ی مارکس به ایران و خوانشی که حزب توده از مارکس داشت مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. در این بخش از مقاله قصد داریم تا آزمون‌های دشواری که ماهیت حزب توده را نشان داد، مورد ارزیابی قرار دهیم.
 
در این بخش از مقاله با تمرکز بر حزب توده قصد داریم دوره‌های تاریخی این حزب به خصوص از سال 1320 تا 1360 را مورد واکاوی قرار دهیم. در این بررسی، سؤال مورد توجه این است که چرا این حزب همانند سایر جریان‌های چپ‌گرا در عرصه‌ی سیاسی ایران قدرت نگرفت و فراتر از آن حتی منافع ملی ایران را زیر سؤال برد؟ برای پاسخ به این سؤال می‌بایست دوره‌های مهم این حزب را مورد نقد قرار داد.
 
1.شکل‌گیری حزب توده
 
روایت‌های جایگزین همیشه در حاشیه‌ی دال مرکزی قدرت جا می‌گیرند. رضاشاه بر ملی‌گرایی و تجدد آمرانه تأکید داشت. او می‌خواست عشایر را یک‌جانشین کند، روستاها را از حالت سنتی خارج کند و ایران را وارد مناسبات جدید سرمایه‌داری نماید. در این میان آنچه از نظر ملی‌گرایان افتاده بود، توجه حزب توده را به خود جلب کرد.
 
در دوران مشروطه، انجمن همت، حزب سوسیال دموکرات و کمیته‌ی عدالت به دنبال تحقق بخشیدن به افکار سوسیالیستی بودند. بعدها «تقی ارانی» گروهی را شکل داد که در نشریه‌ی «دنیا» می‌نوشتند. آن‌ها دستگیر شدند چرا که دیکتاتوری رضاشاه فقط قرائت خود از توسعه را قبول داشت. روایت‌های سوسیالیست بعد از رفتن رضاشاه گسترش یافت. مجله‌ی دنیا و شخص ارانی و همراهان او بیشتر وجوه علمی مارکسیست را تبلیغ می‌کردند و البته از گروه‌ها، احزاب و طبقاتی که به حاشیه رفته بودند دفاع می‌کردند. سوسیالیست‌ها در ابتدا گرایش‌های زیادی را شامل می‌شدند. کسانی که اعتقاد داشتند ایران باید بر اساس سیستم فدرالیته اداره شود و تمرکزگرایی را نقد می‌کردند، آن‌هایی که ائتلاف ایران با غرب را قبول نداشتند، گروهی که به انقلاب و شکل‌دهی رادیکال تحولات باور داشتند و در آخر کسانی که طرفدار حقوق کارگران، دهقانان، زنان و محیط زیست بودند. حزب توده چتری شد که همه‌ی این گرایش‌ها را یک جا جمع کرد.
 
در ابتدا اسکندری، پیشه‌وری، آوانسیان، علوی و روستا طرفداران سوسیالیسم در ایران را به دور هم جمع کردند. اعتقادات آن‌ها مخالفت با استبداد و دیکتاتوری و نقد الگوهای فاشیستی در توسعه بود. روزنامه‌های سیاست، رهبر، مردم، طنز و دماوند، آرا و عقاید حزب توده را منعکس می‌ساخت. گروه 53 نفر و بازماندگان احزاب سوسیال دموکرات در 10 مرداد 1323 در میدان فردوسی تهران توانستند اولین کنگره‌ی حزب توده را شکل دهند. به تدریج شاخه‌های جوانان، زنان، کارگران، دهقانان و انجمن‌های شهر، روستا و عشایر حزب توده شکل گرفت. این حزب اغلب روشنفکران و سیاستمداران منتقد را در خود جای داد و تا سال 1324 توانست قدرتمندترین و تشکیلاتی‌ترین حزب ایران را به وجود آورد.
 
