شاخص­های امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

روح اله اسلامی[1]

فاطمه ذوالفقاریان[2]

چکیده

این نوشتار قصد دارد به تحلیل شاخص های کمی امنیت ملی ج ا ا بپردازد. برای این منظور از تحلیل پوزیتیویستی پیرامون امنیت ملی به صورت حفظ تمامیت ارضی،  جلوگیری از فروپاشی رژیم سیاسی، افزایش توان نظامی و اقتصادی و همینطور راضی نگه داشتن شهروندان عبور کرده و به جهان زیست های فرهنگی و نظام معنایی حاکم بر سازه های ذهنی ایرانیان رسیده ایم. اینکه امنیت ملی ایران چه زمانی برآورده می­شود؟ منابع آن کدامند؟ چگونه این منابع تبدیل به فرصت و چگونه تبدیل به تهدید می­شوند؟ پرسش هایی است که نیاز به قرار دادن ناخودآگاه فکری ایرانیان در متن و تحلیل ابعاد گوناگون آن برای دست پیدا کردن به شاخض های کمی داریم. در متن با استفاده از تحلیل جهان زیست فرهنگ سیاسی که در سه قالب اسلامی، ملی و جدید تعریف شده است و همینطور گفتمان های ده گانه درونی آنها توانسته ایم شاخص های کمی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را تحلیل نماییم. دغدغه متن فرا رفتن از تعریف های بدیهی و جهان شمول و کشف و جراحی فرهنگ سیاسی ایران جهت رسیدن به شاخص های امنیت ملی می­باشد. اینکه امنیت ملی ایران خود را در سه جهان زیست آرمانی و متافیزیکی اسلامگرا، ملی گرا و تجددگرا تعریف می­کند و با استفاده از این تعریف می­توان هر سخنرانی، نوشته، سایت، فضای رسانه ای، فیلم، و هر گونه متن نوشتاری، تصویری و شفاهی را به صورت کمی تحلیل کرد که تا چه اندازه امنیت ملی ایران را ایجاد و تا چه حد تهدید می­کند. 

واژگان کلیدی

امنیت ملی، جمهوری اسلامی ایران، شاخص های کمی

 

بیان مسئله

مفاهیم هر چه به زبان ریاضی بیان شوند، بهتر مفهوم را می­رسانند و قابلیت مقایسه پیدا می­کنند. این نوشتار قصد دارد که امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را با شاخص های کمی مورد بررسی قرار دهد. در نگاه اول و با توجه به تئوری­های واقع گرا، می­توان دفاع از جغرافیایی و جمعیتی به همراه حفظ نظام سیاسی را به عنوان منافع ملی به حساب آورد و هرگونه تهدید داخلی و خارجی که بخواهد به این منافع آسیب برساند جز تهدیدات امنیت ملی به حساب می­آید. یا اینکه از زاویه آرمان گرایی بررسی کرد و گفت:  فرهنگ دینی، نمادها و دال های مذهبی و اعتقادات مقدس مردم، منافع ملی به حساب می­آیند و هر گروه و دشمن داخلی یا خارجی که بخواهد به شکل نرم یا سخت با این نمادها و گزاره های اعتقادی مردم به صورت توهین آمیز برخورد کند، امنیت ملی ایران را به خطر انداخته است. به طور خلاصه بسیاری با جدا کردن موضوع از متن جغرافیایی، تاریخی و سیاسی سعی می­کنند، تیتر وار گزاره ها و موضوعات زیر را به عنوان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به حساب بیاورند:

امنیت ملی ج اا شامل؛ حفظ نظام جموری اسلامی ایران یعنی بقای حکومت، جغرافیای ارضی و حمایت، حفاظت و دفاع از مرزها و تمامیت ارضی، رضایت شهروندان و ایجاد رفاه برای آنان، حفظ اخلاق و سرمایه عمومی جامعه، دفاع از اعتقادات و آداب و رسوم جامعه ایرانی و ....می­باشد. حفظ جان سیاست مداران، طبقات بالای جامعه یعنی تاجران، پزشکان، روحانیون و نظامیان بلند پایه، دفاع از سرزمین و جغرافیا، حراست از اخلاق عمومی جامعه، راضی نگه داشتن مردم و تامین رفاه و شادی آنها می­تواند عناصر امنیت ملی ایران به حساب آید، که اگر نظام سیاسی در مورد یکی از آنها کاستی به خرج دهد نتوانسته است از امنیت ملی کشور دفاع کند. امنیت ویژگی ذهنی و بسیار جمعی دارد بدین گونه که شهروندان در وضعیت­های مشابه با توجه به تحصیلات، جنسیت، طبقه و نظام های فرهنگی درکی متفاوت از امنیت دارند اما در هر کشور می­توان چند دسته از نظام معنایی را مشاهده کرد که سامان دهنده امنیت ملی می­باشند. به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران علم سیاست، امنیت ملی موقعیتی عینی، بیرونی و از پیش تعیین شده نیست که بتوان آن را با استانداردهای جهانی اندازه گیری کرد. امنیت کاملا به فرهنگ و اعتقادات هر قوم، کشور و تمدن بستگی دارد و امنیت ملی به فرهنگ ملی هر کشور وابسته است.

دال ها و گزاره های اعتقادی و نمادهای مذهبی و ملی در هر کشور با توجه به نام گذاری ای که بر محیط پیرامون و فرایندهای مختلف آن انجام می­دهند، می­توانند مشخص کنند که چه امری امنیت ملی آنها را تهدید و یا تامین می­کند. به عنوان مثال در کشورهای مسیحی نشان دادن چهره مسیح و یا کشیدن کاریکاتور از پیامبران الاهی نوعی آزادی بیان و عقیده به حساب می­آید که مقابله با آن تهدید امنیت ملی است، در حالی که در کشورهای اسلامی این کار توهین به مقدسات و نابود کننده امنیت ملی محسوب می­شود. برای اینکه امنیت ملی در هر کشوری را تحلیل کنیم و برای آن شاخص های کمی بسیازیم، لازم است که از عقاید، عرف، فرهنگ و ناخودآگاه آنها آگاه باشیم. به همین دلیل در این متن برای بررسی شاخص های امنیت ملی ایران به سراغ سه جهان زیستی رفته ایم که روی هم رفته مشخص می­کنند که امنیت ملی دارای چه شاخص هایی است و در هر دسته، گروه، حزب و یا رسانه چه حدی از امنیت ملی را تولید و تا چه حد تهدید برای امنیت ملی به حساب می­آید.

نمی­توان پرسش نامه تهیه کرد و به سراغ شهروندان و یا حتی نخبه­گان رشته­های مختلف رفت و کشف شاخص امنیت ملی کرد. چرا که شهروندان در ناخودآگاه جمعی و دال های اعتقادی­ای زندگی می­کنند، که همه چیز برایشان بدیهی، از پیش تعیین شده است و کاملا عقلانی جلوه می­کند. برای ایرانیان احترام به قرآن، پیامبر (ص)، عاشورا، فاطمه الزهرا (س)، نمادهای ملی، دموکراسی، حق اعتراض، ولایت فقیه، جشن نوروز و ... شاخص هایی است که هر چه فرایندهای سیاسی در داخل و خارج آنها را تقویت کنند و به آنها احترام بگذارند امنیت ملی ایران تامین شده است و هر چه در پی نفی و غلبه یکی بر همه برآیند امنیت ملی تک بعدی و ناکارآمد خواهد شد. ایرانیان دارای سبک زندگی و آداب و رسوم ناخودآگاهی هستند که ریشه در تاریخ و جغرافیای آنها دارد. منابع فقه، الهیات، عرفان، ادبیات و علوم جدید اطلاعات زیادی به مردم داده اند، جهت اینکه آنها را در موقعیت هایی قرار داده اند که می­دادند آسودگی، آرامش، رضایت و امنیت چیست. برای ایرانیان خانواده، مذهب، دموکراسی، تخصص، کار و فعالیت به عنوان شاخص های مثبتی به حساب می­آیند که زمان برقراری آنها شادی و رضایت عمومی حاکم می­شود.

در این متن سه جهان زیست معروف ایرانیان را برای معنا دار کردن امنیت ملی مورد واکاوی قرار می­دهیم. جهان زیست اسلامی با سهم 40 درصدی، جهان زیست ملی با سهم 30 درصدی و جهان زیست مدرن و پسامدرن با سهم 30 درصدی، فضایی برای سبک های زندگی و فرهنگ سیاسی ایرانیان به وجود آورده اند که امنیت ملی خود را در این فضا تعریف می­کند. امنیت ملی در این متن روایتی تاریخی، زبانی، جمعی در جهان زیست سیاسی ایرانیان را شامل می­شود که ریشه در زبان، ناخودآگاه جمعی و آداب و رسومی دارد که در طول تاریخ تداوم داشته است. حفظ نطام سیاسی، دفاع از تمامیت ارضی، دفع خطر دشمنان اطراف ایران، بسط هژمونی ایران در منطقه و جهان، گسترش فرهنگ سیاسی و نظام سیاسی ایران در جهان جز منافع ملی ایران به شمار می­آید (متقی،1390: 49) اما این منافع ملی کلی و جهان شمول است و برای اینکه ماهیت داخلی و روایت بومی پیدا کنند ناگزیر هستیم که به صورت کالبدشکافی و کمی کردن جهان زیست ها وارد تحلیل منافع ملی ایران در سه فضا و سبک زندگی شویم تا خصلت تاریخی، جمعی بودن، زبانی و عرفی بودن را به معنای حفظ متن زندگی ایرانیان بهتر درک کنیم.

