http://www.mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=159294

 آیت‌الله نائینی فقیهی از مکتب نجف است، اما در پس ذهن خود روایتی از سیر تاریخ سیاسی دارد که با کنار هم قرار دادن گزاره‌های کتابش به صورت زمان‌مند در ابتدای تاریخ و ترسیم رخدادهای بزرگ از نظر او می‌توان به غایت تاریخ و در نتیجه به بایدهای شهروند در وضعیت فعلی رسید. نائینی روایتی منسجم بر اساس پدیدار آزادی در تاریخ بشر دارد. او یک فیلسوف تاریخ سیاسی است که اعتقاد دارد، تاریخ بشر روی کار آمدن دولت‌های مختلفی را نشان می‌دهد که همیشه دو زاویه استبدادگرایان و آزادی خواهان را در برابر هم قرار داده است. پیامبران و انسان‌های نیک و ادیان الهی همه طرفدار جبهه آزادیخواه بوده‌اند. اسلام بزرگترین دین منادی آزادی، عقلانیت و قانون می‌باشد اما بعد از مرگ پیامبر (ص) با روی کار آمدن معاویه استبداد اسلامی ایجاد گردید. غرب نظریه آزادی و آبادانی را از اسلام گرفت و اکنون شهروندان ایرانی باید با استبداد سیاسی و مذهبی مبارزه کنند تا به غایت تاریخ نزدیک گردند. نائینی حکومت را بر اساس منطق عقلانی ضروری می‌داند و می‌گوید: حکومت‌ها لازمه زندگی اجتماعی هستند چرا که برای حفظ دین، وطن، استقلال، آبادانی، ترقی مملکت الزامی می‌باشد. دولت بر این اساس وظیفه دارد که مصالح مردم را حفظ نماید یعنی ترتیبات نظم و امنیت داخلی و خارجی و لوازم دفاع از دین و وطن را فراهم نماید (نائینی:66). در اسلام، سیاست در بخش حکمت عملی و سیاست تمدنیه به خصوص بحث فقهی راجع به صفات رهبری و سیاست شبانی مورد توجه قرار گرفته است. سیاست یکی از قدیمی‌ترین موضوعات جهان بینی اسلامی است اما نائینی قصد دارد عنصر مردم، آزادی و قانون و به خصوص تکنیک‌های حکومت مندی مدرن را در این اندیشه‌ها وارد نماید و نشان دهد میان سنت اسلامی و آنچه در تکنیک‌های جدید معرفی می‌شوند تضادی وجود ندارد. قبل از تلاش برای همدلی و نزدیکی مفاهیم کلاسیک و جدید این متفکر فلسفه تاریخ سیاسی را به شکلی مختصر و پراکنده ترسیم می‌کند. حکومت‌ها از ابتدا تا انتهای تاریخ بشر به دو نوع تقسیم می‌شوند. حکومت اول استبدادی و تملکی است که مسلمانان را رعیتی می‌داند که در همه شئون زندگیشان دخالت می‌کند. مردم شیء، بنده و گوسفندان حاکم هستند که باید مالیات بپردازند و موضوع خشم و شهوت حاکم مطلق قدرت بگیرند. زندگی گیاهی و حیوانی رعیت در حکومت‌های تملکی – استبدادی باعث می‌شود که چاپلوسی و ذلت اساس رفتار قرار گیرد (نائینی:69-68). حکومت نوع دوم ولایتیه است که حاکم به شورا، بیعت و شرع اسلام پایبند می‌باشد و مشروط شده است. همه شهروندان با هم برابر هستند و حکمرانی بر اساس قانون، برابری و آزادی شکل می‌گیرد به نحوی که عدالت در مورد همه رعایت می‌شود و دولت مشروطه خدمتگزار شهروندان به شمار می‌آید (نائینی:71). تاریخ مبارزه میان این دو حکمرانی است و پیامبر اسلام نیز نوع آرمانی حکمرانی مشروطه و ولایتیه به شمار می‌آید. بعد از او معاویه دولت استبدادی تملکیه را زنده کرد. اکنون حکمران عادل و دولت امامیه معصوم خارج از دسترس می‌باشد چه باید کرد؟ نائینی می‌گوید: زمانی که پادشاه عادلی وجود ندارد و امام معصوم نیز ظهور نکرده است، بهترین کار ایجاد دولت مشروطه است. غرب این‌گونه دولت را از مسلمانان گرفته است و اکنون کشورهای اسلامی باید بیدار شوند و میراث پیامبران را زنده کنند. استبداد و حکومت مطلقه میراث فرعون، معاویه است که بازگشتی به جاهلیت می‌باشد (نائینی:78). پیامبر (ص)، امام علی (ع) و امام حسین(ع) در برابر استبداد سیاسی و مذهبی ایستادند چرا که خداوند بشر را آزاد خلق کرده است و دوست دارد که مخلوقش در برابر طاغوت سر خم نکند و از بندگی دوری نماید (نائینی:84). اکنون نوبت فقها است که به یاری مردم بشتابند و آزادی را که میراث انبیاء است با مبارزه استبداد سیاسی و مذهبی زنده کنند.

 استبداد نوعی شرک و طغیان و پذیرفتن حکومت طاغوت است. مشروطه حکومتی الهی و در جهت آزادی وعده داده شده از طاغوت و حکومت‌های ظالم است که سنت خداوندی است و در قرآن و سیره پیامبر و ائمه نیز وجود دارد. اکنون استبداد رعیت را به ستوه آورده است و فقها باید به کمک شهروندان بشتابند و هر چند نمی‌توانند حکومت عدل اصیل را برقرار کنند اما می‌توانند به برخی از اصول آن نزدیک شوند که همان دولت مشروطه می‌باشد.