2. آزمون اول حزب توده در دوره‌ی قوام
 
حال حزب توده آن قدر قدرتمند شده بود که بتواند اهداف اصلی خود را آشکار کند. در ابتدای شکل‌گیری حزب توده کاری به ملیت و مذهب مردم نداشت. از اسلام و روحانیت انتقاد نمی‌کرد و منافع ملی ایران به خصوص در بحث سیاست خارجی مستقل را به رسمیت می‌شناخت. به تدریج مقالات انتقادی آغاز شد. حزب توده آشکارا از منافع شوروی حمایت نمود. آن قدر حزب قدرتمند شده بود که نماینده‌ی رسمی کارگران در ایران به شمار می‌رفت و در برابر هر امتیازی که دولت قصد داشت توسط نخست‌وزیران محافظه‌کار به انگلیس یا سایر کشورهای غربی بدهد می‌ایستاد. حزب توده تظاهرات‌ها و اعتصاب‌های بزرگی را در سال 1324 به نفع طبقات محروم راه انداخت. برخی از مطالبات آنان چنین بود: «کارگران باید بیمه شوند، ساعت کار به 8 ساعت تقلیل یابد، روزهای تعطیل برای کارگران به رسمیت شناخته شود، حقوق برابر برای زنان و مردان کارگر در نظر گرفته شود و حق آموزش و تحصیل اجباری رایگان برای کودکان برقرار گردد.»
 
حزب توده شعارهای بسیار آرمانی، انسانی و عدالت‌محورانه‌ای سر می‌داد و توسعه‌ی ناموزون آن روزگار را به نقد می‌کشید. آزادی و برابری‌خواهی حزب توده در شعارهایش باعث جذب تقریباً همه‌ی متفکران آن روزگار شد. به تدریج حمایت حزب توده از شوروی علنی شد. در ابتدا حزب تظاهراتی را در تهران تدارک دید و اعلام کرد که نفت شمال باید به شوروی واگذار شود. به تدریج که مسائل مربوط به چالش‌های ایران و شوروی شکل گرفت، حزب توده جانب شوروی را گرفت. شوروی حاضر به خارج کردن نیروهای خود از ایران نبود و علی‌رغم تعهدات بین‌المللی و فشارهای سازمان ملل در تلاش بود که بخش‌هایی از ایران را به قلمروی سرزمینی خود اضافه کند. این گونه بود که پیشه‌وری از حزب توده جدا شد و به سمت آذربایجان رفت. کردستان و آذربایجان ایران در اثر حمایت شوروی و ارتش آن کشور به دست نیروهای تجزیه طلب افتاد. حزب دموکرات در آذربایجان شاخه‌ای از توده بود. در این زمان حزب توده نیز از جدایی کردستان و آذربایجان از ایران حمایت می‌کرد. این خطای استراتژیک و عمل سیاسی ناشیانه حزب توده باعث شد که چهره‌اش در افکار عمومی کاملاً مخدوش شود.
 
بدین ترتیب حزب توده علی‌رغم مخالفت بدنه‌ی آن در راستای هماهنگی با منافع شوروی حرکت کرد و منافع ملی ایران را به خطر انداخت. در این شرایط قوام مجبور شد برای حل بحران در کابینه‌اش سه توده‌ای را وارد سازد. اسکندری وزیر بازرگانی، کشور، وزیر فرهنگ و یزدی، وزیر بهداری از حزب توده بودند. قوام سرانجام با فشار بین‌المللی توانست حزب وابسته و خائن دموکرات در آذربایجان و کردستان را ناکام بگذارد. در نتیجه، سال 1324 را به گونه‌ای می‌بایست خودکشی حزب توده به حساب آورد. کم‌کم نخست‌وزیران محافظه‌کاری که طرفدار انگلیس بودند حزب توده را به حاشیه کشاندند، رسانه‌هایشان را بستند. اوج سرکوب حزب توده به سال 1327 برمی‌گردد. سالی که شاه مورد سوءقصد قرار گرفت و این اقدام به توده‌ای‌ها نسبت داده شد. حال دیگر نیروهای ملی و مذهبی از توده خارج شده بودند و متفکرانی چون هدایت، آل احمد و ملکی این حزب را قبول نداشتند. بسیاری از اعضا و سران حزب توده دستگیر، اعدام و تبعید شدند.
 
حزب توده، مصدق را دیکتاتوری بورژوا نامید و در روزنامه‌های خود شمایل او را به صورت تصاویر وحشتناک و دراکولایی نشان داد که بیانگر این نکته بود که او عامل غرب و استعمار است. تا حدی توده از نفوذ و محبوبیت مصدق احساس ترس می‌کرد چرا که به جز توده‌ی چپ‌گرا یک روایت ملی و معتدل توانسته بود افکار عمومی شهروندان را به دست آورد.
 