امنیت ملی ج اا در جهان زیست  اسلامی

ایرانیان در دوره باستان با اینکه خود دارای دین مستقل بودند و زبان، فرهنگ و آموزه های زرتشتی را در عصر ساسانیان با حاکمیت مغان پذیرفته بودند اما در اثر حمله اعراب بعد از رحلت پیامبر (ص) بسیاری از اصول، فروع و احکام اسلامی را با وضعیت زندگی خود مناسب دیدند و به دین اسلام گرویدند. ورود اسلام به ایران آنقدر اهمیت دارد که تاریخ ایران را به دو دوره متفاوت تقسیم می­کند. دوره قبل و بعد از اسلام که البته اسلام ایرانیان و نوع نگاه عقلانی و عدالت خواهانه آنان در تفسیر متون قرآنی و احادیث به سمت شیعه، غلبه پیدا کرد و گرایش های ادیبانه و عارفانه در ایران متناسب با روح متساهل و تلاشگر ایرانی افزایش پیدا کرد. با توجه به ساختار طبقاتی یعنی روستا و شهرنشین بودن ایرانیان و دارا بودن سابقه تمدنی طبیعی بود که اعراب و به خصوص جنگ جویان قبیله ای میراث اسلام را خوانشی نظامی و خشک می­کنند که تنها به دنبال جزیه، خراج و غنیمت بودند و اگر ایرانیان را از اسلام بگیریم بسیاری از دست آوردهای فلسفی، کلامی، زبانی، طبی، جغرافیایی، تاریخی، حقوقی ... تمدن اسلام نابود می­شود.

ایرانیان سلوک و اندیشه مردمی و ضد اشرافیت پیامبر اسلام را پسندیدند و آن را برعکس رویکرد کاستی، استبداد گرا و تقدیرگرای مغان حکومتی زرتشتی دیدند که به بهانه دین، مردم طبقات دهقان، تاجر و صنعت گر را به جنگ می­فرستادند و فرزندان و مال آنها را به غارت می­بردند. ایرانیان عهد باستان در اواخر دوره ساسانی از غالب شدن قرائت تنگ نظرانه، استبدادی و متعصبانه مغان زرتشتی که آموزه های دین مقدسشان را در اختیار دستگاه حاکمه قرار می­دادند به تنگ آمده بودند و حتی از قیام های مانی و مزدک استقبال کردند. مانی قصد داشت ریاضت را به سبکی رواقی و عارفانه برای مردم جا بیاندازد تا در برابر سختی های روزگار آنها را بیمه بی خیالی و تقدیگرایی کند. با این فهم که در دنیای تضاد میان خیر و شر خداوند اصلی و فاتح تاریخ شیطان است. او هر چند طرفدارانی پیدا کرد اما دستگاه حاکمه او و طرفدارنش را بد دین نامید و نابودشان ساخت. برخلاف خروج مذهبی و عرفانی مانی، اصلاح گری مزدک به شیوه قیام علیه سرمایه داران و طبقات بالای جامعه بود و اعتقاد داشت که مالکیت را باید نابود ساخت و طبقات اجتماعی را از میان برداشت. بر اثر خشکسالی و شورش های مردمی قباد ابتدا به او گوش کرد، اما بر اثر نفوذ مغان و پیوند آنها با پسر پادشاه مزدکیان به انحراف اخلاقی و مذهبی متهم و سر به نیست شدند. به این ترتیب اصلاحات درونی در دوره ساسانیان، نابود شد و مردمان ساکت، تقدیرگرا، استبداد زده و ناراضی ایران منتظر دین و رسالت جدیدی بودند که آنها را از استبداد، استثمار و استحمار برهاند. دین اسلام که تقوا را معیار برتری می­دانست و هیچ فرقی میان نژاد و طبقه و جنسیت نمی­گذاشت و حکمران آنها بسیار ساده زیست و مردمی بود مورد قبول ایرانیان واقع شد و به ناگاه چرخشی بزرگ در اعتقادات و آیین مذهبی ایرانیان پدیدار گشت. دین اسلام زندگی تا مرگ ایرانیان را تغییر داد و اصول فقهی خویش را از تولد، ازدواج، کار، اقتصاد، مرگ، وصیت، شادی ها و غم ها بر ایرانیان حاکم گرداند. یکی از مهمترین مبانی و اصول فرهنگی و جهان زیستی ایرانیان که باید ریشه های امنیت ملی را در آن جستجو کرد مبانی، اصول و فروع اسلام می­باشد. دفاع از اسلام و مبانی آن، اجرای احکام اسلامی، دفاع از کشورهای اسلامی، حفظ جامعه شیعی به عنوان ام القری اسلامی، صدور انقلاب اسلامی ایران، حفاظت از جمهوری اسلامی با مبنای ولایت فقیه و ... قواعد و گزاره هایی است که ریشه در جهان زیست اسلامی دارد. به صورت کمی نزدیک به 40 درصد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در مبانی و گزاره های اسلامی قرار دارد. 

گفتمان توحید معاد نبوت: منافع ملی ایران به لحاظ مبنایی در جهان زیست اصول دین اسلام قرار دارد. ایرانیان هستی را بسیار غایی می­بینند و دنیا و جهان ماده را غیراصیل می­دانند که محل گذار است. دنیا و زندگی کنونی انسان ها بسیار ناپایدار است که نباید در آن دل بست. تمام قدرت، زیبایی و هستی از آن خداست. جهان در حرکت است، از او به وجود آمده است و به سمت او می­رود. ایرانیان شاید به این مفاهیم فکر نکنند اما تمام زندگیشان در یک وحدت وجود و ناخودآگاه متافیزیکی ای فرو رفته است که رفتارها و اندیشه آنها را شکل می­دهد و فرایندهای سیاسی را به کمک عینک الاهی تفسیر می­کنند. توحید به معنای واحد بودن خداوند و آفرینش جهان به دست اوست. جهان از ماده، سلول های بنیادین و در اثر تصادف ایجاد نشده است. فضای فکری فروید، مارکس و داروین در مورد جهان، انسان و غایت هستی در ایران مردود شمرده می­شود و در اینجا مرزی اساسی با تفکرات ماتریالیستی، سکولاریستی و حتی پسامدرن پیدا می­شد. منافع ملی ایران در روایت توحید معنا دارد به این معنا که سیاست مداران، نخبگان و مردم عادی خداوند را ناظر بر اعمال خود می­دانند و ذات قدرت را به خاطر نیروی اقتصادی، رضایت مردم، قدرت اقتصادی و یا سایر لذت های مادی نمی­خواهند، بلکه هر عملی در رابطه با او معنی پیدا می­کند. مهم نیست که توحید آرمانی است و به حوزه آرمان ها و تفکرات هنجاری ربط پیدا می­کند، بلکه مهم این است که سازه ذهنی ایرانیان توحیدگرایانه و متافیزیک مذهبی دارد و به همین علت سیاست خارجشان رسالت گرا، متعهدانه، اخلاقی و آرمانی است و فرقی به رژیم سیاسی هم ندارد.

دنیا محل عبور است، لذت هایش ناپایدار است، اصل هستی عالم غیب و شهادت است و نیروهای معنوی در جهان قرار دارند که به کمک انسان می­آیند. انسان به زودی از این جهان می­رود و باید به نیروهایی که خداوند به کمک او می­فرستد گوش فرا دهد. یکی از این مواهب الاهی وحی خداوندی به وسیله فرشتگان به پیامبر است و محمد (ص) داناترین و آخرین پیام آوری است که دستورات سعادت دنیا و آخرت را برای بشر به همراه آورده است. پیامبر اسلام نیز تاکید کرده است که خداوند یکی است و قرآن را برای هدایت بشر از طرف خداوند ارزانی کرده است (غفوری،1386: 168). او آموخته است که معاد و دنیای دیگری در پیش است که انسان از زمین ناپایدار به آنجا نقل مکان می­کند و نتیجه اعمال خود را در درگاه عدل خداوندی خواهد دید. شاید گزاره های توحید، معاد و نبوت به عنوان اصول دین اسلام ربط ابتدایی به سیاست نداشته باشند اما تمام امنیت ذهنی ایرانیان و امنیت ملی آنها در این متافیزیک قابل ترسیم است (موسوی،1384: 48). ستون و مبنای فهم رفتار سیاسی ایرانیان در جو متافیزیکی اسلام قابل ترسیم می­باشد. ایرانیان با همین اصول سعی در ارائه سیاست آرمان گرا، هنجاری، رسالت گرا و متعهدانه دارند (متقی،1390: 120). برای همین از تغییر مدیریت جهان صحبت می­کنند، از نهضت های آزادی بخش حمایت می­کنند، شعار وحدت کشورهای اسلامی را سر می­دهند، حکم تکفیر سلمان رشدی را صادر می­کنند بر علیه غرب و آمریکا و اسرائیل شعار می­دهند و ساختارهای موجود قدرت روابط بین الملل را مادی و این جهانی می­دانند. گفتمان توحید، معاد، نبوت مفصل بندی در درون خود دارد که با روایت های مادی مدرن و پسامدرن فاصله دارد و به صورت مبنایی نزدیک به 10 درصد امنیت ملی ایران را در محیط داخلی و خارجی تشگیل می­دهد.  

