تکنولوژی­ و چرخش امنیت سیاسی

چاپ شده در فصلنامه علمی ترویجی راهبرد توسعه زمستان 1392 شماره 36

http://www.tsrc.ir/news/9722/%D9%81%D8%B5%D9%84%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-36-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-92-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF

روح اله اسلامی

فاطمه ذوالفقاریان

چکیده مقاله

همه واژه ها در عین بدیهی جلوه کردن، برای تحلیل و پدیدار عملی شدن، نیاز به بررسی روابط زمانی، مکانی، زبانی و از همه مهم تر تورهای قدرت در بستر تاریخ دارند. امنیت سیاسی در معنای اول حفظ رژیم سیاسی و کارکردهای نظام سیاسی برای مصون نگه داشتن جغرافیا و جمعیت در برابر تهدیدات داخلی و خارجی می­باشد. اینکه امنیت سیاسی هر کشور به چه معناست؟ چه کسانی می­گویند امنیت سیاسی دایره شمولش تا کجاها را در برمی­گیرد؟ ابزارهای رسیدن به امنیت ملی چیست؟ تکنولوژی­های قدرت برای سامان دهی جغرافیا، جمعیت و نظام سیاسی دارای چه نسبتی از اهمیت می­باشند؟ پرسش های بسیار مهمی است که در نگاه اول بدیهی به نظر می­آیند. این نوشتار قصد دارد با قرار دادن امنیت سیاسی کشورها در بستر تکنولوژی های قدرت، در سه دوره متافیزیک، فیزیک و اطلاعات نشان دهد، چگونه امنیت سیاسی: در عصر متافیزیک: شبانی، کیفی، قدرت درباری و اشراف، امپراطوری با رسانه های شفاهی و امنیت استبدادی- در عصر فیزیک: مکانیکی، دولت محور، بروکراتیک، سیستمی، علمی با رسانه های کتبی و امنیت دولت ملی - در عصر اطلاعات: کوانتومی، جهانی محور، الکترونیکی، سازه­ای، سایبری به همراه تکنولوژی های چندرسانه ای- بوده است. با چرخش قدرت، شکل تکنولوژی های سیاسی نیز تغییر کرده است و متناسب با آن پدیدار امنیت سیاسی دچار تحول معنایی، شکلی و عملی شده است.

 

واژگان کلیدی

تکنولوژی، امنیت سیاسی، عصر اطلاعات

 

بیان مسئله

امنیت یکی از خواسته های آدمی است. به این معنا که بشر از ابتدای پا گذاشتن بر روی زمین قصد دارد، که تحرک، نوسان، گذار و نسبیت حاکم بر پدیده های انسانی و تجربی را تبدیل به ثبات کند. تمامی پیشرفت های انسان ناشی از امنیت خواهی است. ذهن انسان از حرکت های مداوم، تغییرات ناگهانی و فرایندهای غیرقابل پیش بینی هراسان است و تمایل دارد که به سمت ثبات و ایجاد رویه های قابل پیش بینی حرکت کند. امنیت یعنی سکنی گزیدن آدمی، در آنچه خودش ایجاد کرده است. خودمانی سازی رویه ایست که در آن انسان سعی دارد غیریت­ها و دیگری ها را با خود همساز کند و با آشناسازی و کشف منطق به رام سازی آن بپردازد. به این ترتیب آرام ساختن محیط پیرامون مطابق با میل و هدف انسان ایجاد امنیت می­کند. در همین جاست که فرایند همنوایی و کشف منطق های تکرار شدنی بشر را به سمت امنیت فکری سوق می­دهد. اما ایجاد شدن امنیت نیاز به مطرح شدن دو بحث قدرت و تکنولوژی دارد.

به این معنا که انسان تا قدرت نداشته باشد نمی­تواند محیط را رام سازد و آرمان ها و اهداف خود را پیاده سازد. قدرت در ابتدایی ترین امور خود امکان عملی شدن اندیشه و اهداف انسان را فراهم می­سازد. البته اینکه انسان در چه شرایطی قرار بگیرد احساس امنیت می­کند و اینکه اهداف انسان برای رسیدن به غایت پس از امنیت چیست بستگی به محیط و عصر حاکم نیز دارد. در هر عصر بشر با توجه به نیرو و قدرتی که دارد فهمش از امنیت متفاوت می­شود. در این نوشتار قصد داریم به موضوعات گوناگونی که در مورد امنیت مطرح می­شود بپردازیم که البته تمرکز اصلی بحث بر سیاست و امنیت ملی کشورها معطوف است.

در هر عصر بشر با توجه به جهان بینی و نگرش کلی که بر آن حاکم می­شود امنیت را به گونه ای تعریف می­کند. بحث آنقدر پیچیده است و جواب به اینکه امنیت ملی چیست آنقدر به تاریخ زندگی و دوره های فکری بشر ارتباط دارد که ما را وارد گونه شناسی ای از فلسفه سیاسی امنیت ملی می­کند. قبل از پرداختن به اینکه پدیدار امنیت ملی در دوره های گوناگون فکر بشر بر چه اساسی است و چرا بشر در قرون مختلف فهم های متفاوتی از امنیت داشته است باید به مفهوم بسیار بنیادینی در جهان بینی و نگرش سیاسی انسان ها در تاریخ اشاره شود. آنچه باعث می­شود که بشر در هر عصر فهمی متفاوت و در حال گسترش از امنیت سیاسی و ملی داشته باشد به تکنولوژی های قدرت برمی­گردد. تکنولوژی فکر را از حالت آرمانی و توهمات بیرون می­آورد و به واقعیت می­چسباند. تکنولوژی در عرصه طبیعت توانایی ایجاد تکنیک­هایی را دارد که از اختراعات ساده و دم دستی تا اختراعات صنعتی و الکتریکی را در برمی­گیرد و توانایی بشر را برای امنیت بخشیدن به محیط پیرامون خویش چندین برابر می­سازد. ساخت سد، اتش، شخم زدن به وسیله گاو، اختراع دوچرخه، ماشین، هواپیما، تلفن، ماهواره و کامپیوتر تکنولوژی­هایی هستند که بشر برای بهره­ گرفتن از محیط پیرامون خود با توان بالاتر و عملی کردن اهداف خود به کار گرفته است. در عرصه سیاست نیز تکنیک هایی وجود دارد که باعث می­شوند محیط سیاسی از آشوب، جنگ و خشونت به سمت صلح، توزیع قدرت و زندگی سالم حرکت کند و البته واحدهای سیاسی در طول تاریخ با توجه به تعریفی که از منافع و میزان توان خود داشته اند به همان نسبت امنیت سیاسی را نیز برای خود تعریف می­کرده اند. تکنولوژی هایی مثل آرایش نظامی، فنون جنگ، تفکیک قوا، دموکراسی، دیپلماسی عمومی و ... تکنیک ها و ابزارهایی است که باعث اعمال و محدود شدن بهینه و عقلانی قدرت می­شوند.

تکنولوژی حلقه واسطه میان سیاست و امنیت است. در واقع پیشرفت تکنولوژی ها باعث می­شود که پدیدار سیاست و امنیت مدام از شکل های فردی و شخصی یعنی قدرت شبانی به سمت شکل های سازمانی و بروکراتیک و در نهایت شکل های سایبری و جهانی حرکت کنند. تکنولوژی های دم دستی و ساده باعث می­شدند که بشر جهان بینی بسیار ساده ای داشته باشد و سیاست شکلی استبدادی و پاتریمونیال داشت که متناسب با آن امنیت به صورت حفظ منافع و قلمرو سلطنت تعریف می­شود. منافع ملی و سیاسی در نظام های سلطنتی به شخصیت و کیفیت رهبری و آرزوهای او برمی­گردد. متناسب با تغییر تکنولوژی، جهان بینی انسان ها به سمت علمی شدن پیش می­رود و متناسب با آن امنیت ملی به جمعیت و جغرافیا بازمی­گردد. به جای سلطان، بروکراسی و دستگاه اداری قرار می­گیرد و امنیت ملی به معنای حفظ جان شهروندان و دفاع از قلمروی سرزمینی می­شود (کلگ،1383: 154). با تغییر تکنولوژی از شکل مکانیکی و علمی به شکل های کوانتومی و سایبری جهان بینی انسان ها نیز تغییر می­کند و وارد جهان بینی های سایبری و مجازی می­شود. متناسب با قرار گرفتن در عصر اطلاعات امنیت ملی نیز به امنیت بشری و جهانی ارجاع داده می­شود.

پس به یک معنا امنیت ملی پدیداری ذهنی است که ناشی از تعریف قدرت و درجه امنیت با توجه به تکنولوژی های قدرت در هر عصر متفاوت تعریف می­شود. بسته به اینکه انسان در چه عصری زندگی می­کند و با کدام جهان بینی و تکنولوژی ها دنیای پیرامون خود را تفسیر می­کند، امنیت ملی تعریفی متفاوت به خود می­گیرد. خلاصه امنیت ملی دفاع و حفظ تمامیت ارضی، جغرافیا، جمعیت، غذا، بهداشت، سلامت، رفاه و اقتصاد، قدرت نظامی و پرستیژ ابرقدرتی، استقلال، آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و اقلیت ها، ایدئولوژی و فرهنگ، قدرت نرم و هژمونی شدن است. امنیت ملی حفظ قدرت شبانی سلطان و قلمرو او تا دفاع از قلمرو سرزمینی و جان و مال شهروندان در دوره مدرن و در عصر پسامدرن شامل حفظ و دفاع از حقوق بشر و دموکراسی جهانی را شامل می­شود. امنیت ملی بستگی به تکنولوژی­، تعریف سیاست و منافع ملی و  همینطور عصر و قرن قرار گرفته در آن دارد، که در زیر مورد بررسی قرار می­گیرند.

