http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=156559

اصولا دست‌یابی به همه اهداف در دنیا برای هیچ بازیگری امکانپذیر نیست و همیشه میان اهداف و واقعیت فاصله وجود دارد. اهداف سیاست خارجی ایران همانند کشورهای محافظه‌کار عربی منطقه نیست که دغدغه بقا داشته باشند، شبیه ایدئولوژی بسته مارکسیست‌ها نیز نیست که تمام دنیا را سیاه‌و‌سفید ببیند و توانایی تفهم و کنار آمدن مسالمت‌آمیز را نداشته باشد. ایران تنها با اسرائیل به جهت اندیشه و رفتار نژادپرستانه برخوردی نافیانه دارد ولی با غرب برخوردی انتقادی دارد و وارد گفتگو می‌شود. ایران به اندازه آمریکا و کشورهایی مثل انگلیس بودجه‌های میلیاردی هزینه نظامی نمی‌کند. ایران در کشورهای همسایه دخالت نمی‌کند و لشکر کشی نظامی ندارد. اما آنچه از ایران در رسانه‌های جهت‌دار غرب معرفی می‌شود کشوری متجاوز، مداخله‌گر، تروریست پرور، دشمن حقوق بشر و حقوق زنان، دیکتاتور و دارای موشک‌های مجهز به کلاهک هسته‌ای است که تهدیدی برای امنیت بین‌الملل به حساب می‌آید! ایران در اهداف سیاست خارجی خود متفاوت از همه بازیگران، هستی را تفسیر می‌کند و این تفاوت با توجه به هویت تاریخی و فرهنگی و جغرافیا و ساختار ارتباطی اش کاملا طبیعی است. ایران سلسله مراتبی از اهداف آرمانی ناشی از شکست‌ها، پیروزی‌ها و آرمان‌ها در تاریخ را با خود حمل می‌کند و در این راستا بسیار مورد حمله قرار گرفته است به نحوی که هنوز نتوانسته است به اهداف ملی، انقلابی و اسلامی خود دست یابد. چند عامل در این مورد نقش کلیدی دارند.

1- اهداف ایران صبغه تاریخی دارند و از دوران باستان تاکنون هویت ناخودآگاهی ایجاد کرده اند این گزاره‌ها بدون آنکه ما بدانیم بر رفتار سیاسی مان در محیط بین‌الملل تاثیر می‌گذارند یکی از علل نرسیدن به اهداف ایران در سیاست خارجی این بود که در دوره معاصر به خصوص بعد از انقلاب اسلامی این مورد یعنی برخورد انتقادی با سنت و میراث هویتی‌مان صورت نگرفت و وجوه بروکراتیک و اجرایی بدون دانش خودآگاه ملی و اسلامی مورد تاکید قرار گرفت.

2- مورد دوم نرسیدن به اهدافمان در سیاست خارجی مربوط به کمبود تکنیک‌ها و رویکردهایی است که جنبه واقعی به آرمان‌هایمان ببخشد اولین راه حل و دم دست‌ترین گزینه‌ها را انتخاب کرده‌ایم.

 تکنیک‌های سنتی، مدرن و پسامدرن که در قالب فنون دیپلماسی مطرح می‌شوند، مورد توجه قرار نگرفت. ضعف تکنیک‌ها یکی از اصلی‌ترین عوامل تبدیل نشدن اهداف به نتیجه هستند تکنیک واسط میان شعار و واقعیت است و این مورد در ایران مورد بی توجهی واقع شده است.

3- در ایران علم سیاست و روابط بین‌الملل جایگاه اصلی خود را ندارند و متاسفانه در ذهنیت بسیاری از نخبگان، روشنفکران و مجریان سیاست‌گذار اصلا این تصور وجود ندارد که همان طور که سرمایه و پول، بیمه و بانک، شیمی و فیزیک، پزشکی و مهندسی دارای رشته‌های علمی هستند، برای سامان دهی روابط قدرت و تنظیم امر عمومی رشته‌های گوناگون علم سیاست و روابط بین‌الملل شکل گرفته است. بی‌توجهی به علوم سیاسی و روابط بین‌الملل و سیاست‌گذاران مهندس، پزشک، فیلسوف و روشنفکر ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به اهداف سیاست خارجی ایران زده است و می‌زند.

