http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=158698

بعد از مشروطه مجموعه‌ای از نهادهای اداری شکل گرفت که وظیفه آنها سرو سامان دادن به امر عمومی فارغ از مولفه‌های فردی و قضاوت‌های شخصی بود. ارتش‌، قوه قضائیه، دانشگاه، وزارتخانه‌ها و... همه براساس تفکر بروکراتیک شکل گرفتند تا به همه شهروندان به چشم برابر نگاه کنند. امروزه اگر یکی از شهروندان ایرانی بعد از 110 سال به یکی از ادارات و سیستم بروکراسی که نزدیک یک قرن تجربه دارد سر بزند با مشکلاتی مواجه می‌شود.

1-اولین مشکل که به راحتی قابل مشاهده است بی‌ارتباطی دانش و جایگاه است. بسیاری از مدیران و کارمندان متناسب با دانش در جایگاه خود قرار نگرفته‌‌اند. دانش توده‌ای در ایران، همسانی همه دانشگاه‌ها، قوم و خویش‌گرایی و استفاده از رانت‌های مختلف باعث شده است که جایگاه‌ها در تقسیم کار اداری تخصصی نباشند. رشته‌های فنی، مهندسی، پزشکی و انسانی به صورت توده‌ای و بسیار کم کیفیت، بدون درجه‌بندی در جامعه شایع شده‌اند و از سوی دیگر ملاک‌های به کارگیری با توجه به قوم و خویش محوری و ملاک‌های رانتی تنظیم می‌‌شود که اصلی‌ترین ضربه را به عدالت اجتماعی می‌زند. از به کارگیری نخبگان تا استفاده بهینه از آنها و توانایی سیستم جهت استفاده از خلاقیت در بروکراسی ایرانی بسیار نابسامان شکل گرفته است.

2- دومین مشکل کم بازدهی، تلف کردن وقت و سرمایه عمومی در بروکراسی ایران است. اغلب وزارتخانه‌ها و نهادهای عمومی در ایران به علت همان مشکل اول نتوانسته‌اند چرخه درستی از پایداری ایجاد سیستم تداومی را ایجاد کنند که عقلانیت را انباشته و تحویل نسل بعد بدهد. تخصص، کارایی و حرفه‌‌ای‌گری در بروکراسی ایران دیده نمی‌شود. کارها به کندی با هزینه فراوان و بی‌کیفیت در موازی کاری‌ نهادهای مختلف در حال انجام است. بروکراسی ایران سیستمی است جهت نان‌رسانی و استخدام گسترده جهت کاهش نرخ بیکاری که بهره و کارایی آن بسیار پایین است.

3- سومین و اسفناک‌ترین قسمت آسیب‌شناسی بروکراسی ایران مربوط به فرهنگ یک‌جانبه از بالا به پایین است که از طرف اهالی جایگاه‌های غیرتخصصی بر شهروندان حاکم می‌شود. به ندرت پیش می‌آید که کارمندان بخش بروکراسی دولتی دارای کنش ارتباطی باشند و بتوانند با زبانی خوش و تفهمی مشکلات را درک و راه‌حل مناسب را پیشنهاد کنند. اغلب کارمندان انباشت شده که به تدریج تنبل و دچار تمامی خلاقیت می‌شوند به جایی می‌رسند که قصد دارند قدرت و نفوذ خود را به صورت مشکل‌آفرینی و تجاهل ساختاری نشان دهند.

چاره‌ای از بروکراسی نیست و بسیاری از شهروندان هر روز کارشان به نهادهای اداری می‌رسد که متاسفانه با مشکلات بالا روبه‌رو می‌شوند. به نظر می‌رسد فعلا راهی جز تمرکززدایی از ساختار اداری، خصوصی‌سازی و از همه مهمتر رواج دولت الکترونیک راهکارهایی است که می‌تواند بخشی از مشکلات انباشت شده تاریخی ایران در این بخش را کاهش دهد و از هدر دادن وقت، سرمایه و خلاقیت جلوگیری کند