تکنولوژی­های متافیزیک و امنیت قدرت شبانی

در دوران قدیم یعنی عصر باستان تا دوره مدرن تعریف سیاست و امنیت چندان شباهتی به دوره جدید نمی­داد. انسان های ساکن در مصر، ایران و بین النهرین در دوره باستان و همین طور قرون وسطی در سرتاسرزمین، اغلب شکلی از وجوه سیاست را تجربه می­کردند، که ناشی از برداشت طبیعی بودن زور و تغلب و حکمرانی استبداد به هر شکل موجود بوده است. امنیت ملی در عصر سنتی بستگی به نیرو و اراده دستگاه حاکمه که اغلب دایره­ای بسیار کوچک از خواص را تشکیل می­داد بستگی داشت و متناسب با آن آنچه اشراف، کشیشان، نظامیان و به خصوص دربار و شاهزادگان را راضی می­کرد و دنیا را به کامشان شیرین می­کرد، مطلوب و هر عامل داخلی و خارجی که مانع رسیدن هرم حاکمیت به اهدافشان می­گردید مغایر با امنیت ملی تعریف می­شد. به این ترتیب در دوران قدیم امنیت کشور به ذهنیت درباریان بستگی داشت و حتی گاهی تکه ای از جغرافیای کشور برای رضایت خاطر و شادی بخشیدن به پادشاه هدیه داده می­شد.

در واقع می­توان گفت در عصر متافیزیک سیاست به شدت کیفی و اندرزنامه ای بود و عالمان سیاست توانایی اثرگذاری بر عرصه سیاست را نداشتند. سیاست به معنای تربیت و هدایت آنهم به وجه اخلاقی و حکمرانی بر خود تعریف می­شد. به این علت که معمولا دانشمندان از قدرت دور بودند و سیاست مداران اغلب بر اساس الگوهای خونی، نژادی و قومی به کشورداری می­پرداختند، ارتباط چندان محکمی میان دانش و قدرت برقرار نبود. تکنولوژی های طبیعی و سیاسی نیز بسیار دم دستی و ساده بود که باعث می­شد بشر نتواند امنیت ابتدایی جانی و مالی را برای خود به وجود آورد. در شکل غیر سیاسی و زندگی فردی بشر بسیار ناتوان بود و نمی­توانست راهکارهایی برای مریضی­ها و بلایای طبیعی پیدا کنند. سیل، زلزله، وبا، خشکسالی به صورت دوره ای نیمی از جمعیت بشر را از بین می­برد و ناامنی بسیار شدید اما به رسمیت شناخته و طبیعی پنداشته شده­ای به شمار می­رفت. اصلا به ذهن بشر نمی­آمد که می­تواند با استفاده از فرمول های علمی و ریاضیات و کشف قواعد، جلوی برخی از متغیرهای ناامنی را گرفت. هنوز بهداشت و علوم مهندسی و پزشکی وجود نداشت. تکنولوژی تنها به عرصه طبیعی و زیستی انسان ها مربوط نمی­شد بلکه در عصر متافیزیک زندگی سیاسی نیز از تکنولوژی های بسیار ساده و ابتدایی بهره می­گرفت.

سیاست در شکل اولیه خود نمی­توانست به قلمرو دولت ملت فهمی داشته باشد بلکه قلمرو مربوط به امپراطوری و قلمروهای سلطنتی بود که بر روی رعیت اعمال قدرت می­کرد. هیچ گونه تکنولوژی برای محدودیت قدرت و همینطور دادن نقش به شهروندان ایجاد نشده بود. تکنولوژی های قدرت در عصر متافیزیک به شدن کیفی، قیاسی، اندرزی و به دور از واقعیت های در جریان بودند. اصلی ترین ویژگی تقسیم نشدن کارها و همانند آن تقسیم نشدن علوم بود. از یکسو هر فرد می­بایست همه کاره باشد و به اقتصاد، سیاست و حتی نظامی­گری و امور مذهبی بپردازد و از سوی دیگر دانش ها نیز از یکدیگر مجزا نبود و در دل متافیزیک کلی قرار گرفته بود که با شاکله های متافیزیک، تمام حیات بشر را به شکل اسطوره ای و فلسفی جدای از واقعیات جامعه به صورت اندرزی هدایت می­کرد. تقسیم نشدن کارها به این علت بود که انسان­ها اعتمادی به یکدیگر نداشتند و به صورت زندگی رعیت وار به دنبال آن بودند که جان و مال و ناموس خود را در فضای جنگ همه علیه همه، سالم نگه دارند. در چنین شرایطی اعتماد و سرمایه اجتماعی به هیچ عنوان شکل نمی­گرفت و سیاست که جوهره­اش بر اساس کار جمعی است به وجود نمی­آید. در جوامع متافیزیکی باستان و قرون وسطی محققان با امتناع سیاست رو به رو هستند. وقتی که سیاست به معنای حاکم شدن برنامه ها و عملکردهای عقلانی توسط خرد جمعی و مصلحت عمومی حاکم نباشد جامعه امنیت لازم را ندارد (فوکو1،1389: 18). سیاست از جمله مقوله هایی در زندگی بشر است که اگر همه آن را رها کنند، سفاکترین و ظالم ترین انسان ها بر مردم حاکم خواهد شد و بی نظمی داخلی، آنومی اخلاقی، وابستگی و حس تحقیر شدید به همراه نابودی انسانیت را به همراه خواهد آورد. در عرصه اقتصاد اگر هر کس نفع خود را دنبال کند، جامعه توسط دستی نامرئی، امنیت را به بهترین شکل پاس می­دارد. اقتصاد، مدیریت، بازار و منطق بسیاری از روابط فردی و اجتماعی انسان ها با استفاده از ناخودآگاه حاکم بر متن ها هدایت می­شود. به این معنا که اگر همه به دنبال سود و منفعت خود باشند عقلانیت حاکم بر عرصه اقتصاد و بازار شکل خواهد گرفت. اما عرصه سیاست چنان حقیقت زنده، واقعی و حساسی دارد که برای شکل گیری امنیت سیاسی نیاز به سرمایه اجتماعی و تنظیم جامعه دارد و نمی­توان بر اساس منفعت های فردی برنامه ریزی های عمومی جامعه را به بهترین شکل خود انجام داد. سیاست مربوط به امور عمومی است و اگر همه دنبال سوار مجانی خوردن باشند و شانه از زیر بار مسئولیت های عمومی خالی کنند و اگر مکانیسمی برای هزینه و درآمد عقلانی امور عمومی تدارک دیده نشود، باعث می­شود که سیاست رها شده و جنگ، خشونت، ناامیدی، ناامنی، بی اخلاقی، استبداد و نابودی انسانیت را به راحتی همه با چشمان خود بنگرند. برای تامین امنیت سیاسی جامعه نیاز به شناخت پدیده های سیاسی و ارائه راه­کارهای علمی و ساختاری است که توزیع قدرت در جامعه را به شکلی تعادل آفرین بر عهده بگیرند. تنها عرصه ای که در سامانه های عملی و نظری سیاست در عصر متافیزیک به آن توجه نمی­شد، همین مورد بود و به همین دلیل تنها اخلاق، حکمرانی بر خود، کیفیات رهبری و هزاران اصل اخلاقی و آرمانی بدون توجه به ضمانت اجراها و یا ارتباط با واقعیت تولید می­گردید که توانایی برقراری امنیت ملی و کشوری را نیز نداشت. جوامع باستان و قرون وسطی بسیار ناامن بودند و سکوت و آرامش مبتنی بر رفتار استبدادی حکومت و قدرت شبانی بر آنها حاکم بود.      

شاه و درباریان به همراه نظامیان و کشیشان بر جان، مال و ناموس مردم حاکم بودند و استبداد ویژگی اصلی این واحدهای سیاسی بود. در جهان بینی های متافیزیکی مثل اسطوره، فلسفه، مذهب، فقه، عرفان، حکمت و ... سازوکاری برای محدود کردن قدرت و ایجاد سامانه ای برای امنیت دادن رفاهی، بهداشتی و اقتصادی برای مردم تدارک داده نشده بود. اصلا سیاست به معنای تربیت بود و تنها کنترلی که برای حکمرانان در نظر گرفته شده بود اصول اخلاقی­­ای به شمار می­رفت که حاکم و سیاست مداران باید واجد آن باشند. انسان آرمانی که باید شهر آرمانی را ایجاد کند که البته هیچ ضمانت اجرایی برای نحوه آرمانی بودن و عواملی که باعث ممانعت از آرمانی شدن باشد وجود ندارد. سیاست کنترل نفس و اخلاق پسندیده ایست که فیلسوفان و مذاهب از آن یاد کرده اند و حکمرانان باید به خاطر، خداوند، فضیلت، بهشت، نام نیکو و ... از آن داشته باشند. حال اگر از این صفت خالی بودند هیچ اتفاقی نمی­افتد. سیاست در سطوح اخلاق و خانواده در باب وظایف پدر خانه، نقش زنان و فرزندان و نحوه برخورد با کنیزان و غلامان را در برمی­گرفت. اصلا کسی جرات نمی­کرد که راجع به دربار، شاه و الزامات امر سیاسی در شکل دولتی و حکومتی صحبت کند.