گفتمان امامت و مبانی شیعه: هر واژه زمانی که از متن خود جدا شود به هر محیطی که وارد شود ویژگی های آن را می­گیرد. اسلام دارای معانی بسیار بالایی در حیطه آزادی، انسانیت، دانایی و برابری بود و به محض ورود به ایران مردم که از دست حکومت و مغان ناراضی بودند به آیین جدید روی آوردند. اما کم کم میان آموزه های اسلام و رفتار قبیله ای، متعصبانه، بی هنرانه، جنگ طلبانه و نژادپرستانه اعراب فاصله ای مشاهده گردید که منجر به قیام ها، شورش ها، استقلال طلبی ها و به راه افتادن جریان های باستانی، عرفانی، ادبیاتی در ایران گردید (عرفان،1385: 145). ساختار معیشتی ایران مبتنی بر کار و تلاش یعنی مشاغل دهقانی، تاجری و صنعت گری بود در حالی که اعراب قبایلی بادیه نشین بودند که اخلاق جاهلی و قبیله ای خود را با افتخار در فرهنگ اسلامی نفوذ می­دادند و آموزه های پیامبر را به روش عقیده قبیله و غنیمت جنگی تفسیر می­کردند. ایرانیان نمی­توانستند با وحشی گری، عدم قطعیت، جنگ آوری و خوی ناآرام و رانت خوار اعراب کنار بیایند و از همان روزهای اول جنبش های عقیدتی و سیاسی را بر ضد دستگاه نژادپرست و سرکوب گر بنی امیه و بنی عباس راه انداختند (آذرنوش،1385: 36-72). میراث ایران باستان به همراه ذوق ادیبانه و زیرکانه ایرانیان باعث شد پس از چندی ایران دارای زبان، حکومت و سیستم سیاسی مستقلی شود تا جایی که خلیفه اغلب تحت نفوذ ایرانیان بود (رجایی،1376: 268). ایرانیان با توجه به عدالت طلبی، عقلانیت و ریشه های معنوی فیض الهی اسلام را تمام شده نمی­دانستند و اعتقاد داشتند که فرزندان علی و فاطمه (درود خداوند بر آنها باد) ادامه دهنده راه پیامبر هستند و نماد انسان های کامل و معصومی هستند که حقشان را اعراب بی استعداد زورگو گرفته اند. با ترکیب شدن شورش های اجتماعی مثل قیام مختار، بابک، ابومسلم به همراه وجوه عرفانی و اندرزنامه نویسی و سیاست وزرا و حکمای ایرانی بعد از ده قرن در اوایل صفویه دست آوردهای شیخ کلینی تا سهرودی و ملاصدرا جواب داد و ایرانیان در ساختار امنیت ذهنی خویش امامان را به عنوان هویت شیعی خویش انتخاب کردند (کرون،1389: 270). امامان مظهر عقل، نور، عدالت و قیام بر ضد ستم و ظلم معرفی شدند. به این ترتیب گفتمان دوم از جهان زیست امنیتی ایران به فضای شیعه بازمی­گردد. با هویت شیعه و مجموعه ای از روایت هایی که حکمرانی را مخصوص ائمه می­داند ایرانیان توانستند تکنولوژی هایی از قدرت را ایجاد نمایند که در برابر حاکمان ظلم بایستند و همیشه جان، مال، ناموش و کشور خود را با مثال آوردن از انسان هایی آرمانی حفظ نمایند. در اصول امنیت ملی ایرانیان امامت جایگاهی ویژه دارد و بوده اند و هستند انسان هایی که منبع فیض الهی قلمداد می­شوند بنابرای باید با تکنولوژی هایی از جمله تقیه، شهادت، انتظار و ... در این جهان زندگی کرد. شیعه به ایرانیان امامت را آموخت و با آوردن انسان و شهر آرمانی تفسیری از روایت های غایی تاریخی را ترسیم کرد تا نزدیکی های زیادی به سوشیانس ها و فلسفه تاریخ باستانی شان نیز داشته باشد. از سوی دیگر عاشورا، مبارزه و شهادت نیزز مبانی درونی شیعه بودند که در صورت اقلیت بودن، ظلم مضاعف راه نهایی را در دفاع مقدس و گذاردن جان خود می­بیند. شیعه آرام، منتظر، صلح طلب است و همه خوبی ها را در تاریخ در انسان های معمولی و در زمین جستجو نمی­کند. گفتمان شیعه به صورت معرفت شناسی 10 درصد جهان زیست امنیت ملی ایرانیان را تشکیل می­دهد.

گفتمان فقه و احکام شیعه: در دیالکتیک اعتراض­های رادیکال وزیران و عارفان و همینطور اسلام اشاعره اهل سنت ایرانیان گرایش شیعه را به خود نزدیک دیدند. گفتمان شیعه در طول وحدت دولت ملی ایران به مدت ده قرن طول کشید، تا سرتاسر ایران را در برگرفت و به محض رسمی شدن گرایش شیعه در ایران وحدت سیاسی، ملی و زبانی نیز ایجاد گردید و تا زمان معاصر نیز کشیده شد. دین اسلام مبانی توحید و معاد و نبوت را برای ایرانیان شکل داد و در شکل معرفت شناسی مذهب شیعه رفتارهای ایرانیان را در غایت امامت، انتظار، شهادت و ... قرار داد (کرون،1389: 210). رسمی شدن مذهب با توجه به اینکه تنها منبع اطلاعات الاهیات به شمار می­رفت باعث شد، فقه شیعه تجسم عملی رفتار و سلوک ایرانیان را شکل دهد. از طریقه نامگذاری فرزندان، تربیت آنها، اذان ها، سبک نمازخواندن، ازدواج، طلاق، وصیت، خمس، زکات، حج، جهاد، وضو، عذاداری، مراسم شادی، نمازجمعه، نمازهای عید و ... بر اساس گرایش فقه شیعه تکوین گردید. فقه شیعه که از دست آوردهای تفسیر قرآن، حدیث، و به خصوص آموزه های امام جعفر صادق (ع) توسط فقها جمع آوری شده و نسل به نسل تداوم پیدا کرده بود تا به صورت هویت ملی ایرانیان درآمد و با بافت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی ایرانیان تطبیق پیدا کرد.

امنیت ملی ایران زمانی شکل کامل به خود می­گیرد، که دستاوردهای فقهی در ایران قبض و بسط طبیعی و خودجوش انتقادی خود را حفظ کند و بتواند با تحولات جامعه پیش برود. یکی از موضوعات امنیتی در ایران معاصر که اغلب سامانه های ذهنی و روانی ایرانیان را به هم ریخته است، دیالکتیک های ناهمسان با تحولاتی است که در حیطه نقل و عقل به وجود نیامده است. امنیت ملی ایران در بعد فرهنگی بسیار وابسته به جوابی دارد که به پرسش رو به رو داده می­شود. اینکه فقه شیعه حیطه­ای حداقلی را برای خود می­خواهد و تنها امور ایمانی را در بررمی­گیرد؟ یا اینکه قصد دارد حیطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را به شکل حداکثری اشغال کند؟ این پرسش­ها به خصوص در جمهوری اسلامی ایران گرایش ها و جریان های سیاسی زیادی را شکل داده است و باعث شده، گاهی روایت ها به خاطر حذفی فکر کردن، رانت های سیاسی، کمک گرفتن از قدرت به فکر سیاست گذاری های کوتاه مدتی باشند که چندان با امنیت ملی جامعه تطابق ندارد. فقه شیعه تجسم میانی شکل دهی به امنیت سیاسی ایران را شکل داده است. الزامات امر به معروف و نهی از منکر، احساس تعلق زیادی، به جمع ایجاد می­کند. فقه شیعه امنیت ملی ایران را به لحاظ نزدیکی به روحیات ایرانی تامین می­کند و از همه مهمتر عنصر انتقادی و اجتهادی بودن آن روایت های عقلانی و اعتراضی دارد، که برای زندگی در عصر مدرن و پسامدرن گنجینه ای ارزشمند به حساب می­آید. سیاسی شدن روزمره، سیاست­گذاری های رانتی، حل نکردن مبناها، سنت گرایی بیش از حد به علت دم دستی بودن سوال­ها، همه باعث شده است که هنوز امنیت ملی آرمانی شیعه در عصر جدید شکل نگیرد. فقه شیعه پتانسیل های زیادی از فقه مقاصد، مصلحت، تقیه، شهادت، ولایت، عقلانیت، اجتهاد، امربه معروف و نهی از منکر و ... برای امنیت ملی ایران دارد. گفتمان فقهی باید روایت غالی ایمانی یا اجتماعی خود را در دو بعد آزادانه طراحی منطقی کند و به صورت انتقادی به تجربه و آزمون بگذارد و فارغ از بازی های سیاسی و رانت نخبگان سیاسی به فکر استقلال خویش باشد، تا بقای خود را به خطر نیندازد. فقه شیعه 10 درصد از شاخص های امنیت ملی ایران را در خود جای داده است.  

گفتمان انقلاب و حکومت اسلامی: شیعه همیشه در اقلیت بوده است و توسط رژیم های سرکوبگر خردستیز و قبیله ای اعراب مورد تهاجم و استبداد قرار گرفته است. ایران پناهگاه یاری رساندن به امامان و فرزندان و نوادگان آنها بوده است. با ظهور دولت صفویه و رسمی شدن مذهب شیعه، شیعیان صاحب دولت ملی و مستقلی شدند که اختیار فکر و عمل را به دست آوردند. مردم به روستاها، تجارت و صنعت خود بازگشتند و روحانیون، درباریان و نظامیان بر اثر فقه سیاسی و حاکمیت دوگانه شریعت سیاست قدرت را میان خود تقسیم کردند. وزارت خانه ها، امور داخله، مالیات، جنگ، امنیت و اطاعات به دست پادشاه افتاد و اوقاف، سیستم قضاوت، امامت، تعلیم تربیت و نهادهای ازدواج طلاق و مرگ به دست روحانیون افتاد. این دوگانگی ها ادامه داشت و فقهان همیشه به نمایندگی از رعیت، پادشاهان را غاصب و جائر می­دانستند. اوضاع با قدرت طلبی نظامیان و گاهی عارفان و فرقه های دیگر مذهبی به هم می­ریخت تا اینکه دستگاه فکری دیگری به نام مدرنیته از طریق روزنامه، عکس، کتاب و مجله و شب نامه وارد ایران گردید و بر علیه استبداد و استعمار شورش کردند. مشروطه گردید و روحانیون و مردم شاه را پایین انداختند اما اندکی از این پیروزی نگذشته بود که با حمایت کشورهای خارجی و پیدا شدن تفرقه در سطوح آزادی خواهان دیکتاتوری مدرن و ملی در ایران به نام سلسله پهلوی ایجاد گردید.

