http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=156725

 بر اساس تئوری‌های شناخته شده روابط بین‌الملل اهداف سیاست خارجی ایران به الگوهای آرمان‌گرا نزدیک تر است، البته آرمان گرایی ایرانی متفاوت از اخلاق استعلایی کانت و دفاع از جمهوری و صلح دموکراتیک جهانی است. ایرانیان اهداف آرمان گرا را به شکل دفاع از اخلاق، مذهب، خوبی‌ها، ارزش‌ها، راستی و توجه به وجوه مادی و معنوی زندگی بشر مورد توجه قرار می‌دهند. همین آرمان گرایی است که باعث می‌شود ایرانیان در عرصه سیاست بین‌الملل رفتاری انتقادی به تفکر و شیوه عمل کشورهای دیگر داشته باشند. آرمان‌گرایی ایرانیان ریشه در تاریخ و سنتی دارد که سازه‌های هویتی آن را می‌توان در چهار دسته‌بندی مورد بررسی قرار داد. 1- میراث اسلامی برآمده از روایت‌ها و تفاسیر از قرآن، حدیث، زندگی پیامبر و ائمه گزاره‌هایی را در مورد سیاست داخله و خارجه شکل داده است که با واقع‌گرایی مشهور در روابط بین‌الملل تفاوت دارد. ایران در سیاست خارجه خود دفاع از کشورهای اسلامی را مدنظر دارد تا جایی که مرزهای ملی را اصل نمی‌داند و بر وحدت امت اسلامی تاکید دارد. دفاع از ملت مسلمان یعنی انسان‌های بیدار شده‌ای که علیه نظم موجود به قصد حاکم کردن ایمان و اعتقاد مذهبی مبارزه می‌کنند در این راستا تعریف می‌شود حمایت از کشورها، جنبش‌ها و افراد سرشناس اسلامی در منطقه و جهان هدف ایران در سیاست خارجه به حساب می‌آید. 2- علاوه بر این ایرانیان بسیار تحت تاثیر فرهنگ شیعی می‌باشند. ائمه اطهار و مجموعه سلوک و متون بازمانده از آنها به خصوص تفسیر فقهای شیعه میراثی ارزشمند برای فهم اهداف سیاست خارجی ایران می‌باشد. هویت شیعی به معنای دخالت دادن ولایت، امامت، شهادت، تقیه، مبارزه با توجه به فلسفه غایی یعنی به ارث رسیدن هستی به انسان‌های صالح در سیاست خارجی ایران دیده می‌شود. ایرانیان در بعد روابط خارجه از کشورها، جنبش‌ها و سیاست مداران شیعی دفاع می‌کنند و یکی از اهداف آرمانی شان معرفی و ترویج و حمایت از شیعیان و اصول شیعی است. 3- میراث ناخودآگاهی و هویت سومی که خود را به صورت اهداف سیاست خارجی مشخص می‌کند ریشه در سنت ایران باستان و تداوم خردمزدایی در ایران بعد از اسلام است. شهر آرمانی، انسان آرمانی، نبرد خیر و شر، حتی بسیاری از اعتقادات معاشی و معادی و اسطوره‌های ایران باستان در میان شهروندان ایرانی زنده است و از طریق گزاره‌های ادبیات فارسی در حال زیست هستند ،سنت ملی ایران به خصوص در زمان صفویه تقویت شد و بسیاری از وقایع ایران معاصر را با روایت ملی گرایی می‌توان خوانش کرد. بحث ام القری، رهبری جهان اسلام، حمایت از فارسی زبانان، بازگشت ایران به قدرت دوره باستانی و احیای امپراطوری ایران باستان در سیاست خارجی ایران متبلور است.ایران به خاطر سابقه باستانی و ناخودآگاه قومی که زمانی امپراطور جهان بوده است رفتاری متفاوت از کشورهای تازه استقلال یافته و بی تاریخ دارد که کاملا مشهوداست. 4- اهداف انقلابی نیز که رویه ای انتقادی دارند و بیشتر به خاطر ضدیت با سیاست‌های تجددگرایانه و وابسته پهلوی‌ها شکل گرفته‌اند حضوری بسیار قدرتمند در سیاست خارجی ایران ایفا می‌کنند. ایرانیان نسبت به تجدد سریع و یک وجهی رضاشاه و پسرش اعتراض داشتند و شیوه ایدئولوژیک و دیکتاتورگرایانه پهلوی‌ها باعث شد مردم رویکردی بسیار جمع گرا و انتقادی به غرب داشته باشند. این رویکرد اهداف جمهوری اسلامی ایران را به سمت کشورهای بر هم زننده نظم موجود سوق داد و باعث شد که حمایت از مستضعفان، پابرهنگان و همه آنها که کمک می‌خواستند و جزو کشورهای جهان سوم و تحت سلطه بودند متحدان جمهوری اسلامی باشند و غرب و جهان سرمایه داری به رقیبان ایران بدل شوند.

 کسی که می‌خواهد سیاست خارجی ایران را تحلیل کند باید تاریخ ایران را بداند چرا که مجموعه اهداف سیاست خارجی ایران که در قانون اساسی و رفتار سیاست مداران ایران تبلور پیدا کرده است ریشه در آرزوها، شکست‌ها، پیروزی‌ها و وقایعی است که در تاریخ شکل گرفته اند و مبنای هویتی به شدت ناخودآگاه، تداومی و آرمان‌گرا را برای ایرانیان رقم زده‌اند. فهم سیاست خارجه ایران به شدت زبانی، سازه ای و تاریخی است که در پس پشت و پس ذهنیت ایرانیان نهفته شده است و هدایتگر افکار و رفتارشان در محیط بین‌الملل است. مجموعه اهداف اسلامی، شیعی، ایرانی و انقلابی در اصول قانون اساسی متبلور شد و تا کنون به لحاظ اجرایی همین اصول مبنای شعار نه شرقی و نه غربی گردید. بنابراین دخالت نکردن در کشورها و احترام به استقلال و تمامیت ارضی کشورها، دفاع از وحدت جهان اسلام و عملی کردن امت اسلامی، دفاع از جنبش‌های اسلامی و مستضعفان جهان رویه ای آرمان‌گرا برای سیاست خارجی ایران شکل داده است.