همه این موارد به این علت بود که قدرت در سامانه های نظری و عملی متافیزیک همانند سیل، زلزله، وبا و خشکسالی رها شده بود و تابع هیچ کنترل، نظارت، قاعده و قانونی نبود. قدرت مشروطیت را برنمی­تافت و نمی­خواست دایره قدرت را از تعداد بسیار اندک گسترش دهد. اصلا هیچ محقق و دانشمند سیاسی نمی­توانست قدرت را مورد مطالعه قرار دهد و در مورد آن احکامی را صادر کند که مبتنی بر تکرار و پیش بینی پذیری باشد. نمونه می­توان از برخورد حاکمیت با افلاطون، ملاصدرا، ماکیاول یا سهروردی را نام برد که به محض نزدیک شدن به قدرت و باز کردن ابعاد آن و مشروط کردن قدرت مبتنی بر اینکه چه ویژگی هایی باید داشته باشد؛ خود را به زندان، گوشه نشینی، تبعید و حتی مرگ نزدیک می­کردند.

امنیت تنها از زاویه دید قبایل جنگجو و درارای عصبیتی تعریف می­شد که مدام در حال جنگ و انداختن حکومت های مستقر بودند و حتی اعتقاد بر این بود که با شکل گیری امنیت حکومت رو به زوال می­رود. اگر امنیت به معنای رضایت ناشی از راحتی، رفاه، تجمل، شهرنشینی و ... باشد، به گفته ابن خلدون قبایل می­دانستند که مرگ و انحطاطشان در روی کردن به امنیت و گزینش زندگی شهرنشینی است. انگار آنها امنیت و لذت و آرامش را در خون و جنگ می­دیدند و هر گونه سکوت و رضایت رفاهمندانه جامعه را نشانه زوال و حرکت به سمت انحطاط قلمداد می­کردند. زندگی در جنگ و اخلاق پدرسالارانه دلبسته ناامنی و بهم ریختن اوضاع عادی بود تا با استفاده از جلوه های خشونت بتواند قدرت خود را به شکل بهتری نشان دهد و از غنیمت ها و سایر امکاناتی که رانت جنگ در اختیارشان قرار می­داد بهره گیرند و بردگان و رعیت را به شکل های گوناگون مورد ظلم و ستم قرار دهند.

مردم قدرت، اطلاع، اثرگذاری و توانایی حضور در عرصه عمومی و اظهار نظر نداشتند. مردم گوسفندان رام شده و بسیار آرام و راضی ای بودن که چوپانشان پادشاه بود و به آنها به هر میزان و با هر نامی که می­خواست امنیت هدیه می­کرد، اما در بسیاری از مواقع گرگ و دزد و گله نیز خود چوپان بود که به جان رعیت می­افتادند و از آنها مالیات، جان، نان، ناموس، زمین و هر چه را که دارا بود را می­خواستند. امنیت به این صورت تعریف شده بود که گریزی از وجود قدرت عالی و حکومت نیست و هر چه حکومت به مردم ظلم کند از نبود آن بهتر است و حتی بر مسلمانان می­تواند حاکم کافر سلطنت برقرار کند و از سوی دیگر رعیت موظف به اطاعتند چرا که پادشاه سایه و نماینده خداست و هر ظلم و ستمی که به گوسفندان روا می­دارد چون آنها خودی محسوب نمی­شوند گناه تلقی نشده. شاه از طریق رسانه های شفاهی و دهان به دهان در سخنرانی ها و منبرها پیام های خود را به گوش رعیت می­رساند. مردم بسیار بی اطلاع بودند و هر کس به دنبال زندگی خود بود و کار سیاسی به متولیان و شاهزاده سپرده شده بود تا امور رعیت را در حال و آینده سروسامان دهند.

به طور خلاصه می­توان گفت امنیت در عصر متافیزیک، با توجه به شکل کیفی، قیاسی و آرمانی از سوی جهان بینی هایی تولید می­گردید، که ارتباط چندانی به واقعیت ها نداشتند. امنیت ملی به معنای رضایت خاطر سلطان و پادشاه بود و هر عاملی که به ذهنیت همایونی قدرت شبانی ضربه می­زد و آن را آشفته می­ساخت تهدیدی برای امنیت ملی به شمار می­آمد. استبداد، قدرت شبانی، جهان بینی متافیزیکی سه عامل اثرگذار بر سیاست رعیت محوری دوران قدیم بودند که نحوه های فردگرایانه و یا خواص گرایانه امنیت ملی را شکل می­دادند.

تکنولوژی­های فیزیک و امنیت ملی دولت ها

علم سیاست اغلب گزاره­های خود را در عصر مدرن یافته است. دانش سیاسی را می­توان در نوشته های مغ ایران باستان، تنسر و یا فیلسوف یونان باستان، افلاطون پیدا کرد اما آنچه به عنوان علم سیاست مطرح است در دوره مدرن، آنهم در اواخر قرن نوزدهم به وقوع می­پیوندد. علم سیاست با توجه به سایه سنگین مدرنیته اغلب اصلی­ترین واحد سیاسی، که در آن همه موضوعات از قبیل آزادی، برابری، رفاه و امنیت به وقوع می­پیوند را دولت ملی می­داند. اتفاقی که برای امنیت سیاسی در عصر مدرن می­افتد این است که از شکل بهم ریخته ملک الطوایفی، امپراطوری، دولت شهری، ساتراپی، سلطنتی و ... عبور می­کند و به سمت واحدهای سیاسی دولت ملی حرکت می­کند. این تحول بعد از قرن­ها زد و خورد و جنگ میان فرقه ها، قومیت­ها و امپراطوری­های فلسفی، نژادی و مذهبی شکل می­گیرد و در واقع نظم دولت­ملت برآمده از عهدنامه وستفالیا مبنای جهانی برای سیاست در جهان را فراهم می­کند. دانش سیاسی نیز بعد از اینکه مهمترین بازیگر و هویت سیاسی خود را به نام دولت ملی می­شناسد، موضوعات خود را به بخش موضوعات فراملی و فروملی تقسیم می­کند.

امنیت ملی نیز در عصر مدرن تنها در قالب دولت های ملی قابل فهم است. رسمیت اصلی عقلانیت سیاسی دیگر انسان ها، مذاهب، فلسفه و .... را نمی­شناسد، بلکه تنها مرزهای جغرافیایی و انسان های قرار گرفته در دولت ملی موضوع امنیت سیاسی هستند. در دوران کلاسیک و عصر متافیزیک امنیت سیاسی به هویت، مذهب، انسانیت و یا منافع شخصی و استبدادی شاه و نزدیکان او بستگی داشت و تفسیر امنیت ملی بستگی به امور بسیار کیفی و سلیقه ای می­گردید که هر کس با توجه به جایگاهی که در قدرت داشت فارغ از هر گونه چارچوبی می­توانست معین کند که منافع سیاسی و امنیتی کشور بر چه اساسی است و چه عواملی امنیت شهر و کشور را به هم می­ریزد و چگونه باید از آن دفاع کرد. در حالی که تکنولوژی های قدرت در عصر مکانیکی مدرن، با خلق کردن واحد سیاسی دولت ملی توانستند که امنیت ملی را از بعد کیفی و اشراقی خارج کرده و آن را در چارچوب دولت ملی قرار دهند. دولت با توجه به قراردادی که با شهروندان می­بندد اصلی ترین منبع و مرجع حکمرانی می­شود و اقتدار مشروع و عالی خود را بر همه تابعین اعمال می­کند. بر اساس قرارداد شهروندان که در یک واحد سرزمینی و جغرافیایی قرار گرفته­اند و پذیرفته­اند که دولتی را برای امنیت و رفاه خود خلق کنند، مشخص می­کنند که در چه مواردی امنیت ملی­شان به خطر می­افتد و چگونه دولت باید مداخله کند تا امنیت بازگردد. دو موضوع وجود دارد که به عنوان بدیهی ترین امور در مورد امنیت ملی در عصر مردن به رسمیت شناخته می­شود. اول مربوط به جغرافیای سرزمینی و مرزهای مشخص شده ملی است، که دولت باید در صدر مسائل امنیت ملی خود حفاظت از مرزها و حفظ تمامیت ارضی را قرار دهد و به هیچ عنوان تکه­ای از خاک سرزمین خود را در جنگ با کشورهای خارجی یا بر اثر ادعاهای اقلیت های خاص در کشور واگذار نکند و یا به تجزیه راضی نشود. بعد از جغرافیا بدیهی ترین اصل امنیت ملی به شهروندان برمی­گردد، که حکومت باید با توجه به قرارداد و قانون اساسی که با تابعان خود بسته است تمام تلاش خود را به کار ببرد که از داخل یا خارج از مرزها عواملی باعث به خطر افتادن امنیت شهروندان نشود. شهروندان هر گاه از سوی جنگ طلبان و آشوب گران و دزدان داخلی و خارجی تهدید شوند که مال، جان و یا ناموسشان در خطر است، دیگر آن جامعه امنیت ندارد و دولت ملی باید تمام تلاش خود را جهت سرکوب و نابودی متجاوزان و به حالت اول درآوردن محیط برای شهروندان در حالت دوم، به کار گیرد. به این ترتیب دولت ملی دو هدف عمده در تامین امنیت ملی دارد که به دواصل جغرافیا و شهروندان بازمی­گردد و باید به شکلی امنیت تامین شود که این دو هدف امنیت ملی در صدر قرار گیرند.

