http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=151863

جامعه‌شناسی رویکردی است از بیرون به موضوعات اجتماعات بشری که در گذشته، حال یا آینده روی داده یا خواهد داد. جامعه‌شناسی سیاسی به سطوح قدرت نیز اشاره دارد. کنش و واکنش میان ساختارهای قدرت و مردم هرگاه به صورت علمی و در قالب فرمول‌های تکرارپذیر مورد مطالعه قرار گیرد حیطه جامعه‌شناسی سیاسی شکل می‌گیرد. در این مقاله به دنبال پیگیری مختصر سه پرسش راجع به قیام امام‌حسین(ع) می‌باشیم. اول اینکه در سطح جامعه چه اتفاقی افتاد که فاجعه کربلا رقم خورد؟ دوم اینکه امام حسین(ع) چگونه و از منظر کدام ایده‌های جامعه‌شناسانه جامعه زمان خود را مورد خطاب قرار داد؟ سوم اینکه قیام امام حسین(ع) بر چه اساسی در زمان و مکان خود باقی نماند و به همه اعصار کشیده شد؟ این سه پرسش را از منظر جامعه‌شناسی سیاسی با رویکردی بیرونی و علمی مورد بررسی قرار می‌دهیم.

1- حرکت جامعه از جنبش به نهاد: هنوز چند دهه از رحلت پیامبر اکرم(ص) نگذشته بود که جامعه اعراب دوباره به اصول جاهلی خود بازگشت. پیامبر(ص) ایده جدید تقوا و اعتقادات دینی را جایگزین روابط قبیله‌ای و غنیمت جنگی ساخت و جامعه تقدیرگرا، خرافاتی و به ذلت کشیده شده جاهلی عرب را چنان ابهت و افتخاری داد که وارد مناسبات جدید تمدنی گردید. پیامبر(ص) مشورت، شورا، بیعت، عقلانیت، حساس بودن به محیط زندگی جمعی و خرد مصلحتی را در چارچوب ایمان اسلامی در قالب پرستش یک خداوند برای اعراب به ارمغان آورد. بعد از رحلت او جنبشی که پیامبر ایجاد کرده بود به سمت نماد و صورت‌های روزمره زندگی حرکت کرد. مردم سبک زندگیشان تغییر کرد. نژاد گرایی و بحث برتری اعراب و قبیله قریش پیش آمد. درگیری در تقسیم اموال و غنایم به وجود آمد و صحابه و یاران پیامبر بر سر جانشینی او و رسیدن به پست و مقام با یکدیگر به جدال پرداختند. جامعه آرمان‌های پیامبر را وارونه ساخت و جنبشی که پیامبر به وجود آورد در حال روزمره شدن و افتادن در چارچوب‌های نهادینه شدن بود. این امر تا خلفای راشدین حرکتی آهسته داشت و به خصوص شخص امام علی(ع) تلاش بسیاری کرد تا عدالت و آزادی و عقلانیت دین اسلام را دوباره زنده کنداما در برابر صحابه‌ای که تفسیرهای وارونه از اسلام داشتند شکست خورد امام علی(ع) می‌خواست به همه شهروندان اسلامی برابر نگاه کند، ثروت بیت‌المال را مساوی تقسیم کند، در دادن پست‌های سیاسی بر تقوا و تخصص نگاه می‌کرد و رویه‌ای بسیار آزاد اندیشانه در پیش می‌گرفت که با سبک زندگی رفاهی و تغییر یافته تطبیق پیدا نمی‌کرد. بعد از امام علی(ع) سرعت تغییر جامعه زیادتر شد تا آنجا که نظام سیاسی با روی کارآمدن معاویه و بعد پسرش یزید به سمت سلطنت و تجمل و ساختارهای قبیله‌ای حرکت کرد.

2- کنش سیاسی جهت بیداری جامعه: جامعه تبدیل به انسان‌هایی ابزاری و رعیت‌هایی بی‌حق شده بود که از کرامت و عقلانیتی که پیامبر(ص) داده بود هیچ نشانی نبود. امام حسین(ع) در شرایط بعد از شهید شدن پدرش ابتدا سکوت اختیار کرد. اما بعد از قدرت گرفتن بنی‌امیه و مرگ معاویه و روی کارآمدن یزید اوضاع تغییر کرد. دیگر حتی ریاکاری و تظاهر هم وجود نداشت. تمام عقاید پیامبر (ص) بر ضد مردم به کار گرفته می‌شد و پادشاه بنی‌امیه خود را نماینده خدا می‌دانست و به دنبال تغییر زندگی مردم و دخالت در امور آنها بود. گرفتن مالیات، استخدام کردن زنان و مردان به عنوان غلام و کنیز قدرت‌طلبی و شهوت‌طلبی بی‌اندازه و توهین و تحقیر مردم آشکارا و نهان ادامه داشت. مردم دوست داشتند به سمت امام حسین(ع) بروند اما ترس از دستگاه تمامیت‌خواه بنی‌امیه مانع بود. 

در نهایت، زمان انتقال قدرت به سمت امام حسین(ع) رفتند به او نامه نوشتند که ما تو را رهبر خود می‌دانیم.

دستگاه بنی‌امیه تمام‌ راه‌ها را بست و سران را زندانی کرد و کشت. از امام حسین(ع) نیز بیعت خواست. در اینجا امام حسین(ع) این ذلت ناشی از تکرار زندگی روزمره و خفت تحقیرشدگی را نپذیرفت و با نزدیکان خود در مقابل ظلم، تبعیض و وارونه کردن دستورات خداوند ایستاد. امام حسین(ع) قصد داشت با ایستادن و اتخاذ یک بخش سیاسی جامعه را بیدار کند و شهروندان را از حالت تک افتاده و ابزاری شده و ذره‌هایی دور از هم نجات دهد.

3- تعلیق ایدئولوژی بنی‌امیه: امام حسین(ع) به لحاظ ظاهری در جنگ شکست خورد و تعداد یاران اندک او در برابر دستگاه نظامی و ایدئولوژیک و قدرت سراسر بین تمامیت خواه یزید، توان رقابت نداشت. اما امام حسین(ع) دو امر را به یادگار گذاشت از آن زمان تا قرن بیست و یکم هنوز اغلب آزادگان جهان از او نام می‌برند. امام حسین(ع) از منظر برون دینی مردمان آن روزگار را صدا زد. اگر دین ندارید آزاده باشید. این گزاره برای تمام انسان‌هایی که زندگی خود را وقف زحمت و کار می‌‌کنند و به اخلاق و ارزش بهایی نمی‌دهند و واقع‌گرا دنیا را می‌بینند هشداری بود. از سوی دیگر امام حسین(ع) جامعه روزگار خود را بیدار کرد و به آنها نشان داد که اگر ذره‌ای شده ابزاری شده و به دور از هم باشند قدرت می‌تواند از آنها سوءاستفاده کند. امام حسین(ع) تسلیم ایدئولوژی بنی‌امیه نشد و با دعوت همه آزادگان مبنایی برای تمام جنبش‌های آزادی بخش سراسر زمین در سراسر اعصار گردید.