 
3.آزمون دوم حزب توده در دوران مصدق
 
در سال 1323 حزب توده 8 عضو در مجلس داشت و فراکسیون این حزب که ضدسیدضیاء و آمریکا بود، از استخدام و کار زنان و اصلاح سیستم قضایی و قوانین به نفع کارگران دفاع می‌کرد. این حزب تا سال 1327 فعالیت قانونی داشت، اما همین که به جان شاه سوءقصد شد غیرقانونی اعلام شد و دفاتر آن بسته شد. تا آن زمان روزنامه‌های «مردم» و «رزم» عقاید حزب را منتشر می‌کردند. در سال 1327 مطبوعات و فعالیت‌های سیاسی حزب توده غیرقانونی بود و آن‌ها به صورت مخفیانه و زیرزمینی با مخاطبان محدود فعالیت می‌کردند. به ناگاه با روی کار آمدن مجلس چهاردهم و قدرتمند شدن فراکسیون ملی و آغاز نخست‌وزیری «محمد مصدق» حزب توده قدرت گرفت. مصدق سیاست‌گذاری ملی و میانه بود که به تساهل و مدارا اعتقاد داشت. اهداف جبهه‌ی ملی پای‌بندی به مشروطه و دفاع از قانون اساسی و آزادی شهروندان و استقلال ایران در محیط خارجی بود. بر همین اساس با همراهی بدنه‌ی مذهبی جامعه و فداکاری‌های زیاد، نفت ایران ملی شد و انگلیس از ایران بیرون رفت. در سال‌های 29 تا 32 به علت باز شدن فضای عمومی جامعه و تساهل بسیار بالای مصدق، حزب توده قدرت فراوان گرفت. حزب شعبه‌های خود در شهرستان‌ها و استان‌ها را باز کرد و روزنامه‌های آن یعنی مصلحت، شهباز، جهان زنان شروع به فعالیت کردند. شعارهای حزب توده حمایت از کارگزاران و زنان، نقد استعمار، طرفداری از صلح، کمک به دهقانان، مبارزه با بی‌سوادی بود. در ابتدا حزب توده گرایش به نقد شدید مصدق داشت، چرا که او را به عنوان سرمایه‌داری بورژوا می‌شناختند که طرفدار طبقه‌ی متوسط است. آن‌ها سیاست‌های مصدق را عوام‌فریبی می‌دانستند که در نهایت سلطه‌ی سرمایه‌داران و به خصوص کشورهای غربی را افزایش می‌دهد.
 
زمانی نیز که مصدق اهداف خود را به صورت لایحه افزایش اختیارات مطرح کرد، حزب توده مصدق را دیکتاتوری بورژوا نامید و در روزنامه‌های خود شمایل او را به صورت تصاویر وحشتناک و دراکولایی نشان داد که بیانگر این نکته بود که او عامل غرب و استعمار است. تا حدی توده از نفوذ و محبوبیت مصدق احساس ترس می‌کرد چرا که به جز توده‌ی چپ‌گرا یک روایت ملی و معتدل توانسته بود افکار عمومی شهروندان را به دست آورد. این در حالی است که پس از قیام 30 تیر و حمایت مجدد آیت‌الله کاشانی از مصدق، حزب توده نیز مصدق را قبول کرده بود و از سیاست ملی‌گرایانه‌ی نفت او دفاع می‌کرد. در این زمان حزب توده دوباره خطای بزرگی در تحلیل‌هایش انجام داد، چرا که به این نتیجه رسیده بود که مصدق رئیس‌جمهور ایران خواهد شد و سیستم پادشاهی مشروطه ایران در اثر یک انقلاب رادیکال نابود خواهد شد. سخنرانی‌های رهبران حزب و مطبوعات توده همه بر انقلاب رادیکال و براندازی رژیم پهلوی تأکید داشتند.
 