امنیت ملی ساختاری پیدا کرد که بر اساس الگوهای اعمال قدرت و محدود کردن قدرت در تکنولوژی ­های مکانیکی قابل فهم است. به این شکل که عالمان علم سیاست به این نتیجه رسیدند که برای قدرت در عرصه عمومی و شکل های متعدد آن در میان اجتماعات انسانی نیاز به مبانی عقلانی و ثابت شده­ای دارند که به انسان ها و رفتار آنها ربط نداشته باشند. با پایه گذاری دانش مکانیکی در علم سیاست سامانه های اعمال و محدود کردن قدرت به سمت بروکراسی سازی و ایجاد نهادهای اداری حرکت کرد که جدای از رای، اندیشه و قصدیت سیاستمداران بود. این فهم و درک مدرن که به جایگاه بیش از شخصیت انسان­ها بها می­داد باعث شد که جریان قدرت بر اساس قاعده و اصول قابل پیش بینی به سمت تقسیم شدن در جامعه حرکت کند و با مبنا قرار دادن دولت ملی خشونت های داخلی و خارجی به شکل علمی و حقوقی حل و فصل گردد. مکانیک قدرت مدرن با استفاده از تکنولوژی­های سیاسی توانست با اصولی چون بروکراسی، دموکراسی، تقسیم قوا، حقوق طبیعی، تفکیک قوا، قانون اساسی، حقوق شهروندی، انتخابات، جامعه مدنی و .... شکلی از توزیع قدرت را در دولت شهرها ترسیم کند که به عقلانیت، پیش بینی پذیری، رفاه و شادی شهروندان نزدیک­تر باشد (هابرماس،1386: 88). در حالی که تکنولوژی های متافیزیکی قدرت به شدت شخصی، قیاسی، استبدادی و کیفی بودن و باعث می­شدند، هیچ مبنایی برای امنیت ملی جز اراده و نیات هیات حاکمه وجود نداشته باشد اما در تکنولوژی­های مکانیکی قدرت مدرن سازمان ها، ادارات، حقوق، مجلس، انتخابات، رسانه ها و سایر نهادهای حزبی و صنفی ای تدارک دیده شده بود که حتی اگر فردی ظالم، فاسد و جانی نیز باشد نتواند منافع ملی را نابود کند و امنیت ملی را به خطر اندازد (Philip,2010:38). تکنولوژی های مکانیکی قدرت باعث شدند که دایره امنیت از سطح دربار و شاهزاده ها به سمت شهروندان حرکت کند. اکنون اموری که تمامیت ارضی و جغرافیای سرزمینی را از یکسو، و جان ومال و ناموس شهروندان را از سوی دیگر به خطر می­انداخت عوامل امنیتی قلمداد می­شدند، که دولت ملی باید برای آنها چاره ای می­اندیشید. ملی­گرایی و تاسیس دولت­های مدرن خاک و سرزمین را برای شهروندان دارای اهمیت ساخت و از سوی دیگر شهروندان نیز به موضوع بسیار مهم برای دستگاه حاکمه تبدیل شدند. انگار امنیت سیاسی در عصر مکانیک و فیزیک کاملا متفاوت با عصر متافیزیکی بود چرا که در شکل نظام های امپراطوری هخامنشیان و یا حکومت های چین باستان رعیت وظیفه داشت، که امنیت حکومت و قلمروهای متغیر آنها را با جان و مال خود حفظ کند اما در عصر مدرن وظیفه حکومت است که از جغرافیا و جمعیت کشور خود محافظت نماید و امنیت شهروندان را به هر شکل ممکن تامین نماید تا مشروع قلمداد شود. امنیت سیاسی مفهومی کاملا علمی، عقلانی و به رسمیت شناخته شده پیدا کرد که قدرت­مندی حکومت­ها نیز در توانایی به کاربردن استراتژی هایی بود که برای حفظ قلمرو سرزمینی و رضایت شهروندان خود به کار می­گرفتند و زمانی که از رسیدن به منافع ملی و دفاع از شهروندان و حفظ امنیت ملی آنها ناتوان می­شدند دچار بی مشروعیتی می­شدند و فرایند اصلاح یا انقلاب می­افتادند.

در دوران کلاسیک دولت­ها حتی از امنیت دادن مالی و جانی به رعیت هم ناتوان بودند و اغلب ثبات مرزی نیز وجود نداشت. در دوره مدرن با به وجود آمدن دولت­ ملت، هدف اولیه و ظاهری همه حکومت­ها حفاظت از مرزها و شروندان بود، به نحوی که امنیت آنها پاس داشته شود. البته امنیت بخشیدن به جمعیت به راحتی امکان پذیر نبود، چرا که جماعت های انسانی به محض اینکه به سطحی از امنیت، آرامش و رفاه می­رسند با توجه به قانون توقعات فزاینده خواسته های خود را بالاتر می­برند و اموری که در قدیم باعث امنیت بخشیدن به آنها می­شد، اکنون از آن توان برخوردار نیست. به این معنا امنیت گاهی با کارکردهای رژیم سیاسی در جهت عکس حرکت می­کند، یعنی ظالم­ترین و فاسدترین حکومت ها توان مقاومت و ایستادن در برابر مردم را دارند و می­توانند به بقای خود ادامه دهند. اما به محض اینکه حکومتی امنیت و رفاه را برای شهروندان مهیا کرد در درجه اول زمینه را برای نابودی و زیر سوال بردن خود فراهم کرده است. به علت وجود داشتن قانون، نسبی بودن امنیت و حرکت کردن خواسته های شهروندان متناسب با روزگار است که عده ای امنیت را نیز مفهومی ذهنی و کاملا برآمده از کارکردهای حکومت، میزان توانایی و آگاهی شهروندان و همین­طور نگاه به آینده آنها می­دادند. اگر این قانون را به این شکل در علم سیاست مطرح کنیم قابل درک خواهد بود، که چرا حکومت­های پدرسالارانه و سلطنتی در تاریخ عمر زیادی داشتند و اغلب رعیت های آنان قیام، شورش و یا حتی اندیشه اصلاح نیز به ذهنشان نمی­رسید.

دولت های مدرن نمی­توانند بر مفهومی ایستا به معنای حفظ جغرافیا و جمعیت از تهدیدات داخلی و خارجی تاکید کنند، چرا که ذات منافع، تهدیدات و امنیت ملی هر روز با توجه به عوامل بسیاری در حال تغییر می­باشد. در ابتدا دولت باید امنیت را در بعد ظاهری جان و مال مردم رعایت کند. کارکردهای حکومت برای تامین امنیت در دستگاه فکری فیزیکی به شکل حکومت مندی مکانیکی بروز می­کند که در آن قدرت پلیسی امنیت شهرها را حفظ می­کند. جلوگیری از خشونت و ایجاد کردن دستگاه قضایی و اداری به منظور توزیع منابع قدرت در جامعه بر عهده حکومت می­باشد. البته حکومت در بعد داخلی با صرف بودجه و توان بالا سعی می­کند که مرجع نهایی اعمال حکم و از سوی دیگر دفاع از حقوق شهروندان را برعهده بگیرد. پلیس، قوه قضاییه و ارتش وظیفه حفاظت جان شهروندان در برابر تهدیدات داخلی و خارجی را برعهده دارند. دولت باید از همه احزاب، اصناف، گروه های ذی نفوذ و بخصوص لابی های فرو و فرا ملی قدرتمندتر باشد، تا بتواند امنیت داخل مرزهای دولت ملی را برای شهروندان ایجاد نماید. حرکت بعد از امنیت جانی برای برنامه ریزی سیاسی دولت مکانیکی مربوط به اقتصاد و سروسامان دادن به حیطه سود و زیان بانکی است که برای شهروندان به قصد رسیدن به رفاه و داشتن امکانات اولیه بسیار اهمیت دارد. در این بعد دولت از غایت های جنگی به سمت غایت های اقتصادی در حرکت است تا شهروندان با انصاف، عقلانیت و سایر وجوه تمدن مدرن بتوانند امنیت داشته باشند و از زندگی در کشور خود لذت ببرند. موضوع بعد در امنیت ملی راجع به سطوح فرهنگی در جامعه می­باشد، زمانی شهروندان احساس امنیت فرهنگی و هویتی می­کنند که هر هویت مرکزی ای هویت ها پیرامون را به رسمیت بشناسد. هر کدام از موارد بالا از قبیل وابستگی سیاسی، شکست در جنگ، نابود شدن اقتصاد ملی و تحقیر شدن هویت ملی می­تواند ضربات بسیار هولناکی را به امنیت ملی کشور بزند. ما از گذشتگان آموخته ایم که با زندگی کردن در کنار یکدیگر بدون داشتن یک خرد جمعی که متبلور در دولت شود نمی­توان امنیت تک تک انسان ها را تامین کرد و شاید به همین دلیل است که داشتن دولت را برابر با عقلانیت و شروع تمدن بشری می­دانند. البته هر حکومتی نمی­تواند به راحتی و با رها کردن امور به دست حوادث امنیت را تامین کند. در دوره مدرن بعد اول امنیت مربوط به جان انسان ها و از دست ندادن تمامیت ارضی بود که در جغرافیا و سرزمین خلاصه می­شد. اما این بعد امنیت را، کشورها و دولت های استبدادی و حتی بسیاری از امپراطوری­های سنتی نیز دارا بودند. آنچه عقلانیت مدرن را از قدیم متمایز می­کرد، حرکت کردن به سمت اقتصاد و کشاندن دایره امنیت از امور نظامی و جنگ به اقتصاد و فعالیت های تجاری بود. حکومت تنها وظیفه نظامی و امنیتی نداشت بلکه در کنار حل اختلاف و سرکوب مهاجمان داخلی و خارجی، باید می­توانست رفاه و امنیت اقتصادی را نیز برای شهروندان خود تامین می­کرد. داشتن اقتصاد پویا و وابسته نبودن در کالاهای استراتژی باعث می­گردید، که هر دولت ملتی به تنهایی سرمایه و توان خود را در بیراهه مصرف نکند. اما علاوه بر امنیت اقتصادی بشر در دوره مدرن به این نتیجه رسید که یکی دیگر از وظایف حکومت­ها به وجود آوردن امنیت فرهنگی و رضایت خاطری بود که به دور از فضای جنگ، نظامی­گری و حتی اقتصاد تعریف می­شد و مربوط به احساسات، فکرها و ایستارهایی بود که شهروندان در مدت زندگی خود آنها را خودآگاه یا ناخودآگاه آموخته بودند. در اینجا نقش دولت از شکل پلیسی به نقش شبانی تغییر جهت پیدا می­کند و با استفاده از نمادها، نهاد ها و زبان های گوناگون قدرت انحصار کامل فرهنگ، ادب و بسیاری از آداب و رسوم اجتماعی از سبک غذا،آرایش، لباس تا نحوه فکر کردن نیز به استانداردسازی های دولت برمی­گردد. دولت باید سامانه هایی را تدارک ببیند که شهروندان احساس کنند قدرت داخلی و خارجی را خود ایجاد کرده­اند و اکنون نیز حاکمیت آن به دست کسانی است که دغدغه امور فرهنگی و اصول دموکراسی را دارند.  

