http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=151091

شخصیت و هویت انسان‌ها را منابع اطلاعاتی آنها می‌سازد. برای اینکه بدانید هر کسی چه فکر می‌کند و رفتار او بر چه اصولی استوار است و حتی پیش‌بینی رفتارهای فردی و جمعی انسان‌ها بهترین راه، شناخت منابع اطلاعاتی می‌باشد. کتاب، روزنامه، مجله، دوستان، آشنایان، رادیو، تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی و... به صورت خودآگاه و حتی ناخودآگاه صورت‌های آگاهی را ایجاد، اصلاح‌ و تغییر می‌دهند. فرهنگ ایرانیان به شدت تصویری و شفاهی است. منبر، مسجد، سخنرانی، حوزه‌های عمومی، قهوه‌خانه‌ها، بازار و حمام و... در دوره‌های کلاسیک قبل از مشروطه به ناگاه با حیطه‌های خبررسانی رادیو و تلویزیون پیوند برقرار کرد. اکنون شخصیت ایرانیان به شدت با رسانه‌های تصویری گره خورده است. ایرانیان تجربه بسیار کوتاهی از فرهنگ چاپی و نوشتاری دارند و به سرعت وارد منابع اطلاعاتی تلویزیونی شده‌اند اکنون تلویزیون اصلی‌ترین رسانه و منبع اطلاع‌رسانی برای ایرانیان به شمار می‌رود که به صورت توده‌ای، یکدست و از بالا به پایین اندیشه و رفتار ایرانیان را شکل می‌دهد. اغلب متفکران و اندیشمندان نسبت به یک طرفه بودن، ایدئولوژیک و از بالا به پایین اطلاع‌رسانی کردن تلویزیون هشدار داده‌اند چرا که خلاقیت، اندیشه انتقادی و تفاوت را از بین می‌برد. در مورد فرهنگ تلویزیونی مردم ایران هنوز سیاست‌گذاری به لحاظ کاربر محور شدن، ایجاد تفاوت و خلاقیت و رواج اندیشه انتقادی صورت نگرفته است. تلویزیون توده یکدست و اغلب پیش‌بینی ناپذیر خلق می‌کند که کلیشه مهم‌ترین نشانه آن است. همه جملات، گزاره‌ها، معنادار کردن رویدادها در تلویزیون یکدست و بسیار خسته‌کننده می‌شود و به خصوص زمانی که قصدیت‌های سیاسی و اقتصادی با رویکردی ایدئولوژیک و منافعی کوتاه‌مدت به کار گرفته می‌شود حتی آینده امنیت ملی کشور و مغزهای خلاق شهروندان نیز در این بستر کلیشه‌ای از بین می‌رود. سال 1388 زمانی که برای اولین بار مناظرات تلویزیونی برگزار شد شکاف میان کلیشه و خارج شدن اطلاعات از سامانه یکدست‌ساز تلویزیون و در نهایت گسترش اعتراضات و از دست خارج شدن رویه‌های مشارکت سیاسی به خوبی مشاهده شد. حال که فرهنگ تلویزیونی ایران کلیشه‌ای شده است باید با توجه به تاکیدی که مقام معظم رهبری بر کرسی‌های آزاداندیشی و ضرورت رویکردهای انتقادی است به این حیطه نیز توجه شود. نیاز به عادی‌سازی تفاوت‌ها و نگاه‌های مختلف در رویدادهای سیاسی و اجتماعی است. شهروندان اغلب رویکردهای متفاوتی دارند و جا دارد که تلویزیون قبل از رسیدن انتخابات ریاست جمهوری برنامه‌هایی را تدارک ببیند و از عاقلان،عالمان و نخبگان ایرانی دعوت کند تا رویکردها و روش‌های متفاوت در امر عمومی را برای مردم بازگو کنند. نقد و بررسی اندیشه‌ای که توسط بزرگان نظر و عمل در تلویزیون صورت می‌گیرد می‌تواند مردم را به شنیدن صدای متفاوت، تمرین تساهل و روا داری و پذیرفتن بازی در چارچوب قانون را آموزش دهد. آنچه در سال 88 اتفاق افتاد ناشی از بر هم خوردن کلیشه‌ها و رخنه اطلاعات و نگره‌های متفاوتی بود که از داخل روایت صدا و سیما به خانه‌های مردم کشیده شد و شهروندان و حتی حکومت نمی‌دانستند با این تفاوت‌ها چه باید بکنند. نیاز به عادی‌سازی تفاوت و رویکردهای تکثر در قالب بحث، انتقاد، کنفرانس و همایش است تا مردم گوش‌ها و مغزهایشان به اندیشه‌ها عادت کند و به گفته قرآن کریم سخن‌های نیک را بشنوند و بهترین را انتخاب نمایند.