در واقع بعد از طرفداری مردم از مصدق حزب توده می‌خواست خواسته‌های سیاسی نهضت ملی را به شکل رادیکال و گسترده دنبال کند. حزب توده از براندازی شاه، تغییر قانون اساسی، گسترش دموکراسی، اعلام جمهوری، تقسیم اراضی دفاع می‌کردند. این سیاست‌های انقلابی، سوسیالیستی و جمهوری‌خواهانه، نهضت ملی ایران را با تفرقه و سرانجام شکست رو‌به‌رو کرد. صحنه‌ی سیاست باید با عقلانیت آرام و محافظه‌کار و عمل‌گرا همراه باشد در حالی که حزب توده به شدت آرمانی و رادیکال بود. سرانجام بر اثر تفرقه‌ی میان رهبران ملی شدن نفت، ورشکست شدن اقتصاد ایران، انزوای دیپلماتیک ایران در صحنه‌ی بین‌الملل، مداخله‌ی نیروهای خارجی-مصدق با یک کودتای بسیار آرام کنار رفت و شاه قدرت را به دست گرفت.
 
بعد از دستگیری زندان، اعدام و تبعید نیروهای نهضت ملی شد و طرفداران او برخورد بسیار شدیدی با حزب توده کردند. حزب توده که توانسته بود در ارتش نفوذ کند پیش از کودتای اول بر ضد مصدق توانست خبر کودتا را به او بدهد. این‌گونه بود که شاه به علت نفوذ حزب توده در ارتش بسیاری از آن‌ها را شناسایی و اعدام کرد. در همین زمان کیانوری و جودت موفق شدند به شوروی فرار کنند.
 
4. آزمون سوم در انقلاب اسلامی
 
حزب توده ضربه‌ی بسیار بزرگی در سال 32 خورد به نحوی که رهبران آن تبعید شدند و از داشتن نشریه و دفترهای رسمی محروم گردیدند. در سال 1342 حزب توده از قیام 15 خرداد حمایت کرد و مخالف دستگیری امام خمینی شدند. سال 1339 تا سال 56 نشریات صبح امید، مردم و دنیا صدای توده‌ای‌ها بودند. از سوی دیگر رادیو پیک ایران صدای مهاجران توده‌ای بود که وقایع سیاسی، اقتصادی ایران را تحلیل می‌کردند. به تدریج کیانوری جانشین اسکندری شد که رویه‌ای بسیار نزدیک‌تر به گروه‌های مذهبی داشت و طرفدار امام خمینی بود. حزب توده در ابتدای انقلاب اسلامی حزبی بسیار بزرگ اما قدیمی شده بود. سیاستمداران و مبارزان پیر و سال‌خورده و با سابقه‌ای به اندازه‌ی نیم قرن در آن حضور داشتند؛ بنابراین حزب برای جلب مردم می‌بایست دست به کار می‌شد. از یک سو مارکسیست‌های جوان مثل فدائیان و مجاهدین شکل گرفته بودند که اعتقاد به مبارزه و عملیات مسلحانه داشتند. مارکسیست‌های جدید توده را حزبی پیر، از کار افتاده و محافظه‌کار می‌دانستند. از سوی دیگر مردم به سمت احزاب، اصناف و سیاستمداران اسلام‌گرا تمایل پیدا کرده بودند.
 
در این شرایط بود که حزب توده به صورت ناخودآگاه در درون انقلاب سال 1357 قرار گرفت. برخی از رهبران تبعید و زندان شده به صحنه‌ی سیاسی بازگشتند. روزنامه‌های دنیا و نامه‌ی مردم به همراه بسیاری از نشریات دیگر صدای حزب توده را منتقل می‌کردند. حزب توده در سال 57 تا سال 61 دوران باشکوهی را گذراند. طرفدارانی پیدا کرد، تشکیلات خود را علنی ساخت و در انقلاب سال 57 مشارکت کرد. کیانوری، میرزایی، طبری، پرتویی، آوانسیان، عمویی، کسرایی، اخگر و ... به صحنه‌ی سیاست بازگشتند. آن‌ها در ابتدای انقلاب برخلاف فدائیان و مجاهدین با رهبری کیانوری خط امام و مواضع جمهوری اسلامی را قبول کردند.
 
