http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=154218

دولت قوی و کارا یکی از شرایط اساسی برای تحقق نظم، رفاه، آزادی و عدالت در هر جامعه است و در هیچ جامعه‌ای، چه توسعه یافته و چه در حال توسعه، تقویت مردم‌سالاری، توسعه و امنیت پایدار و همه‌جانبه و تامین زندگی برای اکثریت افراد جامعه بدون دولتی قوی و کارآمد و متکی بر اراده مردم ممکن نیست، دولت و در راس آن قوه مجریه در کنار قوه مقننه و قضائیه سه راس حکومت هستند که در عین تفکیک به دنبال همکاری جهت توسعه و پیشرفت کشور نیز هستند. استقلال یا تفکیک قوا اصطلاحی است که توسط مونتسکیو سیاستمدار فرانسوی ابداع شد و مدلی برای روش حکومت‌داری است که به موجب این مدل بین‌المللی قوای مجریه، مقننه و قضائیه علاوه بر مسوولیت و اختیارات مشخص و مستقل هر قوه، قادرند محدودیت‌ها و نظارت‌هایی را بر قوای دیگر اعمال کنند که به این محدودیت‌ها نظارت و توازن یا تعادل قوا گفته می‌شود تا بدین ترتیب از جمع شدن و انحصار قدرت در یک قوه جلوگیری شود. با این وجود ایجاد جامعه مدنی که به ضرورت وجود حوزه‌ای میانی میان خانواده و دولت اشاره دارد که به ارتقای فرهنگ سیاسی دموکراتیک کمک می‌کند نیز در کارآیی دولت در عصر جدید بی‌تاثیر نبوده است. نقش مردم و افکار عمومی و مشارکت مردم برای پاسخگویی دولت حربه نظارتی جدیدی است که تخصص و کارآمدی دولت را مدنظر قرارداده است. اما در این بین چه کاستی و کمبودی باعث می‌شود که کارایی دولت دچار تردید شود و با توجه به نظارت و پاسخگویی قوا نسبت به همدیگر و همچنین نسبت به مردم فردی از اعضای دولت در برابر این مشکل استعفا دهد. 1- اولین موردی که موجبات استعفای مدیر یا مسوولی در کشور می‌شود، اشتباهات فردی است. اینکه مسوولی از پست و مقام خود و امکاناتی که به واسطه آن پست به شخص داده شده است، سوءاستفاده کند و این نوعی ناکارآمدی برای آن شخص محسوب شده و موجب استعفا وی خواهد شد. 2- در بسیاری از کشورها برای یک دوره معین برنامه‌هایی مشخص می‌شود که مدیر مربوطه باید با برنامه‌ریزی‌های جزئی‌تر، نهاد مربوطه را به هدف معین نزدیک کند تا در یک نگاه کلی اهداف کشور تامین شود. عدم تحقق اهداف تعیین شده در مدت زمان مشخص، کارایی شخص را زیر سوال می‌برد و استیضاح پاسخی بر عدم کارایی وی خواهد بود. 3- همچنین حوادث غیرقابل پیش‌بینی‌ای که در بسیاری از کشورها اتفاق می‌افتد نشانی از سوءمدیریت شخص در آن حادثه دیده می‌شود، استعفای شخص را موجب خواهد شد. استعفا به دلیل کوتاهی در مدیریت و مسوولیت مدت‌ها است یکی از شیوه‌های رایج مدیریتی در دنیا است و حوادثی مثل تصادفات رانندگی، آتش‌سوزی و... که باعث مرگ افراد می‌شود، نشانه‌ای از سوءمدیریت است. جدیدترین نمونه این نوع استعفا، حدود 1 ماه پیش در مصر اتفاق افتاد. جایی که وزیر حمل‌ونقل و رئیس راه‌آهن مصر در پی برخورد اتوبوس دانش‌آموزان مصری با یک قطار که منجر به مرگ 47 دانش‌آموز شد از سمت خود استعفا داد و بلافاصله مورد بازجویی قرار گرفت. اما استعفا و کناره‌گیری مدیر مربوطه در موارد بالا، به معنای شانه خالی کردن و یا ارتباط مستقیم در حادثه اتفاق افتاده نیست اما نوعی احترام به افکار عمومی و عذرخواهی است. اینکه مسوولین در هر پست و مقامی باشند در برابر مردم پاسخگو هستند وهیچگاه این بعد نظارتی را نادیده نگرفته‌اند و این نوعی رخداد محسوب می‌شود که در تاریخ و در سال‌های بعد به آن ارجاع داده می‌شود و باعث الگوبرداری سایر مدیران خواهد شد. عدم استعفا و کناره‌گیری مدیران در سطوح بالا نشانی از قدرت طلبی مدیران دارد و اینکه حوادث و مشکلات پیش آمده را محدود به حیطه مدیریتی خود می‌دانند و نگاهی کلان به مسائل ندارند و از این حقیقت که هرگونه کاستی در بخش کوچکی از مجموعه کارایی سیستم را دچار بحران می‌کند غافلند.

دلیل دیگر عدم استعفا می‌تواند جدی نگرفتن قدرت شهروندان و جامعه مدنی در یک کشور باشد. اینکه افکار عمومی نظارت محکمی برنهادها ندارند و به همین علت مدیران نیز از این عدم شفافیت به نفع بی‌گناهی خود سود می‌برند. با تمام این تفاسیر مساله‌ای که روشن است، استعفای مدیران، حوادث پیش‌آمده را بهبود نمی‌بخشد و اوضاع هیچگاه به عقب باز نخواهد گشت، اما کناره‌گیری شخص نوعی احترام به اشخاص آسیب دیده و ترمیم دردهای آنان و عذرخواهی واقعی محسوب خواهد شد.