http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=157223

 بسیاری بر این اعتقادند که با بزرگان این سرزمین که روزگاری منبع فکری و اندیشه‌ای به حساب می‌آمدند، برخوردی غیرمنصفانه و به دور از ادب صورت گرفته است. برخی راه افتادن طنزها و گزاره‌های منفی برای دکتر شریعتی را هدفمند و طراحی شده قلمداد می‌کنند و اعتقاد دارند، اشخاصی، جریان‌هایی و گروه‌هایی دوست دارند که ابهت و اسطوره شریعتی را نابود کنند. به نظر نویسنده این مقاله چنین رویکردی بر اساس توهم توطئه ایجاد شده است در حالی که علت تبلور متفاوت شریعتی در نسل‌های مختلف به خاطر رویکردهای رسانه‌ای و فرهنگی است که الزامات هر رسانه و فرهنگ نسلی با خود به همراه دارد.

1- نسل اول رسانه:

شریعتی را می‌توان در سه دوره مورد شناسایی قرار داد. شریعتی آنچه گفته است در قالب رسانه‌ها به ما می‌رسد. رسانه اول سخنرانی‌های او در حسینیه ارشاد و بعد تبدیل شدن آنها به کتاب است. کتاب متنی است که سخن می‌گوید و واژگانی دارد که یک طرفه سخنان خالق آن را به خواننده می‌رساند. شریعتی سال‌های منتهی به انقلاب یعنی کسی که نمادها و گزاره‌های شیعه را انقلابی ساخت و ایدئولوژی وار بر رسالت سیاسی قلم اشاره کرد و بار تعهد نسل‌ها را به دوش کشید شریعتی است. دهه 40 و پنجاهی‌ها شریعتی را در قالب مثلث زر و زور و تزویری که از خلق آفرینش تا پایان آن بر اساس دیالکتیک خیر و شر ترسیم می‌کرد می‌شناسند. شریعتی منتقد و انقلابی که جهاد، هجرت، انقلاب و مبارزه برای او رسالتی به ارث رسیده بود و تاریخی که به سمت آرمانشهر در حرکت بود.

2- نسل دوم رسانه:

شریعتی از کتاب‌ها و انتشاراتی‌ها و محافل روشنفکری و حسینیه ارشاد به عرصه زبان تکنولوژی جدید یعنی موبایل وارد شد. موبایل به خصوص عرصه پیامک آن، وقت کمی را می‌گیرد و اغلب به همراه سایر قصدیت‌ها به کار می‌رود. کوتاه، جذاب، فیلسوفانه و خلاصه که باید سریع فرستاده شود و سایر قصدیت‌های فرستنده را نیز تامین کند. بارها در پیامک‌هایی که ارسال کرده و یا گرفته‌اید این جملات را دیده‌اید. در صفحات وبلاگ و سایت‌ها و حتی شبکه‌های اجتماعی سخنان تکه تکه شده شریعتی که بر بسترهای دفاع از عرفان، زندگی پرتحرک، مبارزه، و اخلاق اجتماعی استوار است به صورت گسترده منتقل شده است. البته کاملا مشخص است که این پیامک‌ها نیز روایت ایدئولوژی و بسیار محکمی که دکتر شریعتی در حال منتقل کردن آن بود یعنی گونه‌ای از رویکرد انتقادی و انقلابی را سانسور می‌کنند و تنها وجوه عرفانی، عاشقانه و زیبای آن را گزینش می‌کنند. شریعتی در پیامک‌ها بسیار رمانتیک و همانند عارفی روانکاو متبلور شد. اغلب دهه شصتی‌ها شریعتی را چنین فهم کردند و جملات گزینشی از او را که کمتر بار ایدئولوژیک داشت و سرشار از زندگی و عشق بود در رسانه جدید و فردگرا یعنی موبایل متبلور شد. جملاتی که همه با آنها آشنایند.

هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند

آن روز که همه به دنبال چشم زیبا هستند، تو به دنبال نگاه زیبا باش

اگر مثل گاو گنده باشی، میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند…. فقط از فهمیدن تو می ترسند!

 برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می‌تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند. خداوندا به هر کس که دوست می‌داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست می‌داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.

همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باشی و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری این رسالت دائمی توست. ارزش انسان به اندازه حرف‌هایی هست که برای نگفتن دارد. خدایا زیستنی به من بیاموز که از بی‌ثمری لحظه‌ مرگ حسرت نخورم. خدایا: تو چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت! ساعت‌ها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست.

3- نسل سوم رسانه:

فرهنگ پسامدرن، گونه ای از فرهنگ جدید است که ناشی از حاکم شدن عصر اطلاعات می‌باشد. در این فرهنگ هویت‌های متناقض، تکه‌تکه و رها شده‌ای وجود دارد که آنومی را ذات زیستن انسان‌ها می‌داند. فرهنگ به شدت پاره پاره و دارای گسست‌های بنیادین بدون جوهری که به هیچ ابرروایتی باور ندارد و براساس نقد مداوم و تمسخر به هر گونه گزاره جوهری بنا نهاده شده است. فرهنگی که نسل‌های دهه هفتاد در حال تجربه کردن آن هستند. این فرهنگ رسانه‌های مخاطب محوری دارد که جریان تولید داده‌هایش از پایین به بالا است و سیالیت شدیدی دارد. جمله‌ها تنها ظاهرشان مهم است و محتوا اصلا معنا ندارد. در مورد دکتر شریعتی در این نسل به علت اینکه اغلب جملات معنادار و بنیادین از نوشته‌ها و تفکر شریعتی بوده است به ناگاه تغییر ماهیت پیدا می‌کند و به صورت بسیار ظاهری از نام دکتر شریعتی جهت رساندن و قدرت دادن به متن اغلب روزمره خنده‌دار استفاده می‌شود بازی سراسر برد برای این رسانه‌ها کاملا عادی است. بنابراین نسل رسانه‌ای که دکتر شریعتی را در قالب طنز و جک‌های عجیب گسترش می‌دهد هیچ توجهی به عمق و معنا ندارد و فقط به گذران روزمره به صورت خنده‌وار می‌اندیشد. شریعتی اکنون در این جو فرهنگی بسیار خطرناک و در عین حال در برخی حوزه‌های کارآمد گرفتار شده است.