http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=152766

1- فرهنگ پسامدرنیسم و روش پسامدرنیسم: در همان ابتدا باید میان روش و فرهنگ پسامدرنیسم تمایز گذاشت. عصریا فرهنگ پسامدرنیسم عموما به حاکم شدن تکنولوژی اطلاعات بر می‌گردد. شکل‌گیری انسان‌هایی که با ماهواره، اینترنت فضای سایبری جدید سروکار دارند و بمباران اطلاعاتی در دایره‌ای از تکثر معانی آنها را احاطه کرده است. عصر پسامدرنیسم فلسفه، معماری، سیاست، موسیقی با یکدیگر تفاوت دارد. اکنون در قرن بیست‌ویکم در عصر پسامدرنیسم قرار داریم. عصر یا فرهنگ پسامدرن یعنی دوره‌ای که در آن انسان‌ها اعتقاد چندانی به مبانی فلسفی، دینی، علمی، اخلاقی و حتی انسانی ندارند. پسامدرنیسم تمسخری است بر هر گونه فکر و اندیشه جوهردار. پسامدرنیسم بی‌اعتقادی و نقد ابر روایت‌هاست و ترسیم هر گونه دانش به صورت رابطه عقلانیت با قدرت. عصر پسامدرن یعنی شکل‌گیری انسان‌هایی با هویت تکه‌تکه‌، ریاکار، چند شخصیتی و تا حدی گسست از مبناها. عصر پسامدرن نوعی فرهنگ نقد و نسبی‌گرایی شدید را رقم زده است. در حالی که روش پسامدرنیسم که از یک سو وضع موجود را تحلیل می‌کند و از سوی دیگر برای رهایی امکان متصور می‌شود با عصر پسامدرن تفاوت دارد. اندیشه‌های ژیل‌دلوز، میشل‌فوکو، ژان بودریار، فرانسوا لیوتار و... اندیشه‌هایی پست مدرن هستند که امکان ترسیم وضع موجود و تحلیل چرایی و حتی امکان عبور و نقد آن را نیز فراهم می‌کنند. بنابراین باید میان عصر و فرهنگ پسامدرنیسم و روش پسامدرن تمایز گذاشت.

2- جنگ غزه از دریچه پسامدرنیسم: اسرائیل با جنبش صهیونیستی خود توانست در خاورمیانه و میان کشورهای اسلامی سرزمینی را با پول و زور خود تصاحب کند کشورهای اروپایی نیز که از هولوکاست و اقدامات افسار گسیخته وحشیانه خود عذاب وجدان داشتند، این کشور تازه تاسیس را حمایت کردند تا در سازمان ملل به رسمیت شناخته شود و در مناسبات ورزشی، اقتصادی و دیپلماتیک نیز جزو اروپا به حساب آید. اسرائیل همیشه زخم عمیق جهان اسلام بوده است و بارها با استفاده از توان دیپلماتیک و اقتصادی خود اعراب منطقه را تحقیر کرده است. کشورهای عربی به علت داشتن رژیم‌های استبدادی و دیکتاتوری و فاسد و اختلافات شدید درونی مانع از وحدت جهان اسلام جهت نابودی اسرائیل شده‌اند. در تازه‌ترین اقدام اسرائیل به غزه حمله کرده است و نزدیک به صد نفر از اهالی این نوار ساحلی محاصره شده را که عموما از کودکان و زنان می‌باشند کشته است. هیچ تحلیل دینی، قومی، حقوقی، آرمانی، سازه‌ای، واقع‌گرا و... نمی‌تواند این ماجرا و سکوت حاکم بر کشته‌شدن انسان‌ها را تحلیل کند. با پسامدرنیسم می‌توان وجوهی اندک از این ماجرا را ارزیابی کرد.

3- شبیه‌سازی: حاکم شدن عصر اطلاعات و فرهنگ پسامدرنیسم بر جوامع گوناگون باعث شده است که مرز میان واقعیت و امر نمایش به هم بریزد. اکنون انسان‌ها آنقدر در امواج رسانه‌ای و فضای سایبری غرق شده‌اند که مرز میان واقعیت و مجاز را نمی‌دانند. تمام امور خارق‌العاده امروز عادی به نظر می‌رسد. مرگ، کشتار، خون، جنگ که استثناء‌های زندگی بشر هستند در اثر فیلم، سریال، نرم‌افزار، عکس‌ها و... آنقدر تکرار شده‌اند که بشر به دیدن آنها عادت کرده است. همه چیز شبیه‌سازی می‌شود و شرها و امور وحشتناک ضدبشری چنان عادی‌سازی شده‌اند که مردم دنیا به کشته‌شدن فلسطینی‌ها هیچ توجهی ندارند.

4- امپراطوری سایبر: رابطه معرفت و منابع اطلاعاتی با قدرت کاملا مشخص است. کارتل‌ها و تراست‌ها و شبکه‌های فراملی سرمایه‌داری که اغلب طرفدار صهیونیست‌ها هستند توانسته‌اند شبکه‌های فراملی خبری و تحلیلی را ایجاد کنند که ذهنیت را سر و سامان می‌دهد. نظم‌دهی ذهنیت انسان‌های زمین در امپراطوری سایبری شکل می‌گیرد. جنگ غزه و کشتار بی‌رحمانه فلسطینی‌ها هیچ جایگاهی در امپراطوری سایبری ندارد. اینکه کدام اخبار و تحلیل‌ها واقعیت دارند و کدامیک باید به حاشیه بروند را این امپراطوری تعیین می‌کند. قصدیت‌های تجاری و سیاسی غزه و کشتار آن را مثل بسیاری از فجایع بشری مخفی می‌کند و روپوشی ایدئولوژیک با استفاده از آگاهی کاذب برآن می‌کشد.

5- شهروندان جهانی بی‌مبنا: همانطور که مبناهای دگم و متعصب خطرناک است و می‌تواند به سمت تروریسم و خفقان حرکت کند؛ نداشتن مبنا و بی‌اعتقاد به همه دانش‌های بشری نیز نوعی بی‌کنشی و بی‌تفاوتی را به ارمغان می‌آورد. اکنون شهروندان جهانی درحال ذره‌ای شدن و دور شدن از یکدیگر می‌باشند. خوشبختی انسان‌ها و سعادت شهروندان جهانی در دور شدن از یکدیگر و تبدیل شدن آنها به انسان‌هایی زحمت کش و کارگر می‌باشد. شهروندانی که برای کنش خود هیچ اعتقاد مذهبی، حقوقی، انسانی و... قائل نیستند. بی‌احساسی، انزوا، بی‌تعلقی شهروندان جهانی را دچار فجایعی می‌کند که دیر یا زود سرنوشت همه‌شان را رقم می‌زند.

6- محور مقاومت: فضای گفتمانی ایران و بحث محور مقاومت که اسرائیل را چون سرطان و گفتمان نابودی آن را با وحدت جهان اسلام و آزادی‌خواهان سراسر زمین سر می‌دهد رویکردی حقیقی است. اکنون بسیاری از شبکه‌های اجتماعی و فضاهای جدید اطلاع‌رسانی با اسرائیل و اقدامات نژاد پرستانه آن مقابله می‌کنند. برخی از فضاهای کوچک انسانی و تاحدی نمادین بر ضد اسرائیل شکل گرفته است که می‌تواند نویدی در عصر بی‌اعتقادی پسا مدرن محسوب شود.