http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=153628

دیپلماسی عمومی در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم به معنای حکمرانی و مشروعیت برتر بودن بدون استفاده از ابزار نظامی و خشونت است. دیپلماسی عمومی با استفاده از کاربردی کردن قدرت نرم الزام غیر اجبارآمیزی را شکل می‌دهد که عموما از طریق اقناع و پذیرش اختیارگرانه مشروعیت تولید می‌کند. ایران و آمریکا به شیوه‌های گوناگون قصد دارند که در خاورمیانه قدرت نرم خود را گسترش دهند. ایران دانشجویان و طلبه‌هایی از افغانستان، تاجیکستان، لبنان، عراق، پاکستان، سوریه... را در دانشگاه‌ها و نهادهای مذهبی جذب کرده است. نفوذ زبان فارسی و فرهنگ ملی ایران در منطقه افغانستان و پاکستان و شبه‌قاره و همینطور نفوذ فرهنگ شیعه در عراق، آذربایجان، سوریه، لبنان، بحرین و... و از همه مهمتر گرایش اسلام سیاسی ایران مبتنی بر نقد هژ‌مونی غرب و ایستادگی در برابر سلطه‌طلبی آمریکا و متحدانش همگی عوامل ایجاد جاذبه و هویت سیاسی و فرهنگی ایران شده است. آمریکا هم با قدرت رسانه‌ای و امکانات اقتصادی و خشونت نظامی قصد دارد با استراتژی‌های مختلف در منطقه خاورمیانه نفوذ پیدا کند. به علت فاصله زیاد جغرافیایی آمریکا با خاورمیانه، دور بودن گزاره‌های تولیدی آمریکا با فرهنگ منطقه، حمایت از دیکتاتورهای منطقه و از همه مهمتر سرسپردگی کامل به اشغالگری و ظلم اسرائیل دیپلماسی عمومی آمریکا در منطقه با شکست مواجه شده است و آمریکا با خشونت نظامی و مشوق اقتصادی و دیپلماسی سران توانسته است حضورش در منطقه را تثبیت کند. ایران در مورد دیپلماسی عمومی منطقه تاکنون همایش‌های زیادی برگزار کرده است. کتاب، مجله، فصلنامه و شبکه‌های عربی و انگلیسی در این راستا تاسیس شده‌اند. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مجمع جهانی بیداری اسلامی و معاونت دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه در این راستا فعالند. ایران در بسیاری از روندهای سیاسی و دیپلماتیک منطقه فعال بوده است و امروز اغلب کشورهای غربی به خصوص آمریکا فهمیده‌اند که حتی برای پیشبرد اهداف استثمارگرانه خود در منطقه بدون همراهی ایران به موفقیت نمی‌رسند. در مورد عراق، افغانستان و حتی سوریه و بحرین ایران سیاست بهتری نسبت به آمریکا و سایر کشورهای منطقه دنبال کرد اما برای پیروزی و تداوم موفقیت دیپلماسی عمومی باید اقدامات زیر مورد توجه قرار گیرد:

1- نهادهای دیپلماسی عمومی به صورت هماهنگ و کاملا برنامه‌ریزی شده عمل کنند. معاونت دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه فعال شود و در یک برنامه‌‌ریزی و نشان دادن هدف و استراتژی‌ها با همکاری صدا وسیما، سازمان فرهنگ و ارتباطات، مجمع جهانی بیداری اسلامی، جامعه المصطفی و دانشگاه‌های ایران روند‌های یکدست‌تر و فعالتری را دنبال کنند. استفاده از نیروی جوان و تحصیلکرده در این سازمان‌ها بازده را بسیار بالا می‌برد.

 2- از سوی دیگر دیپلماسی عمومی ایران نباید تکیه بر فرهنگ انحصاری شیعه کند. ایران نباید متهم به گسترش شیعه شود بلکه همان‌طور که تاکنون رفتار کرده است باید از همه مسلمانان دفاع کرده و در قضیه جنبش‌های اخیر تا حد ممکن از حقوق همه مسلمانان دفاع کند.

 3- یکی از عناصر قدرتمند دیپلماسی عمومی ایران حمایت از جنبش‌های اسلامی است. جنبش‌های منطقه را تا حد ممکن باید در پرتو دموکراسی‌خواهی و حقوق مسلمانان و سایر اقلیت‌ها سنجید. در بحرین، یمن، عربستان و... باید از حقوق مسلمانان و عامه شهروندان دفاع کرد. در مورد فلسطین ایران بسیار موفق عمل کرده است و یکی از برتری‌های دیپلماسی عمومی منطقه‌ای ایران حزب‌الله است.

4- مورد آخر در دیپلماسی عمومی شفافیت و پاسخگو‌بودن به شهروندان داخلی است. برای اثرگذاری فکری و فرهنگی در منطقه باید شهروندانی آگاه و مسوول داشت. اگر براساس منافع ملی حرکت کنیم و شهروندان نیز راضی باشند بهتر می‌توان دیپلماسی عمومی منطقه‌ای را موفقیت‌آمیز عمل کرد. مثلا در قضیه مصر ایران بیش از اندازه به مصر و اخوان‌المسلمین نزدیک شد. در حالی که آنها نه در کشور خود و نه در منطقه موفق عمل نکردند. منافع ملی باید کلید سیاست خارجی ایران باشد.