http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=151270

 

 اخوان‌المسلمین یک جنبش فراملی اسلام‌گراست که در بسیاری از کشورهای عربی به عنوان یکی از جریان‌های اصلی به شمار می‌رود. اخوان‌المسلمین قدیمی‌ترین و بزرگترین گروه سیاسی اسلامی است که در سال 1928 میلادی در شهر اسماعیلیه مصر به رهبری حسن البنا بنیان گذاشته شد و سپس فعالیت خود را به دیگر کشورهای عربی و اسلامی گسترش داد. این نهضت به تاثیر از اندیشه‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی و در پاسخ به انحطاط داخلی مسلمانان و سلطه بیگانگان بر کشورهای اسلامی به ویژه بر کشور مصر پدید آمد. پس از ترور حسن‌البنا، به تدریج تحولی در جنبش اخوان المسلمین صورت گرفت که عبارت بود از جایگزینی راه‌های مسالمت‌آمیز به جای مبارزه مسلحانه علیه رژیم و سلطه بیگانگان. این اقدام که در پی ناامیدی از موثر بودن راه‌حل نظامی برگزیده شد، از محبوبیت و کارآیی اخوان کاست و گروه‌ های جدید اسلامی مانند جهاد اسلامی مصر که اغلب متاثر از اخوان‌المسلمین بودند، اما بر مبارزه نظامی پای می‌فشارند، پا به میدان گذاشتند.

با این وصف تاثیر عمیقی که جنبش اخوان‌المسلمین در روند مبارزات مردم مصر و جهان اسلام داشته است غیرقابل انکار است. به طوری که این جنبش توانست در جریان بیداری اسلامی به کمک انقلابیون بیاید و بعد از پیروزی در کشورهای مصر، تونس و لیبی یکی از گزینه‌های مطرح برای کسب قدرت باشد. اخوان‌المسلمین مانند بسیاری از گروه‌ها و جنبش‌ها متغیرهای رفتاری‌ای دارد که بعد از اینکه در دستگاه قدرت قرار می‌گیرد تعیین‌کننده‌تر می‌شود و الزاما تاثیر بیشتری نیز از این متغیرها می‌پذیرد. اولین موردی که اخوان‌المسلمین از همان ابتدای تاسیس با آن مواجه بوده است. مساله خلیفه و سلطان و ارتباط با آن است. اینکه جنبش بعد از به قدرت رسیدن چه نوع نظام سیاسی‌ای را برای خود انتخاب می‌کند. آیا همچنان مانند عربستان به دنبال خلیفه و پادشاه در کشور است یا قصد دارد که اسلام سیاسی را مانند ایران پیاده کند و یا به مدل ترکیه رجوع می‌کند و از اسلام تنها جنبه مدنی و اجتماعی‌اش را به کار می‌گیرد. به هر روی شکل نظام سیاسی متغیری است که اخوان‌المسلمین باید در مورد آن تصمیم‌گیری کند. دومین مورد مساله ملی‌گرایی و مشخص کردن مرزهای ملی کشورهایی است که اخوان‌المسلمین در آنها قدرت گرفته است. اینکه این گروه مرزهای خود را محدود به مرزهای ملی کشور خود می‌دانند یا به دنبال ملی‌گرایی عربی هستند و یا اینکه داعیه اصلاح‌اسلام و سرزمین‌های اسلامی را دارند، همه اینها متغیرهایی است که بر رفتار این گروه تاثیر می‌‌گذارد.

رفتار اخوان‌المسلمین در مورد گروه‌های سلفی و گروه‌های جهادی مانند جهاد اسلامی مصر و گروه‌های تندرو نیز مسئله‌ای است که دغدغه رهبران این جنبش به حساب می‌آید. از آنجایی که این جنبش مشی‌ حرکتی خود را به حرکت‌های مسالمت‌آمیز و آرام در جهت رسیدن به اهداف تغییر داده است، رفتار این جنبش با گروه‌های تندرو یکی از متغیرهای اصلی پیش‌رو این جنبش است. مسئله بعدی رفتار این جنبش با شیعیان عراق، ایران و لبنان و شکل سیاست خارجی با کشورهای شیعی است. روابط دوستانه و حسنه، قطع روابط یا روابط راکد و بی‌تحرک نوع روابطی است که اخوان‌المسلمین می‌تواند در قبال این کشورها داشته باشد. وبالتبع هر کدام از اشکال رابطه، تاثیری عمیق بر سرنوشت این جنبش خواهد داشت.

قضیه فلسطین و نوع رابطه با اسرائیل نیز از جمله متغیرهایی است که رفتار بسیاری از کشورهای عربی را تحت‌الشعاع قرار داده است و همیشه متغیری تعیین کننده در رابطه کشورهای عربی با یکدیگر است. شکل اقتصاد و سیاست‌های اقتصادی در نظر جنبش نیز می‌تواند یکی از متغیرهای رفتاری تعیین کننده باشد. سیاستگذاری اقتصادی که برای پیشبرد اهداف در نظر می‌گیرند نیز عاملی تعیین‌کننده و مسئله‌ای مهم برای تعیین خط‌مشی جنبش است. همچنین وجود جریان‌های سکولار همیشه متغیری تعیین کننده در رفتار و سیاست‌های جریان‌های اسلامگرا خواهد بود. نوع و شکل رفتار گروه‌های اخوان‌المسلمین با این جریان‌ها مسئله‌ای است که این جنبش باید برای آن تصمیم‌گیری کند. به هر حال گروه‌های اخوان‌المسلمین بعد از به قدرت رسیدن در کشورهای عربی واقعیت‌هایی پیش رو دارند که دیر یا زود باید جایگاه خود را در برابر آنها مشخص کنند. رابطه با غرب و آمریکا به علت وابستگی نظامی و مالی، واکنش در برابر تحولات منطقه و شکل به واقعیت رساندن تعبیری که از اسلام دارند، اخوان‌المسلمین را در موقعیتی قرار داده است که نمی‌تواند تاثیر متغیرهای رفتاری و نوع رابطه با آن را نادیده بگیرد و باید سیاست‌های خود را در قبال آنها مشخص کند.