در بعد روابط میان دولت ملت ها در عصر مردن منافع ملی به رسمیت شناخته می­شود و هر کشور بر اساس فهمی که عمدتا بر واقع گرایی استوار می­شود به دنبال تامین امنیت ملی خود می­باشد. دولت ها توان نظامی و اقتصادی خود را در محیط بین الملل بالا می­برند و با ترویج نامحسوس و هنری فرهنگ ملی خود در قالب زبان، ادبیات، موسیقی، فیلم، شعر و یا سایر کالاهای عمومی جذاب از جهان گردی تا غذا و مذهب سعی می­کنند، هویت خود را در جهان به شکلی عقلانی و انسانی و دارای تعامل سازنده با سایر کشورها نشان دهند. به طور خلاصه در دوره مدرن امنیت ملی به موضوعات سیاسی، اقصادی و فرهنگی ای برمی­گشت که قصد داشت با بزارهای گوناگون از تهدیدات علیه جمعیت و جغرافیای دولت مدرن جلوگیری کند. امنیت ملی مربوط به دوره مکانیکی عصر فیزیک برمی­گردد که بشر تا اندازه ای موفق شده است مرزهای عقل سیاسی و عمل سیاسی را جدا کرده و نیروهای سیاسی را در دولت ملی با رویکرد بروکراتیک از بالا و دموکراتیک از پایین به نحوی مراقبت و نظارت کند که توان، جسارت و قدرت نمایی عوامل ضد ملی کاهش یابد. این مهم با کمک علم سیاست و حکومت مندی مکانیکی، قابلیت تحقق پیدا می­کند.

تکنولوژی­های اطلاعات و امنیت ملی در عصر جهانی شدن

به باور بسیاری از پژوهشگران، عرصه تحولات سیاسی دیگر نمی­تواند امنیت کشورها را بر اصول بدیهی انگاشته شده در دوره مدرن ایجاد کند و با استفاده از تکنیک هایی چون دولت ملی، انتخابات، احزاب، رسانه های دولتی، موازنه قوا و سازمان های بین الملل از امنیت شهروندان جهانی حفاظت کند. اینکه امنیت در عصر جدید به لحاظ سیاسی چه مواردی را شامل می­شود (Tilly,1998:394-400)؟ واحد سیاسی­ای که شهروندان جهانی به آن اعتماد دارند در کجا در حال شکل گیری است؟ و از همه مهمتر چه کسانی و با چه ابزارهایی می­توانند امنیت بشری را تضمین کنند؟ همه به علت تغییر نظام­های معرفتی، تغییر عصر و تغییر تکنولوژی، تحولی اساسی پیدا کرده است. متن زندگی انسان­ها عوض شده است و متناسب با آن دیگر زندگی خانواده­های متمرکز، نشسته پای تلوزیون و یا دلخوش به خبرهای روزنامه و رادیو و شرکت کنندگان در احزاب و مدافعان منافع ملی و همین­طور بروکرات­ها بسیار تغییر کرده است و تا حدی برخی واژگان مثل امپریالیسم، منافع ملی، انحصارات دولتی، دولت رفاه، فرهنگ توده ای، شهروندان ملی و ... در حال تبدیل شدن به آرشیوهای موزه ای، برای درس تاریخ اندیشه های سیاسی می­باشند. همانطور که در کلاس­های سیاست گذاری قرن بیستم با رویکردهای تفهمی، ساختاری، ساختگرا یا پراگماتیستی از وبر، مارکس تا آلتوسر و گیدنز به آثار فیلسوفان و آرمان گرایانی چون افلاطون، آگوستین و حتی هابز نگاهی تحقیرآمیز و غیرکاربردی می­انداختند، امروزه در قرن بیست و یکم نیز میراث مدرنیته از منظر رویکردهای انعکاسی، انتقادی، سازه­ای و پسامدرن با نقدی شالوده شکنانه مواجه شده است، به نحوی که برای همگان بدیهی شده است که بشر در حال تجربه زیست­جهانی به شدت متفاوت از دوره مدرن می­باشد. آن نقطه اقلیدسی اعتماد به ریاضیات و منطق فیزیک مکانیکی زیر سوال رفته است و لویتان دولت که انحصارگر مرگ، زندگی، قانون، فرهنگ، فکر، اقتصاد و ... در عصر مدرن به شمار می­رفت، اکنون به دام بازنمایی های عرصه مجازی افتاده است که روز به روز شهروندان خود را در فضای جهانی از دست می­دهد و اشرافیت سیاست و رازآلودگی آن در شبکه­های مجازی، توسط دوربین های تلفن همراه و کلیپ هایی که سر از خصوصی ترین وجوه قدرت درآورده اند افشا می­شود. بشر در حال نزدیک شدن به یکدیگر می­باشند، اما دولت ملت ها با استدلال ها و مشروعیت هایی غایی بسیار خنده دار بر تفاوت ها و حفظ منافع ملی پافشاری می­کنند (نای،1387: 141)  و شاید به همین علت باشد، که به گفته "کالین­های" مردم از سیاست در عصر اطلاعات به شدت تنفر دارند. قدرت با سامانه های جدید، روزمره، از پایین به بالا در قالب نمادها و زبان های مجازی، سایبری و فرهنگی در حال تولید شدن است و این موارد سرشت امنیت را نیز دچار تحول بنیادینی ساخته است (2007Hoy,).

مبنای تغییر مفهوم امنیت در بعد معرفت شناسی به الزامات فیزیک کوانتوم برمی­گردد. فیزیک نیوتنی بر اساس ادعاهای پوزیتیویستی و کاملا ریاضی­گونه خود، ادعا داشت تنها راه دست­یابی به سعادت و فضیلت، در این دنیا وجود دارد و اگر انسان ها با روش های عقلانی و محسوس به کشف جهان با خلقیات تجربه و آزمایش بپردازند می­توانند، بسیاری از امور ناآرام و بی قطعیت در دنیا را به رام خود درآورند. این روش با استفاده از تکنولوژی­های مکانیکی در عرصه سیاسی به خلق دولت و سپس اجازه دادن به آن برای انحصارگری انجامید و پس از آن هر مفهومی برای اصلاح در قالب شهروندان ملی، منافع ملی استوار گردید. امنیت ملی نیز به کار گرفتن تکنیک­های آرمان گرا و واقع گرایی شد که از راه اقتصاد، فرهنگ و نظامی­گری به دنبال آن بودن که جغرافیا و جمعیت دولت ملی را حفظ نمایند. معرفت شناسی سیاست مدرن به دو سطح عین و ذهنی بازمی­گشت که با شیوه های تفهمی، ساختاری و بروکراتیک سعی داشت با فرهنگ مشارکتی، انتقادی و تخصصی به صورت نهادی جلوی ناامنی را سطح کند. اتفاقی که در عصر اطلاعات افتاده است، این است که از سال 1990 به بعد بشر با جنبه های جدید از وجودشناسی و هستی آشنا شده است و نیروهای غیر قابل محسوسی را به خدمت گرفته است که تاثیر بسیار زیادی بر امنیت دوران مدرن داشته اند و حتی می­توان گفته به طور کامل تعریف امنیت، غایت امنیت، شیوه های عملیاتی شدن و سیاست گذاری امنیت را به هم ریخته اند. به لحاظ اندیشه ای عصر اطلاعات به بشر جهان مجازی را آموخت، که چگونه می­تواند علاوه بر دوگانه انگاری های عین و ذهن، عرصه­ی دیگری به نام فضای شبکه ای و مجازی وجود دارد که جهانی، تمرکززدا، مخاطب محور و غیرمحسوس و بی انتهاست و با این شکل از تکنولوژی ها انسان بر آن شد، که آنها را به صورت تکنیکی به عرصه انسانی و سیاسی نیز بکشاند. انسان اکنون توانایی مجاری نیز پیدا کرده است و همین امکان باعث فرارفتن از کلیشه ها و اخلاق توده ای را فراهم می­کند.    

