http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=152260

 

پدیدار شناسی رویکردی کیفی و تفسیری در مطالعات دانش انسانی است که به محققان کمک می‌کند تا از منظر نظری و اندیشه‌ای رویدادها را مورد مطالعه قرار دهند. پدیدارشناسی به کشف حقیقت تاریخی و جدال بر سر روایت‌ها به صورت رسیدن به واقعیت کاری ندارد، بلکه ذهنیت‌ها و تفسیرهای صورت گرفته در بستر تاریخی برای پدیدار شناسی اهمیت فراوان دارد. این روش بسیار کیفی است و سطوح تحلیل آن با توجه به مطالعات زبان‌شناسی فلسفه قاره‌ای به سمت تاریخ، سنت و سازه‌های بین‌الاذهانی حرکت می‌کند. به صورت بسیار خلاصه در این نوشتار قصد داریم ذهنیت ایرانیان را به خصوص در تاریخ بعد از دوره باستان به عاشورا و قیام امام حسین(ع) بررسی نمائیم. ایرانیان دارای سابقه تمدنی با شکوه بودند، آن تمدن بزرگ به خاطر وارونگی‌های ارزشی و تعصبات دینی مغان زرتشتی در دوره ساسانیان به انحطاط رسید و ظهور افرادی چون تنسر باعث نابودی تساهل و مدارا و جنگ‌های زیادی گردید که مردم را از کاست طبقاتی ساسانیان ناراضی کرد. مسلمانان عقاید جدیدی را برای ایرانیان به ارمغان آوردند. تقوا، توحید، برابری، آزادی و عقلانیت موجود در دین اسلام باعث شد ایرانیان مسلمان شوند اما به زودی نگاه کاستی و رویکردهای متعصبانه و قبیله‌ای اعراب ایرانیان را سرخورده کرد. هانری کربن از منظر پدیدارشناسی می‌گوید به ناگاه ناخودآگاه خرد مزدایی در تمدن ایرانی اسلامی زنده شد. براساس یک اسطوره و داستان تاریخی که در روایات زیادی آمده است شهربانو دختر آخرین پادشاه ساسانی یعنی یزدگرد به همسری امام حسین(ع) در آمده است. ایرانیان با خاندان امام علی(ع) و ائمه اطهار خویشاوند شدند. در این پدیدار ذهنی ایرانیان خود را به امامان و خرد شیعی نزدیک دیدند و با توجه به رویکرد عادلانه عقلانی و بسیار انسانی ائمه اطهار ایرانیان در طول تاریخ بعد از اسلام از ستم خلیفگان بنی‌امیه و بنی‌عباس به سمت امامان شیعی حرکت کردند. پدیدار ذهنی ایرانیان ائمه اطهار را الگوی انسان‌های کاملی دیدند که جریان وحی و ارتباط با خداوند را حفظ کردند و در این عصمت بدون داشتن کتاب الهی، تنها مفسران قرآن و تکمیل‌کنندگان کار پیامبر اکرم(ص) می‌باشند. امام حسین نماد عدالت و شورش علیه ظلم و ستمی بود که ایرانیان نیز از آن می‌نالیدند. در طول تاریخ احساس نزدیکی ایرانیان به امامان معصوم تداوم پیدا کرد و ایرانیان در نبردهای زید و مختار و بسیاری از نبردهای انتقام گیرنده حضور داشتند حتی نهضت‌های ضد غارت‌گری که بعدها در زمان مغولان نیز شکل گرفت تحت تاثیر قیام امام حسین(ع) بود. سربداران و بعدها قیام‌هایی که منجر به تاسیس سلسله صفویه شد براساس پدیدار خرد شیعی قابل بحث می‌باشد. بنابراین اعتقاد به خدای واحد، عدالت، عقلانیت و آزاداندیشی پدیدارهای خرد ایرانیان بود که آنها را در خرد شیعی و شخص امام حسین(ع) می‌دیدند. هویت ایرانی در دوره صفویه براساس روایت‌های شیعی شکل گرفت. نهضت عاشورا و قیام امام حسین در دوران صفویه تا مشروطه نیز بسیاری از جنبش‌های ضد استعماری و استبدادی را تدارک دید. اوج تبلور نهضت عاشورا و قیام امام حسین(ع) مربوط به انقلاب اسلامی ایران می‌باشد. آخرین ضربه بر پیکر نظام استبدادی و ناعادلانه پهلوی در تاسوعا و عاشورا زده شد و این چنین بود که پدیدار عاشورا و قیام امام حسین(ع) در تمام تاریخ ایران منبعی است جهت حفظ هویت ملی و اسلامی و ایستادن بر سر ارزش‌هایی چون ظلم ستیزی، استبدادستیزی، توجه به محیط اجتماعی و سیاسی امام حسین(ع) فرهنگی بسیار ارزشمند در ایران شکل داده است که به لحاظ پدیداری نوعی کنش سیاسی و اعتراض بر وارونگی‌های ارزش زمانه محسوب می‌شود. قیام امام حسین(ع) و واقعه عاشورا در پدیدار ذهن ایران فرهنگ مقاومت، امر به معروف و نهی از منکر و جانبازی را شکل داده است.