دیکتاتوری مدرن به صورت یکجانبه احکام و فقه شیعه را به حاشیه راند و با ایجاد شهرنشینی، افزایش سطح تحصیلات، ایجاد راه، راه آهن، کارخانه، ارتش، بروکراسی و دانشگاه ایرانیان را ناخواسته وارد عصر مدرن کرد. ایرانیان که چشم و گوششان باز شد علاوه بر اقتصاد خواستار باز شدن فضای سیاسی گردیدند، و در نهایت با زبان مذهب، پهلوی ها را ساقط کردند. جمهوری اسلامی بازگشت به هویت شیعی و قلمروی ادبیات باستانی تا مدرن ایران بود و با غرور و اعتماد به نفس آمد تا در برابر الگوهای مدرن و پسامدرن بایستند و تجویز تعهدمحورانه، آرمانی و رسالت گرایانه مذهبی (متقی،1390: 120) ایران امنیت ملی را بر سیستم ولایت فقیه استوار کرد و روایت جمهوری و اسلامی را توسط نهادهای سیاسی چون تشخیص مصلحت، شورای نگهبان و مجلس خبرگان از تناقض بیرون کشید. جمهوری اسلامی ایران شکل تجسم یافته نهایی و کامل ترین سیستم از تلفیق سنت و مدرنیته می­باشد که توانسته است در بعد فرهنگی و سیاسی وجهی از امنیت ملی در ایران را تامین کند. آرمان گرایی، تعهدمحوری، انسان و شهر آرمانی هنوز در ایران اصول سیاست را شکل می­دهد و فلسفه تاریخ غایی در جمهوری اسلامی ایران هنوز در مقابل مدرنیته و پسامدرنیته خود را تعریف میکند. امنیت ملی ایران در روایت حکومت جمهوری اسلامی 10 درصد شاخص ها را شکل داده است. البته در سطوح مبانی، سیاست گذاری و تکنولوژی های قدرت نیاز به کارهای فراوانی است که هنوز در عمر نوپای جمهوری اسلامی در حال انجام شدن می­باشد.    

امنیت ملی ج اا در جهان زیست ایران

در دوره مدرن، با شکل گیری علم سیاست دفاع از تمامیت ارضی و حفظ دولت ملی از بدیهیات پذیرفته شده در هر سامانه امنیتی قلمداد می­گریدید. متفکران تجدد گرا اعتقاد داشتند که ویژگی سیاست در عصر مدرن برخلاف قرون وسطی، ملی شدن سیاست می­باشد. ملی شدن به این معناست که شهروندان مصلحت کشور و خاک خود را از هر اعتقاد دیگری بیشتر قبول دارند. منافع شخصی در رویکرد فایده گرایانه سرمایه داری و منافع دینی و فرقه ای در رویکردهای متافیزیکی در علم سیاست واقع گرا مورد نقد واقع می­شود. انسان ها با توجه به ساختار بروکراتیک و خصوصا ایجاد ارتش مدرن و خدمت نظام وظیفه باید جان و مال خود را در راه دفاع از سرزمین بگذارند. واقع گرایی گفتمان غالب حاکم بر روابط بین الملل گردید و وظیفه دولت ها در محیط بین الملل دفاع از منافع ملی کشور خود به هر بهایی می­باشند. هر دولت تنها در حد جغرافیا و جمعیت ملی پاسخگو و مسئول است. مرحوم مدرس نیز اعتقاد داشت منافع ملی تنها در مرزهای ملی و جغرافیای ایران تعریف می­شود و دوره پهلوی نیز تمام ائتلاف ها و اتحادها بر اساس منطق ملی گرایی گرفته می­شد (فارسون،1387: 190). روایت ملی گرایی جهان زیست بسیار بزرگ و واقع گرایی از تصمیم سیاسی را ایجاد کرده است که نزدیک به 30 درصد شاخص های امنیت ملی ایران را در خود جای داده است. جهان زیست ملی ایران دارای سابقه بسیار کهنی است و قدمتی از عصر باستان تا دوره معاصر دارد. منابع امنیتی ایران از اندرزنامه­ها، شاهنامه ها، تاریخ نامه ها، سفرنامه ها و سیاست نامه­های دوره معاصر را در برمی­گیرند. در دوره معاصر از مشروطه تا ابتدای انقلاب اسلامی ایران یکی از منابع درجه اول تعریف امنیت ملی از درون منابع ملی بازیابی می­شد. درجه مصلحت و عقلانیت در نظام دانایی ایرانی بسیار بالاست و قابلیت تطابق با تحولات معاصر را دارد. در دهه 90 فرهنگ سیاسی ملی نمادهای در حال بازگشت، از طریق نام ها، اسطوره ها، اعتقادات باستانی و ... در حال بازنمایی کردن در محیط سایبر می­باشد. سه گفتمان زیرمجموعه جهان زیست ایرانی و ملی در امنیت ملی موارد زیر را تشکیل می­دهند.

گفتمان جغرافیای تمامیت ارضی: بعد از تمام شدن جنگ های مذهبی و فروپاشی ساختار امپراطوری در اروپا دولت ملت واحد اصلی و بازیگر رسمی روابط بین الملل شناخته شد. اکنون نیز با وجود فرایند جهانی شدن و امکانات تکنولوژی اطلاعات هنوز دولت­ملت­ها، بازیگران کلیدی در روابط بین الملل به شمار می­آیند. همه کشورهای دنیا اصلی ترین وجوه امنیت ملی خود را بر حفظ سرزمین و حفاظت از جغرافیای ملی خود می­دانند. بخاطر از دست ندادن مساحت کوچکی از یک کشور جنگ های خونینی در تاریخ به وقوع پیوسته است و این موضوع آنقدر حساس است که بسیاری از کشورها از ترس جدا شدن مقداری از سرزمین شان مدل های تمرکزگرا را انتخاب کرده­اند و از دادن حقوق و مسئولیت به حاشیه های مرزی و اقلیت های اطراف مرزهای خود می­ترسند. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. حفظ تمامیت ارضی برای جمهوری اسلامی ایران از اهداف ملی درجه اول تعریف شده است. با توجه به اینکه ایران یک کشور نیست بلکه تمدنی است که دایره مرزهای آن از دوران باستان تا میانه شکلی فرامنطقه ای داشته است. در دوران باستان امپراطوری های هخامنشی و ساسانیان در قالب اداره ساتراپ­ها و واحدهای خودمختار بر قفقاز، عراق، افغانستان، پاکستان، مصر و بسیاری از کشورهای همسایه ایران حکومت می­کردند. با حمله اعراب و تا زمان حاکمیت صفویه دولت ملت ها و قبایل جنگ آوری مثل طاهریان، صفاریان، مغولان، سلاجقه، غزنویان و...  بر ایران حاکم شدند. دوران صفویه امپراطوری ایران تا حدی اقتدار خود را پیدا کرد. اما مرزهای شرقی با جدا شدن افغانستان، تاجیکستان و مرزهای شمالی با جدا شدن کشورهای حوزه دریای خزر و بخش هایی غربی با جدا شدن قسمت های ترک نشین، عرب نشین ایران امروز را شکل داد. مرزهای ایران حتی در تاریخ معاصر با جدا شدن بحرین مدام کوچک تر شدند و از شکل امپراطوری بزرگ به دولت ملت تبدیل شدند. ایران سرزمینی فرهنگی و بسیار با تمدن است. درجا زدن علمی، حاکم شدن مداوم قبایل، استبداد ایرانی، وضعیت نیمه استعماری ایران، شکست در جنگ های متعدد را برای ایران از عصر صفوی تا دوران معاصر را به وجود آورد. جمهوری اسلامی ایران به محض استقرار رژیم با سیاست های استقلال طلبانه (غفوری،1386: 91) و جنگ داخلی و همینطور حمایت های خارجی از صدام مورد هجومی نابرابر از طرف کشور عراق مواجه شد. از خودگذشتگی، پتانسیل بسیار بالای ایدئولوژی اسلامی، فرهنگ شهادت و نهضت امام حسین و اقتدار امام خمینی باعث شد که خوزستان، اروند رود و مرزهای غربی ایران به شکل اولیه حفظ شود و اگر نبود نزدیک 2 میلیون شهید، جانباز و آزاده در دفاع ایران تمامیت ارضی ایران مثل دوره های قبل از دست می­رفت (اردستانی،1390: 101).

به لحاظ سیاست گذاری­های بسطی اکنون ایران با توجه به ساختار تمدنی و سابقه تاریخ امپراطوری خویش برای تاثیر­گذاری فرهنگی چند زمینه بسیار دست نخورده و قابل بهره برداری دارد. حوزه زبانی به کشورهای افغانستان، تاجیکستان و هند ختم می­شود به نحوی که این کشورها آمادگی بسیاری برای همکاری فرهنگی و ترویج زبان ملی ایران دارند. از سوی دیگر تاثیر مذهب شیعه در کشورهای آذربایجان، عراق، سوریه، بحرین و یمن مشهود است و ایران به راحتی می­تواند با استفاده از افکار عمومی، زدن دانشگاه و مبادلات فرهنگی و رسمی در این کشورها نفوذ داشته باشد. البته در تمامی حوزه ها کشورهایی مثل روسیه، آمریکا، عربستان، ترکیه و چین رقیب ما به حساب می­آیند و در حال هزینه دادن جهت مبارزه و نابودی زبان فارسی و مذهب شیعه می­باشند.

