http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=153723

 

 مردم یکی از منابع قدرت محسوب می‌شوند. در همه کشورها در کنار قدرت اشراف، زمین‌داران، تجار، نظامیان، متخصصان، مردم نیز منبعی غیرقابل انکار می‌باشند. در ایران زمان انتخابات مردم تعیین می‌کنند که کدامیک از نامزدها به مراکز حساس سیاست‌گذاری قدم بگذارند. گزاره‌های ذهنی مردم ایران در تعیین سرنوشت سیاسی‌شان چنین است. همه مردم باید وحدت داشته باشند، باید کسی را انتخاب کرد که به دنبال قدرت نباشد بلکه خدمت کند، احزاب اغلب به دنبال منافع خود هستند و تا حد ممکن نباید افرادی را که به احزاب سیاسی وابسته‌اند انتخاب کرد. با توجه به دشمنی زیادی که ایرانیان در طول تاریخ از کشورهای منطقه و ابرقدرت‌های بین‌المللی دیده‌اند نیاز به وحدت و داشتن روحیه مقاومت را همراه با ارزش‌های اسلامی و مذهبی حفظ کرده‌اند. مردم ایران در طول تاریخ بسیار هزینه داده‌اند تا در جمهوری اسلامی توانستند تمامیت ارضی و استقلال ایران را حفظ نمایند که البته با جانفشانی و ایثار فراوانی همراه بود. اکنون که جمهوری اسلامی ایران تثبیت شده است و بازیگری قدرتمند در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی محسوب می‌شود نیاز است که برای کارآمدی و سیاستگذاری داخلی نیز مقدماتی فراهم شود. تا حدی رویه فرهنگ سیاسی ایرانیان در سیاست داخله آرمانی است و می‌توان گفت که سیاست را رها کرده‌اند. اگر بیش از اندازه سیاست را رها کرد و به این گزاره اعتقاد داشت که احزاب دنبال قدرتند و نباید در انتخابات به کسانی که دنبال قدرت هستند رای داد عرصه سیاست داخلی به خصوص در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری به شدت مبتنی بر شعار و فریب دادن مردم حرکت می‌کند و آنچه قربانی می‌شود، تخصص، کارآمدی و پاسخگویی است.

1- مردم ایران باید تا حد ممکن بدترین شرایط را در نظر بگیرند. ما باید در انتخاب خود بدترین شرایط را با برنامه‌ریزی سیستمی اصلاح نماییم. به این شکل که در ذهن خود بگوییم همه نامزدها دنبال قدرت می‌باشند. برنامه شما برای سیاست‌گذاری چیست؟ تا حد ممکن نباید عرصه سیاست را به سمت شعار و فریب‌دادن سوق داد. اگر همه نامزدها را به هویت قدرت‌طلب بنگریم بهتر می‌توانیم آنها را مورد نقد و چالش قرار دهیم و آنها نیز به جای تکیه بر امور کیفی سیاست‌گذاری تخصصی خود را ارائه می‌نمایند.

2- سیاست را باید عرصه پیکار و نزاع در نظر گرفت. در هیچ یک از موضوعات نظر مردم شبیه به یکدیگر نیست. تکثر و تحزب باعث می‌شود برای یک مشکل راه‌حل‌های زیادی تدارک دیده شود. اگر بیش از اندازه بر وحدت آرا و یکدستی مردم تاکید شود، خلاقیت از میان می‌رود و از همه مهمتر نامزدها و سیاست‌گذاران از نظارت و پاسخگویی فرار می‌کنند. احزاب، مطبوعات و رسانه‌ها حوزه عمومی را شکل می‌دهند که در آن قدرت نهادمند می‌شود و به راحتی گردش نخبگان صورت می‌گیرد و عرصه سیاسی کارآمد، متخصص و پاسخگو می‌گردد.

3- مردم باید براساس امر به معروف و نهی از منکر نقش خود را جدی بگیرند و به فکر اصلاح جامعه خویش باشند. یک مسلمان به محیطی که در آن زندگی می‌کند حساس است و یک شهروند هیچگاه عمل سیاسی و عرصه سیاسی را واگذار نمی‌کند. در صحنه بودن، نوشتن، سخنرانی، نقد کردن، ارائه طرح در همه سطوح جامعه با هر دیدگاهی باعث اصلاح و آبادانی مملکت می‌گردد.

بنابراین اکنون پیش‌فرض‌های ذهنی ما ایرانیان با واقعیت سیاست فاصله زیادی دارد به نحوی که امکان رخ دادن فساد، ریاکاری، دادن شعار، گریز از مسوولیت و پاسخگو نبودن برگزیدگانمان را فراهم می‌کند. جا دارد که بیشتر به فکر مملکتی که در آن زندگی می‌کنیم باشیم.