تکنیک­های ارتباطی نزدیکی بسیار زیادی به تولید و حفاظت از امنیت در کشور دارند. سیستم های ارتباطی ساده و شفاهی بیشتر مدل های سلطنتی و پدرسالاری را تولید می­کرد و امنیت تولید شده نیز بیشتر به چارچوب ذهنی دربار بستگی دارد و به علت تمرکز قدرت سلطان، هر کاری را مختار به انجام است و شبکه ای از روابط اجتماعی شکل نمی­گیرد، که منافع و امنیت را جز در ساختار استبدادی تفسیر کنند. شکل سنتی و شفاهی توان ایجاد اعتماد میان مردم و رساندن آنها به حد اعتماد به نفس برای بیان خواسته هایشان را ندارد. در عصر مدرن تکنیک های ارتباطی به سمت کتبی شدن و در نهایت تصویری شدن حرکت کرد. شکل بروکراتیک و دموکراتیک قدرت سیاسی ریشه در روزنامه، کتاب، مجلات و بعدها رادیو و تلوزیون داشت. این شکل ارتباط رسانی انسان­ها، در حد مرزهای ملی دور هم گرد آورد به آنها خرد جمعی و اعتماد عمومی بخشید، تا در مقابل استبداد، استحمار و استثمار بایستند. امنیت مدرن به شدت ملی گرا بود و سامانه های سیاسی دولت نیز با انحصار خاصی مراکز، نهادها و ابزارهای اطلاع رسانی و فرهنگ سازی مثل مدرسه، دانشگاه، انتشارات و صدا و سیما را در اختیار خود گرفتند. عصر مردن امنیت را مفهومی گسترده تر ساخت اما امنیت ملی مکانیکی چندان اشکال عمده داشت. اول اینکه اگر چه اشرافیت علمی و مذهبی و قدرت دربار را شکست داده بود و قدرت را به مردم سپرده بود اما دوباره عده ای از مردم را به شکل انحصا و انقیاد بسیار بیشتری بر بقیه حاکم کرده بود. دولت خدای جدیدی بود که با روش های مارکسیستی، فاشیستی، رفاهی و ملی­گرایانه از بعد پلیسی و مراقبتی به بعد شبانی و هدایتی وارد می­شد و به تمام بخش های عمومی و خصوصی زندگی شهروندان وارد می­شد. از سوی دیگر به علت تک گفتاری و مولف محوری بیش از اندازه رسانه های کتبی و تصویری توده گرایی عوامانه گوسفندصفتی در شهروندان ایجاد می­گردید که عقل فردی، خلاقیت و حقوق افراد به خصوص اقلیت­ها را در غوغای جمعی نابود می­ساخت. بعد ازدوره مدرن تکنولوژی­های چند رسانه ای مثل ماهواره، تلفن همراه و اینترنت در شکل رایانه های سبک و قابل حمل ایجاد گردید که توانایی ارتباطی و تکنیک های اطلاعاتی بشر را از مرزهای دولتی فراتر برد (McSweeney,2004:68-72) و باعث شد بشر با استفاده از این تکنولوژی ها بدون سلسله مراتب با استراتژی های عدم تمرکز (tofler,1970:137) و از همه مهم تر مخاطب محور بودن و انتقادی بودن آزادانه در شکل جهانی به یکدیگر اعتماد کنند و از حصار خودشیفتگی های گوناگون درآیند و به یکدیگر نزدیک شوند. موبایل در ارتباطات کلامی، خطی و تصویری انقلابی خارق العاده ایجاد کرده است. اینترنت شبکه های از هویت ها، جریان­ها و جنبش­ها را ایجاد نموده است و باعث به وجود آمدن فرصت ها و امکاناتی برای عرصه سیاسی شده است. مفهوم امنیت اکنون باید خود را در عصر اطلاعات بازسازی نماید. اطلاعات کشورها به راحتی در دسترس شهروندان جهانی قرار می­گیرد و گروه های محیط زیستی و فعالان حقوق زنان و حقوق بشر در همه جای دنیا به صورت جنبشی فعال در مقابل دولت های ملی ایستاده اند. تبادل عکس، نوشته، موسیقی، فیلم، خبر، تفسیر ، مقاله و کتاب سرعتی خارق العاده پیدا کرده است و انحصارگری دولت ها کاملا در زمینه فرهنگ و هویت ملی زیر سوال رفته است. مجموعه ای از کارتل ها و تراست های سیاسی، نظامی، اقتصادی و رسانه ای دنیا در کش و قوس با لابی ها و شهروندان جهانی در حال تعریف استانداردهای زندگی برای بشر هستند. آنچه مبنا قرار گرفته است، لذت مصرف گرایی و تنوع تصویری و خبری است که کم­کم بشر را به زندگی شبیه سازی شده در جهان مجازی، عادت می­دهد (آرنت،1389: 191) (بودریار،1389: 119). سرعت، عدم قطعیت، نسبی گرایی، لذت، دایره وسیع انتخاب و ... باعث شده است که امنیت به راحتی نتواند، خود را در ابرروایت های ملی، مذهبی، راست یا چپ تعریف کند و به یک معنا بشر به امنیت در عصر پسامدرن وارد شده است و به راحتی نمی­تواند با شمع، کتاب، اخلاق، تلوزیون، احزاب و سیستم های سنتی و مدرن برآمده از آنها همزیستی داشته باشد چرا که چشم و گوشش باز شده است و تازه فهمیده است که چه حماقت­های متعصبانه­ای را شکل داده است.

تکنولوژی­های سایبری، در عصر اطلاعات به دو شکل در سامانه­های حکومت­مندی، به اعمال کردن و محدود کردن قدرت می­پردازند و بر این اساس سیاست­گذاران امنیتی در هر کشوری می­توانند با آگاهی از این دو حوزه، خطرات و فرصت­های آن را شناسایی کنند و در جهت اداره بهتر جمعیت و جغرافیا از آن بهره گیری کنند. بدترین شکل سیاست گذاری امنیتی در عصر اطلاعات مربوط به کشورهایی است که اصلا ذهنشان فهمی از این تحول بنیادین ندارد و کشور را به سمتی می­برند، که آشنای با سیاست های اندرزی و یا مکانیکی خودشان باشد، در حالی که شهروندان و ابزارهای تکنیکی در عصر کوانتوم است. این گونه برخلاف جهت تاریخ حرکت کردن، باعث می­شود حتی اگر همه الزامات امنیتی برای کشور رعایت شده باشد، چون تغییر عصر و پارادایم درک نشده است با کژکارکردی های زیادی از جمله بحران اخلاقی، ریاکاری، فساد، به هم خوردن جایگاه­ها و نابودی سرمایه اجتماعی رو به رو شویم. تکنولوژی های ماهواره ای و رایانه ای باعث شده اند، دولت ها در اعمال کردن قدرت خود انحصار قبلی را از دست بدهند اما در نوع قدرتی که اعمال می­کنند درجه تخصص، شفافیت، کارآمدی، تمرکززدایی و از همه مهم­تر کنترل و مدیریت بالاتر رود. نمونه این مطلب را می­توان در بحث دولت الکترونیک مشاهده کرد (یعقوبی، 1386). امروزه اگر واحد سیاسی نتواند خدمات بانک، بیمه، بهداشت، آموزش، و اغلب کالاهای عمومی خود را به شیوه الکترونیکی و بر خط ارائه دهد با کاهش مشروعیت داخلی و قطع ارتباط با خارج مواجه خواهد شد. دولت الکترونیک با زیرساخت های مخابراتی و سخت افزاری و دانش نیروی انسانی و امکانات نرم افزاری کمک بسیار بزرگی به امنیت کشورها در عصر پساصنعتی کرده است و باعث شده است که تنها کشورهای دارای دولت الکترونیک بتوانند در محیط جهانی شده به رقابت و بقا ادامه دهند. با استفاده از دولت الکترونیک بسیاری از ثبت نام ها، دادن مجوزها، نظارت ها و ارائه خدمات دولتی به شهروندان صورتی سریع و شفاف پیدا می­کند، که این امر امنیت ملی را بسیار افزایش می­دهد. از سوی دیگر برقراری انتخابات الکترونیکی از طریق باجه های عمومی، تلفن، اینترنت و موبایل باعث می­شود که روز به روز جوامع در عصر اطلاعات به سمت دموکراسی های مستقیم و مشارکت حداکثری مردم حرکت کنند. مشارکت سیاسی بروکراتیک قدیمی بسیار کند، غیرشفاف، مبتنی بر نظام حزبی و نمایندگی بود که مردم را در اشراف سالاری های راز و رمزگرایانه ای قرار می­داد و دست کمی از قدرت دربار، کشیشان و نظامیان نداشت. از دیگر شیوه­های اعمال قدرت در عرصه خارجی برای کشورها می­توان به بعد دیپلماسی اشاره کرد که باعث می­شود ارتباطات شرکت­ها، گروه ها، جنبش ها، سازمان ها و افراد و کشورها بسیار آسان تر و بدون واسطه صورت گیرد (Kirshner,2006:321). امروزه روابط خارجی و مبحث دیپلماسی تنها در انحصار دولت­های ملی نیست، بلکه بسیاری از عناصر و بازیگران فرو و فرا ملی توانسته اند به صورت هویت موثر و پراهمیت در فرایندهای روابط بین الملل شریک شوند. به عنوان مثال سازمان­های حقوق بشری، جنبش های صلح و محیط زیست و گروه های تروریستی توانسته­اند در محیط بین الملل طرفداران بسیاری را خلق کنند و به عضوگیری، آموزش و کنش سیاسی در سراسر جهان بپردازند به نحوی که نقشی بیش از برخی دولت­های ملی را دارا می­باشند. کشوری که بتواند با استفاده از دیپلماسی عمومی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی منافع خود را پیش ببرند و از تهدیدهای اقتصادی و نظامی و اجماع جهانی علیه کشور خود جلوگیری کنند (پوراحمدی،1388: 202-210).