به لحاظ سیاست گذاری قبضی اکنون ایران با مسئله اقلیت های قومی، زبانی و مذهبی در ایران مواجه است که به علت تبلیغات کشورهای همسایه، فقر اقتصادی، تمرکززدایی بیش از اندازه نسبت به سیاست های جمهوری اسلامی ایران معترض هستند و در دهه 90 امنیت ملی ایران را تهدید می­کنند. آذری ها و کردها، سیستانی ها و اعراب، خراسانی ها و ترکمن ها فرایندهای گریزاز مرکز و اعتراضات خشونت آمیزشان شدت گرفته است و با اینکه کردها، آذری ها، سیستانی ها، ترکمن ها و اعراب دارای تمایلات ملی شدیدی هستند و در تاریخ باستان تا معاصر برای سرزمین خودشان حماسه های جاودانه خلق کرده­اند، اکنون احساس تبعیض و محرومیت می­کنند و به وضع موجود اعتراض دارند. تا حدی ریشه اغلب تهدیدات امنیت ملی ایران ناشی از تمرکزگرایی شدید و فراموشی شهرستان ها، روستا ها و حاشیه های ایران می­باشد که شهر مصرفی، بی هویت و فرهنگ رانتی تهران در دهه 90 یکی از بزرگترین تهدیدات ملی ایران به لحاظ عدم توجه به مناطق دیگر و مصرف کردن بودجه کشور در مرکز را ایجاد نموده است (عظیمی بلوریان،1389: 277).  

گفتمان فرهنگ ایرانی:  فرهنگ سیاسی ملی گرایی بیشتر شکل زمینه ای دارد. فرهنگ باستانی در ایران دارای تداوم بوده است و به صورت پدیداری توانسته است در دوره هایی از تاریخ نمود خود را در شکل های مختلف اندیشه ای بازنمایی کند. به عنوان مثال عرفان و اندرزنامه ایرانی زمینه تبلور ظاهری و محتوایی اندیشه مزدایی می­باشند. خواجه نظام الملک، فردوسی و سهروردی مبانی پایه ای خرد مزدایی را بعد از اسلام به فکر ایرانی منتقل کردند (سهروردی،1383: 212-229). حتی به عقیده ای بسیاری از متفکران فقه شیعی نیز پدیداری از خرد مزدایی را با خود به همراه دارد چرا که فلسفه تاریخ غایی به صورت نبرد خیر و شر، انسان آرمانی و شهر آرمانی را در خود دارد. در دوره معاصر نیز فرهنگ سیاسی ملی گرا به فرهنگ سیاسی ایران اضافه گردید و باعث شد یکی از جریان های اصلی که خالق تحولاتی چون مشروطه، روی کارآمدن پهلوی ها، نهضت ملی شدن نفت و در حتی در جنگ هایی مثل تجاوز عراق به ایران نقش پر رنگی داشته باشد و در دهه 90 نیز به عنوان فرهنگی بسیار پر جاذبه در حال بروز می­باشد. ملی گرایی در ایران دارای منابع عرفانی، اندرزنامه­ای چون سهروردی، ابن مقفع، فردوسی، حافظ، مولوی و ... می­باشد و درصد تطابق بسیار بالایی با فرهنگ های مدرن دارد به نحوی که امثال تقی زاده، فروغی، دهخدا و ... به راحتی با فرهنگ مدرن سازگاری پیدا کردند و حتی توانستند حکومت پهلوی­ها را با فرهنگ ملی روی کار درآورند (میلانی،1378: 167-180).

به لحاظ شاخص 10 درصد امنیت ملی ایران به علت دلبستگی ایرانیان به عید نوروز، ماه ها و نام های ایرانی، شاهنامه، حافظ و فرهنگ باستانی و تداوم آن در بعد از اسلام برمی­گردد (آموزگار،1385: 13). پتانسیل های عرفانی فرهنگ ملی ایران دارای روح متساهل و رواداری است که تعصب، جنگ و رفتار قبیله ای را نقد و به جای آن تلاش، معرفت و خدامحوری را قرار می­دهد. بسیاری از اندیشه های ملی ایرانیان چون توحید، احترام به خانواده و حجب و حیای هستی محورانه در دین اسلام نیز تداوم پیدا کرد و شیعه بسیاری از نمادها و معانی فرهنگ ملی ایران را در خود جای داده است. صلح محوری، کمک به خلق، آزار ندادن دیگران، تلاش برای آبادانی دنیا، شادی و عشق محور فرهنگ ایرانی در اشعار حافظ و مولوی است که در بدترین شرایط تاریخی برای نسل های بعد از خود امکان های زیست عالی را فراهم نموده اند. احترام به نمادها، آثارباستانی، اسامی، حفظ اندیشه عرفانی و ادبیات فارسی گفتمان فرهنگی قدرتمندی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی فراهم می­کند که می­تواند باعث وحدت، حفظ تمامیت ارضی، اعتماد به نفش داخلی و رواداری و گفتگوی انتقادی در محیط بین الملل گردد و از ایران چهره ای جهانی مبتنی بر نظام دانایی محور ترسیم نماید.  

گفتمان استقلال: روابط بین الملل محیطی بسیار آنارشیک می­باشد و قواعد معنایی و ساختارهای نظم دهنده آن برخلاف فضای داخلی کشورها از ثبات زیادی برخوردار نیست. به علت تغییرات زیاد و جابه جایی قدرت­ها در محیط بین الملل، اصلی ترین مکتب تفسیرکننده منافع و امنیت ملی را واقع گرایی شامل می­شود. واقع گرایان می­گویند: به علت شر بودن ذات انسان ها، جنگ طلب بودن آنها، فضای حاکم در روابط بین الملل هرج و مرج است و بر محوریت بقا و بدست آوردن، حفظ و گسترش قدرت معنا پیدا می­کند. با توجه به پیدا شدن جنگ افزارهای اتمی، شبکه های سایبری و به وجود آمدن قدرت نرم اکنون بسیاری از ابعاد امنیت ملی کشورها در محیط بین الملل تعریف می­شود. یکی از ابعاد گفتمان امنیت ملی ایران در زیست جهان ایرانی مربوط به نحوه رفتار و انعکاس شیوه های زیست ایرانیان در محیط بین الملل می­باشد. ایران به علت چهاراه بودن، داشتن منابع نفت و گاز، جاذبه های فرهنگی و تاریخی همیشه گزینه ای جذاب برای معامله و بده بستان های اقتصادی، امنیتی و فرهنگی بوده است. نحوه تامین شدن امنیت ملی ایران به صورت شاخص سازی کمی نزدیک به 10 درصد به استقلال ایران بازمی­گردد.

استقلال به این معنا است که شهروندان رضایت داشته باشند، از اینکه تحت استعمار و روابط امپریالیستی کشورهای قدرتمند و هژمون نیستند و خودشان می­توانند توسعه کشور را برنامه ریزی کنند. خصوصا اینکه برای ایران وضعیت نیمه استعماری قبل از مشروطه ضربه­های زیادی به تمامیت ارضی و هویت ایرانی زده است. انگلیس و روسیه با دست اندازی و سواستفاده از نابخردی حکمرانان قبیله ای ایران مرزهای ایالات شرقی و شمالی را از ایران جدا کردند و هر کدامشان تبدیل به کشوری جداگانه شد. از سوی دیگر در فرایند مشروطه دخالت کردند، با تشدید شکاف سنت و مدرنیته به اقتداری و دیکتاتوری شدن نظام سیاسی در ایران یاری رساندند. این امر به نحو شدیدی در دوره های پهلوی پیاده شدن و ایران نماینده غرب در خلیج فارس در جهت تامین منافع آمریکا و اسرائیل مشخص گردید. دادن وام، آخرین امکانات نظامی، تعلیم شکنجه، روش های اطلاعاتی و سرکوب فعالان سیاسی چپ و مذهبی احساس بدبینی زیادی راجع به قدرت های بزرگ در ایران به وجود آورد. حتی دانشگاه ها و متخصصان سیاسی آمریکا نیز شاه را به اقتدارگرایی تشویق می­کردند تا بتواند با مارکسیست ها و مبارزان انقلابی مبارزه کند و به دام شوروی نیفتد.

با ایجاد انقلاب اسلامی استقلال به ایران بازگشت (کلهر،1388: 261) و شعارهای نفی قدرت های خارجی به همراه قطع رابطه با آمریکا و اسرائیل و بدبینی نسبت به اروپا ناشی از سابقه بسیار تحقیرآمیز و رفتار غیرانسانی است که این کشورها با ایران داشتند. بنابراین یکی از اصول امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران استقلال است که در دوره های متفاوت به صورت رادیکال، اصلاح طلبانه و تجدیدنظرطلبانه دنبال شده است. اکنون امنیت ملی ایران این است که با کشورهای شیعه، مسلمان، انقلابی و شرقی رابطه دوستانه داشته باشد و با رویکردی تجدیدنظرطلب تا حد ممکن اجازه ندهد؛ همانند ترکیه، آذربایجان، افغانستان، عراق، پاکستان و سایر کشورهای جهان سوم شرقی، آمریکا و ناتو استقلالشان را خدشه دار کند و با گرفتن امنیت ملی و سرزمینی ایران را وابسته به خود سازد. بسیاری از سیاست های آمریکا، اسرائیل و اروپا تجزیه کردن و از قدرت انداختن ایران می­باشد و مشکل آنها تنها با رژیم مذهبی نیست، حتی زمانی که شاه در دهه 50 سیاست های مستقل ملی را انجام داد او را سرنگون کردند و مطمئنا از رژیم دموکراتیک، سکولار، ملی، قدرتمند و مستقل ایران نیز حمایت نخواهند کرد.     

