http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=151500

انسان معمولا در زندگی روزمره خود به دنبال ثروت قدرت و لذت است و با توجه به کمبود منابع در دنیا همیشه دو طبقه دارا و ندار در مقابل هم قرار می‌گیرند. فاصله طبقاتی و نابرابری بین این دو گروه، واقعیتی است که از زمانی‌های دور تا به امروز جود داشته است. در تمام دوران‌ها نیز در برابر این بی‌عدالتی انسان‌های پیامبر‌گونه و اثرگذاری با ایده‌ها و اندیشه‌هایی که وجدان‌های مردم را مخاطب قرار می‌دادند بودند، که سعی داشتند تغییراتی در نحوه تقسیم منابع و ایجاد عدالت در جامعه داشته باشند و به همین علت اهداف و آرمان‌هایی را معرفی می‌کنند تا با ساماندهی مردم بتوانند به این اهداف جامه عمل بپوشانند. اما همه ارزش‌ها و ایده‌های تاثیرگذار و مثبت همیشه ماهیت خود را حفظ نمی‌کنند و بعد از چندی حتی رهبران نیز با کمک همین ایده‌ها سعی می‌کنند که قدرت فائقه خود را بر مردم نشان دهند. آنگونه که دکتر شریعتی نیز در کتاب‌هایش به آن اشاره می‌کند اسلام که دین کاملی است و پیامبر آن را به مردم شناساند سال‌ها بعد توسط خلیفه‌ها و سلاطین از آرمان‌های اولیه‌اش دور شد و به گونه‌ای راه تسلط و زورگویی بر مردم را باز کرد. انقلاب‌ها و جنبش‌هایی نیز که در طول تاریخ اتفاق افتاده‌اند بعد از مدتی تبدیل به نهاد شده‌اند و به گونه‌ای که از ارزش‌های اولیه بر علیه خودش در سال‌های بعد استفاده شده است. اسلامگرایان نیز از جمله جنبش‌هایی هستند که به علت اینکه نمی‌خواهند وارد این دیالکتیک تاریخ بشوند استراتژی‌هایی را برای خود معین کرده‌اند تاجنبش عظیمی که آغاز کرده‌اند حالت روتین و روزمره به خود نگیرد و به نهاد تبدیل شود. اولین استراتژی، استراتژی جنگ و جهاد و مبارزه است. اینکه اسلامگرایان برای جلوگیری از فاصله گرفتن از اهداف اولیه حرکت‌های رادیکال و جهادی و شهادت گونه انجام می‌دهند تا از تبدیل شدن به حالت روتین بگریزند.

استراتژی هجرت، دومین استراتژی است که در صورت نتیجه ندادن گزینه اول به کار می‌آید. اینکه اگر جهاد و مبارزه پاسخ نداد، اسلامگرایان از سرزمین‌هایی که در آن ظلم می‌شوند هجرت کنند و در مکانی به دور از جاهلیت مردم زمانه، به تعالیم اسلامی خود بپردازند. هر چند امر به معروف و نهی از منکر، استراتژی است که در همه زمان‌ها و مکان‌ها به آن توصیه می‌شود، اما شرایط و زمینه‌هایی دارد که باید مهیا باشد. تعهد افراد به نظامی که در آن زندگی می‌کنند باعث می‌شود که به نقد حکومت و جامعه بپردازند. اما استراتژی جدیدی که اسلامگرایان در قرن 21 برای خود برگزیده‌اند ا ستراتژی مبارزه مدنی است اینکه به شکل مسالمت‌آمیز و مدنی و در سایه اصناف و احزاب خواسته‌ها و تمایلات خود را به گوش حکومت برسانند. به وجود آمدن فضای گفت‌‌وگو و دموکراسی این امکان را برای اسلامگرایان فراهم آورده است که مبارزه قانونی و در چارچوب نظام داشته باشند و از فضای آزاد رسانه‌ها و عصر اطلاعات برای این مهم بهره بگیرند. به وجود آمدن پارلمان و ارج نهادن به رای و نظر مردم تکنیکی است که در قدرت سیاسی مدنی باعث تساهل و مدارا و فضایی برای چرخش بین گروه‌های مختلف شده است. با تمام این تفاسیر اسلامگرایان نیز مانند بسیاری از جنبش‌ها برای ادامه حیات نیاز به تاکتیک‌ها و استراتژی‌هایی دارد که بتواند در قرن بیست‌ویک و در عصر اطلاعات از تبدیل‌شدن به نهاد منفعل جلوگیری کند. تمام استراتژی‌های بالا امکاناتی است که اسلامگرایان در طول‌ سال‌ها از آن استفاده کرده‌اند اما اقتضائات زمانه استراتژی‌های جدید می‌طلبد که اسلام مدنی این امکان را برای آنها فراهم کرده است و در طول این روزها با ایجاد احزاب و پارلمان می‌توانند به اهداف خود جامه عمل بپوشانند.