از سوی دیگر مقوله امنیت ملی در عصر اطلاعات تنها به تحکیم قدرت در اعمال از پایین به بالا ندارد. کشورها باید فکری به حال شهروندان خود بکنند که در معرض نمادها، دال ها و فرهنگ های دیگر قرار گرفته اند و اغلب خود را شهروند جهانی قلمداد میکنند، که دولت ملی­شان جلوی ترقی آنها را گرفته است و به صورت غارت­گری درآمده است که سر ستیز با شهروندان را پیدا کرده است. در عصر تکنولوژی­های چندرسانه ای و فضای شبیه سازی شده (خالقی، اسلامی،1389: 113)، شهروندان محصور در مرزهای ملی با بمباران اطلاعاتی و دامنه اختیارات بسیار وسیع دیگر انحصارگری دولت در فرهنگ، دانش و اطلاعات را قبول ندارند و بسیاری به دنبال خلق هویت های قومی، مذهبی، جهانی و انسانی می­گردند. دولت ها و سیاست گذاران باید با درک این شرایط گذار مجموعه تدابیری را بیندیشند که جو عصر اطلاعات شهروندان کشور را در مقابل نظام سیاسی خود قرار ندهد تا با ایجاد شبکه های اجتماعی گسترده و تبلیغ نمادها و زبان ضدیت با وضع موجود انقلاب پنهانی و نرم را برضد حکومت پایه ریزی کنند. برای داشتن امنیتی خلاق، پویا و انعطافی در عصر اطلاعات، نیاز به طراحی زبان و هویت ملی به صورت خودجوش کردن فضای ارتباطی و امکان فعالیت های انتقادی داریم تا شهروندان به دور از هدایت ها و تزریق مستقیم دال های قدرت، از کشور و سرزمین خود بیگانه نشوند. ایجاد سامانه های جامعه مدنی مجازی، دموکراسی دیجیتالی، رسانه های محلی منتقد، حوزه عمومی فعال و مشارکتی باعث می­شود که شهروندان دولت و کشور خود را در عصر اطلاعات پناهگاه خود بدانند که در همه زمینه ها به یاری آنها می­آید (معتمدنژاد،1389: 24). یکی از بزرگترین تهدیدات کشورهای در حال توسعه به لحاظ امنیت ملی جوانان بیکار تحصیل کرده ایست که به ناگاه با ابزارهای تکنولوژی اطلاعاتی آشنا شده اند و هیچ رژیم سیاسی نمی­تواند توقعات فزاینده آنها را که از هر متنی خارج شده اند برآورده سازد. بنابراین در عصر اطلاعات مفهوم امنیت سیاسی با توجه به فرایند جهانی شدن، شکل گیری جنبش های جهانی، رواج تکنولوژی های اطلاعاتی و رشد کردن شهروند جهانی از شکل دولت ملی و تکنولوژی های مکانیکی خارج می­شود (ایگلتون هابرماس، 1389: 51). امنیت ملی نمی­تواند تنها با اقتصاد، فرهنگ و نمادهای دولت ملی خود را بازسازی کند چرا که وجوه سازه ای و فرهنگی به تعریف امنیت وارد می­شود. امنیت تنها به حفظ جغرافیا و جمعیت دولت ملی به صورت سخت افزاری منحصر نمی­شود بلکه دایره امنیت وجوه قدرت نرم را نیز دربرمی­گیرد و سیاست گذاران امنیتی باید بتوانند با توجه تغییر جوهره سیاست و قدرت و وارد شدن به پارادایم­های جدید امنیت برای مواردی چون تروریسم، جنبش ها، فضای مدنی سایبری، محیط زیست و .... طرح­هایی داشته باشند (اریکسون،1390: 15). به طور خلاصه می­توان تغییرات امنیت سیاسی در عصر اطلاعات را در چند بعد زیر به تصویر کشید.

بعد اول مربوط تغییر فضایی می­شود که به مجازی شدن روابط، عقل و تمامی وجوه زندگی ربط پیدا می­کند. در عصر اطلاعات وجوه سایبری، و مجازی آنقدر دارای اهمیت می­شوند که اساسا امنیت به دو شاخه سخت افزاری و نرم افزاری تقسیم می­شود. انسان­ها در روزمره خود آنقدر به زندگی مجازی و روابط سایبری و شبیه سازی شده عادت می­کنند، که در بسیاری اوقات مرز بین دنیای واقعی و مجازی به هم می­ریزد. امنیت ملی در صورتی کامل خواهد بود که سیاست گذاران نسبت به عرصه مجازی و شبیه سازی شده آگاهی داشته باشند. شهروندان در معرض اطلاعات و نمادها و فرهنگ های موجود در فضای سایبر هستند و از حکومت خود توقع دارند در عین حال که بالاترین زیرساخت ها و امکانات را برای بهره برداری از این محیط را در اختیارشان قرار می­دهند از امنیت شبکه ها و روابط به صورت ضمانت بخشیدن به آنها نیز بهره ببرند. کم حکومت کردن و کارآمد بودن، خواست شهروندان جهانی از دولت های خویش است (Ripsman,2010:26) تا زمانی که حاکمیت را کامل از دست بدهند و نهادهای بین المللی و فروملی توان چرخاندن امور بشر را داشته باشند. دولت اگر می­خواهد در عصر اطلاعات امنیت سیاسی را به نحو متعادلی حفظ نماید باید سیاست گذاری کارآیی در محیط مجازی داشته باشد.

بعد دوم مربوط به تقابل، رویارویی، ارتباط، تعامل و گفتگوی فرهنگ هاست. اکنون سطح فرهنگی نیز در عصر اطلاعات به حیطه امنیت وارد می­شود. این هنر سیاست است که بتواند با توجه به باز شدن گوش و چشم شهروندان، رویکردها و جهان بینی های گوناگون را اداره کند. داده در اثر تفسیر به اطلاعات تبدیل می­شود و اطلاعات به صورت تبلیغ و بارش مداوم به فرهنگ هایی با طرفداران خاص خود تبدیل می­گردد. دولت ها از سوی اطلاعات بی شمار و فرهنگ های متنوع دچار بحران و کاهش امنیت می­شوند. دیگر شهروندان از نظام آموزشی، اطلاعاتی و رادیو و تلوزیون رسمی اخبار و تفسیر را نمی­شنوند، بلکه اکنون رسانه ها به صورتی شهروندان را قدرتمند و تولیدگر ساخته اند که مخاطبی توده ای نیستند، که در انتظار آماده و ناخودآگاه گوش دادن به دال ها باشند. شهروندان از طریق تولید زبان ها و فرهنگ های گوناگون می­خواهند خود را در جامعه مطرح کنند. فضای شهروندی از طبقات اشرافی و متوسط، به بالا به سمت شهروندان پایین، حاشیه ای و حتی بسیار فقیر ولی آگاه، کشیده شده است که به راحتی ناخودآگاه جمعی و قدرت همبستگی جامعه را قبول ندارند و به دنبال آنند که کنش گری های زیادی انجام دهند (Williams,2007:92-120). دولت ها و سیاست گذاران امنیت اگر اینگونه از هویت خواهی و گسترش دامنه شهروندی را درک نکنند در مقابل جنبش­ها، اطلاعات و فرهنگ های گوناگون و تمام نشدنی قرار می­گیرند و ممکن است که وقت، هزینه و قدرت خود را با کاهش مشروعیت از دست بدهند (کلمن،1387: 167-196). فرهنگ یکی از عرصه های اصلی امنیت محسوب می­شوند و حکمرانی جر با اعمال قدرت بر قلب ها امکان پذیر نیست. دایره صاحبان حق زیاد شده است و فرهنگ های گوناگون به شکل های متنوع و با تمام قوا به صحنه آمده اند که گاهی زمینه مداخله کشورهای دیگر و نابودی کشورهای جهان سوم با وجوه فرهنگی مشروع جلوه داده می­شود (Sandole,2007:197).

