http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=155351

در شرایطی که فردگرایی بسیار شدیدی بر پایتخت حاکم شده است و مسوولیت جمعی و سرمایه‌ اجتماعی کاهش پیدا کرده است، نیروی انتظامی وظیفه بسیار سنگینی دارد. پلیس یا نیروی انتظامی بازوی قهار و مجری نظم بخشی به جامعه می‌باشد که کار ویژه حفظ امنیت را برعهده گرفته است. وظیفه‌ای بسیار سنگین، پرخطر و قابل ستایش که همیشه با جانفشانی و احساس تکلیف همراه بوده است. به خصوص در زمانه ما که رانت‌خوری و سواری‌خوری مجانی رواج پیدا کرده است، نیروی انتظامی اغلب کارویژه‌هایی که وظیفه عمومی و شهروندی است اما انجام نمی‌شود را بر عهده گرفته است و اینگونه کنار رفتن شهروندان از مسوولیت‌های اجتماعی باعث سنگین شدن وظیفه پلیس در پایتخت گردیده است که زحمتشان قابل فهم و درخور ستایش است. تهران شهر بسیار ویژه‌ای به لحاظ آمار بالای جرم و جنایت است. فرهنگ بسیار خطرناک فردگرایی و هرج‌ومرج ناشی از شرایط آنومی بر آن حاکم است. وجود شاخص‌هایی مثل مهاجرت زیاد از استان‌ها و شهرستان‌ها، حاشیه‌نشینی، شیوع فرهنگ ماهواره‌ای و سایبری، بیکاری و مشاغل کاذب، تورم و فاصله طبقاتی و... باعث شده است که قشر بسیار زیادی از شهروندان در پایتخت جزو طبقات و گروه‌های محروم، حاشیه‌ای و حذف شده باشند. این قشر به لحاظ ساختاری پتانسیل رفتارهای پرخطر و تجاوز به حقوق دیگران را دارند. قانون برای کسانی که به حقوق‌ دیگران تجاوز می‌کنند مجازات‌های گوناگون مثل اعدام، زندان و یا جریمه را مشخص کرده است. آنچه اکنون پایتخت با آن مواجه است وجود اشرار، زورگیران، متجاوزان و زورگویانی است که به صورت دسته جمعی و با ایجاد رعب و وحشت در محله‌ها و مراکز مختلف شهر نیات خود را عملیاتی می‌سازند. این گروه شبکه‌ای با یکدیگر در ارتباطند، دارای هویت‌ها و جهان زیست‌های مشترک هستند، یکدیگر را حمایت می‌کنند و اغلب مجازات‌ها برای آنها بی‌اثر شده است. مثلا زندان برای آنها تبدیل به مکانی جهت‌آموزش و یادگیری و یارگیری شده است یا جریمه را به راحتی پرداخت می‌کنند و ترسی از مجازات‌های بدنی و حتی دستگیر شدن نیز ندارند. نیروی انتظامی چند سالی است که برای ادب کردن و ریختن ابهت و شکوه ساختگی این قشر که اغلب با خشونت و ایجاد نمادها و دال‌های گوناگون هویت‌سازی کرده‌اند، به سمتی رفته است که آنها را به لحاظ روانی و ذهنی با شکست روبه‌رو سازد. به این شکل که با شناسایی و دستگیری این افراد شرور آنها را به صورت عریان، با نمادهای تحقیرآمیز در دید شهروندان قرار دهد تا آبرویشان ریخته شود و همه نمادسازی و اعمال خشونتی که از طریق فرآیندهای غیرمشروع انجام می‌دادند به ناگاه نابود شود. شکی نیست که اغلب نظرسنجی‌ها و پرسش‌نامه‌هایی که شهروندان پر می‌کنند و یا فضای سایبری از این برخورد که باعث تحقیر و شکسته شدن مجرمان شرور می‌شوند راضی هستند. در این مقاله تنها از نیروی محترم انتظامی که وظیفه بسیار سنگین و پرخطری دارد تقاضا دارم که در این مورد کمی تحقیق کند. براساس نظریات روان‌شناسی اجتماعی و مطالعات فرهنگی اغلب انسان‌ها به وضعیت‌های عملی عادت می‌کنند. به این صورت که زندانی به زندان، مجرم به مجازات و شرور به تحقیر شدن عادت می‌کند. درست است که در کوتاه‌مدت ابهت و شخصیت افراد شرور نابود می‌شود اما خرد شدن شخصیت می‌تواند فجایع بسیار بالایی برای جامعه در بلندمدت ایجاد کند. در زمانی که سرمایه اجتماعی کم شده است، مردم به شدت فردگرا شده‌اند و فرهنگ بسیار سطحی عصر اطلاعات تمام سنت و ریشه‌های اصالت ایرانی و اسلامی را چون موریانه می‌خورد همه مسوولیت‌ها بر دوش پلیس افتاده است در حالی که پلیس و قوه قاهره آخرین نیرویی است که باید به صحنه وارد شود.