http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=157318

 این روزها اخبار مربوط به درگیری‌ها در مالی و پیشرفت شورشیان مالی در شمال درصدر اخبار جای دارد، هرچند که این کشور از ابتدای سال 2012 شاهد گسترش شدید درگیری‌ها به ویژه در منطقه شمالی خود بوده است، اما این بار با مداخله نظامی فرانسه برای برقراری یک نظام سیاسی با ثبات و قدرتمند در این کشور، در رسانه‌های جهان نام‌ مالی و شورشیانش پررنگ‌تر شده و بسیار به آن پرداخته می‌شود. مالی کشوری در آفریقای غربی و یکی از فقیرترین کشورهای جهان است که حدود نیمی از مردم آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند. با اینکه مالی دارای منابع طبیعی از جمله طلا، اورانیوم و نمک است ولی هیچ گاه نتوانسته از این منابع در جهت پیشرفت و توسعه ملی و سیاسی کشور بهره ببرد. مالی در گذشته به عنوان یک امپراطوری بازرگانی مطرح بود و راه ارتباطی از میان صحرای بزرگ آفریقا شناخته می‌شد و در سال‌های 1881 تا 1895 مستعمره فرانسه بود. در شمال مالی از ژانویه 2012 درگیری‌هایی آغاز شد. در 22 مارس 2012 گروهی از سربازان کنترل کاخ ریاست جمهوری را به دست گرفته و دولت مالی را منحل اعلام کرده و قانون اساسی آن را به حال تعلیق در آوردند. اسلام گرایان جدایی‌طلب شمال مالی منطقه شمال را «ازاود» می‌نامند و در 6 آوریل 2012 شورشیان موسوم به «جنبش ملی برای آزادی ازاود» جدایی آن را از مالی اعلام کردند. مدت کوتاهی پس از آن، این جنبش توسط گروه‌های اسلام‌گرای مرتبط با القاعده به حاشیه رانده شد و خواسته‌های خود را برای جدایی از مالی کنار گذاشت. شورشیان اسلام‌‌گرای افراطی بعد از اعمال کنترل نظامی در مناطق شمال به اجرای مقررات اسلامی به سبک طالبان در افغانستان پرداختند. سربازانی که در پایتخت قدرت را در دست گرفته‌اند به رئیس مجمع ملی، اجازه دادند تا مطابق با قانون اساسی به عنوان رئیس دولت عمل کند، اما این سربازان نیز همچنان قدرت قابل توجهی در دولت دارند. برنامه‌هایی که برای باز پس‌گیری کنترل در شمال با کمک‌های بین‌‌‌المللی و بالاخص فرانسه در حال انجام است، این مساله را به عنوان موضوعی بین‌المللی قابل توجه ساخته است، هر چند این کشور فقر زده در طی بیست سال گذشته شاهد جنگ میان گروه‌ها افراطی مسلمان و نیروهای دولت مرکزی در جنوب بوده است، اما بعد از انجام کودتای مارس سال گذشته در مالی و برکناری دولت قانونی آن، نیروهای نظامی این کشور ضعیف‌تر از پیش شد و این باعث عزیمت نیروهای افراط‌گرای اسلامی از سودان و صحرای غربی به مالی شد. همچنین پس از سرنگونی رژیم معمر قذافی در لیبی نیز شمار قابل ملاحظه‌ای از شهروندان مالی و دیگر کشورهای آفریقایی که در کنار سربازان وفادار به قذافی و در برابر مخالفان او قرار داشتند، سلاح‌های در اختیار خود را به مالی منتقل کرده و در کنار گروه‌های افراطی مسلمان قرار گرفتند. بنابراین گروه‌های اسلامگرا و شناخته شده‌ترین گروه در میان شورشیان افراطی مسلمان در شمال مالی موسوم به انصارالدین، ترکیبی از سلفی‌هاست که قدرت زیادی در شمال مالی را در اختیار دارند. اما حضور فرانسه در این درگیری‌ها که به درخواست دولت مالی صورت گرفته است و عنوان کرده که نگران خطرات قدرت گرفتن تندروهای اسلامی مرتبط با القاعده در مالی است به نظر می‌رسد که شبیه یک بازی بین‌المللی است که با حضور قدرت‌های بزرگ شکل خواهد گرفت. هر چند که مقام‌های فرانسوی اعلام کرده‌اند که جنگ در مقابل شورشیان مالی را سریع‌ تمام می‌کنند اما کمی دقت در شرایط مالی نشان می‌دهد که دولت فرانسه وارد نبردی شده که پایان زودهنگامی برای آن قابل پیش‌بینی نیست.

 اما در مالی نیز مانند تمام جنگ‌های داخلی تنها گروهی که ضربه می‌بینند و به عنوان بازنده اصلی شناخته می‌شوند، مردم هستند. آنها از دو طرف باخته‌اند. چه با ورود فرانسه به جنگ که برابر با دخالت خارجی و مداخله نظامی و مالی در کشور و بازگشت به دوران استعمار است و چه قدرت گرفتن گروه‌های تندرو و تفسیر دلبخواهی از قانون و نبود آزادی‌های مدنی در هر دو شکل مردم آسیب می‌بینند و باعث عمیق شدن شکاف‌های قومی و قبیله‌ای در کشور و تجزیه و ذره‌ای شدن کشور خواهد شد. مردم هیچگاه نخواهند توانست به هیچکدام از این گروه‌ها اعتماد کنند زیرا هر کدام آنها به دنبال قدرت بیشتر و منافع بیشتر در کشور هستند و مردم برای آنها اولویت نخواهند داشت. اتفاقی که این روزها نیز در منطقه خاورمیانه در حال رخ دادن است، رویدادی غیر از این است. قرار گرفتن مردم در مقابل دو شر که هیچکدام خیری برای آنها به ارمغان نخواهد آورد و تنها باعث تحمیل جنگ و از دست دادن منابع طبیعی، انسانی و مالی کشور خواهد شد.