http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=156155

دقیقا اشتباه از آنجا آغاز می‌شود که انسان‌ها با توجه به جایگاهی که دارند فکر می‌کنند نادر هستند، موقعیتشان تاکنون پیش نیامده است و هیچ‌کس تجربه آنها را ندارد. ما در جهان متفاوتیم، همه فرمول‌های علمی برای ما جواب نمی‌دهد، وضعیت کشور ما پیچیده است، مردم ما خاص هستند، ... این گزاره‌ها نیست که اغلب برای فرار از علم و تجربه بشری به کار گرفته می‌شود. براساس فرمول‌های علوم سیاسی و روابط بین‌الملل بهترین شرایط زمانی شکل می‌گیرد که انسان‌ها با یکدیگر رابطه دارند. روابط دیپلماتیک و سطوح مذاکرات سیاسی توان چانه‌زنی و فرصت‌های یک کشور را افزایش می‌دهد. براساس همین علم اگر یک کشور نمی‌تواند تداومی در مذاکرات داشته باشد و یا به نتایج دلخواه خود دست پیدا نمی‌کند به برخی از عوامل زیر ارتباط دارد. در واقع شرایط امتناع مذاکرات دیپلماتیک را می‌توان در گزاره‌های زیر خلاصه کرد.

1- اگر انسان‌ها دارای بسته از پیش تعیین شده ذهنی یا عینی باشند نمی‌توانند مذاکره کنند. منظور این است که افکار و عقاید و یا دگم‌های بسته که ناشی از قرائت خاص تاریخی است باعث می‌شود که فرآیند مذاکره از پیش تعیین شده باشد. انسان‌های ایدئولوژیک به شدت سخت، غیرمنعطف و یک جانبه هستند. جهان را سیاه و سفید می‌بینند و بیشتر ابزار و شیء اهداف هستند.

2- دیپلماتی که بیش از اندازه به افکار عمومی توجه کند روند مذاکرات را به بن‌بست خواهد کشاند. رسانه‌ها، نخبه‌ها و اهالی ارتباطات و خبر یکی از منابع دیپلماسی هستند اما نباید نقش راهبردی داشته باشند. افکار عمومی و رسانه‌ها باید ابزار دیپلماسی باشند و از آنها جهت پیشبرد مذاکره استفاده کرد.

3- یکی دیگر از موانع دیپلماسی نهادها و فرایندهای بروکراتیک می‌باشد. اگر نهادهای موازی که همه یک کار را انجام می‌دهند وجود داشته باشند و یا فرایندهای دست و پاگیر مجوزهای بروکراتیک و سلسله مراتب آشفته نهادی وجود داشته باشد فرایند مذاکره در پیچ و خم ادارات با گذر زمان نابود می‌شود.

4- دیپلماسی یک کشور اگر بیش از اندازه به مراکز قدرت مثل اشراف، زمینداران یا اریستوکرات‌ها و نظامیان نیز نزدیک شود به نحوی که اغلب کارگزاران از این طیف باشند رویکرد انعطاف‌پذیر و خلاق دستگاه وزارت امور خارجه از بین می‌رود. نگاه‌های تاجرانه، محافظه‌کار، امنیتی باید در کنار یکدیگر باشند و غلبه هریک از این طبقات به لحاظ نیروی انسانی و تفکر محتوایی فرایند مذاکره را به امتناع می‌کشاند.

بنابراین می‌توان گفت ایدئولوژی، طبقات نظامی اشراف، مردم، رسانه‌ها، نهادها و بروکراسی،.... همه منابع قدرت محسوب می‌شوند. دیپلماسی با فن و هنر و تخصص و تجربه از این منابع جهت پیگیری منافع ملی در فرایند مذاکره بهره می‌گیرد.

طبیعی است که توجه به نسل جدید تحصیل کردگان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، به همراه توجه به نهادهای علمی و پژوهشی این رشته، خارج شدن از موازی‌کاری و داشتن یک برنامه منسجم و اولویت‌بندی منافع ملی می‌تواند فرایند مذاکرات دیپلماتیک را از بن بست خارج کند. هرگونه رویکرد شخصی باتوجه به یکی از منابع قدرت باعث می‌شود که خود را تک افتاده و خاص متصور ‌شویم و از دست‌آوردهای علم بشری که اغلب شرایط را تحلیل و پیش‌بینی و ارائه راهکار می‌دهد دور شویم که هزینه‌های نسلی و تاریخی برای کشورمان به همراه دارد.