http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=154317

قرن بیست‌ویکم جهان شاهد عملیاتی شدن شاخص‌های عصر اطلاعات است. کشورهایی که در حیطه سخت‌افزار، نرم‌افزار، برنامه‌نویسی، ماهواره و تولید دال و نمادهای مخاطب پسند فعال باشند می‌توانند دارای قدرت نرم باشند. بخش خدماتی و جهانگردی توسعه زیادی پیدا کرده است و قدرت دولت ملی از نوع صنعتی، نظامی و تجاری و حتی فرهنگی کاسته شده است. شرکت‌های بزرگ چند ملیتی که ابزارها و تکنولوژی‌های اطلاعاتی و هوشمند به کار می‌برند اغلب تولید جهان را به خود اختصاص داده‌اند. سهم آمریکا و جنوب شرقی آسیا در عصر اطلاعات بسیار بالاست. خاورمیانه در عصر اطلاعات به منابع سنتی خود وابسته است. دیکتاتورهای عربی در حال کنار رفتن می‌باشند و آشوب و نگره‌های امنیتی خاورمیانه را فرا گرفته است. آمریکا، اروپا و کشورهایی مثل چین و روسیه نگران دموکراسی و حقوق بشر خاورمیانه نیستند بلکه جریان امن تجارت و حفظ منابع طبیعی باعث حضور نظامی آنها و دخالت ‌شان در خاورمیانه شده است. ایران نیز با وارد شدن ماهواره، موبایل، کامپیوتر، اینترنت... به عصر اطلاعات قدم گذاشته است. از یکسو بانکداری و دولت الکترونیک مراحل تدریجی خود را طی می‌کند و از سوی دیگر شهروندان در حال تجربه زیست‌ جهانی از طریق کسب نمادها و گزاره‌های جهانی در محدوده باریک اطلاعاتی می‌باشند. استراتژی‌ها و سیاستگذاری‌ها البته اغلب مکانیکی و مربوط به تلفیق سنت و تجدد می‌باشد. از مشروطه تاکنون اغلب برنامه‌های توسعه و سیاست‌گذاری‌های ایران بر محوریت ترکیبی استاندارد از عقل سنتی و مدرنیته غربی استوار بوده است. از حکومت پهلوی که سلطنت و قدرت مطلقه شاه را از سنت ملی گرفت و توسعه و بروکراسی و ارتش را از مدرنیته گرفت تا جمهوری اسلامی که سنت را به معنای اسلام سیاسی شیعی قلمداد کرد و با عنصر آزادی و عدالت از تلفیق سنت و تجدد قصد ایجاد بنای جدیدی در منطقه و دنیا داشت. اما اکنون علاوه بر دغدغه‌های صد ساله و راه‌حل‌هایی که تا حدی در سند چشم‌انداز آمده است، باید دغدغه جدید عصر اطلاعات را نیز اضافه کرد. به نظر می‌رسد گسترش نمادها، ایجاد شهروندان جهانی، اهمیت یافتن جنبش‌ها و حرکت‌های جهانی، فرار سرمایه‌ها و نخبه‌ها، هوشمند و اطلاعاتی شدن تکنولوژی، جهانی‌ شدن تهدیدها، سقوط اروپا و سطح کشورهای درجه دوم و صعود آسیای جنوب شرقی و چین به سطح اول، امنیتی شدن خاورمیانه و افول بیشتر آفریقا در عصر جدید در حال به وقوع پیوستن است. ایران نیز در حال تجربه عصر اطلاعات است. شاهد اول افزایش توقعات است. ایرانیان همه دوست دارند طبقه متوسط باشند. رعیت تبدیل به شهروند شده است و همه دوست دارند در شهرهای بزرگ یا پایتخت زندگی کنند. مصرفی‌شدن و گریز از اقتصاد تولیدی و خدماتی شدن نشانه‌های بهره‌گیری از رانتی می‌باشد که به صورت فردگرایی و ظهور یک جامعه آنومیک در قرن بیست و یکم برای ایران در حال رقم خوردن است. افزایش تعداد بیکاران تحصیلکرده، وضعیت خانواده‌های تک‌نفره، فرار از تشکیل خانواده یا داشتن فرزند، تعریف خوشبختی به صورت فردگرایانه و نداشتن دغدغه ملی و مذهبی به محیط نتیجه ورود هر چند تدریجی ایران به قرن جدید می‌باشد. به نظر می‌رسد تا زمانی که منطق کوانتومی عصر اطلاعات و شیوه‌های جدید سیاست‌گذاری در قرن بیست و یکم را مد نظر قرار ندهیم بیشتر به سمت مصرفی شدن، افزایش توقعات،آنومی شدن جامعه و نابودی سرمایه اجتماعی حرکت خواهیم کرد. امری که مسلما در نسل‌های بعدی که هنوز در سطح دبستان و راهنمایی هستند به مراتب افزایش خواهد یافت.