4- متاسفانه عامل بازی‌های قدرت داخلی و به خصوص تدوین نبودن مسالمت‌آمیز رقابت‌های انتخاباتی جهت رسیدن به هرم حاکمیت در سطوح گوناگون قدرت باعث شده است که سیاست خارجی تابعی از هیجانات و روندهای بی‌برنامه عمولا توده ای باشد که بحث برنامه و آمایش کلی محیط بین‌الملل جهت رسیدن به منافع ملی ایران را به حاشیه کشانده است احزاب، اصناف، لابی‌های قدرت، گروه‌های نظامی، بازار و طیف‌های سیاسی مختلف صف‌بندی‌های عمدتا فردی و شخصی را به صحنه رقابت سیاسی می‌کشانند و در این میان اغلب سیاست خارجی در نزاع‌های برخواسته از شکاف‌های متغیر قربانی می‌شود. هر گروه و سیاست مدار قصد دارد به ناگاه خارج متن بدون مشورت و داشتن پشتوانه‌های علمی، قهرمان سیاست خارجی باشد.

5- در سطح منطقه‌ای و بین‌الملل نیز مجموعه رفتار بازیگرانی چون ترکیه، عربستان، پاکستان، قطر، امارات و اتحادیه اروپا و آمریکا و به خصوص اسرائیل به صورت یکدست در این سی سال خراب کردن وجهه و چهره ایران بوده است. کافی است در گوگل، یوتیوپ و سایر شبکه‌ها و رسانه‌های بین‌المللی راجع به ایران هر متن نوشتاری، صوتی و تصویری را سرچ کنید و فاصله میان آنچه هست و بازنمایی بسیار غیرانسانی و منفی‌ای که از ایران صورت گرفته است را مشاهده کرد اکنون به گونه ای دیپلماسی عمومی و قدرت نرم کشورهای منطقه و غرب علیه ایران به کار گرفته شده است که شهروندان جهان ایران را کشوری دارای بمب اتم و آماده حمله می‌دانند بسیاری از لشکرکشی‌ها، جنگ‌ها و منافع اقتصادی در پرتو ترسیم چهره منفی از ایران و انزوای جمهوری اسلامی ایران به دست آمده است.

این کاستی‌ها با کمی برنامه‌ریزی و توجه به راحتی قابل برطرف شدن می‌باشد و با توجه به توسعه سریع و وجود نخبگان و موقعیت ایران، این موارد نیز کم کم رفع خواهد شد. ایرانی که بمب اتم ندارد، همیشه مدافع حقوق بشر بوده است و پیشرو تجدد و پساتجدد در منطقه و جهان بوده است، تنها برخی از نگره‌های مذهبی و ملی را در سیاست خارجی وارد نموده است که اتفاقا برخی از مشکلات جهان را پاسخگوست، نتوانسته است بر بازیگران و افکار عمومی دنیا آنطور که می‌بایست اثرگذار باشد. ایران پتانسیل بسیاری بالایی دارد و صلح جهانی در پرتو برخورد مناسب و منطقی با ایران به وجود می‌آید. نمی‌توان از مذاکره با ایران بحث کرد و به هویت ملی، اسلامی و انقلابی آن احترام نگذاشت و نمی‌توان یک جانبه و به صورت ظاهری بر دیپلماسی پافشاری کرد و بعد ایران را تحریم کرد، قدرت منطقه ای و بین‌المللی آن را نادیده گرفت و بازنمایی دروغ براساس محور شرارت ترسیم کرد ایران جنگ طلب‌و‌طالب خشونت نیست، هیج گاه در چهارصد سال اخیر جنگی را آغاز نکرده است، بمب اتم ندارد و برای صلح منطقه و جهان هزینه‌های بالایی داده است.