http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=153245

منابع قدرت همیشه محدود است و تلاش برای در اختیار گرفتن آن دغدغه همیشگی کشورها بوده است. همچنین منافعی که هر کشور در عرصه داخلی و خارجی برای خود تعیین می‌کند، ممکن است در تضاد با منافع دیگر کشورها قرار بگیرد و اهداف و عقاید مختلف، این تضاد را تشدید کند. اولین راه‌حلی که در برابر کشورها برای حفظ منافع وجود دارد، جنگ است. راه‌حلی که از سال‌ها پیش به عنوان بهترین و تنهاترین راه‌حل بشر شناخته می‌شد. اما با پیشرفت علم و ورود به عرصه اطلاعات دیگر جنگ، درگیری، مبارزه و رفتارهای خشونت‌آمیز برای حفظ منافع کشور، ارزش خود را از دست داد و پیامدهای جنگ از قبیل بی‌خانمان شدن، قربانی شدن افراد بیگناه و از دست رفتن منابع مالی، نظامی و انسانی، کشورها را بر آن داشت که راه‌حلی غیر از جنگ را برگزینند. از اینجا بود که دیپلماسی در عرصه سیاست خارجی اهمیت زیادی یافت. دیپلماسی به معنای مذاکره و چانه‌زنی راه‌حل متساهل و منطقی‌ای بود که جایگزین جنگ به عنوان رفتار خشونت‌آمیز گردید. به همین علت سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری و جنبش‌های مدنی و اجتماعی‌ای پدید آمدند که دولت‌ها را در این امر یاری کردند و روابط دو یا چندجانبه بین کشورها نشان از همین امر داشت. کشور فلسطین نیز بعد از حمله اسرائیل به آن کشور و شهرک‌سازی اسرائیلی‌ها در مناطق فلسطینی، به اهمیت دیپلماسی در فضای بین‌المللی پی برد و به مذاکره با کشورهای مختلف و سازمان‌های بین‌المللی برای حل تخاصمات با اسرائیل پرداخت. در راستای همین رفتار، قطعنامه‌ای را به سازمان ملل فرستاد که چند روز پیش با اکثریت آرا به تصویب رسید و فلسطین به عنوان دولت غیرعضو(ناظر) در سازمان ملل پذیرفته شد. در سال گذشته محمودعباس درخواست رسمی عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل را ارائه داد. شرایط عضویت کشورها در سازمان ملل در ماده چهار منشور آمده است که مهمترین آن دولت بودن است. طبق منشور ملل‌متحد درخواست عضویت کشورها باید ابتدا توسط شورای امنیت بررسی شود. در منشور آمده است که شورای امنیت اگر شرایط ماده چهار را احراز کند، عضویت کشور مورد نظر را به مجمع عمومی توصیه می‌کند و این عضویت با دو‌سوم رای موافق کشورها در مجمع عمومی باید به تصویب برسد. سال گذشته پیش از اقدام عباس، آمریکا به طرق مختلف و به صورت علنی و در عالی‌ترین سطوح حتی توسط باراک اوباما و خانم کلینتون به صراحت گفته بود که جلوی این کار را در شورای امنیت خواهد گرفت. برای تصویب در شورای امنیت نیاز به 9 رای بود که در اواخر سال 2011 مشخص شد که فشار آمریکا اثرگذار بوده است و فلسطینی‌ها حتی 9 رای هم برای تصویب ندارند و عملا درخواست فلسطینی‌ها در شورای امنیت با شکست مواجه شد. بنابراین راه دیگری برای فلسطینی‌ها نماندمگر این که مستقیما به مجمع عمومی مراجعه کنند اما عضویت کامل باید به توصیه شورای امنیت صورت بپذیرد. تنها کاری که فلسطینی‌ها می‌توانستند انجام دهند همین راهی بود که رفتند یعنی درخواستی به مجمع عمومی ارائه دهند که به عنوان یک دولت غیرعضو در سازمان ملل به رسمیت شناخته شوند. قطعنامه‌ای که در مجمع عمومی مطرح و تصویب شود از نظر حقوقی نتیجه آن این است که اراده جامعه بین‌المللی بر این امر تعلق گرفته است. اراده جامعه بین‌المللی با این رای فلسطین را به عنوان یک کشور یا دولت به رسمیت می‌شناسد و اینگونه است که اولا از نظر جایگاه نشستن در مجمع عمومی می‌تواند در صحن مجمع عمومی بنشیند و ثانیا فلسطین عملا دولت است و کسی نمی‌تواند به دولت بودن آن شک کند. هر چند دولتی نیست که بتواند در رای‌گیری‌ها شرکت کند اما امتیازات دیگری به دست آورده است. امتیازاتی که باعث نگرانی غربی‌ها شده است. فلسطینی‌ها با استناد به این قطعنامه می‌توانند درخواست عضویت در دیوان کیفری بین‌المللی ارائه دهند.