بعد سوم امنیت به خاصیت تکنولوژی های چندرسانه ای و فضای بازنمایی ناشی از آنها بازمی­گردد. بودجه بسیاری از سازمان ها و مراکز دولتی در عصر اطلاعات صرف آن می­شود که بتوانند بر ذهنیت مخاطبان خود اثر بگذارند. دیپلماسی عمومی در عرصه روابط بین الملل در جهت تامین امنیت کشور به صورت استفاده از قدرت نرم و فرهنگی است. ماهواره، اینترنت، دوربین های موبایل و حتی بازی های کامپیوتری شکلی از زندگی را برای بشر قرن بیست و یکم را ایجاد کرده اند که امنیت را در مدل ها بازنمایی قرار می­دهند (Smith,2006:32-35). بازنمایی به معنای جدی نگرفتن واقعیت و توجه به ذهنیت های جمعی است. بازنمایی به سیاست گذاران می­آموزد که نحوه انعکاس اطلاعات، بیش از خود واقعیت اثر دارد (Macdonald,2007:39-42). در دوره مکانیک و عصر مدرن نیز این مطلب در استراتژی های بازاریابی و جنگ به کار می­رفت اما در عصر پسامدرن این گزاره به این معنااست که اصلا واقعیتی وجود ندارد (نگری،1390: 425) و آنچه دیده، شنیده، نوشته و به تصویر کشیده می­شود وجوهی از بازنمایی های دوری و تکراری است که صورتی بسیار ناپایدار و بی پایان دارند. امنیت سیاسی باید بتواند در این محیط نوسانی، متغیر و به شدت کیفی، طوری دو فضای مجازی و واقعی را سامان دهی کند که از یکسو منافع ملی را حفظ کند و از سوی دیگر با وجود شهروندان توانا و دانا متهم به دروغ، ریا و ناکارآمدی نگردد (Geoff,2006:75-84).

عصر

متافیزیک

فیزیک

اطلاعات

تکنولوژی

دم دستی ساده

مکانیکی

کوانتومی - سایبری

قدرت

هنجاری – کیفی

بروکراتیک اداری

نرم سازه ای

رسانه

شفاهی

کتبی - تصویری

سایبری – اطلاعاتی

نظام سیاسی

پاتریمونیال

جمهوری - دموکراتیک

دموکراسی جهانی

واحد سیاسی

امپراطوری

دولت ملی

جهانی شدن

موضوع سیاست

رعیت

شهروند دولت ملی

شهروند جهانی

منافع ملی

سلطنت – اشراف

دولت ملی – جمعیت - نظامی

فرهنگ – ایدئولوژی

متغیر اصلی امنیت

سیاست

اقتصاد – قدرت نظامی

اطلاعات – فرهنگ

امنیت ملی

متافیزیکی

فیزیکی - مادی

نرم اطلاعاتی

متفکر

هابز-ماکیاول

مورگنتا - کانت

نای - روزنا

 

نتیجه

هنوز دولت­های ملی از بین نرفته­اند، هر چند بسیار ناکارآمد، فاسد، غارتگر و ناتوان شده اند. اهداف اصلی دولت­ها در قالب واژگان با شکوه بیان می­شود. رضایت، افتخار، استقلال، آزادی، رفاه، ابرقدرت شدن و گسترش ایدئولوژی و هژمونی در منطقه و دنیا از اهداف دولت ها به شمار می­رود. امنیت در هر کشوری بستگی به رسیدن به اهداف تعیین شده دارد. امنیت ملی در واحدهای سیاسی گوناگونی دنبال می­شود و بستگی به رابطه دولت با واحدهای ملی، فراملی و فروملی دارند. موضوع امنیت نیز می­توانند رعیت، شهروندان ملی و حتی شهروندان جهانی باشند. دولت ها با استفاده از ابزارهایی چون جنگ، فرهنگ، اقتصاد و سیاست های تشویقی، تنبیهی، اتحادی و ائتلافی به دنبال حداکثر رساندن امنیت خود هستند و در این راه از روش های آرمانی و واقع گرا استفاده می­کنند.  هدف اصلی این نوشتار آن بود که نشان دهد امنیت ملی در هر عصر تعریف خاصی دارد. اینکه امنیت سیاسی چیست؟ چگونه ایجاد می­گردد؟ برای چه کسانی تعریف می­شود؟ ابزارهای ایجاد کننده امنیت و تکنولوژی های حکومت برای ایجاد امنیت کدامند؟ همه بستگی به عصری است که امنیت در آن تعریف می­شود. سه عصر به همراه سه نوع تکنولوژی قدرت مورد بررسی قرار گرفت (فوکو2،1389: 318) که در هر یک تکنولوژی های حکومت­مندی روش های خاصی را برای امنیت دهی استفاده می­کنند.

در عصر سنتی و با وجود تکنولوژی های قدرت متافیزیکی امنیت سیاسی مخصوص اشراف، دربار و سلطنت بود به نحوی که رعیت و جغرافیای سرزمینی قربانی آرمان های پدرسالاری می­گردید. در عصر مدرن و با شکل گیری تکنولوژی های قدرت مکانیکی، امنیت در مورد شهروندان دولت ملی به کار گرفته شد. جغرافیا و جمعیت ملی، اهداف امنیتی ملی گردیدند که دولت با شیوه های بروکراتیک و دموکراتیک به دنبال آن بود که امنیت ملی شهروندان را حفظ نماید. در عصر پسامدرن و با به وجود آمدن تکنولوژی های پسامدرن امنیت به حیطه شهروندی جهانی وارد گردید و با استفاده از قدرت نرم موضوع امنیت دچار تحول اساسی گردید. اکنون شهروندان جهانی، محیط زیست، تروریسم مجازی (کانوی،1390: 15) و بسیاری از موضوعات جهانی در عصر اطلاعات امنیتی قلمداد می­شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

اریکسون، یوهان (1390)، انقلاب اطلاعات، امنیت و فناوری های جدید، مقاله برگرفته از کتاب انقلاب اطلاعات، امنیت و فناوری های جدید، جیمز روزنا، ترجمه علیرضا طیب، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

ایگلتون، تری (1389)، ترور و تفکر، ترجمه هوشنگ افتخاری راد، تهران: چشمه

آرنت، هانا (1389)، وضع بشر، ترجمه مسعود علیا، تهران: ققنوس

بودریار، ژان (1389)، جامعه مصرفی، ترجمه پیروز ایزدی، تهران: ثالث

پوراحمدی، حسین (1388)، دیپلماسی نوین جمهوری اسلامی ایران، تهران: مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه

خالقی، احمد، روح اله اسلامی (1389)، سیاست در عصر اطلاعات از منظر پسامدرنیسم، فصلنامه علمی پژوهشی آفاق امنیت، سال سوم، شماره 8

فوکو، میشل1 (1389) ، تولد زیست جهان، ترجمه رضا نجف زاده، تهران: نی

فوکو، میشل2 (1389) ، تئاتر فلسفه، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، تهران: نی

کانوی، مائورا (1390)، بهره برداری تروریست ها از اینترنت و چالش های مدیریتی فضای اطلاعاتی، مقاله برگرفته از کتاب انقلاب اطلاعات، امنیت و فناوری های جدید، جیمز روزنا، ترجمه علیرضا طیب، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

کلگ، استوارت (1383)، چارچوب های قدرت، ترجمه مصطفی یونسی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

کلمن، ریچارد (1387)، دگرگونی شهروندی، مقاله برگرفته از کتاب، رسانه های جدید و سیاست، بری اکسفورد و ریچارد هاگینز، ترجمه بابک دربیگی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

معتمدنژاد، کاظم (1389)، جامعه اطلاعاتی، تهران: میراث قلم

نای، جوزف (1387)، قدرت در عصر اطلاعات، ترجمه سعید میر ترابی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

نگری، آنتونیو، مایکل هارت (1390)، کاردیونسیوس، ترجمه رضا نجف زاده، تهران: نی

هابرماس، یورگن (1386)، دگرگونی ساختار حوزه عمومی، ترجمه جمال محمدی، تهران: افکار

یعقوبی، نورمحمد (1386)، دولت الکترونیک، تهران: افکار

 

Hay, Colin (2007), why we hate politics, London: polity press

 

Herrera, Geoff rey L. (2006),New Media for a New World? In the book Information Technology and Threats to National Security, Globalization and National Security, edited by Jonathan Kirshner, New York London: Routledge

 

Kirshner, Jona than (2006), Globalization, Power, and Prospect, In the book Information Technology and Threats to National Security, Globalization and National Security, edited by Jonathan Kirshner, New York London: Routledge

 

Macdonald, Scot (2007) ,PROPAGANDA AND INFORMATION WARFARE IN THE TWENTYFIRST CENTURY ,Madison Ave, New York: Routledge, www.eBookstore.tandf.co.uk

 

McSweeney, Bill (2004), Security, Identity and Interests, A Sociology of International Relations, London: Cambridge University Press

Philip, Manows (2010), In the king shadow, translated by Patrick camiller, Cambridge: polity press

 

Ripsman, Norrin, T.v Paul (2010), globalization and national security state, London and New York, Oxford university press

 

Sandole, Dennis J.D (2007), Peace and Security in the Postmodern World, The OSCE and conflict resolution Dennis J, New York London: Routledge

 

Smith, Steve (2006),The concept of security in a globalizing world, GLOBALIZATION AND CONFLICT National Security in a ‘New’ Strategic Era, Edited by Robert G. Patman, London and New York, Routledge

 

Tilly, Charles (1998),International communities, secure or otherwise, in the book, Security Communities, Emanuel Adler, Michael Barnett, London: Cambridge University Press

 

Tofler, elvine (1970), future shock, published simultaneously in the United States and Canada: published by arrangement with Random House

 

Williams, Michael C (2007), Culture and Security Symbolic power and the politics of international security, New York London: Routledge