http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=157680

مشروطه ورود ایرانیان به قدرت مکانیکی است. قبل از مشروطه بیماری، فقر، فروپاشی، استبداد، ظلم، وابستگی و شکست، همه ارکان مملکت را فرا گرفته بود. به ناگاه برخی از روحانیون، نویسندگان، روشنفکران و سیاستمداران در فکر تغییر پارادایم اندیشه سیاسی در ایران برآمدند. سیدجمال الدین اسدآبادی، ملکم خان، آخوندخراسانی، آخوندزاده، کرمانی، طالبوف، محلاتی، سیاح، مستشارالدوله، فضل اله نوری، نائینی، فروغی، تقی‌زاده متفکرانی بودند که با روش‌های اسلامی، ملی، سوسیالیستی و لیبرالیستی قصد داشتند دولت و ملت را اصلاح کنند و تغییر دهند. به ناگاه اندیشه‌های مکانیکی مبتنی بر وجوه بروکراتیک و دموکراتیک وارد ایران شد و نگره‌ها از صرف توجه به ویژگی‌های کیفی و صفات حکمران به چگونه حکومت کردن و ایجاد ساختارهای سیستمی و سازه‌های تمدنی جدید متمرکز گردید اصلاح نگرش‌های مذهبی، مبارزه با دخالت قدرت‌های بیگانه و طرفداری از نیروی سوم، تغییر دادن الفبا، نقد سنت، دفاع از سیستم آموزشی و دانشگاه‌های جدید، مبارزه با استبداد سیاسی و درخواست مشروط شدن حکومت، دادخواهی و درخواست شکل‌گیری عدالت خانه، مبارزه با راهزنان و نیروهای گریز از مرکز و ایجاد سیستم حمل و نقل جدید، حمایت از ایجاد بانک و بیمه و بروکراسی و ارتش نوین و ملی، دفاع از تولیدات داخلی و رسیدن کشور به حدی از خودکفایی با داشتن کارخانه، مشارکت و نظارت شهروندان بر قدرت، کارآمد شدن قدرت مرکزی و مشروط شدن دربار و نیروهای وابسته، مجموعه‌ای از اهدافی بود که در سال‌های منتهی به مشروطه توسط نخبگان ایرانی دنبال گردید. البته قبل از مشروطه شخصیت‌های نظامی و بروکراتیکی چون عباس میرزا، قائم مقام، امیرکبیر و سپهسالار قصد داشتند از درون حکومت قاجار و با توسل به قدرت نظامی، تجاری، آموزشی اصلاحات درون حکومتی را به صلاح دولت و ملت انجام دهند، که همه ناکام ماندند. فضای تغییر جامعه و تحول قدرت از حکومت‌مندی سنتی و کلاسیک به جدید در میان ملت و رسانه‌های نزدیک به رعیت در حال شکل گیری بود و به همین نسبت دامنه تغییرات سیاسی نیز گسترده‌تر می‌گردید و به سمت انقلاب سوق پیدا کرد. اتفاقا انقلاب مشروطه باعث رادیکال شدن گفتمان‌ها و تفکیک ساختاری گردید که بسیاری از اهداف مشروطه به خاطر تضادهای مورد حمایت کشورهای روسیه و انگلیس، کنار گذاشته شد و مشروطه به چند هدف اصیل خود نرسید. در این پژوهش ورود ایران به حکومت‌مندی مکانیکی را با بررسی دو رساله ارزشمند نائینی و فروغی مورد واکاوی قرار می‌دهیم. رساله تنبیه الامه نائینی و رساله حقوق اساسی فروغی دو متن حکومت‌مندی مکانیکی هستند که برخلاف متن‌های روشنفکری و انقلابی آن روزگار رویه‌های اعتدال، مصلحت، عقلانیت و تحلیل عمیق را در خود جای داده‌اند این دو رساله به خوبی نمایانگر پدیدار قدرت فیزیکی و بروکراتیکی در ایران می‌باشند که با زبانی حقوقی، فقهی و نهادگرا در پیوندی بسیار زیرکانه با میراث ملی و اسلامی توانستند گذاری بسیار موفق به عصر جدید انجام دهند. نائینی فقیهی بسیار برجسته از مکتب نجف می‌باشد که با خلاقیتی مثال‌زدنی میراث شیعه را خوانشی جدید کرد و توانست با زبان فقهی و حقوقی سازگاری‌های زیادی میان حکومت‌مندی متافیزیک و فیزیک ترسیم کند. این متفکر آزادیخواه یکی از اولین رساله‌های عمیق و منطقی شیعی را با عقلانیت اعتدالی مثال‌زدنی برای نسل‌های بعد به یادگار گذاشت. رساله تنبیه الامه نوشته متفکری است که شاگرد میرزای شیرازی و آخوند خراسانی می‌باشد.

 محمد علی فروغی ملی‌گرایی، محافظه کار و لیبرالیستی پراگماتیک بود که همه آرزوهایی که یک سیاستمدار می‌تواند در ذهن خود داشته باشد رسیده است او ریاست مجلس، مدرسه علوم سیاسی، وزیر مالیه، عدلیه، داخله و وزیر امور خارجه، سفیر و ریاست جامعه ملل را در کارنامه خود دارد همه مناصب بالای سیاسی را تجربه کرد و جالب اینجاست که میراث ایرانی اسلامی را به خوبی با میراث غربی تلفیق ساخت. فروغی به نوعی اولین نگرش‌های فلسفی، اقتصادی و به خصوص حقوق اساسی را با نوشتن سیرحکمت در اروپا، ثروت و ملل و حقوق اساسی به ایران وارد کرد این متفکر خلاق و آرام و سیاستمدار محافظه کار معتدل را می‌توان طراح قدرت مکانیک و ایجادکننده بنیادهای حقوقی و مبنایی در مورد حکومت‌مندی فیزیکی ایران در عصر مدرن دانست. فروغی با سعدی، فردوسی و خیام نیز آشنا بود و نهادهای مدرن و ملی بسیاری در حمایت و حفاظت از هویت ایرانی تاسیس کرد. رساله‌ حقوق اساسی فروغی جزو اولین متون قانون اساسی است که تجربه او در تدریس مدرسه علوم سیاسی است این رساله که سه سال بعد از مشروطه چاپ می‌شود، شیوه مکانیکی نگریستن به امر سیاسی را در شکلی بی‌سابقه بسط می‌دهد، که بعدها همه سامان دهی قدرت در ایران بر این اساس صورت می‌گیرد.