http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=153139

بسیاری از کشورهای عربی از جمله مصر در ابتدای قرن بیست و یکم تحولات جدیدی را آغاز کردند. هرچند که انتظار تحول در کشورهای عربی به علت رژیم‌های سرکوبگر، فرهنگ شفاهی وسنتی و درآمدهای بادآورده و حمایت کشورهای خارجی از رژیم‌های دیکتاتور بعید به نظر می‌رسید، اما با بالا‌رفتن تحصیلات و آگاهی طبقات متوسط شهروندان عرب بیدار شدند و با استفاده از تکنولوژی اطلاعات و فضای مجازی که در اختیار آنها بود و بعد از تحمل هزینه‌ها در بعضی از آنها به پیروزی منجر شد. مصر یکی از این کشورها بود که بعد از برکناری حسنی مبارک، به برگزاری انتخابات بدون حزب مسلط پرداختند و محمد مرسی به عنوان اولین رئیس‌جمهور منتخب مردم شناخته شد. روابط ایران و مصر که به علت پناه دادن محمدرضا شاه در زمان انقلاب و بعد از آن نامگذاری یکی از خیابان‌های تهران به نام ترورکننده او رو به تیرگی رفته بود، با این تغییر در کادر سیاسی کشور جرقه‌هایی از بهبود را به خود دید. اما نشست‌های مرسی رئیس‌جمهور مصر با آمریکا، سفر به کنگره حزب عدالت و توسعه و حتی دیدار با مقامات کشورهای اروپایی و آسیای شرقی کمی‌این ذهنیت مخدوش شد. در این مقاله به جریان‌های سیاسی حاضر در مصر و رابطه هر کدام با ایران و فرصت‌ها و چالش‌های هر یک می‌پردازیم تا نشان دهیم که در کدام صورت رابطه ایران و مصر به عنوان دو کشور اسلامی بهتر از پیش خواهد شد.

1- اولین و مهمترین گروهی که در مصر فعالیت دارند و هم اکنون قدرت نیز در دست آنهاست، اخوان‌المسلمین هستند. این جنبش فراملی اسلامگرا جریانی بود که در انقلاب مصر به حمایت از مردم پرداخت و پس از انقلاب نیز با شرکت در انتخابات سعی کرد که هدایت کشور را در دست بگیرد. قدرت گرفتن اخوان‌المسلمین در مصر در بهبود رابطه با ایران بسیار تأثیر خواهد داشت، زیرا که بهترین و نزدیک‌ترین جریان به سیاست‌های ایران همین گروه اخوان المسلمین می‌باشد. مساله فلسطین و نوع رابطه با اسرائیل یکی از نقاط مشترک این جریان با ایران است و از آنجایی که جریان اسلامی می‌باشند و به دنبال اجرای اسلام مدنی در جامعه هستند می توانند تفاهماتی با ایران داشته باشند.

2- دومین گروه فعال در مصر همان جریان مقابل اخوان المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری هستند . این جریان که شامل جوانان، زنان، گروههای چپ، ملی گراها و بازماندگان رژیم مبارک هستند، به علت نزدیکی سیاست‌هایشان با آمریکا خواهان رابطه با ایران نیستند. تمایلات سکولار این گروه باعث شده است که از سیاست‌های ایران فاصله بگیرند و اولویتی برای رابطه با ایران نداشته باشند.

3- گروه سوم در مصر تندروهای سلفی هستند که تنها راه نجات مسلمانان را بازگشت به قوانین قرآن و سنت طبق فهم نقلی از متن می دانند، بعد از انقلاب مصر که پایان حکومت حسنی مبارک اعلام شد، راه برای مشارکت آنها در عرصه سیاسی مصر نیز باز شد و یکی از جریان‌های تأثیرگذار در مصر محسوب شدند. آنها نخستین حزب سیاسی سلفی در تاریخ مصر عنوان حزب سیاسی نور را تأسیس کردند و در برنامه‌هایشان اعلام کردند که درصدد تأسیس یک حکومت مدرن هستند و از الگوی مذهبی سخن می گوید که رهبری آن ادعای حکومت و برخورداری از حق الهی و حقیقت انحصاری است.

به دلیل نزدیکی فکری سلفی‌ها به وهابی‌ها این حزب و اعضایش به شدت وابسته به عربستان سعودی و به شکل خاص آل سعود هستند. بنابراین با توجه به دیدگاه سلفی‌ها در مورد شیعیان نباید انتظار داشت که این جریان نیز به دنبال رابطه با ایران باشند زیرا سلفی‌ها هیچگاه شیعیان را به رسمیت نمی شناسند و بیشتر رابطه اعراب برایشان ارزش خواهد داشت. با این تفاسیر، هر چند که گروه اخوان المسلمین بیشترین نزدیکی فکری و سیاسی را با ایران دارد و هم از لحاظ مسئله فلسطین و رابطه با اسرائیل به علت سرخوردگی در دوران مبارک، اشتراکات زیادی دارد، اما باسیاست‌های جدید مرسی در مورد جزایر سه گانه باید پذیرفت که مسئله ایران و رابطه با این کشور در اولویت سیاسی هیچکدام از این جریان‌های مصری وجود ندارد. اما ایران همچنان باید با مذاکره و رویکردهای دیپلماتیک سعی بر ایجاد رابطه با کشورهای همسایه داشته باشد تا بتواند به عنوان قدرت تأثیرگذار در خاورمیانه منافع ملی خود را دنبال کند.