http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=154512

بیش از چند روز از حادثه تیراندازی و قتل 27 کودک در مدرسه‌ای در نیوتائون آمریکا می‌گذرد، اما همچنان خبر این حادثه در صدر اخبار جای دارد و مردم دنیا متحیر و متاثر از این حادثه، به دنبال عامل یا عوامل بروز بحران‌های این چنینی هستند. هر چند بروز حوادث تیراندازی در آمریکا تنها به این مورد محدود نمی‌شود و نگاهی به تاریخ خشونت‌ها در آمریکا موارد بی‌شماری از این قبیل را به یاد می‌آورد چند سال پیش حادثه تیراندازی در یک صحنه تئاتر در ایالت کلورادو آمریکا یکی از جدیدترین موج خشونت‌های مرتبط با تیراندازی افراد مسلح در آمریکا بود که طی آن 12 نفر کشته و بیش‌از 50 نفر دیگر زخمی شدند. کشتار در تئاتر کلورادو یکی از بدترین رخدادهای به وقوع پیوسته در خاک آمریکا از زمان حادثه ویرجینا در سال 2007 بود که در آن حادثه نیز 32 نفر کشته شدند. دو سال بعد از آن در کشتار «فوت هود» تگزاس در حادثه تیراندازی 13 نفر جان خود را از دست دادند. حوادث این چنینی در آمریکا کم نیستند، اما مهمترین وجه تمایز حادثه اخیر با حوادث سال گذشته در این است که اکثر کشته‌شدگان در این حادثه در سنین بین 5 تا 10 سال قرار دارند و همین مساله این کشتار را به تلخ‌ترین تیزاندازی در تاریخ آمریکا تبدیل کرده است. جست‌وجو برای یافتن علت این حادثه، همیشه ذهن را به سمت قانون حمل سلاح در آمریکا متبادر می‌کند. این قانون که توسط تعدادی از ایالت‌ها و فدرال‌ها تعریف شده، اجازه حمل اسلحه را بر پایه قانون اساسی آمریکا برای دفاع شخصی به افراد اعطا می‌کند، این قانون که یکی از جنجالی‌ترین موضوع‌های اختلاف برانگیز بوده است، همواره بعد از حوادث مشابه، مردم را به اعتراض وا می‌دارد و مسوولین با بیان اینکه هنوز زمان رسیدگی به این قانون فرا نرسیده، آن را به زمان دیگری موکول می‌کنند. در تاثیر وجود این قانون در جنایات این چنینی شکی نیست اما باید به نقش پنهان و آشکار تکنولوژی و قرار داشتن در عصر اطلاعات نیز اشاره کرد. تکنولوژی به عنوان یک واسط و یک ابزار بی‌طرف و خنثی در اختیار بشر قرار گرفت تا به کمک آن بتواند هر چه بهتر و بیشتر به شناخت خود و محیط اطرافش برسد.

اما در عصر جدید تکنولوژی تنها به عنوان جزئی از بدن انسان که برای کمک به او باشد شناخته نمی‌شود. ماهواره، اینترنت، بازی‌های کامپیوتری و... همه و همه علاوه بر نقش فعال و سازنده در زندگی انسان، بعد منفی‌ای نیز دارند که در صورتی که از دست افراد خارج شوند می‌تواند عواقب بی‌شماری برای فرد به وجود بیاورد. بازی‌های کامپیوتری که این روزها کودکان و نوجوانان را درگیر خود کرده است بیشتر به مضامینی چون تخریب، کشتن و پرخاشگری و... اختصاص دارد.

اینکه فرد در جریان بازی‌ها، سعی دارد با مبارزه و خشونت و نقشه‌های خطرناک به مواجه با خطر برود و به عنوان قهرمان شناخته شود. خشونت، بزهکاری، جنایت و از بین بردن هر آنچه فرا روی آدمی است. یکی از اساسی‌ترین موضوع‌های مطرح شده در بازی‌های ویدئویی و رایانه‌ای است. بسیاری از تحقیقات حاکی از آن است که پرداختن به این بازی‌ها و پاداشی که رفتارهای پرخاشگرانه در طی بازی دریافت می‌دارند، سبب می‌شود کودکان انجام این رفتارها را پیشه خود ساخته و با گذشت زمان، حساسیت خود را به مسئله خشونت از دست بدهند.

فرهنگ خشونت و مبارزه به شکل ناخودآگاه در کودکان باقی می‌ماند و این چه در سنین کودکی و جوانی و چه در سال‌های بعد، فرد را نسبت به جنگ و جنایت بی‌تفاوت می‌کند. در حادثه چند سال پیش که فرد خود را به شکل یکی از شخصیت‌های بازی‌های کامپیوتری در‌آورده و به صحنه تئاتر حمله‌ور شده بود، تاثیر این بازی‌ها را به شکل محرز نشان می‌دهد.

تکنولوژی‌هایی که می‌تواند باعث تقویت هوش و حافظه کودکان گردد، این جنبه منفی را نیز با خود دارد. کودک در بازی‌های رایانه‌ای خود را به شکل قهرمان می‌بیند و این باعث رشد فردگرایی منفی در فرد می‌شود و از او یک شخصیت ضد‌اجتماع می‌سازد که محوریت هستی را خود می‌بیند و مطمئن از اینکه با خشونت و مبارزه و پیروزی در مراحل مختلف می‌تواند مشکلات را از پیش پای خود بردارد. نهادینه شدن این فرهنگ در کودکان، عواقب زیادی در آینده نیز بر شخص خواهد گذاشت. مسلما از بین رفتن قبح جنگ و جنایت در کودکی که به وسیله بازی‌ها ایجاد می‌شود نه تنها مورد بروز حوادث به این شکل می‌شود. بلکه آینده جنگ و مبارزات نیز در دست این کودکان به شکلی دیگر رقم خواهد خورد.