در همین راستا حزب توده با نهضت آزادی و سایر نیروهای رادیکال چپ‌گرا مخالفت کرد و از جمهوری اسلامی دفاع نمود. به اعتقاد حزب توده آن‌ها می‌توانستند با حفظ مواضع اصلی خود و هم‌نوایی با نیروهای انقلاب در مرحله‌ای حساس از تاریخ ایفای نقش کنند. در ابتدا به مدت 4 سال حزب توده کاملاً علمی فعالیت کرد. آن‌ها بر روی کانون نویسندگان، نفوذی‌های خود در ارتش، خانه‌های تیمی، نشریات و پایگاه‌ مردمی خود بسیار حساب کرده بودند. حمایت از بستن سفارت آمریکا، انقلاب فرهنگی، سقوط دولت بازرگان همه و همه باعث شده بود که توده انقلاب اسلامی ایران را در ابتدا انقلابی ملی و دموکراتیک و بعدها انقلابی ضدامپریالیستی و مردمی بنامد. به نظر حزب توده انقلاب ایران به حقوق کارگران، دهقانان و زنان احترام خواهد گذاشت، اما هدف حزب توده از همراهی با انقلاب تکمیل کردن آن بر اساس غایت خود بود. حزب توده اعتقاد داشت تا جایی باید با انقلاب رفت، اما به ناگاه آن را جلوتر برد.
 
به تدریج با توجه به اطلاعاتی که جاسوس‌ انگلیس در شوروی ‌یعنی «کوزیچکن» که در شوروی پست سفارت داشت، افشا نمود و همین طور زیر نظر گرفتن کادر حزب توده، مشخص شد این حزب در حال جاسوسی برای شوروی به قصد طراحی یک کودتاست. هدف حزب توده از همراهی با انقلاب، تکمیل کردن آن بر اساس غایت خود بود. حزب توده اعتقاد داشت تا جایی باید با انقلاب رفت، اما به ناگاه آن را جلوتر برد.
 
در سال 61 حزب توده اولین مخالفت‌ها را شروع کرد. به عنوان مثال مخالفت با جنگ پس از فتح خرمشهر؛ آنان استدلال می‌کردند دیگر نباید جنگ را ادامه داد. در نشریات خود روحانیت را نقد می‌کردند و سیاست‌های امام و حزب جمهوری اسلامی را قبول نداشتند. به تدریج با توجه به اطلاعاتی که جاسوس‌ انگلیس در شوروی ‌یعنی «کوزیچکن»[1] که در شوروی پست سفارت داشت، افشا نمود و همین طور زیر نظر گرفتن کادر حزب توده، مشخص شد حزب توده در حال جاسوسی برای شوروی به قصد طراحی یک کودتاست. در تقابل با این کودتا در تاریخ 17 بهمن 1361 ساعت 4:30 صبح عملیات امیرالمؤمنین انجام شد و کیانوری و 40 تن از سران توده دستگیر شدند. 170 کادر حزب و 500 عضو آن در شهرستان‌ به همراه 80 خانه‌ی تیمی حزب کشف شدند که در آن‌ها سلاح‌هایی نیز به دست آمد. سران حزب اعتراف کردند که جاسوس شوروی می‌باشند و قصد کودتا داشتند. آن‌ها نیت‌های مخفی خود را آشکار کردند و از نگهداری سلاح، اقدامات جاسوسی، دادن اطلاعات و اقدامات ضدانقلابی پرده برداشتند. این‌گونه بود که در اردیبهشت سال 62 حزب توده منحل شد. سران و رهبران توده برخی دستگیر شدند و برخی مهاجرت کردند. حزب توده در ابتدا قصد داشت با مجاهدین اتحاد برقرار کند اما مجاهدین در سال 64 دست رد به سینه‌ی آن‌ها زدند.
 
علی خاوری بعدها اعلام کرد که شعار اتحاد ما اشتباه بوده است. آن‌ها همچنان نامه‌ی مردم را چاپ می‌کنند و در نشریه‌های راه کارگر و پیک نفت در فضای مجازی مطلب می‌نویسند. ششمین کنگره‌ی حزب توده در سال 91 با دبیر اولی علی خاوری نیز برگزار شد؛ اما حزب توده امروز تنها خاطره‌ای تلخ از ناکامی‌های تاریخی را با خود دارد.
2500
 
 پی‌نوشت:

Kozikchin. [1]
 
/روح الله اسلمی؛ دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی*انتهای متن/