http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=150815

کارنامه خاورمیانه نشان می‌دهد این منطقه درسه دهه گذشته شاهد دو رویداد بزرگ بوده است. پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) که ساختار منطقه و حتی نظام بین‌الملل را با دگرگونی همراه ساخت مهمترین تحولی بود که جهان نتوانست آن را نادیده بگیرد. آغاز قیام ملت‌های عربی در کشورهای حوزه خلیج فارس و شمال آفریقا را نیز باید نقطه عطف دیگری در تاریخ منطقه دانست که اولین جرقه‌های آن در تونس شعله ور گردید و به مرور اکثر کشورهای عربی را در برگرفت. انقلاب اسلامی ایران در بیداری جهان اسلام و بردنیای غرب و شرق تاثیر فوق‌العاده‌‌ای گذاشته و موجب بازگشت مسلمانان به خویشتن اسلامی و هویت دینی خود شده و گرایش به سوی دین اسلام را در جهان تقویت کرده است. انقلاب اسلامی با طرح دوباره دین در عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی، اسلام و باورهای دینی را به عنوان عامل بالنده و تحرک آفرین در سرنوشت جوامع انسانی مطرح نمود. انقلاب اسلامی با فلسفه جدیدی که از خودنشان داد و نفی غرب و معرفی کردن آمریکا به عنوان امیریالیست و همچنین رد اسرائیل توانست به الگویی در جهان اسلام تبدیل شود و با پیاده کردن اسلام سیاسی در کشور نشان دهد که صبغه سیاسی اسلام قابل چشم پوشی نیست. هرچند که از همان ابتدا صدور انقلاب درراس هدف‌های نظام قرار گرفت اما سال‌ها طول کشید تا این تاثیر برفرهنگ و اعتقادات دیگر کشورهای عربی بروز کند. ملت‌های عربی در کشورهای شمال آفریقا و حوزه خلیج فارس سال‌ها بعد به صورت زنجیره‌ای قیام‌هایی را علیه نظام حاکم آغاز کردند. که از بین این قیام‌ها تاکنون تنها مصر، تونس و لیبی توانستند حاکمان دیکتاتور را برکنار و نظامی دموکراتیک را برسرکار بیاورند. از جمله کشورهایی که از همان ابتدا قیام‌های مردمش در صدر اخبار جای داشت، مصر بود که سال‌ها به علت برمسند بودن دیکتاتورش رابطه‌اش با ایران قطع شده بود و همه به نوعی انتظار داشتند که با تغییر نظام در مصر روابط بین دو کشور بهبود یابد و بتوان روابط حسنه قبل را دوباره بازیابی کرد اما پیروزی انقلابیون مصر که با کمک ارتش و نیروهای خارجی به ثمر رسید، بعد از مدتی از ارزش‌های اصلی انقلاب دور شد. حتی رئیس جمهور منتخب که عضو شاخه اخوان‌المسلمین بود نیز نتوانست پایبند به ارزش‌های خوب خود باقی بماند. این رفتار دوگانه را از همان ابتدا و بعد از سفر مرسی رئیس‌جمهور مصر به عربستان و همچنین دیدار با وزیر امور خارجه آمریکا می‌توان فهمید. اما نکته‌ای که از همان ابتدا مشخص بود اینکه رابطه ایران و مصر هیچ‌گاه به حالت آرمانی قبل نخواهد رسید و دلایل آن نیز مشخص بود. اولین مورد اینکه اسلام سیاسی موردنظر انقلابیون مصری، اسلام سیاسی است که نزدیک به روایت سلفی‌ها است وتعبیر بنیادگرایانه‌تری از اسلام دارد که باعث می‌شود نگاه همدلانه‌ای به روایت شیعی اسلام نداشته باشد. از سوی دیگر نیاز اقتصادی و نظامی مصر به آمریکا باعث می‌شود تا حد امکان سیاست‌هایی موافق و همگام با آمریکا داشته باشد و نیازهای آمریکا را در منطقه پیاده کند. همچنین پان‌عربیسم موجود در کشورهای عربی، ایران را از آنها دور می‌کند و سعی می‌کنند که تا حد امکان هوای کشورهای عربی را داشته باشند تا غیرعرب‌ها را. با این وجود در بدبینانه‌ترین حالت روابط ایران و مصر با توجه به دلایل بالا دچار نوسان و چالش می‌شد اما سفر مرسی برای اجلاس سران غیرمتعهدها به ایران کور سوی امیدی در روابط را روشن کرد. اما اخباری که این روزها از دیدار مرسی با شماری از فعالان سیاسی در منزل شخصی‌اش منتشر شده است، روایت دیگری از رابطه بین دو کشور را برای ما آشکار می‌کند که نشان از آن دارد که رابطه با مصر چندان ساده برقرار نمی‌شود و به نظر می‌رسد مرسی چندان رفتاری منطقی در قبال ایران ندارد.