امنیت ملی ج اا در جهان زیست جدید

با ورود به عصر مدرن و به صورت نمادین انقلاب مشروطه جهان زیست جدیدی از امنیت سیاسی ایجاد گردید، که در اثر پیوند با سازه های ملی و مذهبی ایرانیان به صورت همدلانه خود را در بافت فرهنگ سیاسی ایرانیان تطبیق داد. امنیت سیاسی مدرن، بر اساس ساختارهای عینی و سازه های ذهنی در ایران وارد گردید. سازه های ذهنی امنیت سیاسی مدرن در قالب قراردادگرایی، حاکمیت انسان، دموکراسی، حقوق بشر، تساهل، احترام به اقلیت ها، تفکیک قوا، دموکراسی و ... وارد ایران گردید. البته سازه های مارکسیتی، انتقادی، لیبرالیستی و محافظه کار وجوه گوناگون مدرنیته سیاسی در ایران را مورد نقد و ارزیابی قرار دادند، تا با خلقیات ایرانیان نزدیک شود. نسل اول مشروطه خواه لیبرال بودند و هر چه به دهه 50 نزدیک شدند گرایش های چپ­گرا و انتقادی و حتی اگزیستانسیالیستی رو به افزایش گذاشت و با حاکمیت جمهوری اسلامی مدرنیته از زوایای انتقادی و محافظه کار به نقد کشیده گردید. به لحاظ ساختاری نیز دانشگاه، راه­آهن، کارخانه، پارلمان، ارتش و نهادهای بروکراتیک به همراه زندگی شهرنشینی، فرهنگ مدرن را برای ایرانیان شکل داد که امروزه با حاشیه رفتن فرهنگ عشایری و روستایی طرفداران زیادی پیدا کرده است که تنها 30 درصد را در روستاها باقی گذاشته است.

در دهه 80 و بخصوص دهه 90 ایران با شاکله امنیتی جدیدی رو به رو شد که رویه های سرعت، نسبیت، عدم قطعیت و بهره گیری از فضای مجازی در آن وجود دارد. اکنون با شاخص به نحو مشخصی می­توان از وجود منبع امنیت سیاسی پسامدرن در ایران بحث کرد. امنیت پسامدرن به خصوص در میان نوجوانان، جوانان و نسل جدید که اغلب تحصیل کرده، بیکار و آشنا به تکنولوژی های روز می­باشند به خوبی مشاهده می­شود. جهانی شدن و کاهش قدرت دولت ملت ها با اینکه ایران دارای فرهنگ مذهبی و دولت نفتی می­باشد نیز تاثیر گذاشته است و به ناگاه جامعه سیاه و سفید، ساده و همبسته ایرانی وارد عصر اطلاعات گردید. بمباران اطلاعات و دنیای نمادها  شبیه سازس های گسترده در قالب تکنولوژی های جدیدی چون ماهواره، تلفن همراه، اینترنت و کامپیوتر باعث شده است که سبک نگاه ایرانیان نیز همانند سایر شهروندان جهانی با 15 سال عقب ماندگی تغییر بنیادین داشته باشد. فرهنگ پسامدرن اقلیت ها و حاشیه ها را به مرکز کشانده است، قدرت را بیشتر به صورت نرم و مجازی در جریان انداخته است و باعث شده است که اعمال و محدود کردن قدرت سبکی مجازی و سایبری پیدا کند. جوانان، زنان و به خصوص طبقه متوسط تحصیل کرده شهرنشین در حال تبدیل کردن هژمون فرهنگ سیاسی پسامدرن و بازنمایی آن برای تمام اقشار و همه سرزمین ایران می­باشد. بنابراین روی هم رفته سبک زندگی و فرهنگ سیاسی مدرن و پسامدرن منبع جدید و زیست جهان جدیدی برای امنیت ملی و سیاسی ایران را در برمی­گیرد که به لحاظ تامین یا تهدید امنیت شاخص هایی نزدیک به 30 درصد را در خود جای داده است که در زیر به بخشی از شاخص ها اشاره می­شود.

گفتمان علم تخصص: یکی از منابع قدرتمند و شاخص های اساسی که نزدیک به 10 درصد امنیت ملی ایران را تامین می­کند و به طور همزمان در صورت مغفول ماندن می­تواند تهدیدی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به حساب آید علم می­باشد. علاوه بر وجوه متافیزیکی و فرهنگ ملی-مذهبی که شاخص های امنیت را نزدیک به 70 درصد از آن خود کرده بودند در دوره جدید ایرانیان با شاکله های سازنده، کاربردی و تکنولوژیکی علم آشنا شدند و با استفاده از آن نزدیک به 100 سال در تاریخ معاصر سبک زندگی علمی و مکانیکی را تجربه می­کنند. اعتقاد به مدرسه، دانشگاه و دست آوردهای ناشی از تکنولوژی های علمی باعث شده است که امنیت نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ایران از تولید ابزار نظامی، کارخانه، اختراعات و اکتشافات، تا تولید لوازم برقی، الکترونیکی و شیوه های مدیریت انسانی و بانکی به علم وابسته باشد. امروزه در دهه 90 برای ایرانیان علم اهمیت اساسی دارد، به نحوی که نزدیک به 3 میلیون دانشجو و 20 میلیون دانش آموز دارند و جالب آنجاست که زنان در دانشگاه تا مرز 65 درصد را از آن خود کرده اند.

اعتقاد به مرجع بودن اساتید، پزشکان، مهندسان، وکیلان و طبقه متوسط درسخوانده در ایران در حال افزایش است و مدرک گرایی رشدی زیاد پیدا کرده است. قانون محوری، تخصص گرایی، آزمون های استخدامی، دخالت دادن سطح تحصیلات، ایجاد اشتغال پویا برای جوانان تحصیل کرده و به خصوص زنان درس خوانده موضوعاتی است که کاملا با امنیت ملی ایران ارتباط پیدا کرده است. مردم از سیاست مداران انتظار دارند که به صورت مکانیکی، علمی، تخصصی و کاملا به روز دستورات عمومی جامعه را اجرا کنند و یکی از بزرگترین تهدیدات امنیت ملی ایران مربوط به قبیله گرایی، قوم و خویش گرایی و عادی شدن پارتی بازی در مناسبات بروکراسی است که ضربه شدیدی بر مشروعیت نظام سیاسی وارد کرده است. با افزایش تحصیلات به علت دولت رانتی، مصرفی شدن، فرار از خدمت سربازی، بیکاری های زیاد جامعه ایرانی وارد فرایند مدرک گرایی و آموزش های ناکارآمد تئوریک شده است که نتیجه آن خدماتی و مصرفی شدن جامعه و در نهایت افزایش توقعات شهروندان شده است به نحوی که امروز با آمارهای 3 میلیون  بیکار شمارش شده مواجهیم، که اگر سالی 2 تا 3 میلیون شغل، خانه، امکانات رفاهی و بهداشتی تدارک دیده نشود امنیت ملی ایران ضربه های شدیدی خواهد خورد. بنابراین گفتمان علمی با روش مکانیکی و بروکراتیک اعمال قدرت تخصصی، قانونی و کارآمدی را برای ایران شکل داده است اما در کنار خود منبع تولید تهدیدات خطرناکی نیز شده است. نشانه های عقلانیت مدرن این است که دولت انحصار انحصارات را در دوره جدید به دست آورده است (بوردیو،1380: 176).  

گفتمان آزادی برابری: به محض ورود ایرانیان به دوره جدید از مشروطه به بعد ادبیات سیاسی با واژه آزادی، اعتراض و انتقاد آشنا گردید. زمانی که ایرانیان رعیت بودند، متفکران سیاسی از قبیل غزالی، خواجه نظام الملک (صفی،1389: 148-190)، سعدی و ابن مقفع به مردم اندرز می­دادند که سیاست کار بزرگان است و اگر پادشاه روز را شب گوید، شما به دنبال یافتن ماه و پروین شب باشید، چرا که جوهره سیاست مدارن با رعیت متفاوت است و آنها سایه خدا، لطف، رحمت و عذاب خداوندی هستند که هیچ کس را از دایره تقدیر دستورات آنها بیرون نیست (میلانی،1378: 80). حتی بر حکرانان جائر، ظالم و کافر نیز نباید قیام کرد. بعد از مشروطه اعتماد، خودباوری و اندیشه اعتراض و آزادی خواهی در زیست جهان مدرن و گفتمان شهروندی مدرنیته ایجاد گردید که باعث شد ایرانیان به حاکمان خود اعتراض کنند و خود ادعای حکومت کنند و با اندیشه دموکراسی، مشارکت سیاسی، چرخش نخبگان و نظارت بر هرم حاکمیت دست و پای قدرت مطلقه رام نشده را به زنجیر قانون بکشند. دوره های متفاوتی از هرج و مرج، استبداد، کودتا، اصلاحات، انقلاب  و ... را ایرانیان در تاریخ معاصر خود تجربه کرده­اند و تا حدی اکنون می­توان گفت نزدیک به 10 درصد شاخص های امنیت ملی ایران به خصوص برای طبقه متوسط شهرنشین مربوط به گزاره های آزادی، انتقاد و نظارت بر قدرت می­باشد.

اصلی ترین واژه ای که می­تواند درگیری های قومی و منطقه ای را حل کند و استانداردی برای حل و فصل اختلافات و چرخش قانونی امور عمومی جامعه گردد دموکراسی است. توسعه سیاسی بدون حاکمیت مردم بی معناست و امنیت­ملی پایدار، در صورتی است که مردم متخصص ترین، دلسوزترین، آگاهترین و فعالترین نمایندگان خود را به هرم حاکمیت بفرستند و با دادن مسئولیت به آنها بر آنها نظارت نیز داشته باشند. امنیت ملی تنها در صورتی از حالت مناقشه انگیز، کیفی و بدون چارچوب بیرون می­آید که رای و نظر مردم و برآیند افکار عمومی آخرین استاندارد گزاره های حکومتی گردد.

