http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=158147

حزب یک پدیده اجتماعی و تاریخی است و مانند هر پدیده اجتماعی- تاریخی دیگر، معنا و مفهومش تابع زمان و مکان است. در مقطع زمانی حاضر، ساختار تشکیلاتی، استراتژی و اهداف سازمانی که تحت عنوان حزب در یک کشور توسعه نیافته به فعالیت می‌پردازد متفاوت با سازمانی است که تحت همین نام در یک کشور در حال توسعه یا توسعه‌یافته فعالیت می‌کند. لذا یافتن مفهومی واحد که واجد خصوصیات کلی چنین پدیده‌ای باشد تا حدودی دشوار می‌نماید. اما در کل در ادبیات سیاسی، حزب به گروهی سازمان‌یافته و متشکل از کسانی است که درکل از نظر دیدگاه و عقیده دارای مواضع مشترکی می‌باشند. البته به لحاظ داشتن عقاید و دیدگاه مشترک گروه به حزب تبدیل نمی‌گردد و لازمه تشکیل حزب تلاش در جهت دستیابی به قدرت سیاسی و یا در اختیار داشتن قدرت است. در جوامع توسعه‌یافته و مدرن، جایگاه حزب مشخص است. در بسیاری از کشورها احزاب به عنوان حلقه‌های واسط میان دولت و جامعه عمل می‌کنند و کار ویژه‌هایی نیز برای یک فرد حزبی مشخص است. حزب به عنوان مدرسه‌ای است که در آن علم سیاست آموزش داده می‌شود، به مثابه بستری است برای تعلیم و رشد افرادی تشکیلاتی و تحلیل‌گر و همچنین به مثابه حضور یک هویت جمعی شناسنامه‌دار جهت تسهیل شناخت اجتماعی و نحوه ایجاد و تحقق یک جامعه مدنی. حزب می‌تواند به عنوان یک فیلتر عمل کند که افکار و حرکت‌های رادیکال را به حرکتی آرام و منطقی و در راستا منافع ملی تبدیل کند و بتواند از نیروی عموم جامعه برای حرکت در مسیر توسعه استفاده کند. حلقه واسط بین حکومت و مردم انرژی عظیمی دارد که برای آموزش نظام‌های انتخاباتی و چگونگی تحقق دموکراسی به مردم می‌تواند بسیار مثمر ثمر باشد و این لازمه حکومت‌های دموکراتیک و جامعه مدرن است. در ایران نیز سابقه تاریخی حزب دوران مشروطه باز می‌گردد و از آن زمان احزاب زیادی به صورت دولتی و مردمی وجود داشته‌اند. حزب مردم‌‌سالاری با شعار تحقق مردم‌سالاری دینی در ایران از سال 80 پا به عرصه سیاسی کشور گذاشت و بعد از گذشت 11 سال از عمر آن به عنوان تنها حزب اصلاح‌طلب کشور که برنامه منظمی در سراسر کشور از لحاظ تشکیلاتی و همچنین برنامه کنگره سالانه دارد، شناخته می‌شود. کنگره به عنوان بالاترین مرجع تصمیم‌گیری در حزب است که حداقل سالی یک بار تشکیل می‌‌شود که متشکل از یک مجمع عمومی که حضور برای عموم آزاد است و یک جلسه خصوصی که حضور تنها با افرادی است که به طور قانونی به عضویت حزب در آمده‌اند و اساسنامه و مرامنامه حزب را پذیرفته‌اند که در این جلسه هر دو سال یکبار اعضای شورای مرکزی و هیات داوری انتخاب و برای دو سال به فعالیت می‌پردازند. در پایان کنگره نیز انتخاب دبیرکل انجام شده و در مورد سیاست‌های کشور بیانیه کلی‌ای داده می‌شود که سیاست‌ها و رویکردهای حزب را مشخص خواهد کرد. حزب مردم‌سالاری با فعال نمودن شعب استانی خود در سراسر کشور و همچنین داشتن افزون بر 25 شاخه و کمیته فعال در سطح کشور می‌تواند در راستای تحقق جامعه مدنی و آموزش اصول دموکراتیک به مرد م نقش عمده‌ای را ایفا کند. اما احزاب در ایران به علت محقق نشدن جامعه مدنی و آشنا نبودن مردم با کارکرد حزب مشکلات و سختی‌هایی را در سرراه خود دارد که به این موارد می‌توان اشاره کرد:

1-فرهنگ سیاسی ایران به علت نگاه آرمانگرایانه، قدرت و تلاش برای دستیابی به آن را مذموم و ناپسند می‌داند.

 ایرانیان از دیرباز به مفهوم قدرت نگاه بدبینانه‌ای داشتند و سعی کردند که هیچ گاه خود را تشنه قدرت‌نشان ندهند. در حالی که کارکرد حزب مبارزه و تلاش برای کسب قدرت و ماندن در نهاد قدرت است و این دوگانگی باعث می‌شود که مردم به حزب و کار ویژه‌هایش نگرش مثبتی نداشته باشند.

2- دومین مشکل در راه حزب تامین منابع مالی است. از آنجایی که کشور ما بیشتر منابعش دولتی است و از پول نفت تغذیه می‌شود بنابراین داشتن یک نهاد خصوصی که آن هم در برابر قدرت و در نقد دولت به فعالیت می‌پردازد، کار سختی است.

با این وجود مساله‌ای که مشخص است احزاب در ایران برای فعالیت مشکلات خاصی دارند و در این بین احزابی که وابسته به یک شخص هستند و به صورت آنی، در زمان انتخابات متولد شده و سپس از بین می‌روند، کار را برای احزاب فعال سخت نموده است.

فضای آزاد کشور نیز در فعالیت احزاب موثر است و باعث رونق احزاب داخلی و جلوگیری از وابستگی نیروهای فعال به احزاب خارج از کشور می‌گردد. با این اوصاف حزب مردم‌سالاری به عنوان یک حزب فعال که در چارچوب قانون و نظام جمهوری اسلامی به فعالیت می‌پردازد می‌تواند بستر مناسبی برای رشد و توسعه جامعه مدنی و فعالیت عناصر فعال جامعه باشد.