تنها امنیت ملی از زاویه انتخابات تامین نمی­شود، بلکه نظارت بر قدرت، محروم نکردن اقلیت ها از حق مشارکت و انتقاد وجوه پیچیده و مخفی سیاست گذاری امنیت را در برمی­گیرد. سیاست در صورتی می­تواند به حرکت تعادلی (استونز،1385: 150-159) و رو به جلوی خود متناسب با تاریخ و روند کشورهای جهانی پیش برود که شهروندان درجات تحقیر، استبداد زدگی، ترس و لکنت زبان خود را از دست داده باشند و بتوانند در حوزه عمومی فعالیت جمعی انجام دهند و از لاک توهمی و تخیلات انزواگرایانه­ای که ناشی از فردگرایی منفی دوران رعیت استبدادی است، فاصله بگیرند (هابرماس،1386: 88). ارتباط زیادی میان دموکراسی و حرمت انسانی وجود دارد و بدون آزادی و احساس رضایت شهروندان هر گونه تامین امنیت ناشی از زور، ایدئولوژی و تبلیغاتی است که در فواصل خاصی از تاریخ به صورت انقلابی طغیان می­کند. بنابراین برای ایجاد شدن امنیت ملی نیاز به مولفه­های سیاست­گذاری در غایت آزادی چون سروسامان دادن به نظام های حزبی و انتخابات، دموکراسی، فرهنگ سیاسی مشارکتی و انتخاباتی و شکل دهی جامعه مدنی و افکار عمومی در فضای آزاد شهروندی است (لاندل،1389: 17-26) (اولسون،1382: 175).

گفتمان اطلاعات: در دهه 80 و بخصوص دهه 90 ایران با فرهنگ جدیدی رو به رو شد که رویه های سرعت، نسبیت، عدم قطعیت و بهره گیری از فضای مجازی در آن وجود دارد (نش،1380: 80). اکنون با شاخص به نحو مشخصی می­توان از وجود امنیت سیاسی پسامدرن در ایران بحث کرد. فرهنگ پسامدرن به خصوص در میان نوجوانان، جوانان و نسل جدید که اغلب تحصیل کرده، بیکار و آشنا به تکنولوژی های روز می­باشند به خوبی مشاهده می­شود. جهانی شدن و کاهش قدرت دولت ملت ها با اینکه ایران دارای فرهنگ مذهبی و دولت نفتی می­باشد نیز تاثیر گذاشته است و به ناگاه جامعه سیاه و سفید، ساده و همبسته ایرانی وارد عصر اطلاعات گردید. بمباران اطلاعات و دنیای نمادهای شبیه ساز شده، در قالب تکنولوژی های جدیدی چون ماهواره، تلفن همراه، اینترنت و کامپیوتر باعث شده است که سبک نگاه ایرانیان نیز همانند سایر شهروندان جهانی با 15 سال عقب ماندگی، تغییر بنیادین داشته باشد. فرهنگ پسامدرن اقلیت­ها و حاشیه­ها را به مرکز کشانده است، قدرت را بیشتر به صورت نرم و مجازی در جریان انداخته است و باعث شده است که اعمال و محدود کردن قدرت سبکی مجازی و سایبری پیدا کند (روزنا،1390: 330). جوانان، زنان و به خصوص طبقه متوسط تحصیل کرده شهرنشین در حال تبدیل کردن هژمون فرهنگ سیاسی پسامدرن و بازنمایی آن برای تمام اقشار و همه سرزمین ایران می­باشد.

نزدیک به 10 درصد شاخص های امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به نحوه بهره­برداری از منابع پسامدرن و نوع تعامل سیاست با قدرت نرم دارد. جهانی شدن، فضای سایبر، ابزرارهای ماهواره ای، الکترونیکی، موبایل، اینترنت می­توانند با سیاست گذاری امنیتی مصلحت محور و شهروندگرایانه، ایجاد دولت الکترونیک، دیپلماسی مجازی، انتخابات سایبری و جامعه عمومی دیجیتالی را نماید که همگام با نحولات بین المللی باعث جذب؛ نخبه، سرمایه و تکنولوژی می­شود که موارد خام امنیت ملی به شمار می­رود و از سوی دیگر نگاه توطئه محورانه، محدودیت آور و مشارکت ندادن شهروندان در سیاست گذاری فضای مجازی باعث می­شود که اعتماد مردم به سازه های الکترونیکی و سایبری کاهش پیدا کند و دولت ها و سازمان های بین المللی را بی­طرف­تر، کم­خطر­تر و کارآمد­تر از دولت ملی خود بدانند و خدمات روزمره، اقتصادی و اطلاعاتی خود را از خارج تامین نمایند. امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در دهه 90 در صورتی تامین خواهد شد که عصر اطلاعات و فضای سایبر را جدی بگیرد و به فکر تعامل مناسب با این فضا درآید چرا که دیر زمانی است، مدرنیته به پایان رسیده است و دنیا در انقلاب ناگهانی تکنولوژیکی در حال تغییر همه آداب و رسوم و عرف و اندیشه های قبلی خود می­باشد.

جهان زیست های ج اا

گفتمان امنیت

دال های امنیت

درصد از امنیت کل

اسلامی

توحید معاد نبوت

سنت، خانواده، متافیزیک، محمد (ص)، وحی، قرآن، نماز، روزه، حج، جهاد

10

اسلامی

امامت و مبانی شیعه

علی (ع)، امامت، ولایت، حسین (ع)، شهادت، مهدی (ع)، غیبت، انتظار، عدالت، عاشورا

10

اسلامی

فقه و احکام شیعه

فقها، اجتهاد، اصول گرایی، مرجع تقلید، امربه معروف، نهی از منکر، ازدواج، صدقه،خمس،زکات

10

اسلامی

انقلاب و حکومت اسلامی

جمهوری اسلامی، خمینی(ره)، ولایت فقیه، شورای نگهبان، تشخیص مصلحت، قضاوت اسلامی، فقه سیاسی، مردم سالاری دینی، حکم حکومتی، مصلحت دولت اسلامی

10

ملی ایرانی

جغرافیای تمامیت ارضی

مرزهای ایران، اقلیت های مذهبی، زبانی، قومی ... ، تمرکززدایی، هویت های پراکنده ایرانی، خلیج فارس، تمامیت ارضی در رابطه با افغانستان، عراق، ترکیه، آذربایجان ...

10

ملی ایرانی

فرهنگ ایرانی

عیدنوروز، سهروردی، فردوسی، شاهنامه، تخت جمشید، کورش، شعر و ادبیات، ملاصدرا، حکمت، ایران باستان

10

ملی ایرانی

استقلال

نه شرقی نه غربی، رابطه متعادل با روسیه چین آمریکا و اروپا، نفی اسرائیل، استقلال سیاسی و فرهنگی، صدای متفاوت مستضعفان، صدای مقاوت، آرمان گرایی مذهبی در محیط سرمایه داری، رابطه با حاشیه ها، مسلمانان، شرقی­ها، انتقادی ها در روابط بین الملل (ادیب زاده،1382: 164)

10

مدرن

علم تخصص

بروکراسی، سیستم، قانون اساسی، جمهوری اسلامی، مشارکت مردم، ، علم، تخصص، استخدام اکتسابی، دانشگاه، نهادگرایی، سیستم های کارآمد مدیریت عمومی

10

مدرن

آزادی برابری

انتشارات، آزادی بیان، حقوق بشر، حقوق زنان، روشنفکران، طبقه متوسط، نگرش های انتقادی،جامعه مدنی، سرمایه اجتماعی، افکار عمومی

10

پسامدرن

اطلاعات

فضای سایبر، جوانان و زنان تحصیل کرده، دموکراسی سایبر، جامعه مدنی جهانی، دولت الکترونیک، اقلیت ها و حاشیه ها، آزادی فضای سایبر، شهروند جهانی، جنبش های جهانی

10

 

نتیجه گیری

سه جهان زیست در ترکیبی بسیار پیچیده، امنیت سیاسی ایران را شکل می­دهند. ایرانیان معاصر در سه جهان زیست به صورت بدیهی فرض شده، زندگی می­کنند و شاید نتوانند و ندانند در مورد آنها صحبت کرده یا بنویسند، اما همیشه تاریخ و کنش جریان فرهنگ را شکل می­دهد و با رسوب گرفتن می­تواند حرکات انسان را معنی دار کند. اسلام، ایران و غرب سه شاکله فرهنگی را برای مردم ایجاد کرده­اند که کلیت روایت آن زندگی سیاسی را از ولایت فقیه در ساختار سیاسی تا جمهوری اسلامی به عنوان نظام سیاسی و ام القری اسلامی در سیاست خارجی را معنا دار کرده است. اینکه دشمن و دوست کیست؟ و چگونه می­توان تهدیدهای ملی را تبدیل به فرصت کرد؟ تا حد زیادی بستگی به شناسایی تهدیدات امنیت ملی از زاویه سازه های امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران دارد. مردم ایران آرمان ها و آرزوهایی دارند که تا حد بسیار زیادی متافیزیکی و غیرمشهود هستند و همین عناصر غیرماتریالیستی درصد زیادی از امنیت ایران را شکل می­دهند. سازه های امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از ذهنیت مردم مسلمان، ملی و مدرن و حتی پسامدرن برآمده است و هر کدام از معانی فرهنگی درصدی از امنیت را شکل می­دهد و رسیدن به امنیت بستگی زیادی به نزدیک کردن سه جهان زیست بدون برتری دادن مطلقه یکی بر دیگری است. مطلق اندیشی، از بالا به پایین و متمرکز سیاست گذاری کردن، گفتگوی انتقادی میان سه جهان زیست را با قدرت دستکاری کردن و ایدئولوژی رسمی درآوردن یک سازه (آرنت،1389: 339) امنیت ملی، باعث می­شود توان قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهدیدات کاسته شود. امام خمینی به خوبی توانست برخی از سازه های فرهنگ ملی و به خصوص مدرن را در سازه های اسلامی جمع کند و ایجاد سیستم سیاسی جدید نماید. روایت سازی پهلوی ها فکر اسلامی و برخی وجوه سوسیالیستی مدرن را به حاشیه برد و سازه ملی را تبدیل به ایدئولوژی امنیتی رژیم خود ساخت. در دایره امنیت پهلوی­ها تنها دربار، نظامیان و برخی از طبقات بالای جدید خودی تعریف می­شدند و اسلام گرایان، طبقات حاشیه ای و متوسط به پایین شهری، روحانیون و به خصوص زنان هیچ گونه کنش گری (آرنت،1389: 339) در زمینه آرمان های خود نمی­توانستند، انجام دهند. شاه تنها امنیت تاج و تخت می­خواست و دایره محدود و مطلقه رویکرد سیاست گذاریش با آزادی سیاسی و مذهبی و فرهنگ­های حاشیه­ای طبقات پایین تطابق نداشت و نمی­خواست بپذیرد که گونه های متفاوت فکر کردن شهروندی در ایران شکل گرفته است که نگاه ملی و مدرن او را قبول ندارند.

افزایش قدرت نظامی، حفظ تمامیت ارضی، دفاع از جان و مال شهروندان وجلوگیری از فروپاشی نظام سیاسی جز امنیت ملی هر کشوری محسوب می­شود. اما برای اینکه فهم دقیق تری از امنیت ملی جمهوری اسلامی به دست آید باید تمامی اهداف ملی را در متن فرهنگ سیاسی قرار داد. اینطور مشخص می­شود که چرا توهین به مقدسات، پوشش، برخی نوشته ها، سخنرانی ها نیز تهدید امنیت ملی به حساب می­آید. ایران سرزمین چندپاره ایست که دارای فرهنگ های متکثر می­باشد. سیاست گذاری امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران نیاز به توجه به هر سه بعد جهان زیستی دارد و هر زمان که یک جهان زیست بر بقیه غلبه مطلقه پیدا کند هرج و مرج، ناامنی، زوال اخلاق عمومی، کمبود اعتماد و سرمایه اجتماعی (آرنت،1388: 304) در جامعه زیاد می­شود. بنابراین امنیت ملی ایران نیاز به سیاست گذاری کارکردگرایانه دارد(کلگ،1383: 237) متعادل و چندگانه ای دارد که بتواند اقشار، طبقات و نگرش های داخلی را راضی نگه دارد و سکوت، تساهل، آرامش و کنار هم زندگی کردن بدون حذف دیگری را بیاموزد.

سه جهان زیست در روایت های شالوده ای و مطلقه خود توانایی ناسازگاری و ایجاد کردن محیط ناامن را دارند. برای اینکه امنیت ملی در ایران به حداکثر خود برسد نیاز نیست که اهالی فکر در کتابخانه ها تناقض ها و سازگاری های فرهنگ سیاسی ملی، اسلامی و مدرن را بیرون بکشند و به جامعه نسخه تجویز کنند. عمل، کنش، تاریخ و زیست جمعی جامعه همیشه مقدم بر اندیشه، فکر و فلسفه است. برای ایجاد امنیت ملی نیاز داریم که هر کس در جای خود باشد و آنچه را که وجود دارد به مجرای اصلی خود هدایت کند. نیاز به کارهای نهادی و سیاست گذاری های فرصت سازی داریم که از متن بازی می­گیرد و با شخصیت دادن و خودی حساب کردن شهروندان امور را به خوشان واگذار می­کند. فیلسوفان و روشنفکران اگر زیاد رسالت خود را جدی بگیرند به جنگ عقاید خواهند رسید و مانند بسیاری از مقاطع تاریخ معاصر ایران، تنها جامعه را بر ذهنیات متوهم به جان یکدیگر می­اندازند. ما برای تامین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نیاز به سیاست گذاری هایی داریم که تکثر و تعدد زیست جهان ها را به رسمیت بشناسد و بتواند با ابزارها و تکنولوژی های نوین قدرت، رضایت شهروندان را فراهم کند. تمدن ایران به لحاظ جغرافیا و فرهنگ سیمایی درخشان و بی سابقه دارد. دیگر نیاز به فرصت سوزی و سیاست گذاری های حذفی نداریم و برای امنیت ملی خود باید الزامات عصر جدید را درک کرد و با انتخاب تکنولوژی های متناسب با عصر بسیاری از ارزش ها و آرمان های خود را حفظ کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

ادیب زاد، مجید (1382)، زبان گفتمان سیاست خارجه، تهران: اختران

اردستانی، حجر (1390)، دفاع مقدس در بیانات امام خمینی، تهران: مرز و بوم

اولسون، دیویدام (1382)، نهادهای مردم سالار قانون گذاری، ترجمه علیرضا طیب، تهران: پژوهشهای مجلس

آذرنوش، آذرتاش (1385)، چالش میان فارسی و عربی، تهران: نی

آرکلگ، استوارت (1383)، چارچوب های قدرت، ترجمه مصطفی یونسی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

آرنت، هانا (1388)، میان گذشته و آینده، ترجمه سعید مقدم، تهران: اختران

آرنت، هانا (1389)، وضع بشر، ترجمه مسعود علیا، تهران: ققنوس

آرنت، هانا(1389) توتالیتریسم، ترجمه محسن تلاشی، تهران: نشر ثالث.

آموزگار، ژاله (1385)، تاریخ اساطیری ایران، تهران: سمت

بوردیو، پیر (1380)، نظریه کنش، ترجمه مرتضی مردیها، تهران: نقش و نگار

پاتریشیا، کرون (1389)، تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام، ترجمه مسعود جعفری، تهران: سخن

راب، استونز (1385)، متفکران بزرگ جامعه شناسی، ترجمه مهرداد میردامادی، تهران: مرکز

رجایی، فرهنگ (1376)، معرکه جهان بینی ها، تهران: احیا کتاب

روزنا، جیمز (1390)، فن آوری اطلاعات و مهارت ها، شبکه ها و ساختارهای قوام بخش امور جهانی، مقاله برگرفته از کتاب انقلاب اطلاعات، امنیت و فناوری های جدید، جیمز روزنا، ترجمه علیرضا طیب، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی

صفی، امید (1389)، سیاست دانش در جهان اسلام، ترجمه مجتبی فاضلی، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

عظیمی، بلوریان (1389)، مفهوم آمایش سرزمین، تهران: رسا

غفوری، محمد (1386)، اصول دیپلماسی در اسلام و رفتار سیاسی پیامبر، تهران: مهاجر

فارسون، سمیحح (1387)، فرهنگ سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، ترجمه معصومه خالقی، تهران: انتشارات بازشناسی اسلام و ایران

کربن، هانری (1383)، ارض ملکوت از ایران مزدایی تا ایران شیعی، ترجمه ضیاءالدین دهشیری، تهران: طهوری

کلهر، رضا (1388)، راهبرد دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران، مقاله از کتاب پوراحمدی، حسین، دیپلماسی نوین جمهوری اسلامی ایران، تهران: مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه

لاندل، کریستر (1389)، عوامل موفقیتی تعیین کننده گزینش نظام انتخاباتی، ترجمه علیرضا عیاری، تهران: مرکز پژوهشهای مجلس

متقی، ابراهیم-زهره پوستین چی (1390)، الگوها و روندها در سیاست خارجی ایران، قم: مفید

مسکوب، شاهرخ (1385) هویت ایرانی و زبان فارسی، تهران: فرزان

موسوی، سیدمحمد (1384)، دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام، تهران: باز

نش، کیت (1387) جامعه شناسی جامعه- جهانی شدن سیاست قدرت- ترجمه محمدتقی دلفروز- تهران: کویر

هابرماس، یورگن (1386)، دگرگونی ساختار حوزه عمومی، ترجمه جمال محمدی، تهران: افکار

 

 

Ardomand , Said Amir (1988 ), the turban for the crown ,The Islamic revolution in Iran , oxford.

Barry, Norman (2000), An Introduction to modern political theory, New York: Palgrave Macmillan

Black, Antony (2011), The History of Islamic Political Thought From the Prophet to the Present, First published 2001 by Edinburgh University Press Ltd www.euppublishing.com

CASTELLS, MANUEL (2009),COMMUNICATION POWER, London and New York, Oxford university press

Clohesy, Anthony (2009), Contemporary political theorists in context, London: Rutledge

Dean, Mitchel (1999), Governmentality – power and role in modern society, London, sage publication

Esfandiari, Haleh (2001), the politics of woman questions in the Islamic Republic 1779-1999, in the book: Iran at the crossroads- edited by Johne L Esposito and R.k Ramazani, Newyork, Palgrave

Farhi, Farideh (2001), on the reconfiguration of the public sphere and changing political landscape of postrevolution iran, in the book: Iran at the crossroads- edited by Johne L Esposito and R.k Ramazani, Newyork, Palgrave

Hay, Colin (2007), why we hate politics, London: polity press

Howard, P h i l i p N.(2011), The Digital Origins of Dictatorship and Democracy Information Technology and Political Islam, London and New York, Oxford university press

HUNTER, SHIREEN T (2010), Iran’s Foreign Policy in the Post-Soviet Era, Resisting the New International Order, oxford England: praeger

Khajehpour, Bijan (2001), Irans Economy- twenty years after the Islamic revolution, in the book: Iran at the crossroads- edited by Johne L Esposito and R.k Ramazani, Newyork, Palgrave

Ramazani, R.K (2001), Reflection of irans foreign policy: Defining the national interest, in the book: Iran at the crossroads- edited by Johne L Esposito and R.k Ramazani, Newyork, Palgrave

Williams, Michael C.(2007), Culture and Security Symbolic power and the politics of international security, London Newyork, Routledge

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] - دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی – عضو موسسه پژوهشگران جوان hafez.eslami@gmail.com

[2] - کارشناسی ارشد علوم سیاسی f­_zolfagharian@yahoo.com